هميشه از ورزش همگاني و جايگاه آن صحبت شده است. وقتي پاي حرف باشد همه به تعريف و تمجيد از ورزش همگاني مي پردازند اما نوبت به عمل كه مي رسد ورزش همگاني به حاشيه مي رود، همهي ما مي دانيم ورزش كردن خوب است و مي دانيم تا جامعهاي سالم نداشته باشيم، جامعهي قهرمان پروري نخواهيم داشت، اما آنچه امروزه شاهد آن هستيم مظلوميت ورزش همگاني است. چرا با اهميت و نقشي كه ورزش همگاني مي تواند در پيشرفت ورزش كشور داشته باشد باز هم در حق اين بخش از ورزش كوتاهي مي شود؟
به گزارش ايسنا، بخش هاي مختلف در اين اجحاف مقصرند، اين گزارش به نقش رسانه در توسعه و فرهنگ سازي ورزش همگاني مي پردازد.
عليرضا الهي، دكتري رشته تربيت بدني و علوم ورزشي در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دربارهي علت كم رنگ بودن جايگاه ورزش همگاني و پيرامون جايگاه آن در ايران اظهار كرد: مشخصا معلوم نيست رويكرد سازمان راجع به ورزش همگاني چيست، هنوز نميدانيم ورزش را براي سلامتي ميخواهيم يا اوقات فراغت و يا قهرمان پروري. تا زماني هم كه رويكرد مشخص نشود نميتوانيم مشخص كنيم كه چقدر بودجه بايد تخصيص دهيم. اگر به اساسنامهي سازمان نگاه سطحي بيندازيم به راحتي ميفهميم كه نخستين هدف عنوان شده در اساسنامه، توسعهي ورزش براي عموم است، يعني بايد از يك كودك شش، هفت ساله تا پيرمرد 70-80 ساله را تحت پوشش قرار دهد، حال اين سوال ايجاد ميشود كه تا چه حد سازمان تربيت بدني روي ورزش همگاني سرمايهگذاري كرده است؟ در حالي كه به سادگي و با توسعه ورزش همگاني در ميان عامهي مرد ميتوانيم در بحث بهداشت و درمان صرفهجويي كنيم و با پيشگيري از بيماريهاي گوناگون مثل عوارض قلبي و عروقي از طريق ورزش به نفع اقتصاد كشور كار كنيم.
الهي تصريح كرد: در ايران متولي ورزش همگاني، فدراسيون ورزشهاي همگاني است در حالي كه در هيچ كجاي دنيا ما فدراسيون ورزش همگاني نميبينيم. بعد ورزش همگاني زياد است و تمام فعاليتهاي غير رقابتي و براي عموم را تشكيل ميدهد. با تشكيل اين فدراسيون بار سنگين توسعهي ورزش همگاني را از دوش سازمان تربيت بدني برداشتهايم و همهي مسووليتها را متوجه فدراسيون كردهايم. سازمان خودش بايد وارد عمل شود، يك فدراسيون با تشكيلات محدود از عهده بار سنگين ورزش همگاني برنميآيد.
وي بيان كرد: در طرح جامع ورزش پيشنهاد تشكيل سازمان ورزش همگاني داده شده بود، ولي از آنجا كه درصد عمده طرح جامع روي هوا ماند اين پيشنهاد هم عملي نشد.
محمد هادي حسام، معاون پيشين ورزش همگاني سازمان تربيت بدني، نيز در اين رابطه معتقد است: بايد شناخت سازمان يافتهاي از ورزش همگاني داشته باشيم تا بتوانيم اين بخش از ورزش را تعريف و جايگاه آن را مشخص كنيم.
قاسمي، عضو هيات علمي دانشگاه آزاد، با تاكيد به لزوم توسعهي ورزش همگاني گفت: گام اول، شناخت ورزش و فوايد آن به مردم است و بعد از آن بايد شرايط را طوري فراهم كرد كه مردم بتوانند بدون امكانات ورزش كنند.
براي ترويج هر آنچه مي خواهيم جامعه به سمت آن پيش برود بايد فرهنگ سازي كنيم. در حالي كه بسياري از ما مدعي سكان داري فرهنگ سازي هستيم، اما در بيشتر موارد هيچ حركتي در رابطه با گسترش فرهنگ ورزش كردن صورت نمي گيرد، به راستي چه كسي متولي فرهنگ سازي است؟ وزارت ارشاد، صدا و سيما، سازمان تربيت بدني و يا آموزش و پرورش؟
الهي از جمله افرادي است كه بر ضرورت فرهنگ سازي تاكيد دارد. وي راه ممكن براي توسعهي ورزش همگاني را فرهنگ سازي عنوان و تصريح كرد: تا زماني كه فرهنگ ورزش كردن ايجاد نشود فرد ورزش نميكند كه بخش عمده فرهنگ سازي را رسانه تشكيل ميدهد. ورزش همگاني بايد در بطن جامعه باشد. مردم بايد بدانند كه ورزش همگاني چه مزايايي دارد، در آلمان يك متخصص ورزش بيشتر از يك پزشك اهميت دارد چرا كه او پيشگيري ميكند اما در ايران ورزش كردن هيچ جايگاهي ندارد. اين در حالي است كه ورزش در توانبخشي، سلامت قلب و عروق، جلوگيري از پوكي استخوان و آلزايمر نقش اساسي دارد.
الهي دربارهي اينكه چه كسي متولي فرهنگسازي است، گفت: وزارت ارشاد، صدا و سيما، ارباب رسانه و غيره همگي بايد با هم در اين راستا فعاليت كنند و در كنار آن سازمانهاي متولي ورزش كار اجرايي انجام دهند، اين در حالي است كه وزارت ارشاد هيچ كاري براي فرهنگسازي نميكند.
الهي در ادامه تصريح كرد: وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم نيز از جمله ارگانهايي هستند كه بايد به توسعهي ورزش همگاني كمك كنند. شخصيت كودك در مدرسه شكل ميگيرد، او بايد از همان جا به مزاياي ورزش كردن واقف گردد، آن هنگام است كه كودك خود يك مبلغ براي ورزش كردن ميشود. دانشجويان هم در دورهي تحصيل خود فقط واحد يك و دو تربيت بدني را ميگذرانند كه اثر بخشي آن خيلي پايين است، گاهي اوقات هم آن قدر اساتيد اين درس دانشجو را سر مسالهي نمره دادن اذيت ميكنند كه دانشجو به طور كلي ار ورزش زده ميشود. اين فرد بعدها وارد اجتماع ميشود، اگر تعليم ديده باشد، ميتواند ورزش را در خانوادهي خود و يا محيط كارش توسعه دهد. حالا ببينيد اگر اين دو واحد را حذف كنيم برنامههاي ورزش را شبها در خوابگاه اجرا كنيم چقدر اثربخش خواهد بود.
حسام كه خود يكي از مديران ارشد سازمان بود، دربارهي نقش سازمان تربيت بدني در فرهنگ سازي جهت توسعهي ورزش همگاني اظهار كرد: سازمان بايد در وهلهي اول فرهنگسازي و لزوم آن را در بين اصحاب رسانه و مديران ورزشي توسعه دهد. سازمان از دو سال پيش فعاليت خود را براي ارتقاي جايگاه ورزش همگاني آغاز كرده است. به گونهاي كه در بعد نرم افزاري بودجهي اين بخش يازده برابر شده است و دستور صريح رييس سازمان تربيت بدني، توجه جدي به ورزش همگاني است.
قاسمي نيز ضمن تاكيد بر لزوم فرهنگ سازي به راه هاي مختلف فرهنگ سازي براي توسعه ي ورزش همگاني اشاره تاكيد كرد: با ايجاد پارك و فضاي سبز ميتوان بستر را براي انجام فعاليت در غالب گيم فراهم كرد. در كشورهاي پيشرفته واحدهايي تحت عنوان پارك - مدرسه وجود دارد، سازمان مديريت شهري با همكاري آموزش و پرورش مناطقي را ايجاد ميكند كه براي انجام فعاليت در ساعات مدرسه در اختيار دانش آموزان و در بقيهي ساعات در اختيار ساكنين آن منطقه قرار ميگيرد، احداث پارك مدرسه به بالا رفتن سرانهي ورزشي آن كشورها كمك كرده و زمينهي افزايش فعاليت را در سطح وسيعتر فراهم ميكند.
از طرفي كاشف ،عضو هيات علمي دانشگاه شهيد رجايي، مسئوليت اصلي فرهنگ سازي را متوجه رسانه دانست و گفت: هدف رسانه در كشورهاي پيشرفته فرهنگ سازي است و رسانه ميكوشد تا مردم را از اهميت ورزش در بهبود شيوهي زندگي و همچنين شيوههاي انجام درست فعاليت آگاه كند. در ايران همه ميدانند ورزش كردن مفيد است اما ورزش نميكنند، رسانهها بايد فرهنگسازي كنند و اين فرهنگ به گونهاي ايجاد شود كه مردم علاوه بر آگاهي از اثرات فعاليت بدون اجبار ورزش كنند. در اكثر كشورهاي پيشرفته اين كار عملياتي شده است و مردم بدون آن كه اجباري در كار باشد به فعاليت بدني ميپردازند، در حالي كه در ايران رسانهها فقط اين آگاهي را ايجاد كردهاند اما آن را عملياتي نكردهاند.
خسرو ابراهيم، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي، در گفتوگو با ايسنا، درحالي كه به كوتاهي همه نهاد هاي مسوول در رابطه با فرهنگ سازي اشاره مي كرد، گفت: اما بايد دانست كه تنها فرهنگ سازي مهم نيست ورزش همگاني در كشور ما هيچ جايگاهي ندارد، همه از ورزش كردن صحبت ميكنند ولي ورزش كردن را به خود مردم واگذار كردهاند، ، مثل اين است كه مدام بگوييم فلان مادهي غذايي خوب است، بخوريد ولي آن ماده غذايي يا اصلا وجود ندارد و يا هزينهاش زياد است. براي ورزش كردن امكانات نداريم، آنچه هم وجود دارد بسيار پرهزينه است و عموم مردم به سمت آن نميروند.
وي در ادامه گفت: دولت بايد زمينه انجام ورزش را فراهم كند و به ورزش به صورت علمي و در ابعاد اجتماعي، فرهنگي و سلامت نگاه كند، نتيجه مثبت ورزش كردن و سالم بودن جامعه به خود دولت برميگردد و اثرات آن در بلندمدت به كشور ميرسد، از نسل قوي و سالم در تمام حوزههاي كشور اعم از دولتي، غير دولتي، نظامي و غير نظامي استفاده ميكنند، دولت در تمام حوزهها نيرو ميخواهد، اين نيرو به دانش و سلامتي نيازمند است.
ابراهيم تاكيد كرد: سهم وسيعي از ورزش همگاني در دست دولت است و بخش خصوصي سهم ناچيزي در اين كار دارد و مصرف كنندهي بخش خصوصي بسيار محدود است. از يك طرف بايد زمينهي ورزش كردن فراهم شود و از سوي ديگر رسانهها بايد با فرهنگسازي مردم را به ورزش ترغيب كنند.
عبدالحميد احمدي، رئيس انجمن ورزشي نويسان نيز در اين باره تصريح كرد: اگر يك نگاه واقعبينانه داشته باشيم ميبينيم در حال حاضر در ايران بخش عمدهايي از ظرفيتهاي فعال ورزش در خدمت ورزش قهرماني است و علي رغم تاكيدي كه قانون اساسي بر برخورداري همه مردم از ورزش داشته اما، متاسفانه شاهد تلاش كمتري در جهت توسعهي ورزش براي عموم مردم صورت گرفته است. به نظر ميرسد جاذبههاي ورزش قهرماني كاملا اين بخش ورزش را تحت شعاع قرار داده و فرصتهاي كمتري را براي توسعهي ورزش همگاني ايجاد كرده است.
وي ادامه داد: در طرح جامع ورزش كشور بخش ورزش همگاني به عنوان يكي از اركان اصلي توسعه ورزش ديده شده و در آن طرح قرار بر اين بود كه يك سازمان براي اين بخش مهم ورزش تشكيل شود تا در برگيرندهي همهي اقشار جامعه در سطوح و سنين مختلف باشد و نهادهاي مرتبط با اين بخش در غالب اين سازمان كار خود را هماهنگ كنند تا بتوانيم ورزش را در همهي سطوح توسعه دهيم و شرايطي را فراهم كنيم تا اكثريت جامعه بتوانند از آن بهرهمند شوند. اما، متاسفانه اين مساله آن چنان كه در طرح جامع پيشبيني شده بود به مرحلهي اجرا درنيامد.
ابراهيم هم در اين رابطه خاطرنشان كرد: در حال حاضر با همين امكانات كم هم ميتوانيم بهتر عمل كنيم، استفاده از امكانات به مديريت نياز دارد، بايد از نيروهاي متخصص استفاده كرد. ما در ورزش شرايط استثنايي داريم، همهي ورزش در سازمان تربيت بدني خلاصه ميشود، ساير ارگانها هم مثل دانشگاهها بايد همكاري كنند، دست آموزش و پرورش به عنوان قويترين سازمان بسته شده است.
رسانه يكي از تاثير گذارترين مسير هاي فرهنگ سازي در راستاي توسعه ي ورزش همگاني است، اما متاسفانه كارنامهي درخشاني در اين باره ندارد. بعضي جذاب نبودن اخبار ورزش همگاني را علت اصلي كوتاهي رسانه در ورزش همگاني مي دانند، اما اين سوال ايجاد مي شود كه آيا واقعا اين امر دليل قابل قبولي براي اجحاف در حق ورزش همگاني است؟
رييس پيشين مركز توسعهي ورزش همگاني با تاكيد بر كوتاهي رسانه در بخش ورزش همگاني اظهار كرد: يكي از مشكلات بخش همگاني عدم شناخت رسانهها، مطبوعات و مديران و مفسرين ورزشي است. از نظر رسانهها ورزش همگاني خالي از هيجان است. به اين دليل آنها كمتر تمايل دارند در اين بخش وارد شوند. بنابراين، وظيفهي سازمان ورزش بسيار سنگين ميشود.
كردي استاد دانشگاه در اين رابطه ميگويد: رسانهها ميتوانند نقش بسيار مهمي در ترغيب مردم به سمت فعاليت بدني داشته باشند، مردم خيلي بيشتر از آن كه متاثر از آموزش مدرسه و دانشگاه باشند، از طريق رسانه ميتوانند در جريان امور قرار بگيرند. ورزش قهرماني از مسير ورزش همگاني، مدارس، دانشگاهها و بانوان ميگذرد، براي پرورش قهرمانان ارزنده بايد به همهي زمينهها توجه كنيم. در حالي كه ميزان توجه رسانه به ورزش همگاني كمتر از يك درصد است.
كردي ادامه داد: جوانان و نوجوانان بزرگ ترين مخاطبين رسانهها هستند و رسانه ميتواند در كنار سيستم آموزشي كشور در تكميل شخصيت افراد موثر باشد و جامعه را تحت تاثير قرار دهد. با وجود تعداد زياد رسانههاي نوشتاري، ديداري و خبرگزاريها به نظر مي رسد رسانهها در انجام رسالت خود در راستاي توسعهي ورزش همگاني موفق نبودهاند. توليد كنندگان خبر و مخاطبين آنها شامل اساتيد، مردم، كارشناسان، مربيان و ورزشكاران همگي اتفاق نظر دارند كه رسانهها نتوانستهاند به توسعهي ورزش همگاني كمك كنند.
الهي در رابطه با نقش رسانه خاطر نشان كرد: رسانه دو وظيفهي مهم به عهده دارد: يك پوشش خبري ورزش همگاني و دوم: فرهنگسازي براي توسعهي ورزش همگاني؛ در ورزش همگاني به دليل كم بودن هيجان، تعداد تماشاگران كمتري دارد و طبيعي است كه پوشش خبري آن كمتر باشد، اما در كشور ما درصد پرداختن به آن كمتر است، با يك نگاه به آمار اخبار منتشر شده در رسانه ميبينيم كه تعداد كل اخبار مرتبط با ورزش همگاني در يك سال گذشته با خبر محروميت "علي كريمي" برابري مي كند و يا حتي كمتر از آن است، حالا شما ببينيد كه اهميت ورزش همگاني چقدر است و اهميت اين موضوع چقدر!
وي در ادامه تاكيد كرد: رسانه به دنبال خبر است، خبر بايد باشد تا رسانه آن را پوشش دهد. در ورزش همگاني چون خوب كار نشده، خبري هم وجود ندارد كه رسانه روي آن كار كند اين در صورتي است كه معماري، عضو هيات علمي دانشگاه الزهرا ضمن ابراز رضايت از عملكرد رسانه در فرهنگ سازي ورزش همگاني مي گويد: رسانهها و به خصوص تلويزيون در سالهاي اخير بيشتربه سمت ورزش همگاني كشيده شدهاند و تا جايي كه ميشده كار كردهاند. به عنوان مثال، صبحها در ساعتهاي مختلف از تلويزيون ورزش صبحگاهي پخش ميشود و اگر كسي خودش مايل به انجام ورزش باشد با ديدن اين گونه برنامهها بيشتر به سمت ورزش كشيده ميشود.
معماري، عضو هيات علمي دانشگاه الزهرا در اين رابطه گفت: با اين وجود هنوز به سقف نرسيدهايم و بايد فكر كنيم، ببينيم از چه راههاي ديگري ميتوان مردم را به سمت ورزش هدايت كرد. مسوولين امر، كارشناسان مربوطه و عالمان اين رشته بايد در جلسات طوفان مغزي دور هم جمع شوند و هر كس هر پيشنهادي دارد ارايه كند تا بتوانيم از دل آن راهحلهاي عالي پيدا كنيم. بايد آن قدر يك چيز را به مردم بگوييم تا بالاخره مردم آثار ورزش را درك كنند. وظيفه رسانه در اين راستا آگاه كردن مردم است. نيروهاي متخصص كه ورزش را ميشناسند بهتر ميتوانند در رسانهها قلم بزنند.
از طرفي وي معتقد است در برنامههاي تلويزيوني بعضا اشتباه وجود دارد و بعضي از كارشناسان حاضر در سيما هنوز ورزش را به خوبي نميشناسند و حركات را اشتباه انجام ميدهند. اگر خوشبينانه نگاه كرده و از آسيب رسان بودن اين موضوع صرفنظر كنيم، انجام حركات اشتباه هيچ فايدهي مثبتي ندارد و فقط از لحاظ رواني فكر ميكنيم كه ورزش كردهايم.
عبدالحميد احمدي هم در ارتباط با نقش رسانه در توسعهي ورزش همگاني به ايسنا گفت: رسانه نيز مانند ساير بخشهاي ورزش كشور عملا در خدمت ورزش قهرماني قرار گرفته است. آنچه كه بيشتر رسانههاي ما و حتي رسانه ملي به آن ميپردازند، ورزش قهرماني است و متاسفانه فضاي رسانهايي محدود و اندكي در خدمت ورزش همگاني قرار داده شده است.
اولويت رسانه بنا به گفتهي كارشناسان امر ورزش قهرماني است كه بعضا در ورزش قهرماني هم به حاشيه بيشتر مي پردازد تا اصل ورزش. بعضي ديگر معتقدند فوتبال بر ورزش ما چنبره زده و راه نفس كشيدن آن را بسته، در اين ميان رسانه گرفتار حواشي فوتبال شده است. آيا رسانهها بيراهه ميروند يا مسئولين امر درست سياست گذاري نكرده اند؟
الهي در باره عملکرد رسانه اظهاركرد: در كشور ما بعضي از رسانهها بيراهه ميروند، به عنوان مثال بازيهاي المپيك در حال برگزاري است، دنيا راجع به المپيك صحبت ميكند اما ببينيد چقدر از اخبار مطبوعات، خبرگزاريها، برنامههاي تلويزيون و راديو ما قبل از المپيك به اين مهم اختصاص داشت. اين در حالي است كه المپيك در هر كشوري بالاترين رويداد ورزشي است. مسوولين رسانه درست سياستگذاري نكردهاند و افراد خودشان را متعهد نميدانند راجع به المپيك بنويسند و اينها همه برميگردد به نگرش مسوولين نسبت به انواع ورزشها. وقتي سازمان بودجهي زيادي را صرف دو باشگاه پيروزي و استقلال ميكند و مدام درمورد اين دو تيم حرف ميزند، ديگر وقتي نميماند كه به ورزش همگاني بپردازد، با اين اوضاع، طبيعي است كه رسانهها بروند دنبال فوتبال.
الهي تصريح كرد: در حال حاضر احسان حدادي مدالهاي خوشرنگ دنيا را درو ميكند، اما چقدر روي آن كار شده، چقدر مسوولين راجع به احسان حرف ميزنند. رسانهها مقصر نيستند مسوولين بيراهه ميروند. رسانه ميخواهد فروش داشته باشد. مسوولان بايد كاري كنند كه تب المپيك بالا برود. فقط به فوتبال چسبيدهايم، ببينيد ما چقدر ميتوانيم در دووميداني مدال داشته باشيم و اين امر چقدر ميتواند به ما از نظر سياسي و اقتصادي كمك كند. وجههي ملي ما را بهتر كند اما اصلا به اين رشته و امثال آن توجه نميكنيم.
در حالي كه رييس انجمن ورزش نويسان چندان رسانه ها را مقصر نميداند و مي گويد: در حوزه ورزش همگاني توقع و انتظار ما از رسانهها بايد متناسب با كاركرد رسانهها باشد، اكثر روزنامههاي ورزشي، خصوصياند. بايد حد انتظار ما از روزنامهها متناسب با ميزان سرمايهگذاري آنها باشد، با توجه به وضع موجود نميتوانيم انتظار بالاتري از بخش خصوصي داشته باشيم. لازم است رسانههاي دولتي كه بخش اعظم هزينه آنها را دولت مي پردازد، خبرگزاريها و صدا و سيما بيشتر به امر ورزش همگاني توجه كنند، اين بخشها فضاي رسانهايي بيشتري در اختيار دارند و به همين لحاظ انتظار ميرود جهت گسترش ورزش بين عموم جامعه فعاليت و برنامهي ويژهايي داشته باشند اما، متاسفانه ميبينيم كه در آنها هم مثل روزنامههاي خصوصي رويكرد اصلي متوجه ورزش قهرماني است.
احمدي يكي ديگر از دلايل كم رنگ بودن پرداختن رسانه به بخش همگاني را متوجه ضعف ساختاري ورزش همگاني كشور دانست و گفت: ساختار و تشكيلات مناسبي در ورزش همگاني نداريم.
روزنامه هاي بخش خصوصي براي اين كه فروش داشته باشند بايد به اخبار پر جنجال بپردازد، شايد اين يکي از دلايل توجه بيشتر رسانه به اخبار پر حاشيه است.
كردي با تاييد اين مطلب گفت: در درجهي اول رسانه، براي اين كه بتواند به فعاليت ادامه دهد بايد از نظر مالي و اعتباري خود را حفظ كند و براي اينكه درآمد بيشتري كسب كند بايد مطابق با ذائقه مخاطب عمل كند.
اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: نشريه ميخواهد فروش داشته باشد. اگر اين فشار را برداريم آنها بيشتر ميتوانند به واقعيتها بپردازند. حضور افراد متخصص و آشنا به مسايل علمي و تخصصي ورزش ميتواند در دور كردن رسانه از حاشيه مفيد باشد. وقتي به حاشيه بپردازيم اصل مطلب را فراموش ميكنيم.
در حالي که احمدي در اين باره بيان كرد: طبيعي است كه رسانهها و به خصوص رسانههاي بخش خصوصي در خدمت ورزش قهرماني باشند، براي اينكه رسانه از لحاظ اقتصادي بتواند از عهدهي تامين مخارج خود برآيد مسلما به مسايلي بيشتر ميپردازد كه مورد توجه مخاطب است.
بعضي معتقدند رسانه طبق ذائقهي مردم مي نويسد، اين سوال ايجاد مي شود كه آيا وافعا ذائقهي مردم همين است يا ذائقهي مردم را رسانه جهت دهي مي كند.
كردي در پاسخ به اين سوال كه آيا ذائقه مخاطب همين است و يا ميتواند تغيير كند، گفت: يك ارتباط متقابل بين رسانه و مردم وجود دارد و رسانه ميتواند ذائقه مخاطب را تغيير دهد و طوري عمل كند كه ذائقه مخاطب به سمت مطالب مربوط به ورزش براي سلامتي تغيير يابد ولي متاسفانه اكثر رسانهها سطحي نگراند.
حميد قاسمي نيز معتقد است ميتوان مردم را به سمت ورزش همگاني كشاند، سليقه را ميل، نياز و مصلحت تعيين ميكند. بايد بتوان نقاط مشترك اين سه حوزه را پيدا كرد كه اين امر به شناخت و پژوهش نياز دارد؛ تغيير سلايق كار مشكلي است و هنوز در اين حوزه به صورت متمركز كار نكردهايم، مراكز دانشگاهي با مطالعات هدفمند ميتوانند ذائقه مردم را در جهت ورزش همگاني و تربيتي هدايت كنند.
اين در حالي است كه احمدي معتقد است كه به علت جذاب بودن ورزش قهرماني طبيعي است كه رسانه بيشتر به آن بپردازد، ورزش همگاني هم بايد از خود جاذبه بروز دهد تا رسانهها يك بخش از فضاي خود را به آن اختصاص دهند. متاسفانه ما فاقد جامعيت لازم در ساختار و برنامههاي همگاني هستيم. يك سلسله فعاليتهاي متفرقه و ناهماهنگ توسط برخي نهادهاي فعال در ورزش مثل فدراسيون همگاني و شهرداري و... توسط ساير ارگانها دنبال ميشود اما، هيچ يك از اين برنامهها هماهنگي لازم را ندارند. هر گاه حركت گستردهايي مثل برنامههاي پياده روي خانوادگي در برخي شهرستانها وجود داشته، رسانهها خوب كار كرده اند، ولي فعاليتهاي همگاني وسعت كافي ندارد.
همه از توجه بيشتر رسانه ها به فوتبال گله مندند، اما علاوه بر رسانه مسئولين نيز عدالت را رعايت نمي كنند و در حالي كه ايران در بسياري از رشتهها درخشاننتر از فوتبال نتيجه گرفته است. اول بايد ديد مسئولين را عوض كرد در آن صورت رسانه هم با توجه به گرايش مسئولان عمل مي كنند.
الهي در اين باره با انتقاد از فوتبال زدگي رسانه به بهانه ي اين كه مردم دوست دارند گفت: مردم فقط فوتبال را دوست ندارند، اگرمدام اخبار المپيك را منتشر كنيم المپيك هم طالب پيدا ميكند.
كاشف تاكيد كرد: به نظر ميرسد بعضي نشريات يك نوع ارتباط خاص در جريان فوتبال كشور دارند كه ميتواند به آنها در تامين مسايل مادي كمك كند، اين توجه افراطي به يك رشتهي ورزشي يا يك تيم سوال بران و گفت: اين در حالي است كه رسانهها به هيچ وجه در اين زمينه فعال نيستند، همهي توجه رسانهها صرفا به علت جذب مخاطب به فوتبال است، مردم به دنبال سلامتاند، اگر ارباب رسانه به اين امر هم بپردازند، مخاطب خود را از دست نميدهند. گيز است، در حالي كه مسايل مهمترين در ورزش كشور وجود دارد.
ابراهيم نيز به اجحاف ارباب رسانه در ورزش همگاني اشاره كرد و گفت: بيشتر رسانهها اسير مسايل فوتبال است، رسانهها عمدتا از اخبار ورزش حرفهايي مينويسند چرا كه به فكر جذب مخاطب و فروشاند
در حالي كه احمدي مي گويد: وضعيت روبه بهبود است در گذشته رسانهها بيشتر فوتبال زده بودند حالا ساير رشتهها شرايطي را ايجاد كردهاند كه رسانهها بيشتر به آنها توجه كنند. آن بخش از رسانه كه با محدوديت فضا مواجه نيست بايد بيشتر عدالت را در پرداختن به ورزشهاي مختلف رعايت كند.
***همه ي ما عادت کرده ايم که تا کسي از بيرون ناظر اعمال ما نباشد خودمان به اصلاح امور نپردازيم. رسانه نيز از اين قاعده مثتثني نيست. آيا بايد بر عملكرد رسانه نظارت كرد؟ چي كسي مسئول ارزيابي عملكرد رسانه است؟
كردي در باره نظارت بر رسانه اظهار داشت: از آنجا كه در حال حاضر نشريات بايد از وزارت ارشاد مجوز بگيرند، وزارت ارشاد موظف است كه بررسي دقيق، مستمر و همه جانبه بر نشريات داشته باشد، دولت بايد از نشرياتي كه به توسعهي ورزش همگاني كمك ميكنند حمايت كرده و به آنها پاداش دهد. بايد از خبرنگاراني كه در زمينهي ورزش همگاني فعاليت دارند و به عنوان چشم بيدار مردم كار ميكنند حمايت شود. اينها به عهده وزارت ارشاد، سازمان تربيت بدني، كميته ملي المپيك و مسوولين فدراسيون است كه با ايجاد شوراي سياستگذاري رسانههاي ورزشي را سامان بخشند.
معماري نيز در اين باره گفت: متولي رسانه، وزارت ارشاد، سازمانهاي مرتبط با ورزش مثل سازمان تربيت بدني و كميته ملي المپيك و... بايد بر رسانهها نظارت كنند، بعضي وقتها گرفتار دور باطل ميشويم. چون ارزيابي نداريم، فقط برنامه مينويسيم و اجرا ميكنيم ولي نظارت صورت نميگيرد.
الهي نيز بر لزوم نظارت بر عملكرد نشريهها تاكيد و تصريح كرد: بايد يك سياست كلي تبيين كنيم ونظارت را در غالب اين سياست انجام دهيم، لازم است وزارت ارشاد براي توسعه ورزش همگاني سياستگذاري كند.
بسياري از كارشناسان معتقدند براي گسترش ورزش همگاني به رسانه هاي مروج سوبسيد داده شود، آيا واقعا پرداخت سوبسيد به رسانه هاي مروج مفيد است؟
كردي در اين باره گفت: بايد از خبرنگاران سالم و دلسوز و متعهد كه با قلم درست و انتقاد منطقي در جهت اصلاح امور گام برميدارند حمايت كرد، نه اينكه فدراسيونها فقط خبرنگاراني را به سفر ببرند كه از عملكرد آنها تعريف ميكنند، اين كارها به ورزش كشور لطمه ميزند.
قاسمي هم با پرداخت سوبسيد موافق بوده و تاكيد كرد: براي توسعهي ورزش بايد بحث همگاني را عيني كنيم و با ارزشگذاريهاي خاص و تحليل محتواي نشريات توسط مركز مطالعات، به نشرياتي كه در اين حوزه فعاليت داشتهاند، سوبسيد پرداخت شود، يكي از كارهاي موثر حمايت مالي و معنوي از اينگونه نشريات است.
اما احمدي با پرداخت يارانه به روزنامههاي ورزشي موافق نيست، وي گفت: من با طرح موافق نيستم، فضاي رسانه گسترده است و آنها ميتوانند از همين ظرفيتهاي موجود استفادهي بهينه كنند.
كاشف بيان كرد: وقتي كشور ژاپن تصميم ميگيرد فوتبال را به سطح قهرماني برساند علاوه بر سرمايهگذاري در زمينه استعداديابي و قهرماني در كنار آن به تقويت بخش رسانه هم ميپردازد، در ايران به رسانهها توجه نميشود، براي توسعهي ورزش بايد رسانهها در بطن توجه برنامه ريزان قرار گيرند. در حال حاضر ضعيفترين بخش يك فدراسيون، روابط عمومي آن است.
معماري در پايان تاكيد كرد: ارباب رسانه قوي هستند و بايد خود را قويتر كرده و قدر ابزاري كه در دست دارند، بدانند و بدون غرض و صادقانه عمل كنند.
نداشتن افراد متخصص در بخش همگاني يكي از مشكلاتي است كه دامن ديگر رسانه است. تربيت افراد متخصص و آشنا با مسائل ورزش مي تواند تا حدودي مشكلات اين بخش را حل كند.
قاسمي در ارتباط با علت عدم توجه به ورزش همگاني گفت: رسانهها هنوز اهميت ورزش همگاني را درك نكردهاند. نيروي انساني مناسبي تربيت نكردهايم. بيشتر خبرنگاران روي ورزش قهرماني و حرفهايي تاكيد دارند، هنوز خبرنگار مجرب و داراي شناخت كافي در ورزش همگاني نداريم، چون حوزه همگاني، شرايط كار آن و بازتابهايش مثل ورزش قهرماني نيست و عليرغم اهميت بالاي آن هنوز روي ورزش همگاني كار نكردهايم.
كاشف نيز علت كوتاهي ارباب رسانه در پرداختن به ورزش همگاني عدم آگاهي رسانه دانست و گفت: رسانهها نيز به آموزش نياز دارند، رسانههاي گروهي به مخاطب مي خواهند و در توسعه ورزش همگاني براساس يك برنامهي مدون عمل نميكنند. سازمان تربيت بدني و انجمن ورزشي نويسان بايد در اين زمينه سياستگذاري كنند.
كاشف ادامه داد: رسانهها بايد افراد متخصص در اين زمينه را به كار بگيرند تا به مردم آموزش دهند كه چگونه ميتوان در فضا و امكانات محدود هم ورزش كرد، در حال حاضر تنها به صورت جسته و گريخته، تلويزيون به عنوان مهمترين رسانهي جمعي به اين امر پرداخته است، روزنامهها هم بايد نحوه انجام فعاليتهايي را كه به امكانات نياز ندارد در صفحات خود جا دهند.
احمدي بر اين امر تاكيد داشت كه رسانه هم به كارشناسي نياز دارد تا بتوانند ورزش همگاني را جديتر تعقيب كرده و انتظارات جامعه را به نحو مطلوبتري مطرح كند، رسانهها ميتوانند با كارشناسان و صاحب نظران تربيت بدني مصاحبه كنند، عواقب خطرناك نپرداختن به ورزش را بيان كرده و نقش مهمي را كه ورزش ميتواند در جلوگيري از بيماريها و مسايل رواني و جسماني داشته باشند، روشن كنند
ورزش قهرماني همه ي توجه رسانه ها را به خود اختصاص داده است، اما آيا با وجود اين حجم اخبار رسانه رسالت خود را در بخش قهرمان به درستي ايفا كرده است؟
احمدي ازجمله افرادي است كه از عملكرد رسانه در بخش قهرماني راضي بوده و مي گويد: مطلبي نيست كه در ورزش قهرماني اتفاق بيفتد و رسانه به آن نپردازد اما، طبيعتا درست نيست كه بخش عمده فضاي رسانهاي را فوتبالي كنيم، ما بايد ورزشهاي ديگر را هم مورد توجه قرار داده و در حد خودشان به آنها سهم دهيم و مسايلشان را منعكس كنيم.
اما كردي معتقد است: ارباب رسانه در بحث ورزش قهرماني هم درست عمل نكرده و فقط به بعضي رشتهها مثل فوتبال پرداخته است به طوري كه وقتي يك كشتيگير قهرمان قهرمانان ايران ميشود در نشريات فقط بخش كوتاهي به او اختصاص مييابد. ولي در صفحات متعدد به فلان مربي فوتبال و جنجالهاي او ميپردازند.
كردي در ادامه گفت: در حالي كه دو، سه ماه بيشتر به المپيك به عنوان مهمترين حادثه ورزش نمانده است، بخش اعظم اخبار رسانه را خبرهاي مربوط به تيم استقلال تشكيل ميدهد و اين يك تضاد است. وقتي پاي صحبت رسانهها مينشينيم ميگويند ما مجبوريم درآمدزايي كنيم، اين اخبار باعث فروش روزنامه ميشود.
قاسمي با نظر كردي موافق بوده و گفت: هرچند رسانه در بخش قهرماني زياد كار كرده است ولي تلاشهاي صورت گرفته هدفمند نيست، اول بايد اهداف را مشخص كنيم، مشكل عدم هدفمندي به مشكل برنامهريزي كلان كشور و سازمانهاي مرتبط برميگردد، اميد ميرفت طرح جامع بتواند اين هدفمندي را ايجاد كند و به طبع آن اين امكان فراهم شود كه محورهاي نقد قوي رسانه در راستاي اهداف تبيين شده باشد ولي متاسفانه اجرا نشد.
قاسمي در رابطه با توجه رسانه به حاشيه گفت: حاشيه جذابيت دارد، اين ويژگي خاص حاشيه است، اينكه چقدر حاشيه در راستاي توجه به سمت رسيدن به متن باشد، مهم است. هر جا كه حاشيه ما را به اصل برساند، خوب است.
انتهاي پيام



نظرات