مشاور وزير امور خارجه: احمدينژاد نه به دنبال مذاكره و نه به دنبال برقراري رابطه با آمريكاست
مشاور وزير امور خارجه گفت: در ايران هيچ رييسجمهور و وزير امور خارجهاي نه اجازه و نه جرات دارد كه مستقل از فرمايشات مقام معظم رهبري عمل كند و هر نوع مذاكرهاي با آمريكا با تاييد مقام معظم رهبري انجام ميشود.
به گزارش خبرنگار سياسي خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، منوچهر محمدي ـ مشاور وزير امور خارجه ـ عصر يكشنبه در "نشست ايران ـ آمريكا، بايد و نبايدها" كه در دانشگاه اميركبير برگزار شد در تشريح سياست كلي جمهوري اسلامي در حوزه رابطه با دولتها اظهار كرد: اساس نظام جمهوري اسلامي ايران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي داشتن رابطه با همهي دولتها بود. تنها رابطه با رژيم صهيونيستي قطع شد كه در آن زمان دفتر تجاري داشت كه بعد از انقلاب اين دفتر بسته شد؛ همچنين روابط با آفريقاي جنوبي به دليل سيستم آپارتايد كه بر اين منطقه حاكم بود، قطع شد.
وي گفت: ايران با همه كشورها روابط ديپلماتيك داشت كما اين كه با آمريكا نيز چنين روابطي را داشت اما آمريكاييها اين روابط را به خاطر واقعه تسخير لانه جاسوسي قطع كردند.
مشاور وزير خارجه ادامه داد: در نظام جمهوري اسلامي ايران در روابط با كشورها سه مقوله مهم وجود دارد كه مذاكره، ايجاد روابط ديپلماتيك و حل و فصل اختلافات و برقراري روابط دوستانه است. اما آمريكاييها درباره روابط ديپلماتيك با ايران يك اشتباه بزرگ را مرتكب شدند و آن اين كه اين رابطه را قطع كردند و بعد نيز پشيمان شدند ولي ديگر كاري نتوانستند انجام دهند.
او ادامه داد: در واقع آمريكاييها ميخواهند از جايگاه تفرعن صحبت كنند نه تنها براي رابطه، بلكه براي مذاكره با ايران نيز چند شرط ميگذارند كه از جمله شرايط مذاكره ميتوان به رعايت حقوق بشر در ايران، قطع حمايت از تروريسم كه در واقع دفاع از نهضتهاي آزاديبخش است، اشاره كرد. ايران در اين باره اشتياق و تقاضايي براي برقراري روابط با آمريكا نداشته و ندارد. آمريكا در واقع ميخواهد از لحاظ ابرقدرتي با جمهوري اسلامي ايران رابطه برقرار كند؛ در واقع آمريكا نه تنها ايران را به عنوان كشور تثبيت شده بلكه به عنوان كشوري كه حتي نظام آن را قبول ندارد ميخواهد رابطه برقرار كند.
وي اضافه كرد: وضعيت موجود ميان ايران و آمريكا از گذشته تاكنون ادامه دارد. اكنون نيز اوباما با سر دادن شعار تغيير و پيشنهاد مبني بر انجام مذاكرات با ايران بدون پيش شرط را سر داده است؛ اما اگر مروري درباره مواضع آمريكا پس از پيروزي انقلاب اسلامي انجام شود، در واقع اين موضوع آشكار ميشود كه آمريكاييها با مساله انقلاب با يك حيرت و تعجب برخورد كرده و از سوي ديگر هرگز اين انقلاب را قبول نكردهاند.
محمدي ادامه داد: در دوران پس از انقلاب، آمريكاييها فكر ميكردند كه با به قدرت رسيدن ليبرالها در داخل ايران همچنان ميتوانند منافع خود را تامين كنند كما اين كه اين اميد پس از به قدرت بنيصدر كه رابطه تنگاتنگي با سيا داشت، نااميد نشدند. اين وضعيت ادامه داشت تا زماني كه دكتر احمدينژاد در سال 84 به رياست جمهوري انتخاب شد.
وي مدعي شد: از بارزترين مثالهاي وجود روزنه اميد در آمريكاييها ميتوان به مصاحبهي خاتمي با كريستين امانپور درباره گفتوگوي تمدنها در دوره دولت هشتم نام برد. در واقع رفتار داخلي به گونهاي بود كه آمريكا را هرگز مايوس نميكرد و آنها نميتوانستند باور كنند كه انقلاب اسلامي در مقابل آنها انعطافناپذير است و هيچ وقت جايگاه آمريكا را به رسميت نميشناسد. در واقع اين مشكل به دليل وجود سيگنالهايي در داخل كشور و عقيدهي آمريكاييها است كه اين موضوع در واقع آمريكاييها را گيج كرده و نميدانند قدرت در دست كيست.
مشاور وزارت امور خارجه با بيان اين كه جايگاه تصميمگيري در ايران به دست ولايت فقيه و رهبري است، گفت: در واقع مقام معظم رهبري با توجه به مصالح و منافع كشور و بدون تاثيرگذاري از هرگونه رعب و وحشت، تصميم ميگيرد. از سوي ديگر آمريكاييها به دليل وجود لابي صهيونيستي نميتوانند در جهت منافع ملي حركت كنند كه اين موضوع در طول سي سال نيز وجود داشته است و اكنون شرايط مذاكره ميان آمريكا و ايران با وجود تغيير در گفتار اوباما و كلينتون باز هم تامين نميشود. آنها در عمل به دنبال اعمال تحريمهاي بيشتر، تخصيص بودجه براي توطئه و دخالت در امور داخلي ايران بوده و از سوي ديگر از مذاكره با ايران سخن ميگويند. اين دوگانگي و گيجي آمريكاييها باعث شكست آنها در برابر ايران شد.
محمدي در پاسخ به سوالي گفت: قرارداد تركمنچاي در واقع موجب واگذاري بخش عظيمي از كشور ايران و قبولي كاپيتولاسيون بود كه اين موضوع بسيار فاجعهآميز براي كشور به شمار ميرود. اما قرارداد بوشهر به طور كلي قابل قياس با قرارداد تركمنچاي نيست. قبل از انقلاب نيز چندين قرارداد براي ساخت نيروگاه هستهيي با كشورهاي مختلف منعقد شده بود كه ميتوان به قرارداد دارخوئين با فرانسه و بوشهر با آلمانيها اشاره كرد. ايران براي قرارداد بوشهر هزينهي هنگفتي پرداخت كرده بود اما آلمانيها اين پروژه را نيمه كار رها كرده و رفتند؛ اگرچه در اين باره در دادگاههاي پاريس غرامت خواسته شده و حتي برخي از اين غرمتها پرداخته شد.
وي ادامه داد: براي تعيين تكليف درباره ساخت نيروگاه هستهيي بوشهر ايران يا ميبايست اين نيروگاه را از بين ميبرد و يا به دنبال مشتري ديگري ميبود. از آنجايي كه غربيها اعلام كرده بودند كه تمايلي براي شركت در اين پروژه را نداشتند و در مقابل روسها اعلام آمادگي كرده بودند به همين دليل روسيه اين پروژه را بر عهده گرفت، وگرنه اگر مشتريان متعددي داشتيم بهترين را انتخاب ميكرديم.
محمدي با اشاره به مشكلات موجود در نيروگاه هستهيي بوشهر گفت: اين مشكلات يا فني است كه بر اين اساس سيستم غربيها با روسها متفاوت است و تطبيق اين دو سيستم ممكن است مشكلاتي را به وجود آورد. دومين مشكل سياسي است، روسها در شرايط خاصي از موضوعات بهرهبرداري ميكنند؛ البته اين بدان معنا نيست كه ايران تسليم روسيه شده است بلكه در عين حال ايرانيان به دنبال اتمام كار ساخت نيروگاه بوشهر هستند كه احتمال ميرود ساخت اين نيروگاه بيش از پايان سال 2009 پايان يابد.
مشاور وزارت امور خارجه با اشاره به دوران آبراهام لينكلن، گفت: در آن زمان جنوبيهاي آمريكا از بردگان ميتوانستند براي كشاورزي استفاده كنند. در مقابل در شمال آمريكا به دليل توسعه صنعت و كارخانجات نميتوانستند اين كار را انجام دهند؛ در واقع آبراهام لينكلن توانست كاري كند كه مردم شمال نيز از سياهان استفاده كنند. امروزه در آمريكا فرهنگ نژادپرستانه حاكم است در جنوب آمريكا مدارس، اتوبوس، حتي كانالهاي تلويزيوني سياه و سفيد جداست.
وي درباره رابطه گرگ و ميش آمريكا اضافه كرد: اين رابطه در ايران مورد تاييد هيچ كس نيست و هيچ كس دوست ندارد اين رابطه ادامه پيدا كند، ولي آمريكاييها خواهان ادامه اين رابطه هستند. در واقع مشكل آمريكاييها اين است كه معاملهاي پيشنهاد ميكنند كه بر اساس اين معامله، امتيازات سياسي دريافت كرده و در مقابل امتيازات اقتصادي به ايران بدهند اما اين معامله مناسب نيست كه در اين باره ميتوان به قضيه مك فرارلين اشاره كرد كه در آن نيز وعدههايي داده شده بود.
محمدي با بيان اين كه در طول سي سال گذشته معاملات آمريكا عقلايي نبود، ادامه داد: آنها همچنين سياست چماق و هويج را دنبال ميكنند و هيچ وقت حاضر نيستند رابطه و احترام متقابل با ايران داشته باشند. در دوران قبل از انقلاب نيز قراردادهاي ايران با آمريكا بر اساس fms بود كه بر اساس آن نفت داده ميشد؛ اما پولي در قبال آن گرفته نميشد و وزارت دفاع آمريكا پول اين نفت را به صندوق trust fat واريز ميكرد. در واقع ايران نقشي در اين پول نداشت هنوز مبالغ هنگفتي در اين صندوق موجود است و دادگاههاي آمريكا زماني كه كسي در بيتالمقدس عليه ايران شكايت ميكند پرداخت غرامت را از اين پولهاي اماني ايران مصوب ميكنند. بر همين اساس آمريكاييها از جايگاه خود عدول نكردند و در واقع تا زماني كه كشوري تسليم نشود و آن را زير پا له نكند آرام نميگيرد.
مشاور وزارت امور خارجه اظهار كرد: فرهنگ حاكم بر غربيها اين است كه ايران را قبول ندارند در حالي كه ايران و انقلاب و تمدن اسلامي ميتواند با آنها برابري كرده و پشت آنها را به خاك برساند و بر همين اساس ايران راهي جز استقامت و ايستادگي ندارد. از سوي ديگر بايد از تحريمها استقبال كرد زيرا در سايهي اين تحريمها ايران توانست به خودكفايي دست يابد.
وي با اشاره به اين كه احمدينژاد نه به دنبال مذاكره و نه به دنبال رابطه با آمريكا است، بلكه خواستار مناظره با رييسجمهور اين كشور است، گفت: رييسجمهور ايران خواهان مناظره با اوباما نه تنها بر مسائل جزيي، بلكه دربارهي عدالت جهان و ديپلماسي عمومي است كه اين موضوع بسيار خوب بوده و ارزشمند است. در واقع بر اساس ديپلماسي عمومي با مردم سر و كار دارد در واقع اين ديپلماسي تاثيرگذاري بر مردم است.
او در پاسخ به سوالي درباره ايجاد دفتر حافظ منافع آمريكا در ايران گفت: دفتر منافع ايران پس از پيروزي انقلاب در آمريكا وجود داشت و مدتي تحت پوشش الجزاير بوده اما به دليل اختلافاتي اكنون پاكستان اين وظيفه را بر عهده دارد. در واقع اين دفتر در حال حاضر فعال بوده و اكثر قريب به اتفاق ايرانيهاي مقيم آمريكا در آنجا كار ميكنند. آمريكا نيز به دنبال ايجاد چنين دفتري در ايران بودند اگرچه اكنون حافظ منافع آمريكا در ايران سفارت سوييس است؛ اما آنها خواستار ايجاد دفتر مستقل در ايران بودند. به آنها گفته شد بايد آمريكاييهاي مقيم ايران در اين دفتر فعاليت كنند زيرا كاركنان دفتر منافع بايد محلي باشند؛ اما آنها نتوانستند اين كار را انجام دهند به همين دليل اين موضوع منتفي شد.
به گزارش ايسنا وي در اين نشست كه از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير برگزار شد با اشاره به اين كه هم در زمان امام (ره) و هم در زمان مقام معظم رهبري خط قرمز موجود، رابطهي ايران با آمريكا بوده است، تاكيد كرد كه هر تصميمگيري درباره هر نوع مذاكرهاي با آمريكا با تاييد مقام معظم رهبري صورت ميگيرد و ادامه داد: در واقع ايشان نه تنها در مسائل بزرگ بلكه در ريزترين مسائل نيز نظارت كرده و كنترل ميكنند.
وي در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه شعار مرگ بر آمريكا تا چه وقت ادامه مييابد، گفت: اين شعار رسمي دولت نيست اين عكسالعمل خود مردم ايران است و هيچ وقت هم مسالهي ما دشمني با ملت آمريكا نيست. ما روابط اقتصادي و فرهنگي را با آمريكا قطع نكرديم و اين روابط به جاي خود محفوظ است. آنها روابطشان را با ما قطع كردند، من خودم تحصيل كرده آمريكا هستم.
وي گفت: قصد ما اين نيست كه فرزندانمان را از رفتن به دانشگاههاي آمريكايي منع كنيم در مقاطعي شعار مرگ بر آمريكا، مرگ بر شوروي و حتي مرگ بر فرانسه در دوران جنگ تحميلي را ما داشتهايم؛ اين عكسالعمل طبيعي مردم است نسبت به رفتار و سياستهاي خصمانه اين دولتها در آن مقاطع و دستوري نيست. ميبينيد كه نسلها عوض ميشوند اما تغييري در اين مساله پيدا نميشود حتي در مقاطعي مرگ بر فهد و عربستان در خصوص ماجراي كشتار مكه داده ميشد و يا امروز در بحث يمن.
محمدي گفت: اصل مساله رابطه مستقيم رفتار اين دولتها با كشور ما و مردم مظلوم و ستمديده جهان است. امروز مرگ بر اوباما در ايران گفته نميشود چرا كه هنوز مردم از اوباما انتظار دارند سياستهايش را تغيير دهد اگر روند تغيير ادامه يابد به تدريج همان طور كه مرگ بر اوباما را مردم نگفتند مرگ بر آمريكا هم حذف ميشود.
انتهاي پيام
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.



نظرات