علي اصغرسلطانيه، نماينده ايران در آژانس بين الماللي انرژي هستهاي در نشست توجيهي آژانس كه چهارشنبه شب براي اعضاي شوراي حكام برگزارشد، با ارايه نامه توجيهي ايران به گزارش اخير اومانو ، گزارش مدير كل آژانس درباره برنامه هستهاي كشورمان را حاوي ايرادات فني و حقوقي دانست و با برشمردن موارد آن كه بعضا مخاطبان و ديپلماتها را نسبت به وضعيت پرونده هستهاي كشورمان گمراه مي كند،خاطرنشان كرد:« اعلام ما درمورد سايت فوردو 18 ماه زودتر از موعد مقرر كار اشتباهي بوده است و اكنون براي ديگر سايتها ما صرفا از مقررات پادمان جامع پيروي خواهيم كرد. يعني اطلاع به آژانس 180 روز قبل از تزريق مواد هستهاي در آن.»
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، متن كامل سخنان سلطانيه در جلسه توجيهي گزارش مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي درباره اجراي پادمان در ايران به اين شرح است:"
با تشكر از گزارش توجيهي، اين بار تلاش ميكنم كه آنچه را كه قصد دارم بيان نمايم در قالب پرسش مطرح ساخته و براي دوستان محترم حاضر در جلسه روشن نمايم. آيا از هنگام گزارش قبلي و از هنگام آغاز كار مديركل جديد بازرسان آژانس به جز فعاليتهاي غني سازي تا سطح 20 درصد هيچ گونه تحول جديدي را مشاهده كرده و گزارش دادهاند؟ آري يا خير؟ آيا هيچ تحول مهمي در ايران در ارتباط با فعاليتهاي هستهيي هنگام گزارش قبلي مديركل وجود داشته است؟ آيا شما مواد مرتبط با تسليحات هستهيي يا مواد هستهيي كه به سوي مقاصد نظامي انحراف داشتهاند را در ايران يافتهايد؟
موضوع روشن و پاسخ خير است، اما رسانهها اين موضوع را درك نكردهاند. حال آيا تحول جديدي در مورد مطالعات ادعايي وجود داشته است؟ از هنگام گزارش قبلي در مورد به اصطلاح لپتاپ آمريكايي آيا هيچ تحولي رخ داده است؟ در واقع هيچ تحولي نبوده و ما در اين مورد با شما هيچ گفتگويي نداشتهايم.
من در مورد مطالعات ادعايي مرتبط با لپتاپ آمريكايي صحبت ميكنم. زيرا ميخواهم دو مورد را از هم تفكيك كنم و براي دوستان حاضر در جلسه روشن سازم كه دو مورد متفاوت وجود دارد. يك مورد هماني است كه قبلا نيز گفتهايم كه ميتوانيم گفتگو داشته باشيم و ديگري موضوعي است كه پيشتر نهايي شده و خاتمه يافته است. آيا قبول داريد كه مطالعات ادعايي بخشي از سندي بوده كه ايران و آژانس در خصوص آن توافق كردهاند. ميبينيم كه شما با حركت سر تاييد ميكنيد. حال سوال اين است كه آيا آژانس شرح وظايف خود را بر اساس برنامه عمل مندرج در سند INFCRIC/711 به انجام رسانده است. زيرا ما صرفا مداركي كه شما در قالب نمايش power point ارائه كرديد را مشاهده كرديم و پاسخ خود را در قالب يك متن 117 صفحهيي به شما منعكس ساختيم.
شما تاييد كردهايد كه ما اين گزارش 17 صفحهاي را به شما ارائه داده و طي آن به صورت مكتوب توضيح دادهايم كه چرا اين مطالب را ساختگي و سر همبندي شده ميدانيم. ولي گزارش آقاي آمانو كه به ميليونها نفر عرضه شده اينگونه مينماياند كه ايران آنقدر سادهنگر است كه صرفا ميگويد اين مطالب ساختگي و سر هم بندي شده هستند و همكاري لازم را با آژانس انجام نداده است. در حاليكه ما همكاري كردهايم و 7 جلسه ملاقات داشته و صدها ساعت وقت صرف كردهايم و در يك متن 117 صفحهاي توضيح دادهايم كه به چه دلايلي اين مطالب ساختگي و سرهم بندي شده هستند. آيا قبول داريد كه مديركل قبلي آقاي البرادعي موافق بود و در گزارشهاي خود اشاره نمود كه اين مطالب فاقد سنديت هستند؟ لذا از آقاي آمانو ميخواهيم اين مورد را كه ايشان فراموش كرد در گزارش خود بياورد، گزارش نمايد. سوال بعدي اين است، از آنجا كه هر دوي ما در جلسات مذاكرات تهران حضور داشتيم جلساتي كه طي آن شما اسناد را در قالب نمايش power point به ما نشان داديد. آيا تاييد ميكنيد كه هيچ يك از اين مداركي كه نشان داديد و به طور مثال مكاتبات وزارت دفاع با بخش صنعتي بوده داراي مهر طبقهبندي شده نبودهاند؟ در حاليكه ادعا ميشود اين مدارك فوق سري در مورد تسليحات هستهاي هستند. شما و همكارانتان در آن جلسه ملاقات مشاهده كرديد كه هيچ يك از اين اسناد داراي مهر طبقه بندي نبودهاند. با توجه به مطالبي كه گفتم آيا شمال قبول داريد هنگامي كه ما داشتيم در مورد مطالعات ادعايي گفتگو ميكرديم، آقاي هاينونن كه خوشبختانه اكنون در اينجا حضور دارند گفت چند سوال وجود دارند و آيا ميتوانند آنها را مطرح سازند. ما پاسخ داديم ميتوانيم اينها را هنگامي كه در مورد برنامه عمل مذاكره ميكنيم مطرح سازيد. زيرا برنامه عمل متني بود در سطح عالي رتبه بين مديركل آژانس و دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران مورد توافق قرار گرفته بود. به شما گفتيم ابتدا اجازه دهيد اين مورد مطالعات ادعايي مرتبط با لپتاپ آمريكايي را خاتمه دهيم و آنگاه براي گفتگو با شما آمادگي داريم لذا صبر كرديم تا موضوع مربوط به لپتاپ خاتمه يابد. آيا قبول داريد كه ما انعطاف نشان داديم و موارد ديگري كه مطرح شده ربطي به مطالب لپتاپ نداشته، بلكه در مورد خريدها و اينگونه مسائل بودهاند. اين همان موردي است كه شما در گزارش خود و مديركل قبلي نيز از آن به عنوان "منابع متفاوت" نام ميبرد. زير مطالب لپتاپ تنها از يك منبع ناشي ميشود كه همان لپتاپ آمريكايي است. ديگر موارد برخي ادعاهايي مربوط به خريد اقلام چند منظوره است و به شما گفتم كه حتي برخي اين اقلام در بيمارستانها مورد استفاده قرار ميگيرند، لذا ابتدا بگذاريد اين مساله لپتاپ آمريكايي را خاتمه دهيم آنگاه آماده هستيم در مورد خريدهاي كه شما تصور ميكنيد، براي مقاصد نظامي بوده ابهامزدايي نماييم. از آن هنگام تاكنون ما هنوز منتظر هستيم كه به اين موضوع مسخره لپ تاپ خاتمه دهيد كه البته بر اساس برنامه عمل خاتمه يافته تلقي ميشود.
اما در مورد غني سازي تا سطح 20 درصد. امروز در نظر دارم مكاتبات محرمانهاي كه در اين خصوص انجام شده را همراه با توضيحات روشنگرانه توزيع نمود و براي همكاران محترم مطالب را توضيح دهم. زيرا لازم است كه اين توضيحات به صورت كتبي منتشر شود و در دسترس همگان قرار گيرد تا شما دوستان حاضر در جلسه بتوانيد در گزارشهاي خودتان به مراكز از آن استفاده نماييد و كارتان تسهيل شود. شما ملاحظه كنيد كه در نامه مورخ 7 فوريه 2010 كه طي آن ايران اعلام نمود (قرائت متن نامه مورخ 7 فوريه 2010 مديركل بخش پادمان هستهاي سازمان انرژي اتمي ايران به ناكارتس در مورد اعلام جناب آقاي رييس جمهور در خصوص توليد سوخت لازم براي استفاده راكتور تحقيقاتي تهران). اين نكته مهم است زيرا مشخص ميسازد كه غني سازي تا سطح 20 درصد منحصرا براي تامين سوخت راكتور تحقيقاتي تهران است. (قرائت بخش مربوط به ارائه DIQ) اين به معناي آن است كه ايران يك كشور كامل مسئول است و ما اطلاعات طراحي بازنگري شده را در همان زمان به آژانس ارائه داديم. اين اطلاعات يك متن حجيم بود كه من آن را به آقاي ناكارتس تحويل دادم. لذا ما وظيفه خودمان را به انجام رسانديم. سپس نامه بعدي ارسال شد. اين نامه به تاريخ 8 فوريه است. ما در اين نامه اعلام نموديم (قرائت متن نامه 8 فوريه مديركل بخش پادمان هستهاي سازمان انرژي اتمي ايران به ناكارتس) لطفا به اين نكته توجه نماييد كه در اين نامه ذكر شده است كه اين فعاليتها براي تاريخ 9 فوريه برنامهريزي شدهاند لذا درخواست ميشود كه اين فعاليتها به اطلاع بازرسان آژانس رسانده شود و آنها در تاريخ 9 فوريه در سايت حاضر باشند. بدين ترتيب همه چيز به خوبي سازماندهي شده بود. آقاي ناكارتس با كارآمدي عملي كرد و بيدرنگ به ما پاسخ داد. وي در نامه مورخ 8 فوريه 2010 به ما اطلاع داد كه بازرسان دستور يافتهاند كه در تاريخ 9 فوريه 2010 در FEP حضور يافته و تا مهر و موم سيلندر 3OB حاوي LEU را بردارند (قرائت نامه مورخ 8 فوريه ناكارتس به مديركل بخش پادمان هستهاي سازمان انرژي اتمي ايران) در اين نامه همچنين آمده است كه بازرسان در همان روز تمامي اقدامات لازم براي اينكه اجازه دهند اپراتور دورريز سيلندر 3OB را از جعبهها جدا نمايد، به انجام خواهند رساند. ما در آن تاريخ نامه ديگري از آژانس دريافت نداشتيم كه اعلام نمايد اين فعاليتها تا زماني كه مذاكرات در خصوص رويه پادماني جديد انجام نشود، نميبايستي آغاز شود. موضوعي كه البته تازه ديروز از شما دريافت كرديم و همان طور كه شما به درستي اشاره كرديد در تهران بلافاصله مذاكره در مورد آن شروع شده است. همه چيز به خوبي سازماندهي شده بود و اين يك مساله فني است. بايستي همكاري بسيار آرام و رواني را با هم داشته باشيم. ولي در اين گزارش كه در سايت GovAtom آژانس منتشر شده و ميليونها نفر آن را ميبينند، اين يكي از مشكلات عمده است، مطلبي آمده است كه دشواريهايي براي ادامه اين همكاري ايجاد نموده است.
در خصوص سايت فوردو، آقاي ناكارتس لطفا آنچه را كه ميگويم تاييد يا تكذيب نماييد. بعد از اينكه شما در تهران به ما گفتيد كه اطلاعاتي داريم و من پاسخ دادم لطفا اين ادعاها را رها كنيد و اين سايت براي بازديد شما باز است. ما اطلاعات بسياري را پيشاپيش به شما ارائه دادهايم و گفتهايم كه مواد هستهاي و سانتريفيوژي در اين سايت وجود ندارد، لذا لطفا بازرسي عادي را انجام دهيد. من به شما اطلاع دادم كه براي بازديد شما از اين سايت چك سفيد به شما دادهايم و هرگاه خواستيد ميتوانيد از آن بازديد نماييد وي لطفا ادعاها از منابع ديگر، از گروههاي تروريستي و يا از آمريكاييها از اينجا و آنجا را به ميان نياوريد. شما فقط درخواست خود را بگوييد. شما و همكارانتان 4 روز را در آنجا سپري كرديد وقتي شما موضوع برخي منابع اطلاعاتي را مطرح كرديد به شما گفتم كه بله اين سايت قبل از سال 2007 وجود داشته است. هنگامي كه در روز دوم بازديد و پس از توضيحاتي كه مهندس مسئول ارائه داد. شما دقيقا از محل مناسبي بازديد كرديد از يك تونل كه شما دريافتيد شكل آن به گونهاي نيست كه سازمان انرژي اتمي خواسته باشد اين محل را براي خودش احداث نمايد. اين امر اظهارات ما را تاييد كرد كه گفته بوديم اين محل، يكي از آن دو تونل از قبل و به منظور فراهم ساختن تدابير دفاعي نهادهاي راهبردي مختلف ايران در مقابل حمله نظامي به كشور احداث شده است و در نيمه دوم سال 2007 اين محل به سازمان انرژي اتمي اختصاص يافت. اگر واقعا سازمان انرژي اتمي ميخواست از ابتدا اين محل را براي فعاليت خودش احداث كند ميبايست تونل را به گونهاي ديگر طراحي ميكرد كه مشكلساز نباشد. همان موردي كه شما مورد توجه قرار داديد. بنابراين صرفا استناد به زماني كه اين حفاريها انجام شده منصفانه نيست.
ولي همكاران محترم؛ همكاري بسيار ما و ارائه اطلاعات از سوي ما در مورد سايت فوردو 18 ماه زودتر از موعد مقرر كار اشتباهي بوده است. اكنون براي ديگر سايتها ما صرفا از مقررات پادمان جامع پيروي خواهيم كرد. يعني اطلاع به آژانس 180 روز قبل از تزريق مواد هستهاي در آن.
درخصوص توليد سوخت يك سوال ساده مطرح است. ما راكتور آب سنگين IR-40 را داريم. در ابتدا شوراي حكام از ايران درخواست نمود، در تصميم خود در اين خصوص تجديد نظر نمايد. وقتي موضوع برنامه هستهاي ايران به نيويورك رفت كه فضاي سياسي در آن حاكم است. گفته شد كه ايران باستي احداث راكتور آب سنگين IR-40 را تعليق نمايد. حال شما ميگوييد به اطلاعات نياز داريد و بايستي از راكتور آب سنگين و همچنين از كارخانه توليد آب سنگين بازديد نماييد. هدف از اين درخواست چيست؟ صادقانه بگويم بر اساس قطعنامه شوراي امنيت هدف اين است كه ببينيد آيا ايران كار را به حال تعليق درآورده است؟ اين تنها هدفي است كه براي آن شما خواهان دريافت اطلاعات و انجام بازديد هستيد. نيازي نيست كه شما اين كار را انجام دهيد و منابع مالي آژانس به هدر برود. ما رسما اعلام كردهايم كه بر خلاف درخواست قطعنامه شوراي امنيت ما اين كار را به حال تعليق در نخواهيم آورد و به كار ادامه خواهيم داد. لذا شما ميتوانيد ادامه كار را از طريق تصاوير ماهوارهاي ملاحظه نماييد و شما ميتوانيد درخواست خود را به شيوه ديگري انجام دهيد. شما ميگوييد ميخواهيد بدانيد آيا كار احداث در حال انجام است؟ ما به شما رسما اعلام ميكنيم كه آري در حال انجام است. و لذا نيازي به بازديد از آنجا نيست. اين كه چرا بار قبل اجازه بازديد را داديم به اين دليل بود كه شما به صورت دوستانه درخواست كرديد كه آيا ممكن است از رآكتور آب سنگين بازديد داشته باشيد. ما پاسخ داديم اگرچه موظف به اين اقدام نيستيم، ولي درخواست شما را ميپذيريم و به شما خوشآمد گفتيم. هفته قبل شما نامهاي را براي ما فرستاديد و در آن مفاد قطعنامه شوراي امنيت را نقل كرديد، امري كه براي اولين بار اتفاق ميافتد و جاي تعجب بسيار دارد. نميدانم چرا از زماني كه مديركل جديد كار خود را آغاز كرده در مكاتبات پادماني آژانس مفاد قطعنامههاي شوراي امنيت نقل ميگردد. چنين مواردي هرگز قبلا اتفاق نيافتاده است و من در اين موارد با آقاي آمانو صحبت خواهم داشت. در پايان اين نامه پس از استناد به قطعنامه شوراي امنيت شما پرسيدهايد كه آيا ميتوانيد از رآكتور IR-40 و كارخانه توليد آب سنگين بازديد نماييد، پاسخ منفي است. اگر صرفا ميخواهيد با استناد به قطعنامه شوراي امنيت اين بازديد را انجام دهيد، پاسخ منفي است. ولي اگر درخواست داريد به عنوان يك اقدام شفافسازي، داوطلبانه و مبتني بر همكاري اين اقدام انجام شود در اين صورت به شما خوشآمد ميگوييم.
در مورد بند 46 گزارش مديركل نكاتي دارم. من قبلا در اين مورد با مديركل صحبت داشتهام. اين يك اشتباه فني و حقوقي در اين گزارش است. زيرا دو مورد كاملا متفاوت وجود دارد. مديركل سابق در گزارشهاي خود در برخورد با آنها مبتني بر يك رويكرد پادماني و مفاد موافقتنامه پادمان بسيار محتاط بود. يك موضوع، مساله مواد هستهاي اعلام شده است كه قاعدتا بايستي به موجب موافقتنامه پادمان مورد نظارت و بازرسي قرار داشته باشد. آقاي ناكارتس آيا قبول داريد كه تمام مواد هستهاي در ايران مورد بازرسي و راستيآزمايي قرار گرفته و هيچ انحرافي به سوي مقاصد نظامي نداشتهاند؟ حال مساله ديگر مواد هستهاي اظهار نشده است. مديركل سابق از عبارتي استفاده ميكرد كه همگان ملاحظه نمودهاند، «ارائه تضمين در مورد عدم وجود مواد هستهاي اظهار نشده» و اين مسالهاي است كه با پروتكل الحاقي ارتباط مييابد. اگرچه ما از اين موضوع خوشمان نميآيد، ولي براي ما قابل فهم است و منطبق با قواعد حقوقي و ادبيات پادماني است. ولي مديركل در اين گزارش خود ميگويد كه مطمئن نيست آيا تمام مواد هستهاي ايران در فعاليتهاي صلحآميز قرار دارند يا خير؟ اين يك امر باورنكردني است. قاعدتا موضوع ميبايستي در بخش مربوط به پروتكل الحاقي مورد اشاره قرار گيرد و مديركل ميتوانست در چارچوب ادبيات پادماني از اين عبارت استفاده كند كه مثلا تا زماني كه ايران يا هر كشوري پروتكل الحاقي را به اجرا درنياورد، نميتوانيم در مورد عدم وجود مواد هستهاي اظهار نشده تضمين معتبر ارائه نماييم. حال اين نكته قابل فهم نيست و متاسفانه در اسلايد كه به نمايش گذاشتهايد نيز اين اشتباه مجددا تكرار شده است. اين اشتباه بايستي تصحيح شود.
آخرين نكته، آيا قبول داريد كه موضوعاتي از قبيل خرج انفجاري و موشك كه قطعا خارج از حيطه دستور كار آژانس قرار دارند براي اولين بار نيست كه مطرح ميشوند. اين موضوات را در سال 2008 مطرح ساختيد، ولي با درج آن در اين گزارش تمام جهان به اشتباه افتاده و تصور ميكنند براي اولين بار است كه آژانس دارد موضوع خرج انفجاري و موشك را مطرح ميسازد. از شما درخواست ميكنم، با ارائه جزئيات و توضيحات فني مربوطه در اين گونه جلسات توجيهي به منظور رفع ابهامات مخالفتي ندارم، ولي درج چنين مطالبي در گزارش مديركل موجب ميشود ميليونها نفر از ديپلماتها گرفته تا مردم عادي دچار ابهام شوند. اين امر مشكلات سياسي ايجاد خواهد نمود و قطعا موجب ايجاد موانعي در راه همكاري ما با شما خواهد شد. ما خواهان حفظ و همكاري و روابط مناسب با آژانس هستيم.
فكر ميكنم چند مورد وجود دارد كه بايستي اظهارات شما (هاينونن) را تصحيح نمايم. نخست اين كه برنامه عمل مندرج در سند INFCRIC/711 در دسترس همگان قرار دارد و همگان ميتواند آن را مطالعه نمايند.
هيچ موردي در اين متن به صورت تعليق شده وجود ندارد كه بخاطر آن ما بخواهيم مواردي را به آن اضافه كنيم. اين متن خيلي روشن است. در زمان توافق در مورد اين متن تنها مدير بخش پادمان حضور نداشت، بلكه آقاي چروني مدير بخش سياستگذاري و همچنين مدير بخش حقوقي آژانس نيز حضور داشتند. متن خيلي روشن است و در آن در مورد مطالعات ادعايي آمده است كه ايران اظهار ميدارد آنها ساختگي و سرهم بندي شده هستند، ولي بهه هرحال آژانس موظف است كه اين مدارك را به ايران تحويل بدهد و ايران نيز پس از دريافت اين مدارك ارزيابي خود را ارائه خواهد داد. هيچ مورد اضافه ديگري وجود ندارد. هيچ بازديد، بازديد از سايت، نمونهبرداري و مصاحبه وجود ندارد. اين متني است كه دقيقا به تاييد شوراي حكام رسيده است. حال شما ميگوييد كه آقاي وعيدي يا شخص ديگري در راهرو با شما صحبتهايي داشته است، من اطلاعي ندارم. من مسوول اين كار هستم و چنين خبري را قبلا نشنيدهام، برنامه عمل بايستي از سوي ايران و آژانس محترم شمرده شده و رعايت گردد.
وقتي در مورد كد 1 / 3 صحبت ميكنيم، بله اين گفته درست است كه اين كد بخشي از موافقتنامه پادمان جامع است و نميتوانم به طور يكجانبه از اجراي آن عدول نماييم ولي كد اصلاح شده 1 / 3 يك متن توصيهاي است كه در سال 1992 يا بعد از آن، توسط شوراي حكام به تصويب رسيد و تنها توصيهاي است كه شوراي حكام به عمل آورده و بر اساس آن درخواست ميكند به جاي اطلاع به آژانس 180 روز قبل از ورود مواد هستهاي به تاسيسات اين كار را در اسرع وقت انجام شود. به همين دليل ميگويم كه كد اصلاح شده 1 / 3 واجد همان شرايط وظايف پادماني نيست. تا سال 2003 خيلي از كشورها آن را امضا نكرده و به اجرا درنياورده بودند و در عين حال موافقتنامه پادمان NPT را نيز نقض نكرده بودند. من به طور مفصل در اين باره با بخش حقوقي گفتوگو داشتهام و به همين دليل است كه بخش حقوقي در قبال آن محتاط است و هرگز عبارت عدم پايبندي يا نقض را در موارد عدم رعايت آن بكار نميگيرد. ايران كاملا به كد 1 / 3 پايبند است و قبل از اينكه موضوع برنامه هستهاي ايران به نيويورك فرستاده شود، كد اصلاح شده 1 / 3 را نيز به طور داوطلبانه اجرا ميكرد. بايستي بين اين دو موضوع تمايز قائل شد.
آقاي هاينون! نكته ديگري را براي روشن موضوع مطرح ميسازم. تصور كنيد من از فردا پروتكل الحاقي را به اجرا بگذاريم در آن صورت چه مواد ديگري به حيطه نظارت بازرسي و پادماني اضافه ميشود؟ تنها معادن اورانيوم. اين تنها تفاوت است. معادن اورانيوم در چنين حالتي مورد بازرسي قرار خواهند گرفت. ما در واقع مدت دو سال و نيم را را به طور داوطلبانه تحت بازرسي آژانس قرار داده بوديم. بازرسان از معادن گچين و ساغند بازديد كردند. حال چنانچه اطلاعاتي را در مورد اين معادن خواسته باشيد، به عنوان يك اقدام داوطلبانه و خارج از هر گونه وظيفه قانوني ارائه ميدهيم. حال با درج عبارت تمامي مواد هستهاي در گزارش مديركل، تصور ميشود كه اورانيوم با غناي بالا در ايران وجود دارد كه خارج از پوشش موافقتنامه پادمان جامع قرار گرفته است. اين كاملا غلط است و موجب گمراهي افكار عمومي و همچنين ديپلماتها در اينجا خواهد شد.
انتهاي پيام



نظرات