همسر مجيد كاكاوند: فرانسه هم ميداند اقدامش سياسي است بازي زشتي است که انسانها بازيچه سناريويهاي كشورها براي منافع سياسي ميشوند
با پايان اسفند 1388، يك سال از بازداشت غيرقانوني مجيد كاكاوند، تبعه ايراني كه در سفري توريستي به همراه همسرش براي تعطيلات نوروز به فرانسه سفر كرده بود، مي گذرد. كاكاوند هنگام تحويل سال نو توسط پليس اين کشور بازداشت شد. در فرودگاه "شارل دوگل" پليس فرانسه با رفتاري خشونت آميز تلاش كرد تا اسناد اتهامات آمريكايي ها را در وسائل آنها بيابد اما با بسته بنديهاي سنجد، اسپند، سبزه، سيب، سماق كه براي هفت سين اين خانواده ايراني بود روبرو شد. يك سال از اين بازداشت گذشته است و فرانسه با فشار سياسي آمريكا، بي هيچ سندي همچنان وي را در بازداشت نگه داشته است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) مجيد كاكاوند، اسفند 1387 در بدو ورود به فرانسه، در مقابل چشمان حيرتزده همسرش بازداشت و روانه زندان شد. درحالي كه پليس فرانسه بايد موضوع را به مسوولان ايراني مستقر در سفارت اطلاع مي داد، پليس فرانسه بدون آنكه اجازه كمترين هماهنگي را بين اين زن و شوهر هنگام جدا كردن آنها از هم بدهد فرناز آزادي، همسر كاكاوند را در حالي كه در شرايطي بسيار نامطلوب در كشور غريب رها كرد و وي با نداشتن پول كافي و دسترسي به كسي در فرانسه، به سختي توانست خود را به سفارت ايران در پاريس برساند و موضوع دستگيري همسرش را به مسوولان ايراني مستقر در سفارت اطلاع دهد.
فرناز آزادي، همسر مجيد كاكاوند در گفتوگو با خبرنگار سياسي - خارجي ايسنا ضمن بيان نحوه بازداشت همسرش در فرانسه، گفت: همسرم با بيگناهي در زندان فرانسه به سر ميبرد، چه کسي پاسخگو خواهد بود؟ اما باور دارم که بالاخره همه چيز مشخص خواهد شد. چرا که بعد از اتمام اين مساله، سنگيني زنداني بودن براي يک آدم کاملا آکادميک آن هم در قديمي ترين زندان پاريس در کنار آدم هاي سابقه دار، بدون مشخص بودن اتهام، فراموش شدني نيست؛ حداقل براي من که ديوارهاي قديمي جلبک زده زندان را چندين بار ديدهام.
وي افزود: من و همسرم با يكي از آژانس هاي مسافرتي ايران براي تور نوروزي، قصد گذراندن تعطيلات نوروزي را در فرانسه داشتيم و متاسفانه در زمان تحويل سال در بازداشت پليس فرانسه بوديم . در بدو ورود من و همسرم توسط پليس به دفتر پليس فرودگاه "شارل دوگل" منتقل شديم. اين در حالي بود که هيچگونه توضيحي در خصوص علت دستگيري به ما داده نميشد و پليس ها به ما مي گفتند که موضوع مهمي نيست. ما هم فکر ميکرديم احتمالا اشتباهي شده و مشکل خاصي نيست. حتي هيچ حکم رسمي به ما ارايه نکردند. تنها چيزي که مشخص بود ظاهرا يک ايميل از آمريکا براي دستگيري ما بود که فقط با بزرگنمايي، پليس فرانسه را مجبور به دستگيري ما کردند. اتهاماتي که در دادگاه هم ثابت نشد.
آزادي ادامه داد: براي من رفتار پليس فرانسه خيلي عجيب و غير قابل تصور بود، آنها سوالهايي در مورد وضعيت زندگي و کاري ما که به طور مشخص در اسناد ارايه شده براي گرفتن ويزا ارايه شده بود، ميپرسيدند. يکي از پليسها که رفتار بيادبانهاي داشت و مرتب در صحبتهاي خانمي که از من سوال ميپرسيد وقفه ايجاد ميکرد و با حالت خشن و تهديد آميز ميپرسيد: اسناد و مدارکتان کجاست؟ و اصلا به صحبت هاي ما که مي گفتيم ما توريست هستيم توجه نمي کرد و پشت سر هم قدم ميزد و هرچه ما در پاسخ به سوالاتشان ميگفتيم كه ما توريست هستيم، اين پکيج تور ماست و ما قرار است تعطيلات سال نو را در پاريس باشيم، با نهايت عصبيت ميگفت " مسخره است".
همسر كاكاوند افزود: نهايتا تمام وسايل و چمدانهاي ما را کاملا بازرسي کردند و نميدانم دنبال چه اسنادي ميگشتند، جالبتر اينکه به جاي مدارک، بسته بنديهاي سنجد ، اسپند ، سبزه، سيب، سماق، آجيل و باقلوا را که من براي هفت سين به همراه داشتم در لابه لاي لباسهايمان پيدا کردند که تازه آن هم برايشان عجيب و سوال برانگيز بود که من براي آنها توضيح دادم اين قسمتي از آداب و رسوم ما در آغاز سال و فصل بهار است؛ ولي کجا بود گوش شنوا.
وي در تشريح نحوه عملكرد پليس فرانسه گفت: باور نمي کردم در فرانسه چنين اتفاقي براي ما بيفتد، دقيقا مثل يک فيلم بود، در واقع مسافرت به پاريس بدترين خاطره من شد، در حالي كه ما ميهمانشان بوديم. همسر من را به بازداشتگاه منتقل کردند بدون اينکه بگويند ايشان را کجا مي برند، تمام پولمان را گرفتند و در پاسخ به اعتراض همسرم که نگران وضعيت من بود و به آنها مي گفت " شما هم انسان هستيد همسرم تنهاست و کسي را اينجا نمي شناسد حداقل يک مقدار از پولهايمان را به او بدهيد که بتواند خود را به توري كه با آن به فرانسه رفته بوديم برساند و غذا تهيه کند، اصلا ما بايد يک وکيل داشته باشيم" گفتند كه اينجا نه ايران است و نه آمريکا و جلوي چشمانم همسرم را بردند... من که از شدت شوک وارد شده زمان و مکان را گم کرده بودم، تا چندين روز از ايشان هيچ خبري نداشتم و اگر نميتوانستم خودم را به سفارت برسانم چه اتفاقي ميافتاد و بايد چه کار ميکردم!
آزادي خاطرنشان كرد: تا به حال ما بنا بر تصور زمانبر بودن پروسههاي دادگاهي در فرانسه، خوشبين بوديم که هر چند طولاني ولي بالاخره همه چيز مشخص خواهد شد که در جلسه 17 فوريه دادگاه بدون اعلام راي بعد از حدود يک سال توپ را به زمين دولت فرانسه انداخت. اين اصلا وضعيت رضايت بخشي نيست، چرا که مستقل بودن دادگاه فرانسه ميتوانست به واقعيت نزديکتر باشد تا مستقل بودن دولت. مشخصا فشارهاي سياسي قضيه را از مسير حقوقي و قانوني خارج كرده است، به نظر من اين قضيه اصلا پيامد خوبي نيست که آمريکا با اعمال فشار سعي در تعميم قوانين داخلي خود به ديگر کشورها دارد؛ حتي يک کشور اروپايي مثل فرانسه را که متاثر از يک انقلاب تاريخي بزرگ است.
وي ادامه داد: سوالي مدتهاست ذهنم را به خود مشغول کرده است، اينكه همسرم با بي گناهي در زندان فرانسه به سر مي برد، چه کسي پاسخگو خواهد بود؟ اين قضيه تمامي زندگي ما را تحت تاثير قرار داده، در يک سال گذشته مرتب صحنههاي بازداشت مثل پرده سينما از جلوي چشمانم مي گذرند، در واقع گذشته از استرس، فشارهاي عصبي و نگراني هاي ذهني موجود. بايد علاوه بر انجام مسووليتهاي کاري خودم و امور مربوط به پيگيري وضعيت بازداشت همسرم در فرانسه، هماهنگيهاي لازم با وکلا و تازه پرداخت هاي حق الزحمه وکلا، وضعيت کارياش در تهران را انجام مي دادم.
آزادي تاكيد كرد: من باور دارم که بالاخره همه چيز مشخص خواهد شد، ولي بهترين سالهاي زندگي و عمر ما را خراب کردند. چرا که بعد از اتمام اين مساله، سنگيني زنداني بودن براي يک آدم کاملا آکادميک آن هم در قديميترين زندان پاريس در کنار آدمهاي سابقه دار، بدون مشخص بودن اتهام، فراموش شدني نيست حداقل براي من که ديوارهاي قديمي جلبک زده زندان را چندين بار ديدهام. من وقتي خاطرات دوران کودکيام را در سالهاي جنگ در غرب کشور به ياد ميآورم ، صداهاي مهيب بمب و موشک و شکستن ديوارهاي صوتي توسط هواپيماهاي جنگي فروخته شده به عراق، صحنههاي دود و آتش، بوي باروت و خون، تکههاي پاره پاره شده بدن انسانها و مغزهاي متلاشي شده در اثر بمب هاي خوشه اي( ساخت کشورهاي غربي) همشهريان و هم وطنان بي گناهم در ساير مناطق مرزي، نمي توانم باور کنم ، حالا همينها دوباره زندگي ما را به هم ريختهاند. آنهم به اتهام خريد يک مشت خازن و مقاومت که به ادعاي آنان استفاده دو گانه دارد، قطعات پايه الکترونيکي که بنا بر اسناد کارخانه سازنده استفاده مخابراتي دارد و متاسفانه تا به حال فرانسويها هيچ حرکت مثبتي انجام ندادهاند.
وي گفت: اين واقعا بازي زشتي است که انسانها بازيچه سناريويهاي از پيش طراحي شده يک به اصطلاح ابرقدرت عليه ساير کشورها آنهم در راستاي منافع سياسي خودشان باشند.
آزادي ضمن تشريح شرايط زندگي همسرش در فرانسه خاطرنشان كرد: مشخصا زندگي در چنين وضعيتي براي ايشان سخت است، براي آدمي که تمام طول روز و سال را براي گذران بهتر زندگي کار مي کرد و همچنين وضعيت شغلي من، ما فقط در تعطيلات رسمي فرصت مسافرت و تفريح را داشتيم. خيلي سخت است که فقط محدود به مطالعه کتاب، تماشاي برنامههاي تلويزيوني و قدم زدن و وقت گذراني در محدودههاي تعيين شده باشد. در واقع ايشان جز مطالعه هيچ يک از اين کارها را در تهران انجام نميداد. حتي اجازه ندارند در يکي از موسسات آموزش زبان فرانسه شرکت کند.
وي ادامه داد: همسرم از اواخر شهريور ماه پس از آزادي مشروط در يک سوييت بسيار کوچک که مجبور به اجاره آن با مبلغي هنگفتي شدهايم زندگي ميکنند. اين هزينه ها در فرانسه بسيار بالاست. دليل اين قضيه هم اين است که با توجه به اينکه همسرم پاسپورت و اقامت ندارند و وضعيت دادگاه هم مشخص نيست نمي توانند با پاسپورت خود و بر اساس زمان مشخص قرارداد استيجاري داشته باشند. جا دارد که اينجا از سفير محترم ايران در فرانسه و همکارانشان که در اين زمينه ما را ياري دادند تشکر کنم.
آزادي با اشاره به اقدام دادگاه فرانسه براي ارجاع پرونده همسرش به دستگاه دولتي فرانسه گفت: حتي خود فرانسويها هم مي دانند اين مساله اقدامي کاملا سياسي بود. تا به حال گذشته از زمانبر بودن دادگاه ها همه چيز خوب بود. شايد دليل اين کار شانه خالي کردن دادگاه از فشارهاي دولت بود . چون وقتي قرار است دادگاه بر اساس نظر دستگاههاي دولتي حکم صادر کند، ديگر اظهارنظر در ماهيت حکم بي معني است و اگر قرار بود خود فرانسه اظهار نظر کارشناسي داشته باشد چرا حداقل از شهريور ماه که همه اسناد از امريکا ارسال شد، اين کار انجام نشد؟ اينها ظاهرا متوجه نيستند اين 5 هفته و 2 ماه ها از عمر انسانها ميگذرد.
وي افزود: با وجودي كه در فرصتي دو ماهه مجددا از آمريکا خواستند که اطلاعات تکميلي بفرستند و جالب اينکه به جاي مدارک خودشان آمدند و در دادگاه هم چيزي براي ارايه نداشتند و تازه پذيرفتند که کالاها ممنوعيت صادرات هم نداشته، مضافا اينکه اتهامات ناوارد تلقي شد چرا دوباره همه چيز به سر خط برگشت؟
آزادي تاكيد كرد: تنها خواست ما قضاوت منصفانه است. اعمال نفوذ و فشارهاي سياسي آمريکا براي نپذيرفتن اين شکست قابل پيش بيني است. ولي احيانا مساله اظهارنظر غيرواقعي و غيرمنصفانه دولت فرانسه چيزي نيست که به سادگي از ديد مطبوعات و رسانه هاي خبري خود فرانسويها پوشيده بماند هر چند مساله مربوط به بک تبعه ايراني است، ولي به نظر من فرانسه نمي تواند خارج از چارچوب هاي قانوني همسرم را استرداد کند.
وي ادامه داد: البته با تمام نگراني موجود به اعتقاد من در همه جا انسانهاي متعهد و صادق وجود دارند که براساس حقايق موجود اظهار نظر کنند. عليرغم تصور منفي که در ابتداي سفرمان به پاريس براي من شکل گرفت، هرچند اين خاطرات قابل فراموش شدن نيست، که پس از آشنايي با وکلاي همسرم و ساير دوستان فرانسوي که درجريان اين قضيه با آنها آشنا شديم، اين واقعيت بيشتر قوت گرفت. من همين جا از وکلا و دوستان خوبم خانم دايان فرانسوا و مريلا بونالدي و ساير همکارانشان براي تلاش هاي انسان دوستانشان تشکر مي کنم و اميدوارم با قضاوت منصفانه قاضي پرونده بتوانم خاطرات تلخي رو که برايم رقم خورد جايگزين نمايم. چون خوبي ها مطلق و ماندني هستند و بديها فراموش شدني.
وي افزود: از کليه مسوولين محترم که شرايط روحي ما رو درک کردند و همکاري كردند سپاسگزارم و اميدوارم که تلاش براي پي گيري وضعيت همسرم و ساير هموطناني که درخارج از کشور به نا حق تحت پيگرد مي باشند، ادامه يابد.
انتهاي پيام
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.



نظرات