در برنامه چهارم توسعه، صنعت را محور اصلي برنامه قرار داديم اما نتوانستيم دستاوردهاي برنامه سوم را حفظ كنيم در صورتي كه اين برنامهها بايد مكمل يكديگر باشند.
عباسعلي ابونوري ـ عضو هيات علمي دانشكده اقتصاد و حسابداري دانشگاه آزاد ـ در گفتوگو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار كرد: در برنامههاي توسعه و در بخش عمراني و اقتصادي معمولا حداقل زمان اجراي برنامهها را 20 سال در نظر ميگيرند كه اين 20 سال ميتواند به پنج برنامه چهار ساله يا چهار برنامه پنج ساله تقسيم شود و در راستاي اين 20 سال بايد برنامهها مكمل يكديگر باشند تا بتوان به نتيجه مطلوب و مورد نظر اهداف در پايان 20 سال رسيد.
وي افزود: تحول سياسي يك شبه امكان پذير است و تحول فرهنگي نياز به يك برنامه 50 ساله دارد اما تحول اقتصادي حداقل به يك برنامه 20 ساله نياز دارد و ما از پيروزي انقلاب اسلامي تا سال 1368 يا 1367 هيچ برنامه عمراني نداشتيم و اولين برنامه عمراني مربوط به سالهاي 1372 ـ 1368 بوده كه باز هم نتوانستيم در بخش توسعه عمراني به نتيجه مطلوب برسيم زيرا كشاورزي را محور اصلي توسعه قرار داده بوديم.
او ادامه داد: دومين برنامه توسعه ما مربوط به سالهاي 1378 ـ 1374 بوده كه باز هم با قرار دادن كشاورزي در محور اصلي توسعه نتوانستيم به اهداف برنامه دست پيدا كنيم ولي جالب اينجاست كه ما برنامه سوم را در سالهاي 1383 ـ 1379 اجرا كرديم و محور آن را صنعت قرار داديم كه توانستيم به خودكفايي كشاورزي هم برسيم و در توليد گندم خودكفا شويم.
اين اقتصاددان در زمينه عملكرد برنامه چهارم توسعه خاطرنشان كرد: با توجه به اينكه مجددا صنعت را در برنامه چهارم توسعه، محور اصلي برنامه قرار داديم اما نتوانستيم حتي دستاوردهاي برنامه سوم را حفظ كنيم، در صورتي كه اين برنامهها بايد به صورت زنجيروار و متصل به هم باشند و عملكرد يكي بر ديگري اثر گذار باشد اما شاهديم در توليد گندم كه به خودكفايي رسيده بوديم، برنامه چهارم توسعه نتوانست آن را حفظ كنيد و به يكي از واردكنندگان بزرگ محصولات كشاورزي تبديل شديم.
وي ادامه داد: در بخش صنعت نيز توانستيم عملكرد مطلوبي داشته باشيم مخصوصا در بخش توليد فولاد و آلومينيوم ولي باز هم نتوانستيم به رشد مدنظر برنامه چهارم برسيم.
ابونوري در خصوص فعاليتهاي انجام شده در بخش نفت گفت: چون سرمايهگذاريهاي مورد نياز در بخش نفت نشده ميتوان گفت رشد قابل قبولي را در بخش فعاليتهاي نفتي نداشتيم و حتي با وجود كشف ميادين جديد نفتي نتوانستيم به ظرفيت استخراج پيشبيني شده در برنامه چهارم دست پيدا كنيم.
وي افزود: اگر مصرف نفت در كشور افزايش يابد و توليد محصولات پتروشيمي هم به تناسب آن افزايش يابد، ميتوانيم حتي از يك كشور صادركننده نفت به يك كشور واردكننده تبديل شويم ولي چون بخش پتروشيمي ما سهم چنداني در صادرات ما ندارد باعث ميشود مصرف بيرويه نفت يك وضعيت نگران كنندهاي را در برنامه آتي داشته باشد و اگر دولت توجه لازم را در بخش بالا بردن ظرفيت توليد نفت نداشته باشد اين بخش علاوه بر اينكه نميتواند ضعفهاي بسياري را كه توسط درآمدهاي نفتي پوشش داده ميشد، بپوشاند بلكه باعث ميشود حتي ما به يك كشور وارد كننده نفت هم تبديل شويم.
او دسترسي نداشتن به رشد قابل قبول خدمات از جمله وضعيت بهداشت، رفاه اجتماعي، حفظ سلامت، بيمه و درمان را ناشي از مشكلات اقتصادي دانست و ابراز كرد: ما علاوه بر ضعف در اين بخشها در طول برنامه چهارم توسعه حتي نتوانستيم نرخ رشد بيكاري را كاهش دهيم و بايد در برنامه پنجم توسعه و برنامههاي آتي ديگر سرمايهگذاري لازم را در اين بخشها داشته باشيم تا بتوانيم شاهد رشد چشمگير آن باشيم.
ابونوري يكي از عمده دلايل ضعف در دستيابي به اهداف برنامه چهارم توسعه را ناهماهنگي و ناهمگوني بودجه سالانه با برنامه چهارم دانست و افزود: علاوه بر اينكه برنامههاي توسعه بايد مكمل يكديگر باشند، برنامه بودجه هم بايد مكمل برنامههاي توسعه باشد و نبايد چنين تصور كرد كه چون بودجه به طور سالانه پيريزي ميشود بايد از برنامههاي توسعه پنج ساله جدا باشد؛ و چون نتوانستيم در بودجهريزيها خوب عمل كنيم شاهد بوديم كه دولت در طول سال برنامه را رها كرد و بيشتر روي بحث هدفمند كردن يارانهها متمركز شد علي رغم اينكه بايد قبل از هدفمندسازي يارانهها، بخشهايي در طول برنامه بهبود بخشيده ميشد.
اين عضو هيات علمي دانشگاه اقتصاد و حسابداري دانشگاه آزاد در خصوص عملكرد دولت در اجراي برنامه چهارم توسعه اظهار كرد: مشكلات سياسي، بخش اقتصادي ما را آلوده كرده و در حالي كه اين دو بخش بايد در كنار هم و همگام با يكديگر باشند ميبينيم كه سياست به اقتصاد غلبه پيدا كرده و ما قبل از اينكه به رشد اقتصادي برسيم نميتوانيم به عدالت اقتصادي بيانديشيم و اكنون شاهديم كه دولت بالعكس عمل ميكند، و ما بايد اول به بخشهاي توسعه اقتصادي و عمراني برسيم و بعد دولت در مورد هدفمند سازي يارانهها تصميم بگيرد.
وي در پايان در خصوص برنامه پنجم توسعه گفت: تا جايي كه من ميدانم چارچوب كلي برنامه پنجم توسعه مكمل برنامه چهارم توسعه است ولي ضعفهايي كه بايد با توجه به برنامههاي قبلي مشخص شود را نميبينيم و اگر بخواهيم ببينيم در برنامه پنجم توسعه به چه چيزي نياز داريم بايد در ابتدا در توليد غذا به خودكفايي يا به استقلال توليد غذا برسيم و بعد به بخشهاي صنعتي توجه كنيم و اگر هم بخش صنعت را قرار است محور برنامه قرار دهيم بايد ابتدا به صنايعي توجه كنيم كه مكمل بخش كشاورزي و غذاست و اين روال در بلند مدت ميتواند ما را وارد بخش صنايعي كند كه امكان صادرات صنايع هم براي ما به وجود بيايد.
انتهاي پيام



نظرات