تاثير آزادسازي سرزمينهاي اشغالي پس از عمليات فتح خرمشهر؛ گفتوگوي مشروح سرلشکر فيروزآبادي
رييس ستاد کل نيروهاي مسلح طي گفتوگويي در خصوص عمليات سوم خرداد ـ فتح خرمشهر - و پاسخ به شبهات ايجاد شده مطالبي بيان كرد.
به گزارش ايسنا به نقل از دفتر ويژه رييس ستاد کل نيروهاي مسلح، سرلشكر بسيجي سيدحسن فيروزآبادي در ارتباط با پاسخ به شبهه آمريکايي منافقين در مورد آتشبس پس از فتح خرمشهر گفت: اين آزادي خود منشاء تحولات مهمي در ادامه جنگ به شمار مي رود.
وي يادآور شد: در آن زمان، هنوز راه حل مشخصي براي پايان جنگ از سوي عراق، مجامع بينالمللي و کشورهايي که مدعي ميانجيگري بودند، مطرح نشده بود و صرفاً ”طرح آتش بس“ از سوي رژيم صدام پس از ناکامي در دست يابي به اهداف خود از طريق نيروي نظامي، پيشنهاد شد. قبلاً رژيم عراق به دنبال تثبيت سرزمينهاي تصرف شده بود، در حالي که پس از فتح خرمشهر، هدفش جلوگيري از شکست ارتش عراق در داخل خاکش بود در واقع، صدام احساس ميکرد که گسترش موجي که در فتح خرمشهر راه افتاده است، طوفاني به پا خواهد کرد که احتمالاً سقوط رژيم صدام را در پي خواهد داشت و يا حداقل تصرفات تجاوز کارانه رژيم بعث را باز پس خواهد گرفت. به همين دليل، آنها آتشبس را مطرح کردند تا وضع صدام را تثبيت کنند اما هيچ راه حلي براي صلح و تخليه اراضي اشغال شده در غرب کشور ارائه ندادند.
عضو شوراي عالي امنيت ملي درباره زمان آتشبس که در آن موقع به نفع صدام بود اظهار كرد: کشورهاي ديگر نيز، تنها در حد حرف مطالبي را عنوان کردند. بدين ترتيب، راه حل مطمئني براي پايان دادن به جنگ ارائه نشد و تکليف سرزمينهاي اشغال شده ايران مشخص نبود. حال، اگر ايران آتشبس را ميپذيرفت، اين پرسش مطرح ميشد که آيا آتشبس به صلح تبديل ميشد يا نه؟ زيرا اگر اين روند به برقراري صلح منجر ميشد مشکلي نبود و ما به حداقلي از موفقيت ميرسيديم ولي اين موضوع را نيز بررسي کنيم که در صورت عدم برقراري صلح، چه اتفاقي ميافتاد . برخي اين گونه تحليل ميکنند که ماهيت رژيم عراق و شخصيت ماجراجوي خود صدام به گونهاي بود که در صورت احساس قدرت، مجدداً ايران را هدف حمله قرار ميداد.
رييس ستاد کل نيروهاي مسلح همچنين با بيان اينكه فرصت تجديد قوا به صدام بعثي در آن زمان و همچنين پيشنهاد آتش بس راه حلي براي صلح نداشت گفت: همان طور که پس از پايان جنگ، با تکيه بر نيروهاي نظامي قوي خود به کويت حمله کرد هدف صدام از حمله به کويت همان هدف شکست خورده حمله به خرمشهر بود در واقع، عراق تنها در صورت احساس ضعف، خلاف اين عمل ميکرد. براين اساس هر چند ممکن بود به طور موقت درگيريها در جبهه ها فروکش مي کرد، اما عملاً به رژيم بعث فرصت داده مي شد تا بار ديگر ، به تجديد قوا بپردازد و به احتمال زياد، مجدداً، عليه کشورمان وارد عمل شود. اگر ايران آتش بس را بدون هيچ راه حلي براي صلح مي پذيرفت در آن صورت، نيروهاي رزمنده احساس موفقيت خود را از دست مي دادند و به شهرها و روستا ها برميگشتند و روح مقاومت سراسري شکسته ميشد زيرا در آن زمان عمده توان ما، بر نيروهاي داوطلب مردمي و بسيجي استوار بود که با چنين تصميمي مسلماً تعداد و انگيزه اين نيروها به شدت کاهش پيدا ميکرد. اطلاعات ما نشان ميداد توان نظامي عراق در حال افزايش بود و تجهيزاتي را که عراق پيش از فتح خرمشهر براي تقويت نيروهايش سفارش داده بود، همچنان دريافت ميکرد و توان نظامي آن در حال افزايش بود.
فيروزآبادي ادامه داد: بايد بدانيم قبل از شروع جنگ آنها اقدامات گستردهاي براي آمادگي انجام داده بودند، اما محاسبه قدرت امام و انقلاب و مردم را نکرده بودند از زماني که به خاک مقدس ايران وارد و زمين گير شدند و ديدند که توان تثبيت مواضع اشغالي را ندارند، مجدداً دو سفارش عمده به کشورهاي غربي، به ويژه به فرانسه دادند که بررسي آنها نشان ميدهد عراق قصد گسترش حوزه جنگ به قلمرو آبي و جبهه دريايي را داشت؛ چراكه اين سفارشها هواپيماهاي ميراژ، موشکهاي اگزوسه و بالگردهاي سوپر اتاندار را شامل ميشد که بيشتر سلاحهاي تهاجمي بودند؛ بنابراين پيداست که عراقيها خود را بر اين اساس آماده ميکردند و سفارشهايي را که پيش از فتح خرمشهر داده بودند، به تدريج دريافت و توان نظاميشان را تقويت ميکرد و به دنبال اهداف پليد خود حمله ميکرد. حال، اگر آتش بس پذيرفته مي شد، عراق از نظر نظامي، قدرت تهاجمي خود را مجدداً به دست مي آورد؛ موضوعي که سرانجام ؛ در ادامه جنگ و در سالهاي پاياني آن براي همه روشن شد و پس از پذيرش قطعنامه نيز اتفاق افتاد .
وي با بيان اين كه همچنين، در زمان اعلام آتش بس از سوي صدام، تمامي سرزمينهاي ايران از سوي رژيم عراق تخليه نشده بود. براي نمونه، بين 900 تا 2500 کيلومتر مربع از قلمرو ايران در غرب کشور، در اختيار عراق بود که در صورت پذيرش آتش بس، عراق حاضر نمي شد آنها را تخليه کند، تکليف ما مشخص بود ناگزير بايستي براي رهايي آن از دست دشمن اقدام مي کرديم.ما هدف عراق را از طرح آتش بس، تنها جلوگيري از استفاده ايران از موفقيت بعد از فتح خرمشهر مي دانيم؛ موضوعي که به معناي رسيدن به قرارداد صلح و پايان جنگ، نبود. به همين دليل، اگر مي پذيرفتيم جنگ در آن نقطه متوقف شود، ضمانت و اطميناني نبود که جنگ پايان يابد .
رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح خاطرنشان كرد: فرضيه ديگر اين بود که در صورت پذيرش طرح مزبور، آتشبس برقرار مي ماند، اما به صلح منجر نمي شد، يعني هيچ اتفاقي نمي افتاد و هر دو طرف با پذيرش آتش بس براي سالهاي طولاني در مرزها باقي مي ماندند؛ در آن شرايط، غربيها ، عرب ها و عراقيها آسوده خاطر مي شدند و در اين فرصت ، ضمن حفظ آتش بس، با اقدامات ديپلماتيک و فشار بيشتر به ايران به خواسته هاي ننگين خود مي رسيدند؛ چرا که فضاي آن روز جهان عليه انقلاب اسلامي ملت ايران و هم جهت با رژيم بعث پليد بود؛ زيرا، آمريکاييان و کشورهاي عرب منطقه و بسياري از اروپاييان عملاً در کنار عراق و در مقابل ايران قرار گرفته بودند تا امام و انقلاب اسلامي و پيام نجات بخش و شور انگيز آنرا متوقف کنند و به همين دليل ممکن بود ما در آتش بس باقي بمانيم و به مراحل بعدي پيروزي هاي انقلاب اسلامي نرسيم.
فيروزآبادي اضافه كرد: نگاه بد بينانه تر اين بود که عراق از اين فرصت استفاده مي کند و ضمن بازسازي توان نظامي خود براي وارد آوردن فشار بيشتر اقدام ديپلماتيک را دوباره با اقدام نظامي – البته اين بار با استفاده از تجربه هاي گذشته – همراه مي کرد؛ بنابراين ، بايد اين نکات را مورد توجه قرار داد که روند تحولات سياسي و نظامي ، تنها در اختيار ايران نبودند تا آنها را به سوي صلح سوق دهد، بلکه طرف ديگر جنگ، يعني استکبار جهاني و خود رژيم صدام و کشورهاي متحد او نيز در اين روند ، دخالت مؤثر داشتند .
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه در ارتباط با حکمت امام راحل عظيم الشأن در آن مقطع تاريخي اظهار كرد: عنوان «برکات راهبردي ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و عدم قبول آتش بس؟ تحميلي» به هر حال، پس از فتح خرمشهر، از ديدگاه راهبردي و به صورت دراز مدت، ادامه جنگ لازم و به نفع ايران بوده است. اول، دستيابي به قدرت تهاجمي در جنگ عليه دشمن نخستين موردي است که پس از فتح خرمشهر اتفاق افتاد ؛ زيرا جنگيدن در سرزمين دشمن از مبارزه در سرزمين خودي و دفاع از آن بسيار مشکل تر است؛ مسئله اي که نيروهاي مسلح کشور را آماده تر مي کرد.
وي افزود: دوم اينكه، بسياري از اقدامات علمي تحقيقاتي و ابتکارات صنعتي و مهندسي و عمليات هاي تاکتيکي ارزشمند پس از فتح خرمشهر انجام شده اند و به بيان ديگر، از نظر نظامي، قوي ترين عمليات هاي نظامي که براي ما درس و تجربه نظامي به همراه داشت و توليد قدرت علمي ، فناوري و نظامي کرده است بعد از فتح خرمشهر انجام شده اند که از آن جمله مي توان به عمليات والفجر 8 در فاو که واقعاً از نظر طراحي و اجرا بي نظير بود و عمليات هاي خيبر ، والفجر 10 ، کربلاي 3، گرفتن اسکله ها و کربلاي 5 اشاره کرد که صرف نظر از ارزش، سياسي و اجتماعي ارزش نظامي بسيار بالايي داشتند.
فيروزآبادي ادامه داد: سوم، خود اتکائي ملي؛ اين عمليات ها زماني انجام شد که قيمت نفت را به حداقل رسانده بودند و تحريم تسليحاتي ايران تشديد شده بود؛ عرصه اي که در آن، ايران تنها به خود متکي بود، نه به کشورهاي خارجي. چهارم، بعد از فتح خرمشهر ايران به سمت گسترش صنعت نظامي داخلي و صنعت سازه هاي مستحکم و مقاوم ساختمان، راهها و پلها پيش رفت. پنجم، با تداوم عمليات ها و تنبيه متجاوز و گرفتن اميد پيروزي از صدام و حاميانش. ششم، با فشار رزمندگان اسلام: ماهيت رژيم صدام در طول اين مدت براي جامعه بين الملل روشن شد. عراق به اصولي پاي بند نيست و به محض دريافت انواع سلاح شيميايي، عليه رزمندگان ما و عليه مردم خود در حلبچه و عليه مردم مظلوم سر دشت قهرمان از آنها استفاده کرد. هفتم، جنگ به جايي رسيد که خود صدام که قرار داد 1975 را پاره کرده بود بدون ارجاع آن به سازماني، مجدداً آن را پذيرفت و هشتم، دبير کل سازمان ملل اعلام کرد که عراق متجاوز است و هم اکنون نيز همه اين مسئله را پذيرفته اند ، اما معلوم نبود که آيا در صورت پذيرش آتش بس پس از فتح خرمشهر، باز اين اهداف راهبردي و تاريخ ساز تأمين مي شد.
رييس هيئت امناي دانشگاه عالي دفاع ملي کشور، حکمت امام در آن مقطع تاريخي و دم خروس آمريکا را اينگونه بيان كرد: امام (ره) اين آرمان را دنبال مي کردند که در فرصت فراهم آمده با تأمين شرايط ايران جنگ را بايد پايان داد . از شرطهاي ايشان براي صلح اين بود که عراق به طور کامل از خاک کشور عقب نشيني کند و خسارات ايران را بپردازد. همچنين، متجاوز تعيين شود و براي حل اين مسائل هيئتي که مورد پذيرش دو طرف باشد، به صحنه بيايد . البته نه هيئتي آمد و نه آنها شرط ايران را مبني بر عقب نشيني عراق از سرزمينهاي اشغالي را پذيرفتند . قدرت هاي بزرگ نيز مايل به پايان جنگ نبودند و به خصوص نفوذ آنها در تعيين سمت و سوي مواضع حقوقي شوراي امنيت، حل مسأله را مشکل تر ساخته بود. در مقطع پس از فتح خرمشهر، شوراي امنيت سازمان ملل نيز سکوت 20 ماهه خود را شکست و در مورخ 21 تيرماه 1361، قطعنامه 514 را تصويب کرد.
وي ادامه داد: در اين مدت طولاني 20 ماهه که بنظر اعضاي شوراي امنيت عراق دست بالا را داشت ، شورا در اين مورد هيچ جلسه اي تشکيل نداد و هيچ قطعنامه اي تصويب نکرد که در تاريخ شوراي امنيت بي سابقه است شورا نسبت به جنگ عراق و ايران که پيوسته شديدتر مي گرديد و بر ميزان تلفات انساني و خسارات مادي آن افزوده مي شد، بي تفاوتي شگفت آوري نشان داد و هيچ اقدامي نکرد که نشان دهد به انجام وظايف قانوني خود اندک علاقه اي دارد . اما قدرت نظامي ايران باعث گرديد که شوراي امنيت به درخواست اردن و حمايت آمريکا ، تشکيل جلسه دهد و قعطنامه 514 را به اتفاق آرا تصويب کند . مطابق اين قطعنامه ، شورا خواستار آتش بس و خاتمه فوري همه عمليات نظامي و عقب کشيدن نيروها به مرزهاي شناخته شده بين المللي شد . توجه کنيد همانگونه که پيداست، شورا حاضر نبود حداقل شرط ايران براي آتش بس؛ يعني اعلام عراق به عنوان متجاوز را در قطعنامه بگنجاند و مجازات تجاوزگر را وعده دهد.
فيروزآبادي همچنين گفت: آمريکا به عنوان قطب شوراي امنيت، بدون توجه به خواسته هاي ايران که مطابق منشور ملل متحد بود مذاکره بدون شرط را دنبال مي کرد. يعني مخالفت با شرط هاي امام از منظر آمريکايي ها، هرگونه اتمام جنگ در شرايطي که ايران به لحاظ نظامي – سياسي ، دست برتر را داشت، به منزله تسليم در برابر انقلاب اسلامي بود که براي منافع حياتي غرب، عواقب وخيمي در پي داشت و کما اين که اصولاً هدف از تحميل جنگ نيز فايق آمدن بر گسترش انقلاب اسلامي بود. ايران در اعتراض به نحوه برخورد شوراي امنيت با موضوع تجاوز عراق، حضور در جلسات اين شورا را تحريم کرد.
رييس ستادکل نيروهاي مسلح با اشاره به اين كه شرايط بينالمللي، منطقهاي و عراق نشان ميداد که هيچ گونه اراده جدي براي صلح وجود ندارد، افزود: از سوي ديگر، تسليم وضع موجود شدن بدون روشن بودن آينده آن و همچنين عدم اطمينان به صدام حسين که هر آن احتمال ماجراجويي جديد از جانب وي ممکن بود و نيز با توجه به برتري نظامي در جبهه ها و عدم امکان ادامه حالت نه جنگ و نه صلح ـ با توجه به آن که عراق در صحنههاي ديگر به جز زمين فعال و مهاجم بود، موجب شد جمهوري اسلامي راهبرد تنبيه متجاوز و ادامه نبرد را انتخاب کند.
وي در ادامه تاكيد كرد: راهبرد جديد نظامي جمهوري اسلامي، مطابق حقوق بينالملل، بر اساس دفاع مشروع قابل تبيين است زيرا عموماً پذيرفته شده است که به محض آن که قلمرو دولت مورد تجاوز آزاد شد، دفاع مشروع ممکن است تا داخل خاک دولت متجاوز ادامه يابد و تا امحاي کليه امکانات و وسايل جنگي دولت متجاوز و مسؤولان آن دنبال شود. دفاع مشروع تا هنگامي که شوراي امنيت سازمان ملل اقدامات مؤثري جهت متوقف ساختن متجاوز و استمرار صلح و امنيت به عمل نياورده ، ادامه خواهد داشت و کشور مورد حمله، تنها داور تشخيص مؤثر بودن اقدامات خود به شمار خواهد رفت. بنابراين دفاع مشروع در جامعه بينالمللي نيز مانند داخل کشورها در زمينه جزايي مورد استفاده قرارمي گيرد؛ يعني، در آن واحد ، عملي براي حفظ کشور خود است و اقدامي براي مجازات متجاوز .بطور خلاصه در مورد پاره اي از دلايل و علت هاي تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر مي توان به نکات ذيل اشاره كرد.
فيروزآبادي در ادامه با اشاره به برتري ايران در پس از عمليات بيت المقدس و گرفتن «امتياز زمان» از دشمن و نبود تضمين بينالمللي براي احقاق حقوق ايران گفت: پس از انجام عمليات «بيت المقدس»، ايران در برتري آشکار و قابل ملاحظهاي از نظر قدرت رزمي نسبت به عراق قرار داشت. منطق و دانش نظامي حکم ميکرد در شرايطي که امکان کسب امتياز مؤثرتر در جنگ وجود دارد، دفع و تعقيب دشمن ادامه يابد. از طرف ديگر عراق که تحت تأثير ابتکار عمل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به حالت انفعال در آمده بود، براي خروج از بن بست پيش آمده به کسب زمان نياز داشت تا بتواند قواي تحليل رفته خود را مجدداً بازيابي کند و نيروهاي مسلح خويش را بازسازي کند، اين در حالي بود که از دست دادن زمان براي نيروهاي خودي پيامدهاي منفي به دنبال داشت. لذا توقف پس از فتح خرمشهر به مفهوم ايجاد فرصت مناسب براي دشمن و از دست دادن فرصت براي ايران بود.
وي يادآور شد: در آن زمان هيچ ساز کار و يا ترتيبات بين المللي تضمين کننده و اطمينان بخش از سوي نهادهاي بينالمللي همچون شوراي امنيت سازمان ملل متحد براي تضمين برقراري يک صلح شرافتمندانه و عادلانه و خاتمه منصفانه جنگ که در آن حداقل حقوق وخواسته هاي جمهوري اسلامي ايران رعايت شده باشد وجود نداشت و هيچ قطعنامه مؤثري هم نوشته نشده بود. رژيم عراق نيز در آن ايام، پايبندي خود به قرارداد 1957 الجزاير را اعلام نکرده بود.
رييس ستاد کل نيروهاي مسلح در پايان با اشاره به عدم اطمينان به دشمن متجاوز و احتمال تهاجم مجدد او به خاک جمهوري اسلامي ايران اظهار كرد: رژيم عراق هيچ گاه قابل اعتماد نبود و حوادث پس از پذيرش «قطعنامه 598» مؤيد اين نظريه است. زيرا فقط سه روز پس از پذيرش قطعنامه توسط جمهوري اسلامي ايران، ارتش عراق وقتي در محاسبات خود به اين نتيجه رسيد که مي تواند تهاجم مجددي را براي اشغال مجدد خرمشهر آغاز کند، اين تهاجم را هم در جنوب و هم در غرب کشور مجدداً انجام داد. در حقيقت توقف ايران در جنگ بعد از فتح خرمشهر مخاطرات بالقوه و وسيعي را براي ايران اسلامي به همراه داشت. چرا که با توجه به شخصيت نامطمئن صدام و عدم اعتماد و اطمينان به مواضع سياسي حزب بعث عراق و سيال بودن رفتار سياسي اين رژيم هيچ چشم انداز روشن و اطمينان بخشي از صلح وجود نداشت.
فيروزآبادي همچنين درباره سياست «ورود به خاک عراق» به عنوان ابزار انتقال فشار و تنبيه به دشمن، گفت: تأثير آزاد سازي سرزمينهاي اشغالي پس از عملياتهايي که از «ثامن الائمه» تا « بيت المقدس(ع)» صورت گرفت، برداشتن فشار رواني و روحي و فيزيکي جنگ از ملت ايران و برطرف ساختن تهديد عراق از تماميت ارضي، استقلال و امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران بود. هنگامي فشارها و تنشها ، تهديدهاي سياسي ، نظامي و رواني به دشمن تحميل شد که جنگ به داخل خاک عراق کشانده شد.
درود بر امام (ره) و شهداي دفاع مقدس ، سلام بر رهبر عزيز و ايثارگران.
انتهاي پيام
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.



نظرات