اقتصاد ايران همواره با موانع و مشكلاتي روبرو بوده است. اين مشكلات اگر چه قابل مشاهدهاند، اما پرداختن به ريشههاي بروز آنها به خصوص اگر از زبان متخصصان و برترينهاي اقتصاد كشور باشد، قابل فهم تر است، چرا كه آنها علاوه بر داشتن دانش اقتصاد، با فضاي اقتصادي كشور نيز از نزديك آشنا هستند، به همين دليل ديدگاههاي برخي اقتصاددانان در اين نوشتار مرور شده است.
به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر زهرا افشاري كه هم اكنون عضو هيات علمي دانشگاه الزهرا (ع) است، با بيان اين كه اقتصاد كشور ما داراي مشكلات ساختاري و نهادي است و اين مشكلات باعث شده كارايي اقتصاد به عنوان يكي از عوامل مهم در رشد اقتصادي جامعه و بهبود زندگي مردم رو به ضعف نهد، معتقد است: اگر اين مشكلات را برطرف نكنيم، سياست هايي كه اتخاذ ميكنيم ناكارآمد و يا موقتي خواهد بود و ممكن است فقط در كوتاه مدت تاثيرگذار باشد.
* افزايش درآمدهاي نفتي ايران، مشكل ساز است
وي با اشاره به اين كه ساختارهاي نامناسب، انعطاف ناپذيريهايي را به اقتصاد تحميل كرده كه سبب شده است با وجود درآمدهاي نفتي بالا و منابعي كه به اقتصاد تزريق ميشود، رشد مطلوبي نداشته باشيم، ميافزايد: در واقع براي به دست آوردن يك واحد رشد، مجبوريم تورم بسيار زيادي به جامعه تحميل كنيم. اين تورم روي اقشار آسيبپذير تاثير بسيار نامطلوبي دارد و موجب انحراف منابع نفتي ما از مسير درست ميشود.
افشاري با تاكيد بر اين كه افزايش درآمدهاي نفتي ايران، مشكل ساز بوده است، ميگويد: ما قبل از اينكه به اقتصاد پول تزريق كنيم، بايد اين نهادهاي انعطافناپذير را جبران كنيم، و گرنه اقتصاد ايران با شكست بزرگ رو به رو خواهد شد، چون استخراج بيش از اندازه نفت موجب از بين رفتن منابع ميشود، بدون اين كه جايگزين مناسبي براي اين وضع و سرمايه از دست رفته داشته باشيم و اين هشدار بزرگي براي اقتصاد ايران است.
او معتقد است: در بررسي جايگاه اقتصادي ايران در دنيا، اگر وضعيت اقتصاد ايران را با گذشته مقايسه كنيم، با نرخ رشد شش درصد بعد از جنگ، ميتوانيم بگوييم رشد مطلوبي داشتهايم؛ البته از برنامه و وضعيت ايدهآل اندكي عقب هستيم. در مقايسه با سال هاي پيش ما پول زيادي به اقتصاد تزريق كردهايم، ولي نرخ رشدي كه به دست آورديم بيشتر از سالهاي پيش نبوده است. ما در مقايسه با دنيا، ميانگين رشد منطقه هستيم و در دنيا جزو كشورهايي نيستيم كه با نرخ رشد بالايي رو به رو بودهاند، لذا اقتصاد ما نياز به تغييرات ساختاري و اساسي دارد.
اين اقتصاددان ميافزايد: نسلهاي آينده بايد علم اقتصاد را به خوبي مطالعه و اطلاعاتشان را روزآمد كنند. تجربه كشورها در علم اقتصاد كمك زيادي به ما ميكند. در اقتصاد نبايد روي مدار صفر درجه حركت كرد و در اين زمينه انعطاف پذيري و تفكر لازم است. براي تحقق اين هدف استفاده از عقايد و افكار ديگران و علم دنيا و انطباق آن به بهترين وجه با شرايط اقتصاد خودمان امري ضروري است. علم اقتصاد مثل هر علم ديگري ميتواند موثر باشد، ولي استفاده درست از اين علم به مهارت فراوان نيازمند است.
* توليد كم و سوء مديريت سرچشمه مشكلات
دكتر حسن سبحاني، اقتصاددان و دانشيار دانشگاه تهران نيز با بيان اينكه به نظر من مشكلات اقتصادي ايران از توليد كم و سوء مديريت سرچشمه ميگيرد، ميگويد: كشور ايران منابع انساني و مادي خوبي دارد، اما در هر دو زمينه به دليل استفاده نادرست و عدم تدبير، از رفاه مردم پشتيباني نشده است. همچنين توليد در ايران در سطح پاييني قرار دارد.
وي با تاكيد بر اينكه مردم بايد آگاهي خود را بالا ببرند و كار كنند تا توليد اضافه شود و زمينههاي توسعه فراهم شود، ميافزايد: اگر از مشكلات منابع انساني و پولي كاسته شود، به تدريج آرمان ها دست يافتني ميشوند. مشكل تهديد كننده ذاتي وجود ندارد، ولي مشكلات و كاستيهاي در زمينه مديريت است كه به تدريج بايد برطرف شود.
او با اشاره به اين كه مطالعه جايگاه ايران در اقتصاد دنيا نشان ميدهد سهم ايران در تجارت جهاني بسيار كم است و از اين لحاظ وضعيت مطلوبي وجود ندارد، ادامه ميدهد: اما اين بدان معني نيست كه اين امر جبران ناپذير است. حضور در بازارهاي دنيا چه به لحاظ وجود كالاها و چه نيروهاي متخصص از روشهايي است كه ميتواند به ارتقاي اقتصاد ايران و حضور موفق در اقتصاد جهاني كمك كند. از اين رو به نظر ميرسد داشتن مديريت مناسب نيروي انساني ضمن اينكه اوضاع داخلي را سروسامان ميدهد، ميتواند شرايط حضور كشور را در عرصه اقتصاد جهاني فراهم كند. البته به لحاظ سهمي كه در صادرات كالاي غير نفتي و يا در صادرات فرآوردههاي نفتي داريم، سالها وقت لازم است جايگاه مناسبي به دست آوريم.
سبحاني همچنين با اظهار اين عقيده كه در اجرا، به جاي اينكه بودجهها متاثر از برنامه باشد، برنامههاي تحت تاثير بودجه قرار گرفتهاند، ميگويد: بنابراين تصميمهاي تكراري، رومزه و ضد و نقيض گرفته ميشوند. اين كار محاسبهها را نيز دچار مشكل ميكند، زيرا محاسبه كننده با برنامههاي در حال تغيير مواجه است و رصد كردن اين برنامهها براي او مشكل است. از اين رو نمره ما در بودجه، نمره مطلوبي نيست و در اين زمينه به توسعه دست نيافتهايم.
اين استاد دانشگاه تاكيد ميكند كه با پيشروي به سمت نظم و انضباط مالي و پولي ميتوان اين نمره را افزايش داد و ميگويد: آينده مطلوب آن هنگامي است كه ميزان انحراف از نظم معقول كم شود. براي بهبود امور فقط يك جمله ميتواند مهم باشد و آن بازگشت به نظم و انضباط است. گاهي اوقات تصميم گيريها نيز به نتايج درست و مطلوبي نميانجامد و سبب ايجاد مشكلات ميشود، لذا بايد اجازه داد مسائل نظم و روال طبيعي خود را طي كند.
* مشكل اساسي، سياستزدگي است
دكتر شاهين شايان آرامي كه در دانشگاههاي متعدد از جمله دانشگاه امام صادق(ع) و دانشگاه علامه طباطبايي به عنوان مدرس علوم اقتصادي فعاليت داشته است، نيز به طور صريح معتقد است، مشكل اساسي اقتصاد ايران، سياستزدگي آن است.
او ميگويد: اغلب مسوولان اقتصادي كشور ما استقلال لازم ندارند و اين مساله به شدت تصميمگيريهاي سياسي و اقتصادي را تحت تاثير قرار ميدهد. اين آفتي بزرگ است و تا زماني كه برطرف نشود، اقتصاد ما نميتواند پويايي و پتانسيلهاي خود را به كار گيرد. مشكل بعدي هم اين است كه اقتصاد ايران به جزاير قدرتهاي اقتصادي مختلف تبديل شده است، يعني اينكه قدرتهاي اقتصادي در حوزههاي مختلف كشور در جهت كار مشترك حركت نميكنند و در بسياري مواقع يكديگر را خنثي ميكنند كه اين امر نيز به نوبه خود تواناييها و پتانسيلهاي موجود را از بين ميبرد.
شايان ميافزايد: در زمينه پتانسيلها بنده بدون اغراق بايد بگوييم پتانسيلهاي موجود در ايران در حد ده كشور نخست دنياست. كشور ما به لحاظ وسعت و تنوع فصلي و دو درياي بزرگ در شمال و جنوب و همچنين از لحاظ سوق الجيشي و استراتژيك در بهترين نقطه قرار دارد. ولي ما با وجود دارا بودن منابعي چون نفت، معادن و نيروهاي توانا و با انگيزه، به دليل سياستزدگي اقتصادي و عدم استقلالهاي حرفهاي و كار تيمي و نبود هماهنگي در عمل موفق نيستيم.
* وابستگي آن به نفت
دكتر شاهرخ شيباني هم كه هم اكنون رياست هيات مديره سنديكاي تجهيزات مخابراتي را بر عهده دارد، معتقد است: از جمله مشكلاتي كه اقتصاد ايران را تهديد ميكند وابستگي آن به نفت است.
او ميگويد: متاسفانه اقتصاد ايران، اقتصادي تك محصولي است و درآمد حال از نفت صرف امكانات زيربنايي ميشود. يارانههاي غير هدفمند با كاهش انگيزه توليد، باعث عادي شدن فروش نفت و خرج درآمد حاصل از آن شده است؛ حال آن كه بايستي طوري عمل شود كه در صورت پايان يافتن نفت، مشكلات اقتصادي براي كشور پيش نيايد. نكته ديگر وجود كالاهاي خارجي در بازارهاي داخلي است كه اين مورد نيز صدمههاي زيادي به اقتصاد ما وارد ميكند.
اين گفتارها از جلد اول مجموعه "مشاهير اقتصاد ايران" كه به تازگي رونمايي شد، برگرفته شده است.
انتهاي پيام



نظرات