مشعل در گفتوگو با السبيل: محاصره نوار غزه به دقيقه 90 نزديک شده است در صورت لزوم سربازان اسراييلي بيشتري را به اسارت ميگيريم
رئيس دفتر سياسي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) تاکيد کرد که محاصره نوار غزه به دقيقه نود خود نزديک شده است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، خالد مشعل، رئيس دفتر سياسي جنبش حماس در گفتوگو با روزنامه اردني السبيل، با غير قابل قبول خواندن اقدام برخي طرفها در مشروط ساختن رفع محاصره به تحقق آشتي ملي، خاطرنشان ساخت: آنها با اين کار ميخواهند تا اذهان را از توجه به ضرورت شکسته شدن سد محاصره باز دارند.
اين رهبر فلسطيني در مصاحبه روز يکشنبه خود با السبيل تصريح داشت: موضع تشکيلات خودگردان در خصوص رفع محاصره جدي نيست. هستند برخي طرفهاي فلسطيني و عربي که نميخواهند حماس از اين محاصره سربلند خارج شود. صهيونيستها نيز به دنبال تداوم روند محاصره هستند و تمايل آنها براي ادامه اين موضوع منطبق و همسو با خواست برخي طرفهاي فلسطيني و عربي ميباشد.
به گزارش مركز اطلاع رساني فلسطين، خالد مشعل با بيان اين مطلب که خط مقدم دفاع از اردن در مقابل طرح ايجاد ميهن جايگزين براي فلسطينيها در اين کشور، حمايت از مقاومت و نيز پايداري اهالي کرانه باختري است، گفت: حماس هرگز در امور داخلي اردن دخالت نخواهد کرد.
وي در پاسخ به برخي اتهامات نسبت داده شده به جنبش حماس در خصوص حمايت از يک طرف خاص عليه طرف ديگر در داخل جنبش اسلامي اردن، گفتند: حماس موضعي بيطرف در مقابل تمامي طرفهاي حاضر در جنبش اسلامي دارد و اين طور نيست که يک طرف وابسته به اين جنبش ميباشد و حال آنکه طرف ديگر اين طور نيست.
رئيس دفتر سياسي حماس، آمادگي جنبش متبوعش را براي انجام مذاکرات غير مستقيم در خصوص مبادله اسرا اعلام و تاکيد کرد: حماس هرگز از شروط و مطالبات گذشته خود در خصوص آزادي فلسطينيان چشم نمي پوشد. ضمنا اگر به اسارت گرفتن يک سرباز صهيونيست براي آزادي اسراي ما کافي نباشد، طبيعي است که مقاومت براي اسير کردن تعداد بيشتري از سربازان رژيم اشغالگر قدس دست به کار خواهد شد تا اين رژيم بداند که چارهاي جز آزادي اسراي ما ندارد.
بخشي از مصاحبه خبرنگار روزنامه اردني "السبيل" با خالد مشعل، رئيس دفتر سياسي جنبش حماس به شرح ذيل است:
س: به عنوان اولين سوال بفرماييد که آيا معتقديد محاصره نوار غزه آخرين روزهاي خود را طي مي کند؟
ج: همين طور است. با وجود آنکه برخيها براي تداوم روند محاصره نوار غزه ميکوشند و راهکارهايي همچون کاستن از شدت محاصره را نيز با منظور ادامه آن مطرح نموده اند ولي خدمتتان مي گويم که محاصره نوار غزه به دقيقه نود خود نزديک شده است.
محاصره در نوع خود يک جنايت و اقدام غير اخلاقي به شمار مي رود که بايد مانع از استمرار آن شد. از سوي ديگر، هيچ کدام از اهداف سياسي که دشمنان با محاصره نوار غزه به دنبال آن بودند، محقق نشده است تا جايي که حتي عاملان اين محاصره در تعيين اهدافي که براي جامه بخشيدن به آن دست به چنين کاري (محاصره) زده بودند، در ماندهاند.
محاصره در واقع حکم يک اهرم فشار و ابزار باج خواهي را داشت که دشمنان از آن براي به زانو درآوردن حماس و ملت فلسطين در نوار غزه استفاده مي کردند البته براي تمامي کساني که در اين محاصره نقش داشتند و براي اجراي آن همکاري ميکردند، مشخص شد که اين محاصره شکست خورده است و حماس نيز همچنان استوار و پايدار ايستاده است و هرگز حاضر به پذيرش ذلت نيست.
با وجود آنکه محاصره نوار غزه رنج و محنت فراوان را براي مردم ما در نوار غزه و نيز جنبش حماس به دنبال داشت، اين موضوع براي مجريان طرح محاصره نيز مشکل ساز شد. شايد بتوان گفت که ماجراي کاروان آزادي نقشي تعيين کننده در شکسته شدن سد محاصره داشت و اگر برخيها فکر ميکنند با آرام شدن اوضاع و خاموش شدن آتش پيامدها و عواقب اين ماجرا بتوانند سياست گذشته خود را پيش گيرند و به محاصره ادامه دهند، سخت در اشتباه هستند. ما کاروانهاي دريايي و غير دريايي لغو محاصره را ادامه خواهيم داد و در کنار ما جامعه جهاني، کشورهاي عرب و مسلمان و نيز فلسطينيها به تلاشهاي خود براي از بين بردن سد محاصره ادامه خواهند داد. به نظر بنده، محاصره از نظر سياسي پايان يافته و تنها چيزي که باقي مانده، اجرايي شدن کامل اين مسئله (لغو محاصره) است.
س: در سايه فرصتي که براي پايان بخشيدن به محاصره نوار غزه پيش آمده است، ارزيابي شما از مواضع طرفهاي فلسطيني و عربي و نيز جامعه جهاني در خصوص شکستن سد محاصره چيست؟ آيا مواضع فلسطينيها و عربها رضايت بخش بود؟
ج: متاسفانه بايد عرض کنم که موضع تشکيلات خودگردان در خصوص رفع محاصره فاقد جديت لازم بود و طرح درخواست لغو محاصره از سوي نهاد مذکور تنها با هدف خاموش کردن آتش خشم و غضبي بود که بعد از جنايت صهيونيستها در حمله به کاروان آزادي و کشتار اعضاي آن، شعله ور شده بود.
برخي طرفهاي عربي و فلسطيني هستند که خواست آنها تداوم روند محاصره ميباشد زيرا به باور آنان، محاصره اهرم فشاري است که ميتوانند از آن بر عليه ما استفاده کنند و به همين خاطر، پايان يافتن محاصره را مشروط به آشتي ملي کردند. اين همه تاکيد بر ضرورت برقراري آشتي ـ آن هم در اين برهه ـ تنها با هدف منحرف کردن اذهان از توجه به ضرورت شکسته شدن سد محاصره و اولويت اين موضوع مي باشد.
مشروط ساختن رفع محاصره به تحقق آشتي يک بازي غير قابل قبول است زيرا پايان يافتن محاصره و آشتي هر کدام دو هدف جداگانه ميباشند که بايد براي عملي کردن آنها کوشيد و نبايست اجراي يکي را مشروط به تحقق ديگري کرد.
س: اتحاديه عرب با وجود مصوبات رسمي که در خصوص ضرورت رفع محاصره داشت ولي تا مدتها سياست سکوت را در قبال موضوع محاصره پيش گرفت تا اينکه در نهايت عمر موسي، دبير کل اين اتحاديه سفري را به نوار غزه انجام داد. اين سفر چه نتايجي را با خود به دنبال داشت؟
ج: اقدام دبير کل اتحاديه عرب در سفر به نوار غزه بسيار دير انجام گرفت ولي مثبت بود که ما از ايشان به خاطر اين سفر کمال تشکر را داريم ولي مسئله اين سفرها و بازديدها نيست. به نظر بنده، مشکل اينجاست که برخي طرفهاي بينالمللي با صهيونيستها در خصوص استفاده از گزينه محاصره براي مجازات جنبش حماس و به زانو درآوردن آن توافق کرده اند. برخي طرفهاي فلسطيني و عربي نيز هستند که نميخواهند حماس سربلند و بدون پرداخت هيچ گونه بهاي سياسي جهت شکست محاصره، از اين محاصره خارج شود.
اين دسيسه چيني مشترک براي ادامه محاصره که با حضور طرفهاي مختلف انجام مي گيرد، باعث شده است تا محاصره نوار غزه تا به اين لحظه ادامه داشته باشد ولي بنده معتقدم که اين توطئهها و همکاريهاي شوم هر چقدر هم که شديد باشد، در مقابل اراده پولادين ملت فلسطين از بين خواهد رفت. البته بماند که امروز شاهد تلاشهاي انسان دوستانهاي هستيم که از سوي کشورهاي شرقي و غربي و همچنين تمامي ملتها و هواداران جميع اديان براي شکستن سد محاصره صورت مي گيرد که بارزترين نمونه آن کاروان آزادي بود. به هر حال، کاروانهاي دريايي و زميني و نيز تکاپوهاي مستمر کشورها ـ همه و همه ـ اين پيام را با خود دارند که بايد محاصره پايان پذيرد.
با توجه به آنچه گذشت، نزديک شدن زمان لغو محاصره ربطي به مواضع طرفهاي مختلف ندارد بلکه نتيجه اراده پولاديني است که خواست خود را به همگان قبولانده است. اميد ما به همين اراده ملي ميباشد که حتي باعث تغيير در مواضع طرفهاي مختلف شد و به اعتقاد بنده همين اراده، طرفهاي مختلف را به سمت اين موضعگيري جديد (در مخالفت با تداوم محاصره) کشاند زيرا مواضع به صورت طبيعي تغييري نميکند.
اراده ملت ما براي پايداري و اراده فعالان صلح براي شکستن محاصره ـ در سطح منطقهاي و بين المللي ـ باعث خواهد شد تا همگان گزينه محاصره نوار غزه را کنار بگذارند که به اعتقاد بنده، اين اتفاق خيلي زود ميافتد.
س: موضع دولت ترکيه در قبال رفع محاصره کاملا روشن بود و براي ايجاد يک خط دريايي ميان کشورش با نوار غزه کوشيد. آيا به غير از ترکيه، دولتهاي ديگري نيز به صورت علني يا غير علني براي رفع محاصره اقدام ورزيدند، اقدامي که بتوان در رفع محاصره بر روي آن حساب باز کرد؟
ج: بي ترديد، برادران ترک ما نقش برجستهاي را در اين عرصه (لغو محاصره) ايفا کردند. از يک طرف، به خاطر شکستن سد محاصره شهيد دادند و ملت اين کشور نيز هدف رفتارهاي ناشايست صهيونيستها قرار گرفت. از طرف ديگر، مقامات ترک در اظهارات خويش به صراحت مخالفت خود را با تداوم روند محاصره اعلام نمودند که از آن جمله ميتوان به اظهارات آقاي اردوغان اشاره کرد. خوب اين حرف ايشان را به خاطر دارم که ميگفت "اگر تمام جهان به غزه پشت کنند، بنده هرگز به آن پشت نخواهم کرد."
امروز رفع محاصره يکي از شروط ترکيه براي حل بحران ناشي از حمله صهيونيستها به کاروان آزادي ميباشد. اين موضع رهبران و ملت ترکيه واقعا شايان تقدير است. ملت ما هرگز اين موضع تاريخي آنکارا را فراموش نخواهد کرد البته امت اسلامي ـ عربي نيز اين موضوع را براي هميشه به خاطر خواهد داشت. برخورد ترکيه با مسئله محاصره نوار غزه يکي از بازنمودهاي موفقيت اين کشور در ايفاي نقش منطقهاي، عربي و اسلامياش است.
در کنار ترکيه، شاهد تلاشهايي از سوي طرفهاي ديگر نيز بوديم. جنبش در طول چند هفته گذشته با شماري از کشورهاي اسلامي و عربي و نيز اروپايي در همين رابطه در تماس بوده است. تلاش ما در راستاي عملي کردن درخواستهاي روزافزون کشورها براي شکستن سد محاصره ميباشد. يکي از آن کارهايي که بايد در اين راستا انجام بگيرد و امروز بيش از هر زمان ديگري به آن احساس نياز ميشود، ايجاد يک خط دريايي براي نوار غزه است. به هر حال محاصره انواع و اشکال مختلفي دارد که يکي از آنها محاصره دريايي مي باشد.
به اعتقاد بنده، ايجاد يک خط دريايي ميان نوار غزه با جهان خارج ميتواند گام مهمي در جهت شکستن سد محاصره باشد زيرا به تبع آن، ديگر انواع محاصره توجيه و اهميت خود را از دست مي دهند. تاکيد ما بر اين است که بايد روند اعمال فشارها به رژيم صهيونيستي بيشتر شود تا اين رژيم دست از محاصره نوار غزه بردارد و گذرگاههاي اين منطقه را باز کند. از برادران مصري نيز تقاضا داريم که گذشته را فراموش کنند و تنها به گشودن موقت گذرگاه بسنده نکنند يعني آن کاري را که در برهه پيشين انجام ميدادند و به صورت موقت گذرگاه رفح را ميگشودند. ما بر اين موضوع پافشاري و اصرار داريم که ايجاد يک خط دريايي ميان غزه و جهان خارج حق ملت فلسطين است و به اميد حضرت حق تلاشهاي ترکيه و همچنين تکاپوهاي جهان عرب و اسلام و کشورهاي اروپايي در جهت عملي کردن اين طرح به نتيجه خواهد رسيد.
س: در لا به لاي صحبتهاي خود به شکست محاصره غزه اشاره کرديد. پر واضح است که محاصره براي طرف صهيونيستي نيز مشکل ساز شد و امروز ادامه محاصره براي آنها حکم يک بار سنگين را دارد. سوال اينجاست که چرا اشغالگران با وجود اينکه محاصره هيچ نتيجه مستقيمي را براي شان به دنبال ندارد، به اين کار ادامه ميدهند؟
ج: به نظر بنده، اين اقدام صهيونيستها سه بعد دارد: بعد اول آن است که محاصره بخشي از رفتار خصمانهاي ميباشد که اشغالگران در برابر ملت ما دارند. صهيونيستها همان طور که اشغالگري ميکنند، به احداث شهرکهاي يهودي نشين دست مي زنند، به يهودي سازي مبادرت مي ورزند و محلهها و منازل فلسطينيان ساکن قدس را تخريب ميکنند، به محاصره نيز دست مي زنند. در واقع، اين موضوع بخشي جدايي ناپذير از رفتارهاي صهيونيستها را تشکيل مي دهند زيرا اين جماعت دشمن ما هستند و اشغالگر.
بعد دوم موضوع، مشروط ساختن رفع محاصره به مسئله آزادي گلعاد شليط، اسير نظامي صهيونيست است. بنا به ادعاي اشغالگران محاصره جزئي از مجازاتي ميباشد که تلآويو براي نوار غزه، مقاومت و جنبش حماس به خاطر به اسارت گرفتن شليط در نظر گرفته است.
بعد سوم اين موضوع که البته رژيم صهيونيستي را براي ادامه روند محاصره ترغيب ميکند، همسويي تمايل اين رژيم براي ادامه وضعيت موجود با خواست برخي طرفهاي منطقهاي در اين خصوص است.
درست است که اشغالگران قدس هيچ توجهي به خواست ديگران ندارند و اصلا احترام به خواست ديگران در رفتارهايشان جايي ندارد ولي اگر خواست ديگران را با تمايلات خود يکي ببيند، آن را عملي ميکند. متاسفانه بعد سوم يعني همسويي تمايل اشغالگران براي ادامه محاصره با خواست برخي طرفهاي فلسطيني، عربي و بينالمللي همسو است. البته قدرت طرفهاي محاصره کننده به هر ميزان که باشد، باز هم قدر مقدر اين محاصره آن است که ـ به اميد حضرت حق ـ به زودي پايان يابد.
س: در صحبتهاي خود به موضوع گلعاد شليط اشاره کرديد و اينکه محاصره در يکي از ابعاد خود مرتبط با آزادي وي ميباشد. نتانياهو چند روز پيش از جامعه بينالملل خواست تا براي آزادي اسير نظامي رژيم صهيونيستي به کمک اين رژيم بشتابند. آيا به نظر شما اين کمکخواهي و مساعدت جويي از ضعف و ناتواني رهبران اين رژيم که هيچ گاه به جامعه جهاني تکيه نداشتهاند، حکايت ندارد؟
ج: به اعتقاد بنده، بيان چنين اظهارات (کمک جويانهاي) از سوي نتانياهو با چندين هدفي صورت ميگيرد. اول اينکه نتانياهو ميخواهد تا دولت خود را از زير فشاري که از طرف جامعه صهيونيستي وارد ميآيد، رها کند. به هر حال، امروز توده صهيونيستها ميدانند مقصر اصلي در عدم انجام مبادله اسرا نتانياهو و کابينه امنيتي وي است. نتانياهو ميخواهد فشار افکار عمومي را دفع کند و اتهام کوتاهي و نيز ناتواني را در اين ماجرا به جامعه جهاني نسبت دهد و از دولتش دور سازد.
هدف دوم نتانياهو از اين اظهارات (کمک جويانه) انحراف افکار عمومي از توجه به جنايتي ميباشد که رژيم صهيونيستي عليه کاروان آزادي مرتکب شده است. چهره اين رژيم بعد از ماجراي مذکور به شدت در جهان تيره شده است. اگر چه جنگ غزه باعث تخريب چهره صهيونيستها در افکار عمومي جهان شد ولي ضربهاي که به وجهه آنها ـ به خاطر اقدامشان عليه کاروان آزادي که از 30 کشور مختلف و با نژادها، اديان و مليتهاي متفاوت تشکيل شده بود ـ وارد آمد چندين و چند برابر جنگ غزه بود. هراس اشغالگران قدس از آن است که جامعه جهاني مشروعيت بينالمللي رژيم غاصبشان را سلب کند و به همين خاطر، تمام توان خود را براي بهبود وجهه خويش صرف مينمايند.
صهيونيستها ميخواهند جامعه بينالملل را به عنوان مسئول شکست در ماجراي مبادله اسرا معرفي کنند تا اينکه بتوانند نقاب قرباني را بر صورت بزنند به ويژه بعد از آنکه ـ بروز حادثه کشتي آزادي ـ باعث شد تا به عنوان جلاد و قاتل در جهان شناخته شوند. بنده معتقدم که اين طرح اشغالگران ديگر تارنما شده است و هرگز منجر به وارونه شدن حقايق نمي شود.
هدف سوم نتانياهو از اين اظهارات (کمک جويانه) ايجاد يک جبهه فشار بينالمللي عليه حماس است تا اين جنبش سقف مطالبات و شروط خود را براي مبادله پايين بياورد و پيشنهاد صهيونيستها را که پيش از اين رد کرده بود، بپذيرد ولي بي شک، در تمامي سه هدفي که اشغالگران قدس با اين کمک جويي دنبال ميکنند، آشکارا ميتوان رد پاي ناتوانيشان را ديد.
رژيم غاصب قدس امروز به شدت احساس ناتواني ميکند که اين موضوع به ايجاد حالتي از ياس در جامعه صهيونيستي انجاميده و به همين خاطر دولت خود را تحت فشار قرار داده است تا اگر توان آزاد کردن گلعاد شليط را "با استفاده از قدرت نظامي" را ندارد، پس بهاي رهايياش را به فلسطينيان بپردازد. تلآويو امروز از نظر امنيتي و نظامي شکست خورده محسوب ميشود و نتوانسته است تا اسير نظامي خود را از مقاومت باز پس بگيرد. اشغالگران حتي در ديپلماسي خود نيز شکست خوردهاند. خلاصه اينکه اسرائيل در تمامي عرصهها با ناتواني رو به رو است.
س: آيا خبر جديدي در مورد مبادله اسرا و نيز واسطههاي جديد داريد؟
ج: موضوع مبادله اسرا پيشرفت مهمي نداشته و تنها تلاشهايي از سوي آلمانيها براي از سرگيري تلاشهاي ميانجيگرانهشان در اين زمينه صورت گرفته است. طرف آلماني ميخواهد جنبش را به سمت پيشنهادهاي گذشته سوق دهد ولي ما هرگز چنين چيزي را قبول نمي کنيم چرا که بر اساس توافق صورت گرفته ميان ما و ميانجيگران آلماني، در هنگام از سرگيري مذاکرات غير مستقيم در خصوص مبادله اسرا بايد کار را از آخرين طرح و پيشنهاد شروع کنيم و به بحث در مورد آن بپردازيم. ضمنا ما هرگز پيشنهاد اخير کابينه امنيتي رژيم صهيونيستي که در آن نتانياهو حرفها و توافقات گذشته خود در خصوص مبادله اسرا را فراموش کرده است، نمي پذيريم.
س: حرف و حديثهايي است مبني بر اينکه برخي طرفهاي عربي نيز در موضوع مبادله اسرا دخالت ميکنند و از نتانياهو ميخواهند تا در انجام اين موضوع شتاب به خرج ندهد تا مبادا مبادله اسرا به عنوان يک دستاورد و يک پيروزي در کارنامه حماس ثبت شود. نظر شما در اين رابطه چيست؟
ج: بله. بايد عرض کنم که دولت آمريکا و شايد هم برخي ديگر از طرفها چنين سفارشي را به نتانياهو کردهاند. دليل اين موضوع را بايد در هراسي جستجو کرد که جماعت مذکور از تاثير مثبت اين مسئله بر جايگاه حماس و تاثير منفي آن بر موقعيت محمود عباس دارند. آمريکا و طرفهاي ياد شده ميخواهند فضايي را فراهم آورند که اولويت به از سرگيري مذاکرات داده شود و هرگز نميخواهد شرايطي پيش آيد که مذاکرات بي فايده جلوه نمايد.
خلاصه اينکه ما براي از سرگيري مذاکرات غير مستقيم جهت مبادله اسرا آماده هستيم و ضمن مخالفت با پيشنهاد اخير صهيونيستها، اعلام ميکنيم که از خواست و شروط خود چشم نميپوشيم.
س: در مذاکراتي که با ميانجيگران آلماني در خصوص مبادله اسرا داشتيد، آيا جانبداريشان از صهيونيستها موضوعي ملموس بود و آيا در جهت اعمال فشار به شما تلاش ميکردند؟
ج: هنوز زود است که چنين استنتاج و برداشتي را از موضوع داشته باشيم ولي به هر حال ميانجيگران آلماني منطقا به دنبال کسب موفقيت در وساطتهايشان ميان دو طرف هستند و وقتي ببينند بستر براي اعمال فشار فراهم است، از اين بستر براي به نتيجه رساندن ماموريت خويش (ميانجيگري) استفاده ميکنند. طرف آلماني به خوبي ميداند که نتانياهو باعث به شکست انجاميدن وساطتهايش در اين زمينه شده است. اين مقام صهيونيستي مواضع قطعي و ثابتي در مورد مبادله ندارد.
هر طرفي در دنيا يا هر ميانجيگري در اين کره خاکي که هنگام مقايسه ميان يک رژيم غاصب و يک جنبش آزاديبخش گمان ميکند اعمال فشار بر يک جنبش سادهتر از وارد آوردن فشار به يک رژيم غاصب است، سخت در اشتباه ميباشد. خيليها حماس را آزمودهاند و خوب ميدانند که حماس سر تسليم در برابر فشارها فرود نمي آورد. جنبش تنها چيزي را ميپذيرد که تحقق بخش خواستهها و انتظارات ملتش باشد و از هيچ احدي هراس ندارد.
س: در سخنراني چند روز پيش خود هشدار داديد که حماس سقف شروط و مطالبات خود براي مبادله اسرا را بالا خواهد برد. ضمنا تهديد کرديد که مسئله به گلعاد شليط ختم نمي شود. "اين روند به اسارت گرفتن سربازان صهيونيست ادامه دارد" آيا اين اظهارات شما در چارچوب تاکيد بر تداوم تلاشهايتان براي آزادي اسرا ميباشد؟
ج: ب طور خلاصه خدمتتان عرض کنم که هدف ما کاملا روشن و مشخص است. ما تنها به دنبال آزادي زنان و مردان اسير فلسطيني هستيم. اگر به اسارت گرفتن يک سرباز صهيونيست براي آزادي اسراي ما کافي نباشد، طبيعي است که مقاومت براي اسير کردن تعداد بيشتري از سربازان رژيم اشغالگر قدس دست به کار خواهد شد تا اين رژيم بداند که چارهاي جز آزادي اسراي ما ندارد. اسرا و شهدا در نظر ملت ما از جايگاهي والا برخوردار هستند زيرا وظيفه خود در خصوص دفاع از مردم را به بهترين نحو ممکن به انجام رساندهاند. نجات اسرا وظيفه ديني و ملي ما است. در نظر ما، اسرا برترينها هستند و ما هرگز آنها را فراموش نخواهيم کرد.
س: اجازه بدهيد به موضوع آشتي ملي بپردازيم. آخرين تحولات مربوط به پرونده آشتي چيست و آيا خبر جديدي در اين رابطه داريد؟
ج: متاسفانه بايد عرض کنم آشتي ملي اگر نتوان گفت که از مسير خود خارج شده ولي ميتوان گفت که هيچ پيشرفتي نداشته است. طرفهاي مختلفي هستند که هرگونه آشتي را وتو ميکنند. بسياري از طرفها از ضرورت آشتي سخن مي گويند ولي تعداد اندکي از آنها صادقانه براي تحقق آن ميکوشند.
پيش از آنکه هرگونه بحثي را در خصوص وضعيت کنوني پرونده آشتي داشته باشم، تمايل دارم به اختصار آنچه در چند ماه گذشته رخ داد را به اطلاعتان برسانم. وقتي از مفاد طرح پيشنهادي مصر براي آشتي ملي با خبر شديم، اصرار کرديم که بايد اصلاحات لازم در آن صورت گيرد تا با مواردي که حماس و فتح در مذاکرات هشت ماه گذشته خويش در خصوص آن توافق کردهاند همخواني داشته باشد. اين درخواست ما با مخالفت طرف مصري رو به رو شد و موضوع ديگر کاملا جنبه شخصي به خود گرفت يعني ديگر اين طرف ناظر (مصر) بود که خود را در اين زمينه تصميم گيرنده ميدانست. موضع ما هم کاملا روشن بود. ما به همه احترام ميگذاريم و هرگز نميخواهيم هيچ طرفي در تنگنا قرار گيرد ولي در عين حال، توجه زيادي به مسئله آشتي داريم و معتقديم که اين يک آشتي فلسطيني ـ فلسطيني است و اين حق طرفهاي آشتي است تا نسبت به اينکه طرح پيشنهادي مصر تضمين بخش يک آشتي واقعي و پاسخگوي منافع مليشان در تمامي ابعادش هست، اطمينان حاصل کنند. ما به دنبال آن آشتي بوديم که به تقويت رشته وحدت و همبستگي داخلي بيانجامد و اصل مشارکت و همکاري را در تمامي مسائل به دنبال داشته باشد و باعث ايجاد يک رابطه درست و سالم در ميان گروههاي مختلف باشد. ما آن آشتي را که باعث تسلط يک گروه خاص بر ديگر گروهها شود و باعث به حاشيه راندن يکي از طرفهاي آشتي شود، نميخواهيم.
وقتي خواست ما در خصوص اصلاح برخي از بندهاي طرح مصر براي آشتي ملي رد شد، اندکي پيش از برگزاري اجلاس سران عرب در ليبي پيشنهادي جديد مطرح شد مبني بر اينکه حماس و ديگر گروهها ملاحظات خود در خصوص طرح مصر را ارائه دهند تا به عنوان پيوست طرح مذکور و جزئي جدايي ناپذير از آن به شمار آيد و بر همين اساس، آشتي ملي صورت گيرد که اين پيشنهاد ـ با وجود آنکه از سوي شمار زيادي از کشورهاي عربي مطرح شده بود ـ مورد مخالفت قاطع قرار گرفت و دوباره موضوع آشتي ملي به بن بست رسيد.
پس از اين ماجرا و اندکي پيش از سفر آقاي عمر موسي، دبير کل اتحاديه عرب فريادها از گوشه و کنار برخاست مبني بر اينکه گروههاي فلسطيني بايد از طريق مذاکره به تفاهم و توافق برسند و سند تفاهم و توافق را با يکديگر امضا کنند، سندي که اساس آشتي ملي باشد و مشکلات مربوط به طرح پيشنهادي مصر را حل کند.
ما از اين پيشنهاد (گفتوگو جهت امضاي سند تفاهم و توافق) که همزمان با سفر عمر موسي انجام ميگرفت و با حمايت وي همراه بود، استقبال کرديم. با برادر عزيزمان جناب آقاي اسماعيل هنيه نيز در خصوص گفتوگو جهت امضاي سند تفاهم صحبت کرديم که ايشان نيز از اين موضوع حمايت کردند و تماسهايي را نيز با "رئيس تشکيلات خودگردان" داشتند که موضوع مذکور با استقبال آقاي ابومازن همراه شد تا جايي که تاکيد کرد گروهي از رهبران بلندپايه جنبش فتح را براي مذاکره به نوار غزه ميفرستد. در اين برهه، ابومازن هياتي را با حضور شخصيتها و چهرههاي مستقل به رياست منيب المصري تشکيل داد که در ميان آنها افراد وابسته به گروههاي مختلف فلسطيني نيز ديده ميشود. وي همچنين موافقت خود را با ايجاد سند توافق اعلام نمود ولي متاسفانه چند روز پيش از موعدي که براي سفر هيات مذکور به نوار غزه تعيين شده بود، از تصميم خود صرف نظر کرد و دوباره به خانه اول بازگشت و گفت: "شما اول طرح پيشنهادي مصر را امضا کنيد و سپس ما در هنگام اجراي اين طرح ملاحظات شما را مد نظر قرار ميدهيم."
ابومازن در يکي از جلسات خود که در پشت درهاي بسته انجام گرفت، خاطرنشان ساخت که نميخواهد با اين کار خشم مصر را برانگيزد. درخواست بنده از عمر موسي که از موضع مثبت حماس اطلاع پيدا کرده، اين است که به همه، آن طرفي را که تلاشهاي مختلف براي تحقق آشتي ملي را بي نتيجه مي گذارد، معرفي نمايد.
سوال بنده اين است که چرا توافق ميان گروه هاي فلسطيني ممنوع ميباشد؟ شکاف موجود ميان طرف فلسطيني با يک طرف غير فلسطيني نيست و به همين خاطر طبيعي است که اين فرصت به فلسطينيها اعطا شود تا با يکديگر به توافق و تفاهم برسند و عربها نيز بايد از اين توافق حمايت کنند نه آنکه در مسير تحقق آن سنگ اندازي نمايند.
حرف من اين است که آشتي ملي به خاطر دو عامل اصلي به نتيجه نميرسد و تکميل نميشود. اول اينکه برخي طرفهاي بينالمللي و در راس آنها ايالات متحده و رژيم صهيونيستي اجازه نميدهند تا زماني که حماس برنامههاي سياسي خود را تغيير نداده است، آشتي ملي محقق گردد يعني اينکه از نظر واشنگتن و تلآويو وقتي تحقق اين آشتي بلامانع است که حماس به شروط تعيين شده بازي تن در دهد. آمريکاييها و صهيونيستها ميخواهند همان کاري را که در گذشته و در مورد ديگران انجام دادند، در مورد حماس نيز به انجام برسانند. وقتي حماس در انتخابات پيروز شد، طرفهاي مذکور بسيار خشمگين شدند و به همين خاطر نميخواهند اجازه دهند تا اين جنبش تصميمات و برنامههاي خود را به انجام برساند مگر آنکه اصول و آرمانهاي خود را فراموش نمايد و به شروط سياستمداران تن در دهد.
عامل دوم نيز وجود برخي طرفهاي فلسطيني و عربي ميباشد که هرگز حاضر به پذيرش تغييري که در نقشه سياسي داخلي به وجوده آمده است، نيستند و معتقدند تا زماني که حمايتهاي منطقهاي و بينالمللي از بازيگران سابق عرصه سياست در فلسطين باشد، اين جماعت ميتوانند در ميدان قدرت حضور داشته باشند و در مورد فلسطين تصميم گيري نمايند حتي اگر اين موضوع خلاف خواست مردم اين سرزمين باشد. طرفهاي مذکور از اين شرايط (بقاي در قدرت با استفاده از حمايت قدرتهاي خارجي) لذت مي برند زيرا بر خلاف اراده ملت فلسطين قدرت را در اختيار ميگيرند. آنها هرگز به دنبال عملي کردن خواست ملت فلسطين نيستند بلکه به دنبال شرايطي هستند که اجازهشان دهد تا به تنهايي و در سايه حمايتهاي منطقهاي و بينالمللي براي فلسطين تصميمگيري نمايند و اين علت حقيقي مخالفتشان با موضوع آشتي است.
پيام بنده به طرفهاي مختلف فلسطيني که در زمينه تحقق آشتي ملي جدي هستند، اين است که بياييد به جهانيان بگوييم ما فلسطينيها به دنبال آن هستيم که با دستان خود مشکلاتمان را حل نموده و به کسي نيز اجازه دخالت نميدهيم. بياييد خودمان براي آشتي تصميم بگيريم و از ديگران نيز بخواهيم که از تصميم ما حمايت کنند نه اينکه آن را وتو نمايند و نظرشان را به ما تحميل کنند.
س: آيا اين امکان وجود دارد که ترکيه در موضوع آشتي ملي ميانجيگري کند؟
ج: ترکيه از همان آغاز بحران و شکاف داخلي تلاشهاي بسياري را در اين زمينه انجام داده است ولي به اختصار بايد خدمتتان عرض کنم که تا کنون به ترکها اجازه ورود به اين عرصه و نقش آفريني داده نشده و نخواهد شد.
س: برخي طرفهاي فلسطيني و عربي تلاش کردند تا رفع محاصره نوار غزه را مشروط به تحقق آشتي ملي نمايند. آيا اين مسئله براي شما ملموس بود؟
ج: همين طور است. بعد از ماجراي حمله به کاروان آزادي، طرفهاي مختلف بينالمللي و منطقهاي تمام توجهشان معطوف به شکستن سد محاصره شد. برخي از طرفها که گمان ميکردند محاصره اهرم فشاري است که ميتوانند از آن بر عليه ما استفاده کنند، نميخواستند تا اين اهرم از دست برود و به همين خاطر، پايان يافتن محاصره را مشروط به آشتي ملي کردند. اين همه تاکيد بر ضرورت برقراري آشتي ـ آن هم در اين برهه ـ تنها با هدف منحرف کردن اذهان از توجه به ضرورت شکسته شدن سد محاصره مي باشد.
موضع ما در اين رابطه کاملا مشخص است. ما ميگوييم پايان يافتن محاصره و آشتي هر کدام دو هدف جداگانه ميباشند که هيچ تعارضي با يکديگر ندارند و بايد براي عملي کردن آنها کوشيد و نبايست اجراي يکي را مشروط به تحقق ديگري کرد. حماس هم به دنبال شکسته شدن سد محاصره و هم به دنبال تحقق آشتي ملي است و ثابت قدم در اين دو مسير گام برمي دارد.
س: آيا فکر نميکنيد که در برهه اخير اقدامات عليه جنبش حماس و به طور کلي مقاومت در کرانه باختري کاهش يافته است؟
ج: سياست امنيتي در کرانه باختري هيچ تغييري نکرده و همان اصول گذشته خود را دارد. شايد تغييراتي در شکل اجراي اين سياستها به وجود بيايد ولي بنيان آن که بر چندين اصل گذارده شده است، تغييري نميکند. اين اصول عبارتند از اينکه بايد مقاومت را به صورت همه جانبه تحت فشار قرار داد. مقاومت جرم به شمار ميرود. سلاح مقاومت نيز غير قانوني ميباشد. ضمنا در حال حاضر دستگاههاي امنيتي تشکيلات خودگردان و نظاميان رژيم صهيونيستي در زمينه تبادل اطلاعات با يکديگر همکاري کامل دارند که البته اين همکاريها به بازداشت و بازجويي مبارزان فلسطيني نيز سرايت کرده است.
بخشي از سياستهاي امنيتي با هدف اعمال فشار به تمامي ملت صورت ميگيرد. سياستهاي کلي تشکيلات خودگردان در جهت اعمال فشار به ملت در تمامي سطوح سياسي، اجتماعي و اقتصادي ميباشد تا جايي که دامنه اين فشارها به آزادانديشان دانشگاهي و اصحاب رسانه نيز کشيده شده است. در واقع، اعمال فشار يک سياست کلي است.
بخشي از اين سياستهاي امنيتي تنها عليه حماس است. اين جنبش تنها به خاطر انجام فعاليتهاي مبارزاتي يا عملکردش در عرصه سياسي و ملي مجازات و مورد فشار قرار نميگيرد. در واقع، تشکيلات خودگردان سياست امنيتي خود را در چارچوب طرحي انجام ميدهد که هدف از آن تضعيف حماس در تمامي زمينهها است و گمان ميکند که با اين کار ميتواند جنبش را از نظر سياسي به زانو در آورد و جايگاه آن را در ميان مردم تضعيف نموده و نقش اين جنبش را در فلسطين کمرنگ کند.
بخشي از سياستهاي امنيتي تشکيلات خودگردان در راستاي انتقام جويي است. برخي طرف هاي فلسطيني معتقدند که از اين طريق (تضعيف حماس) ميتوان جلوي تکرار ماجرايي را گرفت که در انتخابات سال 2006 رخ داد و باعث غافلگيري همگان شد. آنها با طرح تضعيف حماس ميخواهند ديگر شريک يا رقيبي نداشته باشند. در واقع، عادت کردهاند که خيمه سياست در فلسطين را تنها با يک پايه و ستون (فتح) ببينند و هرگز تاب ديدن اينکه خيمه مذکور با دو ستون اصلي و نيز ستونهاي فرعي (گروههاي مختلف فلسطيني) بر پا شده باشد، ندارند. آنها ميخواهند نقش حماس را کمرنگ نمايند تا به تنهايي در مورد فلسطين تصميمگيري کنند و اين حکايت از خودسري و لجبازي سياسي و حزبي جماعت مذکور دارد.
س: پس شما معتقديد که فشارها بر هواداران حماس در کرانه اشغالي باختري کاهش نيافته است؟
ج: ما در اينجا با يک پارادوکس دردناک رو به رو هستيم که خلاف تمامي اصول منطق ميهن پرستي و واقعگرايي است. در حالي که رژيم صهيونيستي سخت مشغول يهودي سازي قدس، آواره کردن ساکنان اصلي اين شهر و نيز تبعيد نمايندگان فلسطيني آن است و نخست وزير اين رژيم نيز بر ناديده گرفتن حقوق ملت ما پافشاري ميورزد و طرح ايجاد ميهن جايگزين را در اردن براي مردم فلسطين مطرح مينمايد، تنها جوابي که تشکيلات خودگردان به اين جنايتها ميدهد آن است که روند تعقيب مبارزان و مجاهدان را تشديد ميبخشد تا مبادا مردم فلسطين هيچ برگ برندهاي را در مقابل صهيونيستها داشته باشند. تشکيلات خودگردان پاسخ جنايتهاي اشغالگران را با استقبال از مذاکرات مستقيم و غير مستقيم با آنها ميدهد بدون آنکه در اين ميان دشمن صهيونيستي بهايي را براي انجام مذاکرات بپردازد. از همه بدتر اينکه تلآويو پاسخ جنايتهايش در حق ملت فلسطين را با همکاري امنيتي رايگان تشکيلات خودگردان با نيروهاي ارتش صهيونيستي دريافت ميکند البته بماند که اين همکاري چه با بها و چه بي بها وظيفه تشکيلات مذکور به شمار مي رود.
در حقيقت، وضعيت دراماتيک موجود تاسف انسان را بر ميانگيرد و باعث ميشود تا صهيونيستها براي ناديده گرفتن حقوق فلسطينيان ترغيب شوند ضمن آنکه اقدامات تشکيلات خودگردان نتانياهو را تشويق ميکند تا هيچ چيزي را به طرف مذاکره کننده فلسطيني که ضعيف و فاقد برگههاي برنده ميباشد، اعطا نکند. البته تشکيلات مذکور با دست خود اين برگههاي برنده را از بين برده است و با همکاريهاي امنيتي خويش با صهيونيستها، خدماتي رايگان به آنها ميدهد تا در زمينه نابودي اين برگهها (مقاومت) موفق شوند.
انتظاري که امروز وجود دارد، آن است که به اصلاح وضعيت موجود بپردازيم که اين کار نيز در سايه تاکيد بر گزينه مقاومت و نيز مخالفت با هرگونه اقدامي امکان پذير است که از سوي تشکيلات خودگردان و دولت منتصب آن براي فريب ملت فلسطين صورت ميگيرد. آنها ميخواهند با پول و بهبود وضعيت اقتصادي افراد، آنها را وادار به تسليم در برابر خواست خويش کنند. رفتار تشکيلات خودگردان و دولت فياض به گونهاي است که گويي اولويت اول ملتي که در زير سايه شوم حضور اشغالگران به سر مي برد، معيشتي و اقتصادي ميباشد و حال آنکه اولويت اصلي چنين ملتي آزادي ميهن و تاکيد بر حق تعيين سرنوشت است. انتظاري که امروز از جهان عرب وجود دارد، آن است که مسئله قدس را پيگيري نمايند و در مقابل طرح دشمن صهيونيستي براي تکميل زنجيره يهودي سازي قدس که با تغيير در بافت جمعيتي و جغرافيايي اين شهر صورت ميگيرد، بايستند.
س: برخيها معتقدند که سلام فياض ميخواهد با تغيير در وضعيت فلسطين و کنار گذاشتن فتح و حماس، خود را به يکه سوار ميدان سياست مبدل سازد. چيزي هم که امروز ـ و با وجود چنين شرايطي ـ شاهد آن هستيم، عدم واکنش حماس و ديگر گروههاي حاضر در کرانه باختري است. دليل اين همه سکوت و نيز پذيرش فشارهايي که از سوي دستگاههاي امنيتي وارد ميآيد، چيست؟
ج: بله اين وضعيت مشهود و البته تعجب برانگيز است ولي هرگز نميتوان آن را نشانه خمودگي و نيز بي توجهي مردم به حوادث موجود دانست. ملت ما يک ملت بزرگ ميباشد که هميشه در صحنه حاضر بوده و خود تاريخ ساز بوده است ولي متاسفانه امروز ميبينيم که با زور آهن و آتش، با ابزار ارتکاب اقدامات وحشيانه همچون شکنجه و کشتار و نيز همکاري امنيتي، ملت ما را مهار کردهاند و هرگونه حرکت اعتراض آميزي را در نطفه خاموش ميکنند. بنده بر اين باورم که بر خلاف اعتقاد برخيها، وضعيت موجود ـ حتي اگر با پيشرفتي در زمينه امور اقتصادي همراه شود ـ هرگز يک موفقيت براي تشکيلات خودگردان يا دولت سلام فياض به شمار نمي رود زيرا اولويت اصلي ملتهاي تحت اشغال رهايي ميهن از چنگال غاصبان است نه اقتصاد.
از سوي ديگر، موفقيت ديکتاتورها در کشورهاي مختلف [در استفاده از ابزار زور براي مهار ملتها] هرگز به عنوان يک موفقيت به شمار نمي رود. در کرانه باختري نيز اصل بر همين است و اگر هم تشکيلات خودگردان در اين منطقه پيروزي ظاهري داشته، اين پيروزي در سايه زير پا گذاشتن ارزشهاي ملي، سلب آزادي و نيز عزت انساني شهروندان حاصل شده است.
خلاصه بايد عرض کنم که وضعيت حاکم بر کرانه باختري يک وضعيت استثنايي و موقت است و هرگز بيانگر حقيقت نميباشد. بنده کاملا به اين نکته باور دارم که اين مرحله پايان خواهد يافت و ما به زودي اين وضعيت را پشت سر خواهيم گذاشت. کرانه باختري نيز برنامههاي مقاومت خويش را از سر خواهد گرفت. تاريخ فلسطين هميشه آکنده از حوادث غير منتظره بوده است. چه بسا دورههايي از آرامش که با خود طوفاني را به دنبال داشته است، طوفاني که هيچ کس آن را پيش بيني نميکرد.
س: آيا خبر جديدي را در خصوص رابطه ميان حماس با اردن براي ما داريد؟
ج: متاسفانه در برهه کنوني روابط دو جانبه حالت جمود را تجربه ميکند و ريشه اين موضوع را بايد در نظرات مراکز تصميم گيري در اردن جستجو کرد که هرگز نميخواهند با جنبش رابطهاي داشته باشند. حماس براي ارتباط با امان آمادگي کامل دارد ولي مشکل طرف مقابل است که هميشه رفتاري ترديد آميز نسبت به اين موضوع دارد البته شايد هم قاطعانه تصميم گرفته است که هرگز رابطهاي با جنبش نداشته باشد. در واقع، مسئوليت جمود کنوني در روابط حماس با امان بر عهده يک طرف (حکومت اردن) است.
س: شما به دنبال ايجاد چه نوع رابطهاي ميان حماس و امان هستيد که بتواند تامين کننده منفعت دو طرف باشد؟
ج: پيش از آنکه هرگونه بحث در خصوص نوع اين رابطه داشته باشيم، بايد به ضرورت وجود روابط ميان اردن و فلسطين که بخشي از آن را روابط ميان اردن و حماس تشکيل ميدهد، بپردازيم. بيترديد، اين روابط يک موضوع حاشيهاي و بياهميت نيست بلکه يک ضرورت تلقي ميشود. درست است که اردن با تشکيلات خودگردان رابطه دارد ولي اين کفايت نميکند چرا که حماس جزئي از نظام حاکم بر فلسطين به شمار ميرود و اکثريت پارلماني را در اختيار دارد. حماس بعد از سال 2006 هيچ شباهتي به قبل از آن ندارد. حماس مشروعيت خود را اول به خاطر مقاومت و بعد هم به خاطر آرايي گرفته است که راي دهندگان به نفع اين جنبش به صندوق ريختند. از اين رو، نميتوان گفت که رابطه با يک طرف خاص فلسطيني، اردن را از رابطه با حماس بي نياز مي کند.
در برهه کنوني شاهد افزايش دغدغههاي مشترک ميان اردن و فلسطين هستيم. هر دو طرف نگران طرحهايي هستند که نتانياهو و دولت تندرو و افراطي وي از آن سخن به ميان ميآورند، طرحهايي که بر اساس آن ديگر آوارگان حق بازگشت به ميهن خويش را ندارند و بايد براي هميشه مقيم کشورهايي شوند که به آنها پناه برده اند. اردنيها و فلسطينيها امروز با يک تهديد مشترک رو به رو هستند و منافع و سرنوشت آنها با يکديگر گره خورده است.
در سايه ضرورتهايي که توضيح آن گذشت، همه بايد اهميت روابط دو جانبه را درک کنند. بيان چنين حرفهايي از سوي بنده به اين معنا نيست که ما به دنبال گدايي کردن رابطه با ديگران هستيم. به طور کل، چنين مقولهاي در سياست حماس جايي ندارد.
به نظر بنده، منافع و دغدغههاي مشترک هستند که باعث ايجاد روابط دو جانبه ميان طرفهاي مختلف ميشوند. در پاسخ به پرسشي که در خصوص شکل اين رابطه مطرح کرديد، بايد بگويم که ما به دنبال رابطهاي هستيم که اساس آن احترام، تفاهم و تبادل نظر باشد.
آنچه که بايد اردن و فلسطين به دنبال آن باشند گفتوگو براي از بين بردن نگرانيها، بسترسازي براي دست يابي به تفاهم و نيز ارائه طرحي مناسب براي رابطه دوجانبه در برهه کنوني مي باشد البته طرح مذکور بايد قابليت گسترش را نيز در آينده داشته باشد. حماس آمادگي آن را دارد تا براي برقراري رابطهاي که تامين کننده منافع اردن و فلسطين باشد، بکوشد و نگرانيهاي اردن نسبت به برقراري اين رابطه که برخي از آنها قابل توجيه و البته اکثر آنها نيز غير قابل توجيه است، را از بين ببرد.
انتهاي پيام
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.



نظرات