«امروزه بايد تجارت را به سمت نامريي شدن پيش برد. در عصر کنوني توانمند شدن به فوت و فن تجارت غيرملموس، يک مزيت رقابتي است.» اين دو جمله بخشي از نوشتههاي وزير بازرگاني است كه بر تقويت تجارت نامريي كشور تاكيد و راهبردهاي اين وزارتخانه را براي تحقق اهداف جهاد اقتصادي تشريح كرده است.
به گزارش خبرنگار بازرگاني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، وزير بازرگاني امروز به صورت مكتوب راهبردهاي وزارت بازرگاني براي تحقق اهداف جهاد اقتصادي را تشريح كرده و از جمله اين راهبردها را تقويت تجارت نامريي و توسعه شبکههاي کسبوکار ذكر كرده است.
به اعتقاد وي، در سال جاري وزارت بازرگاني بايد راهبردهاي ديگري از جمله توسعه تجارت خارجي و پايدارسازي اقتصادي و تجارت، ترويج نهضت کاهش هزينهها، تقويت نگاه فرايندي به توليد و تجارت، توسعه زيرساختارهاي تجاري، مديريت الگوي مصرف و حمايت از مصرفکنندگان، مديريت بازرگاني و منطق حکمراني در تجارت و متعادلسازي بازار را مدنظر قرار دهد.
متن كامل اين نوشته به شرح زير است:
امروزه نظام اقتصادي، با تحول بنيادين خود کشورها را با موانع و چالشهاي مختلفي مواجه ساخته است. اما از بعد ديگر اين نظام، فرصتهاي جديدي را نيز در اختيار ما ميگذارد و البته دامهاي ويژه خود را نيز ميگستراند. دنياي ما بهسوي يک اقتصاد جهاني در حال حرکت است و اين تازه ابتداي نگرانيها و نفع و زيانهاي کشورها و مردماني است که در اين نظام بايد قواعد اقتصاد و توليد و تجارت خود را با هم هماهنگ و همسو سازند. براي اين اقتصاد جديد سه ويژگي متمايز ميتوان برشمرد، اول اينکه جهاني است و دوم اينکه معطوف به اشياء و امور غيرملموسي چون ايدهها، اطلاعات و ارتباطات است و نهايتا اجزاء آن به شدت با هم در ارتباط است و يا به عبارت ديگر يک ساختار شبکهاي دارد.
اين سه ويژگي، نوع جديدي از روابط تجاري و اجتماعي را در بازار و جامعه ايجاد کردهاند که مديريت آنها شرايط و قواعد خاص خود را دارند. در اين ميان فرمايش مقام معظم رهبري در معرفي سال 90 به عنوان سال جهاد اقتصادي ميتواند نويد بخش عزم و اداره ملي مردم و مسئولان کشور عزيزمان در شناسايي و حل موانع و مشکلات اقتصادي کشور و از جانب ديگر بهرهگيري از فرصتها و پتانسيلهاي موجود جهت توسعه سريع و جهش اقتصادي باشد.
بر اين اساس برخي رويکردها و راهبردهاي مديريتي وزارت بازرگاني را در راستاي تحقق اهداف جهاد اقتصادي به شرح زير ميتوان معرفي کرد:
توسعه شبکههاي کسب و کار
امروزه مزيت رقابتي بازار از آن شرکتها و سازمانهايي است که توانايي کار کردن در يک اقتصاد مبتني بر شبکه را فرا گرفته باشند.
بر اين مبنا ميتوان گفت تحقق جهاد اقتصادي حول محور ارتباطات و تعاملات عميق و گسترده به گردش در ميآيد. توسعه و تحکيم ارتباطات به عنوان عاملي موثر جهت تقويت بنياد جامعه، فرهنگ، انسانيت، هويت، توليد و تجارت در نظامهاي اقتصادي مدرن تبديل شده است. به همين دليل است که شبکههاي کسب و کار اين چنين مهم جلوه مينمايند، تا جايي که امروزه تجارت به سمت نظام اقتصادي شبکهاي پيش ميرود.
باتوجه به اين مهم، وزارت بازرگاني نيز در راستاي توسعه شبکههاي کسب و کار اقدامات متعددي را بهمنظور ساماندهي خوشههاي کسب و کار صادراتگرا، شرکتهاي مديريت صادرات، توانمندسازي اتحاديهها و تشکلها و توسعه کنسرسيومهاي صادراتي در دستور کار داشته که با طرح موضوع سال جهاد اقتصادي ضروري است با جديت و پشتکار بيشتري از جانب هم دولت و بخش خصوصي بدان پرداخته شود.
لازم به ذکر است نقش و مسئوليت بخش خصوصي در ايجاد هماهنگي و همافزايي و اعتمادسازي جهت توسعه شبکههاي کسب و کار عاملي مهم و انکارناپذير است که بايد مورد توجه همه فعالان بخش اقتصادي کشور قرار گيرد.
بديهي است که سياست وزارت بازرگاني و دولت نيز حمايت از تشکلگرايي و توسعه شبکههاي کسب و کار است.
تقويت تجارت نامريي
امروزه بايد تجارت را به سمت نامريي شدن پيش برد. در عصر کنوني توانمند شدن به فوت و فن تجارت غيرملموس، يک مزيت رقابتي است. چرا که در اقتصاد جهاني جغرافيا مرده است! البته مکان بازار هنوز اهميت دارد و براي مدت زماني قابل توجهي نيز همينطور خواهد ماند ولي بايد توجه كرد که نظام اقتصادي جديد، بيشتر در «فضا» عمل ميکند تا در «مکان» و به مرور زمان حجم بيشتر و بيشتري از تراکنشهاي تجاري و اقتصادي به چنين فضايي کوچ خواهند کرد.
در اين نظام اقتصادي جديد موضوعاتي همچون اطلاعات، ارتباطات، کپي رايت، امنيتها و مانند آنها مطرح ميشود.
بر اين اساس جهاد اقتصادي، توسعه الزامات و زيرساختارهاي تجارت الکترونيک در کشور است که هم صرفهجوييهاي قابل توجهي در زمان و نيز هزينههاي تجارت فراهم ميآورد.
اجراي طرح پنجره واحد تجاري و ديگر اقدامات مرتبط با تجارت الکترونيکي در وزارت بازرگاني از جمله مصاديق اين حرکت جهادي است.
توسعه تجارت خارجي و پايدارسازي اقتصادي و تجارت
اين گستردگي و فراواني است که نظام اقتصادي شبکهاي را ميتواند اداره کند، نه محدوديت. لذا توسعه محصولات و خدمات، متنوع و متعددسازي آنها براي عرضه در بازارهاي بينالمللي بايد در کانون توجه باشد. سياستها بايد به نحوي باشد که بتوان بازارهاي جهاني را فتح کرد و اين قابليتي است که در اقتصاد و تجارت ما حداقل براي يک بازار 700 ميليون نفري با يک رويکرد جهادي قابل تحقق است، بهجاي آنکه محدود به بازار 70 ميليوني کشورمان بمانيم. طبيعي است که توانمند شدن کشور براي تبديل شدن به قطب تجارت منطقه ضمن اينکه رفاه اقتصادي و اجتماعي را براي کشور ميتواند به ارمغان آورد با توسعه تعاملات بينالمللي، منجر به ايجاد ارزش پايدار در اقتصاد و توليد و تجارت شده و فرصتهاي بيشتر و بيشتري را براي کشور بهوجود ميآورد. چرا که هر وقت که يک سيستم بسته، به سيستمي باز مبدل شود، بهطور مستقيم شروع به تعامل با ديگر سيستمهاي موجود ميکند و بهدين وسيله صاحب ارزشهاي همه آن سيستمها ميشود.
جهتگيري وزارت بازرگاني و دولت محترم مبني بر توسعه ارتباطات و تعاملات تجاري در سطح بينالمللي ميتواند راهبرد مناسبي براي تحقق اهداف جهاد اقتصادي در سال جاري و نيز سالهاي آتي باشد.
ترويج نهضت کاهش هزينهها
هر ساله بهترين کالاها ارزانتر ميشوند. اين اصل، آنقدر در زندگي ما تنيده شده که ما انتظاري غير از آن نداريم. اما بايد به اين نکته توجه کرد که اين موضوع، ميتواند به عنوان موتور محرک جهاد اقتصادي در کشور به شمار رود.
مصرفکنندگان قبل از عصر صنعتي، در ازاي افزايش جزيي قيمت، انتظار رشد چنداني را در کيفيت کالا نداشتند. با گذشت سالها، محصولات بهبود يافته گرانتر ميشدند. اما با ورود به عصر جديد، صاحبان کسبو کار بايد بتوانند اين معادله را به کلي واژگون کنند. با طرح موضوع نهضت کاهش قيمت تمام شده به عنوان رويکردي فراگير، ملي و جهاد گونه ميتوان در ازاي افزايش کيفيت، هزينه کمتري را طلب كرد .
از اين طريق ميتوان زمينه بهبود بهرهوري و توسعه رقابتپذيري در محصولات و خدمات را به نحو مطلوبي فراهم ساخت و مزيتهاي رقابتي پايداري را براي کشور ايجاد کرد.
تقويت نگاه فرايندي به توليد و تجارت ـ تئوري ادغام
با منسوخ شدن ديدگاههاي وظيفهاي امروزه ما نيازمند پاردايمهاي جديد، عقايد نوبنيان و تجربههاي نويافته براي درک ماهيت فرايندي توليد و تجارت هستيم. مديريت در دنياي امروز مديريت بر فرايندهاي يکپارچه است. بر اين مبنا رويکرد يکپارچهسازي در فرايندهاي توليدي و تجاري به نحوي که بتواند زمينه توسعه تجاري و رونق اقتصادي را براي کشور فراهم سازد، نبايد دستمايه تعارضات بين دستگاههاي اجرايي قرار گيرد. تجربيات مثبت ديگر کشورها حاکي از موفقيت رويکرد مديريتي فرايندگرا در حوزه توليد و تجارت است که البته با بررسيهاي کارشناسي که در دست اقدام است، اميد ميرود بتواند تحول مناسبي را در عرصه مديريت يکپارچه حوزه توليد و تجارت در سطح کشور فراهم سازد.
توسعه زيرساختارهاي تجاري
رونق اقتصادي و تجاري در کشور در گرو شکلگيري و تقويت هرچه بيشتر زيرساختارهاي سختافزاري و نرمافزاري تجاري است.
توسعه، بهبود و ساماندهي نظامهاي حملونقل، بنادر، انبارها و امثال آنها در سطح ملي به عنوان زيرساختارهاي سختافزاري و قوانين و مقررات، سيستمها و ابزارهاي مبتني بر فناوري اطلاعات و امثال آنها به عنوان زيرساختارهاي نرم ميتواند نقش بهسزايي در رشد و توسعه اقتصادي و تجاري کشور اعم از تجارت داخلي و خارجي و نيز توسعه سرمايهگذاري در بخشهاي مختلف داشته باشد.
اگرچه اين مهم طي سالهاي اخير مورد توجه مسئولان مختلف بوده ولي ضروري است با جديت فراوان و با تمام توان ملي به توسعه زيرساختارها همت گمارد.
طرح موضوع آمايش تجاري در وزارت بازرگاني به عنوان محور برنامههاي سال 90 اين وزارتخانه مويد اهميت موضوع و تاثير فراوان آن در بهبود شاخص رشد اقتصادي و توسعه همه جانبه کشور عزيزمان خواهد بود.
مديريت الگوي مصرف و حمايت از مصرفکنندگان
مشتري و مصرفکننده نهايي را به عنوان کليديترين رکن يک فرايند تجاري نبايد مورد بيمهري قرار داد. ارتقاي سطح آگاهي و دانش مشتريان در راستاي بهبود و مديريت الگوهاي مصرفي آنها و نيز حمايت و پشتيباني از حقوق مصرفکننده، از جمله ويژگي اقتصادهاي مدرن و پويا است.
ارتقاي دانش اقتصادي مصرفکنندگان، تشکيل انجمنهاي حمايت از حقوق مصرفکنندگان و زمينهسازي اجرا و پيادهسازي قانون مربوطه از جمله اقداماتي است که در سال گذشته آغاز شده و در سال جديد نيز با جديت دنبال خواهد شد.
طبيعي است که توجه به سازگاري، هماهنگي و ارتباط بين ارکان زنجيره تامين تا توزيع و مصرف و بهويژه مشتري و مصرفکننده ميتواند سه جريان عمده تاثيرگذار در تجارت را که شامل جريان فيزيکي محصولات، جريان اطلاعاتي و جريان مالي و يا داد و ستد بين ارکان يک زنجيره هستند را با هدف ايجاد يک جريان اقتصادي پايدار و مبتني بر نفع متقابل سازماندهي كند.
مديريت بازرگاني و منطق حکمراني در تجارت
در منطق حکمراني تجاري منظور اين است که وزارت بازرگاني و دولت وظيفهاي فراتر از تنظيم بازار دارند و بايد بيشتر به سياستگذاري، مديريت و نظارت عاليه در بخش تجاري کشور بپردازند. لازمه اين امر توانمند شدن بخش خصوصي، اتحاديهها و تشکلها و پذيرش مسئوليت از جانب آنهاست که در اين خصوص نيز سياست وزارت بازرگاني واگذاري هرچه بيشتر امور تصديگري بازرگاني به بخش خصوصي است.
تشکيل و حمايت از تشکلهاي مختلف نظير انجمن واردکنندگان و انجمنهاي حمايت از حقوق مصرفکننده و امثال آنها، حاکي از اين جهتگيري در عرصه حکمراني تجاري است. بر اين مبنا وزارت بازرگاني ميتواند توان خود را صرف اعمال حاکميت و توسعه زيرساختارهاي بازرگاني در کشور كند و از اين طريق زمينه توسعه اقتصادي و تجاري را بيش از گذشته فراهم سازد.
متعادلسازي بازار
متعادلسازي يا تنظيم بازار به عنوان يکي از ماموريتهاي کليدي وزارت بازرگاني به مجموعهاي از مقررات، سياستها و راهبردها گفته ميشود که با هدف حمايت از عاملان بازار (مصرفکننده و توليدکننده) تلاش ميکند بين متغيرهاي اصلي قيمت و مقدار تعادل و پايداري را در بازار عرضه و تقاضا ايجاد كند. اگرچه روشهاي متعددي براي متعادلسازي بازار وجود دارد، وليک اتخاذ سياستهايي نظير اطلاعرساني و شفافسازي وضعيت بازار، ذخيرهسازي و توزيع، مديريت صادرات و واردات و تعرفهها و ديگر موارد مشابه از جمله اقدامات موثر در جريان متعادلسازي بازار عرضه و تقاضا و به تعبير ديگر متعادلسازي جريان اقتصادي در بازار است.
بديهي است پايدارسازي وضعيت عرضه و تقاضا در کشور پايداري اقتصاد و رفاه جامعه را بهدنبال خواهد داشت و طبيعي است که در سال جهاد اقتصادي نيز اين ماموريت خطير بايد با دقت و جديت بيشتر از گذشته برنامهريزي و اجرا شود.
اگر چه انتظار ميرود توانمندي و مشارکت بخش خصوصي در اين ماموريت خطير به حدي باشد که وزارت بازرگاني و دولت با کمترين مداخله در جريان بازار و تنها با نظارت عاليه بازاري پايدار را فراهم سازند.
هدفمندسازي يارانهها
با توجه به سند چشمانداز براي اينکه بتوانيم در منطقه رتبه اول را کسب کنيم بايد زمينه رشد اقتصادي، کاهش فاصله درآمدي طبقات مختلف مردم، اشتغال و ديگر شاخصهاي عرصه اقتصاد را بهبود دهيم. برايناساس به عنوان گامي مهم در عرصه تحول اقتصادي اجراي قانون هدفمندسازي يارانهها در سال 89 با هدف اصلاح ساختارهاي توليدي، مديريت مصرف انرژي در کشور و توزيع عادلانه يارانهها در دستور کار قرار گرفت و به نحو مطلوبي نيز اجرا شد.
در اين راستا بخش بازرگاني کشور تحت تاثير اين قانون و اجراي موفق آن ميتواند فوايد متعددي از جمله ساماندهي بهتر بازار عرضه و تقاضا، افزايش کارآيي بخش بازرگاني اعم از دولتي و خصوصي، مديريت و اصلاح رفتار ارکان بازار اعم از تامينکنندگان، توليدکنندگان، توزيعکنندگان و مصرفکنندگان، قطع ارتباط بسياري از واسطهها با اصلاح نظام بازار و توزيع سود و بسياري از موضوعات ديگر را شاهد باشد.
در سال همت مضاعف و کار مضاعف ساماندهي کانالهاي تامين و توزيع کالاها و خدمات در سطح ملي، کنترل و نظارت عاليه بر عملکرد بازار در گستره جغرافيايي کشورمان، توسعه تعاملات کاري و تبادل مستمر اطلاعات با ارکان بازار اعم از مصرفکننده، تاجر و توليدکننده از طريق سامانههاي مختلف از جمله اقدامات موثر و جهاد گونه بوده که اميد است در مراحل بعدي اجراي قانون هدفمندسازي يارانهها نيز در سال 90 با همراهي و مشارکت بيشتر مردم و بخش خصوص محقق شود.
انتهاي پيام



نظرات