رييس انجمن نويسندگان، خبرنگاران و عكاسان ورزشي، فوتبال حرفهاي را بچه ناز پروردهاي مي داند كه هزينه و مخارجش فراوان است و ضايعاتش هم زياد. او مي گويد، متاسفانه در دوره هزينه شدن پول دولتي، فوتبال به اصطلاح حرفهاي ما با بيماري شديدي روبرو شده كه درماناش بسيار دشوار است. وي راه برون رفت از وضع كنوني را تن دادن ورزش حرفهاي به دوران رياضت سخت مالي دانسته و ميافزايد، بايد حباب پول دولتي در ورزش حرفهاي ايران شكسته شود.
دكتر سيد عبدالحميد احمدي در گفت و گو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به بررسي شرايط كنوني حاكم بر فوتبال حرفه اي ايران پرداخت. وي با اشاره به رخدادهاي اخير در ليگ حرفهاي فوتبال گفت: "به نظرم فوتبال از مدار اصلي خودش خارج شده است و اصل فوتبال كه ارائه يك بازي زيبا، تماشاگرپسند، نشاط آور و ايجادكننده شور و هيجان در جامعه و در بين تماشاگران و بازيكنان است، به دست فراموشي سپرده شده. تمام كساني كه درگير فوتبالاند، اعم از مدير، مربي، بازيكن، تماشاگر و رسانه متأسفانه، مدار اصلي حركتي خود را گم كردهاند. در شرايط كنوني تنها چيزي كه شاهدش نيستيم، خود فوتبال است و متأسفانه به جايش پرخاش، خشونتهاي كلامي و رفتاري، رفتارهاي ناهنجار، جو نامناسب ورزشگاهها و موارد منفي ديگر را ميبينيم. هرچيزي كه از مدار و قاعده خودش خارج شود، دچار چنين وضعيتي خواهد شد. ريشه اين خشونتها و رفتارهاي ناهنجار و مسائل نامناسب موجود در فوتبال امروز ايران را در افزايش يكباره و ناگهاني تعداد صفرهاي مبالغ قرارداد ها در فوتبال ميبينم. متاسفانه در سالهاي اخير با پول بي زبان بيتالمال با رشد جهشي و يكباره ارقام مبالغ قرارداد كساني كه به نحوي در فوتبال مسئوليت و نقشي دارند، رو به رو بودهايم؛ بدون اين كه اين رشد در شخصيت، منش و رفتار و رعايت اصول حرفهاي اين رشته ورزشي صورت گرفته باشد."
فوتبال به بيراهه ميرود
اين عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي ادامه داد: "برخلاف ديدگاهي كه مخالف حرفهاي شدن فوتبال ايران بوده و هست، با اصل موضوع مخالف نيستم، ولي بايد دو موضوع حرفهاي شدن فوتبال و ورود بيرويه پولهاي هنگفت به فوتبال را با هم متمايز دانست. اگر با رشدي متناسب و متوازن در پرداختها به مربيان و بازيكنان در فوتبال امروز ايران روبهرو بوديم، با اطمينان ميتوانستيم بگوييم، شرايط همانند امروز نبود. به زور وارد فضاي حرفهاي فوتبال شدهايم، آن هم به خاطر فشارهايي كه كنفدراسيون فوتبال آسيا به ما وارد ميكرد و همچنان هم اين فشارها وجود دارد، كه بايد حرفهاي شويم و يا آن كه ديگر حق و اجازه حضور در رقابتهاي باشگاهي آسيا را نخواهيم داشت. اين فشار از سويي در بردارنده نكات مثبتي براي فوتبال ايران بود و آن هم حركت به سوي حرفهاي شدن بود، ولي از سوي ديگر پول هنگفت و بي حساب و كتاب دولتي وارد فوتبال شد و قراردادهاي نجومي با بازيكنان و مربياني بسته شد كه از نظر بازي و رفتار حرفهاي به هيچ عنوان تناسبي با اين اعداد و ارقام ندارند."
ريشه ناهنجاريها ارقام قراردادهاست
وي افزود: "به عنوان نمونه رقمي بالاي پانصد ميليون تومان به يك مربي در طول يك فصل پرداخت شد، آن هم در حالي كه با ارزشگذاري دانش، تجربه و توان واقعي او شايد نتوان بيش از 50 ميليون تومان هم به اين مربي پرداخت كرد. هر چه باشد در ايران براي دريافت و پرداخت دستمزدها قاعده كلي وجود دارد و نميتوان به يكباره در قشري خاص پرداختي جهشي و فراتر از اندازه معمول را داشت. باشگاهي ميتواند قراردادهاي كلان را به امضا برساند كه از درآمدهاي كلان نيز برخوردار باشد. در فوتبال حرفهاي دنيا حكم آن است كه باشگاه به عنوان بنگاهي ورزشي ـ اقتصادي ابتدا درآمدي داشته باشد و بر اساس درآمدي كه بدست ميآورد و ارزيابي سود و زيانش اقدام به بستن قرارداد كند. با نگاهي به نظام مالي تمام باشگاههاي حرفهاي دنيا ميتوان ديد كه ميزان كل درآمدهاي باشگاه از تمامي پرداختهايش بالاتر خواهد بود. چون باشگاه به عنوان بنگاهي اقتصادي بايد سودآور باشد و فعاليتهاي مالياش توجيه داشته باشد. در ايران متاسفانه از سويي فاقد نظام باشگاهداري مبتني بر درآمد و هزينه هستيم و از سوي ديگر پول بي حساب و كتاب و بادآورده از سوي دولت در فوتبال ما هزينه ميشود. در ليگ حرفهاي ايران بحث درآمد و درآمدزايي را به طور كامل كنار گذاشتهايم. با اين رخداد باشگاههاي ما پيوسته با معادلهاي روبرو هستند كه در آن هرگز متوجه ضرر و زيان مالي نخواهد بود. به عبارت ساده فوتبال ما، بچه ناز پروردهاي شده است كه هزينه و مخارجش فراوان است و ضايعاتش هم زياد. در مقابل در ديگر رشتههاي ورزشي ميبينيم كه هم هزينه و مخارج بسيار پايينتر از فوتبال است و هم ضايعاتش كمتر. اين رشتهها در عين حال از بازده قابل توجيهي نيز برخوردارند."
نايب رييس اتحاديه ورزشي نويسان آسيا به مقايسه فوتبال و ديگر رشتههاي ورزشي پرداخت و گفت: "مقايسه فوتبال با رشتههايي همانند كشتي و تكواندو و ديگر رشتههايي كه در سطح قهرماني در حال فعاليت هستند، به خوبي بيانگر اين موضوع است. گاهي تنها هزينههاي يك باشگاه فوتبال در ليگ حرفهاي ايران برابر با كل هزينههاي چندين رشته ورزشي است. در مقابل عايدات ما از اين فوتبال پرهزينه چيست؟ از اين فوتبال چه چيزي را به دست ميآوريم؟ در درجه اول بايد فوتبالي بسيار زيبا را انتظار كشيد. فوتبالي كه همه را راضي و خشنود كند، تماشاگر را جذب كند، محيط ورزشگاهها را دلچسب و خوشايند و نشاط آور كند، به جامعه انرژي و هيجان مثبتي را تزريق كند و در پر كردن اوقات فراغت مردم و به ويژه جوانان نقش موثري را بازي كند و به جاي اين همه استرس و تشويشهاي موجود ناشي از اين فوتبال نازيبا، باجنبههاي زيبا و نشاط آور فوتبال روبهرو شويم كه اين روزها كمتر شاهد چنين دستاوردهايي از فوتبال ايران هستيم و متأسفانه فوتبالمان روزبهروز به وضعيت بدتري دچار ميشود."
احمدي در بخش ديگري از صحبتهايش درباره مسايل روز فوتبال به راهكارهاي مورد استفاده مسوولان اشاره كرد و گفت: "فكر ميكنيم با زور كميته انضباطي و جريمه و محروميتها ميتوان بر اين گرفتاريها غلبه كرد. خير، اين ابزارها، كاربرد و كاركردهاي معين و محدودي دارند. بايد آداب فوتبال را در ايران مطابق با روح ورزش تغيير داد. اين همه ادعا در پهلواني و جوانمردي را دركجاي فوتبال امروز بايد ديد؟ مگر كميته انضباطي چه اندازه ميتواند حكم صادر كند و اوضاع فوتبالمان را بهتر كند؟ اگر قرار بود با اين احكام و ابزار فوتبالمان بهتر شود كه تا به امروز اين گونه شده و اين اتفاق افتاده بود. مگر جز اين است كه كميته انضباطي را جزء فعال ترين كميتههاي فدارسيون فوتبال ميبينيم؟ پس دستاورد آن همه حكم و جريمه تا به امروز چه بود؟ بايد گفت فوتبال ايران به بيراهه رفته و وارد ورطهاي شده است كه متاسفانه سرانجام خوشي نخواهد داشت و به سر منزل مقصود نخواهد رسيد."
فاقد نظام باشگاه داري واقعي هستيم
عضو انجمن جهاني ورزشي نويسان راه حل خود را اين گونه بيان داشت: "زماني فوتبال ايران به آرامش ميرسد كه باشگاههاي ما به معناي واقعي كلمه باشگاه بشوند. يعني داراي ساختار و نظام تعريف شده و حرفهاي باشگاه به معناي امروزياش باشند. بحث درآمد و هزينه در آنها بر مبناي تعاريف اقتصادياش كاملا داراي توجيه باشد. اين طور نباشد كه ما از سويي پولي هنگفت وارد فوتبال كنيم و از سوي ديگر معلوم نباشد حاصل ورود اين همه پول چيست؟"
احمدي همچنين گفت: "اگر فوتبال ما صرف نظر از مسايل فرهنگي و ارزشي، تنها از نظر فني هم ميتوانست درسطح اول فوتبال آسيا حرف جدي براي گفتن داشته باشد. يعني باشگاههاي ما در آسيا ميتوانستند مقام و عنوان درخور توجهي از آن خود كنند، باز هم جاي دلخوشي داشت. اگر فوتبال ايران ميتوانست صادرات بازيكن داشته باشد، يعني از محل پرورش و صدور بازيكن به درآمدي ميرسيد، خروجي مثبت ديگري برايش بود. اگر در ردههاي ملي در سطح قاره و جهان نتايج قابل قبولي را به دست ميآورد، باز هم خروجياش مثبت بود. با اين همه هزينههاي گزاف مادي و معنوي شاهد هستيم كه متاسفانه از نظر بعد فني ـ قهرماني هم در سطح آسيا و جهان رشدي نداشتيم. در رشد و تربيت و صدور بازيكن و مربي كه كار جدي و قابل قبولي صورت نگرفته است. متاسفانه در مسايل فرهنگي و اخلاقي و بعد معنوياش نيز دستمان خالي است و دچار مساله و مشكل شدهايم. به راستي اكنون بايد به چه چيزي در اين فوتبال دل خوش كرد؟ به نظرم اهالي فوتبال بايد به اين پرسش پاسخ بگويند. رقمي نزديك به 500 ميليارد تومان و شايد هم بيشترهزينه ليگ حرفهاي در سال، بايد چه عايداتي مثبتي را نصيب مردم كشور كند و آيا اين كار صورت گرفته است يا خير؟ با نگاهي به گذشته يعني همان زماني كه اين رقمها در فوتبال ما هزينه نميشد و بازيكنان پول قابل توجهي را براي حضور در باشگاه و پوشيدن پيراهن تيمها دريافت نميكردند، تماشاگر شاهد فوتبال خوبي بود، از حضور در ورزشگاه و ديدن مسابقه فوتبال لذت ميبرد. بياييم خودمان را با آنچه در فوتبال جهان رخ ميدهد، مقايسه كنيم. نخستين نكتهاي كه در سطح اول فوتبال دنيا به چشم ميخورد رقابت حرفهاي كاملا جدي و فشرده، اما سالم و زيباست. همه كساني كه پاي تلويزيون يا درون ورزشگاهها به تماشاي يك مسابقه فوتبال مينشيند، از تماشاي آن لذت ميبرند. خود بازيكنان از ارائه مسابقهاي زيبا و تماشايي لذت ميبرند. يعني در فوتبال حرفهاي سطح اول دنيا كم فروشي صورت نميگيرد. هم بازيكن و هم مربي و هم باشگاه وظيفه نخست خود را ارائه فوتبال خوب و تماشايي به مردم ميدانند و به صورت كامل و با تمام وجود اين وظيفه خود را انجام ميدهند. به اين ترتيب كمترين انتظاري كه از فوتبال ما ميرود، آن است كه فوتباليست و مربي در قبال دريافت اين رقمهاي كلان با تمام وجود ارائهگر فوتبالي خوب و كامل باشند. نه آن كه از اصل و زيباييهاي فوتبال در مسابقههاي ما كمتر نشاني باشد و در مقابل كمكاري و وقت تلف كردن و سردرگم بازي كردن و در رفتن از زير بار مسئوليت وجود داشته باشد. چه چيزي را در برابر چه چيزي پرداخت ميكنيم؟"
نظام حرفهاي را كامل بپذيريم، نه نيم بند
او تنها بازيكنان را به وجود آورنده شرايط كنوني ندانست و گفت: "كمكاري از تمام كساني است كه در حال حاضر در اين فوتبال مسئوليت دارند و در آن ايفاگر نقش هستند. از بازيكن فوتبال كه نام خود را حرفهاي گذاشته، قرارداد حرفهاي را امضا كرده است و پول حرفهاي دريافت ميكند و در قبالش بايد به صورت كامل به وظيفهاش عمل كند تا مربي و مدير باشگاه كه همگي داراي مسئوليتهاي فردي و گروهي هستند. هيچ گونه كم فروشي از سوي آنها قابل بخشش نيست و نتيجهاش هم ناهنجاريها و شرايط كنوني حاكم بر فوتبال ماست.در اين ناهنجاري همه از بازيكن، مربي و مدير باشگاه گرفته تا مسئولان هيأتها و فدراسيون و رسانه ها نقش و مسئوليت دارند و انتظار ميرود همگي به مسئوليتهايشان بطور كامل عمل كنند. به عنوان نمونه آيا ميشود، گفت كه در باشگاههاي اروپايي بخشي از كساني كه مسئوليت دارند، بطور كامل به وظايفشان عمل نكنند، ولي در نهايت شاهد فوتبالي كامل و زيبا از سوي بازيكنان اين باشگاهها باشيم؟ همه در جايگاه خودشان به مسئوليتشان عمل ميكنند. حتي تماشاگري هم كه براي تماشاي مسابقه فوتبال به ورزشگاه ميرود، به وظايف و مسئوليتي كه دارد، عمل ميكند. او همان احساس مسئوليتي را دارد كه بازيكن در زمين فوتبال، مربي و بازيكن ذخيره روي نيمكت ذخيره، مدير در جايگاه مديريتي خودش، رسانه در جايگاه رسانهاياش. زماني كه همه به وظايف تعاملي خود عمل كنند، نتيجهاش ميشود، رشد، پيشرفت و همان بازي زيبايي كه همه از تماشايش لذت ميبرند."
رسانههاي ورزشي راهبري نمي كنند
رييس انجمن ورزشي نويسان به كاركرد رسانهها در شرايط كنوني فوتبال پرداخت و ابراز داشت: "بايد گفت كه سطح كاري رسانههاي ما در حد و اندازههاي فوتبالي است كه اين روزها شاهدش هستيم. رسانهها در كنار نقش اطلاع رساني خود بايد نقش راهبري و هدايت را نيز ايفا كنند كه متاسفانه اين كار انجام نمي شود، مگر آن كه رسانه اين قابليت و توانايي را در خود ايجاد كرده باشد. اين توانايي تنها با آگاهي و شناخت بيشتر بدست ميآيد. متأسفانه بخش عمده فضاي رسانهاي ما به فوتبال اختصاص يافته است. آن هم نه راهبري درست فوتبال و هدايتش در مسير درست. رسانهها نيز درگير مسائل روزمره فوتبال شدهاند، درگير هيجانهاي كاذب، درگيرمسائل حاشيهاي كه مردم را تا پاسي از شب بيدار نگه ميدارند، اما دريغ از هدايت درست فوتبال. اين انتقاد به تمامي برنامههاي ورزشي تلويزيون وارد است نه برنامهاي خاص. اين انتقاد به روزنامه و مجلههاي ما نيز وارد است. با اين همه، زماني كه تلويزيون از قدرت بيشتري برخوردار است و مخاطب بيشتري را هم دارد، طبيعي است كه بايد وظيفهاش را بسيار بهتر و جامعتر انجام دهد. تلويزيون رسانهاي ملياست و با روزنامهاي كه خودش پولش را در ميآورد و به تنهايي هزينه هايش را مي پردازد، فرق ميكند. بنابراين سهم تلويزيون را در مقايسه با روزنامه بيشتر ميدانم و وظيفهاش را سنگينتر. قرار نيست در تلويزيون همتراز و هم سنگ روزنامههايي كه براي تأمين مسائل مالي خود به ريزترين مسائل حاشيهاي پرداخته يا به مسائل سطحيتر ميپردازند، برنامهسازي شود. تلويزيون به مراتب وظيفهاش سنگينتر است. رسانههايي كه دغدغه هزينههايشان را ندارند، نقششان هم ملي است و پرنفوذتر هم هستند، مسئوليتشان بسيار سنگينتر است و حق اشتباه حتي كوچك را هم ندارند. متاسفانه از نظر من برنامههاي ورزشي سيما كه به فوتبال ميپردازند، از سطح بسيار نازلي برخوردارند و در هدايت فوتبال ما به مسير درست سهمي ندارند."
فوتبال و هزينههايش متناسب نيستند
وي افزود: "رسانه از سويي بايد به سليقه مخاطب خود بپردازد و از سوي ديگر بايد ذائقه مخاطب را بسازد. رسانهها در جامعه شكل دهنده افكار عمومي هستند. زماني كه مردم همانگونه كه رسانهها ميخواهند، رفتار ميكنند قدرت رسانهها به چشم ميآيد. رسانه بايد به سليقه مخاطب خود احترام بگذارد اما، سطح كاري كه ارائه ميدهد، بايد فراتر از افكار عمومي جامعه باشد و سطح دانش و آگاهي مردم را بالا ببرد. رسانه بايد ديد مخاطب خود را گستردهتر كند و سطح آگاهياش را در كنار توجهي كه به سليقه او نشان ميدهد، بالاتر ببرد. منظور هم از مخاطب همين توده علاقمند به فوتبال است كه ميتوان با برنامهريزي آنها را آگاهتر كرد تا در نهايت سطح فوتبال در جامعه بالاتر برود. در رسانه به جاي پرداختن به مسائل ريشهاي تنها به مسائل حاشيهاي و بي اهميت پرداخته ميشود. به جاي ريشه يابي آنچه در ورزشگاهها اتفاق ميافتد، تنها به آنچه رخ داده است، پرداخته ميشود و كاري براي حل اين معضل صورت نميگيرد. مگر در سطح اول فوتبال اروپا در سالهاي نه چندان دور، تماشاگران دردسرساز نبودند و در ورزشگاهها خشونت وجود نداشت؟ اين مشكل چگونه برطرف شد؟ آيا جز با تعامل رسانه و باشگاه و نهادهاي مديريتي در فوتبال. مسئله با همكاري اين سه گروه و صاحب نظران مرتبط شناسايي، ارزيابي، تحليل و حل شد تا جايي كه اكنون در همان ورزشگاههايي كه تهديدهاي فراواني وجود داشت، نفس تماشاگر به نفس بازيكن ميخورد. آيا در برنامههاي ورزشي پرمخاطب و در رسانههاي ما به مسئله باشگاه و باشگاه داري و مشكلاتش و به اينكه چه بايد كرد تا باشگاهي به معناي واقعي كلمه داشته باشيم، پرداخته شده است؟ آيا به امكان تشكيل يك شبه باشگاههاي فوتبالي پرداختهايم؟ يك شبه آمدهايم به ضرب پول باشگاهي را ساختهايم و آيا نبايد انتظار داشت كه باشگاهي كه يك شبه آن هم با پول فراوان ساخته ميشود، يك شبه هم منحل نشود؟ مگر باشگاه قوطي كبريت است كه بتوان به فروشگاهي رفت و آن را خريداري كرد؟ اين گرفتاري و معضلات فوتبال ماست. در فوتبال كجاي دنيا يك مربي در يك فصل فوتبال پنج بار تغيير باشگاه ميدهد و همچنان هم به مربيگري ميپردازد؟ اين در فوتبال دنيا يك پديده است. در كجاي دنيا داستان مربيگري تبديل به چرخهاي ميشود كه در آن تعداد معيني در آن حضور پيدا كرده و افراد ديگر امكان حضور درآن را ندارند. اين نشان دهنده شرايط ناسالم در فوتبال باشگاهي ماست. در كجاي دنيا رقم اصلي قرارداد بازيكنان فوتبال با آن چيزي كه در قراردادها ثبت ميشود، متفاوت است؟ در كجاي دنيا مربي در كنار نقش هدايت تيم به واسطه گري بازيكنان ميپردازد و در ترانسفر بازيكنان نقش دارد؟ با عرض معذرت از چهرههاي خوب فوتبال كه روز به روز تعداشان كمتر مي شود و خيلي كمتر به چشم مي آيند بايد گفت كه متاسفانه فضاي فوتبالي ناسالمي داريم و به دليل حاكميت منافع فردي در فوتبال از پول گرفته تا موقعيت و شهرت، با جرقهاي كوچك بايد منتظر انفجار بزرگي باشيم. بايد باور كنيم كه با نشان دادن صد باره خشونت و درگيري بازيكنان در ورزشگاهها و گفتوگو با كارشناسان داوري كمكي به فوتبال و رشدش نميكنيم. متاسفانه در فوتبال ما زدوبند زياد وجود دارد. زدوبندهايي كه گاهي پيدا و در بسياري موارد ناپيدا است، و در يك جمله فوتبال در زمينه و بستر سالمي حركت نمي كند."
فوتبال به رياضت سخت اقتصادي تن بدهد
احمدي در پايان راه حل ورزش و فوتبال ايران را اجراي اصل خصوصي سازي با رعايت كامل موازين و اصول حرفه اي آن برشمرد: "فكر ميكنم براي فوتبالمان بايد چند كار انجام شود كه گام اول آن تناسب سازي ميان ارزش واقعي فوتبال و پولي كه در آن هزينه ميشود، است. همانند الگويي كه در براي تخصيص بودجه در ساير موضوعات صورت ميگيرد. در ورزش حرفهاي ما ميان ارزش واقعي و هزينهها بايد تناسبي برقرار شود. اين تناسب در حال حاضر بيش از دهها برابراست. ارقامي كه پرداخت ميشود، بيش از ده برابر عملكردي است كه ارائه ميشود. پرداخت رقم يك ميليارد تومان براي يك مربي آن هم تنها در يك فصل براي جامعه ما هضم نشدني است. مطمئن هستم كه اين وضعيت دوام نخواهد داشت و بايد تأسف خورد از رقم هنگفتي كه دور ريختهايم. روزي بايد به نقطهاي واقعي در فوتبال و ورزش حرفهايمان برسيم. كافي است پاي پول دولتي از ورزش حرفهاي بيرون برود. متاسفانه در دوره هزينه شدن پول دولتي، ورزش حرفهاي با بيماري شديدي روبرو شده كه درماناش بسيار دشوار است. ورزش حرفهاي ما بايد به دوران رياضت سخت مالي تن بدهد تا به ارزش واقعي خود دست پيدا كند. بايد حباب پول دولتي در ورزش حرفهاي شكسته شود و با شكسته شدن اين حباب به جايگاه اصلي در ورزش ميرسيم. متاسفانه اين حباب بسيار بزرگ است."
گفت و گو از خبرنگار ايسنا، محمد عليجاني بائي
انتهاي پيام



نظرات