سفير و نماينده دائم جمهوري اسلامي ايران در آژانس بينالمللي انرژي اتمي گفت: مطمئنم فشارهاي سياسي، تحريم، تهديد به حمله عليه تاسيسات هستهيي، حملات سايبري و ترور دانشمندان توسط تروريستها، فعاليتهاي هستهيي صلحآميز ايران را متوقف نميکند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) علياصغر سلطانيه روز پنجشنبه 19 خرداد 1390 (9 ژوئن 2011) در بخش هايي از سخنراني خود در نشست شوراي حکام افزود: در حقيقت حاميان قطعنامههاي شوراي امنيت به ويژه ايالات متحده و دو عضو اتحاديه اروپا، مردم خصوصا بيماران سرطاني را هدف قرار دادهاند با مانع شدن از صادرات راديو ايزوتوپ و خودداري از تحويل سوخت به هواپيماهاي مسافربري، اثبات ميكند كه آنها به سلامتي و امنيت مردم عادي توجهي ندارند. دستور كار مخفي اين است كه دخيل شدن شوراي امنيت در امور آژانس بين لمللي انرژي اتمي را افزايش دهند و اقتدار آن را تضعيف كنند.
وي تاكيد كرد: ما در مقابل فشارها و تحريمهاي تحميلي توسط کشورهاي غربي ايستادگي کرده و در خصوص حقوق غيرقابلانکار استفاده صلحآميز انرژي هستهيي که در اساسنامة آژانس و NPT تبلور يافته است، مصالحه نخواهيم کرد.
وي در بخشي از سخنانش خاطرنشان كرد: برنامه کار (INFCICR/711) آگوست 2007 نتيجه ثمربخش مذاکرات سياسي سطح بالا ميان مديرکل قبلي و دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي ايران، داراي هدف حل و فصل موضوعات پيشين و پايان دادن به بحثها در شوراي حکام، که موجب سياسي و دودستهگي اين سازمان فني پرافتخار شده است، بود.
وي همچنين تاكيد كرد: روشن است که فعاليتهاي هستهيي گذشته و حال جمهوري اسلامي ايران داراي مقاصد صلحآميز بوده و پيوسته تحت نظارت جامع و همهجانبه باقي خواهد ماند؛ بنابراين هر اطلاعاتي برخلاف اين مطلب در واقع اتهامي جعلي، ساختگي، دروغين و بيپايه ميباشد.
نماينده دائم ايران در آژانس بينالمللي انرژي اتمي در بخش ديگري از سخنان خود يادآور شد: بخش پاياني پاسخ جناب آقاي دکتر عباسي به مديرکل مبني بر اينکه متعاقب اعلام خاتمه برنامهکار از سوي آژانس، ايران براي پاسخ به سووالات و رفع ابهامات احتمالي آماده خواهد بود، يک فرصت بينظير براي پيشرفت واقعگرانه و خاتمه بحثهاي مجادلهآميز و کسالتآور است. من به مديرکل توصيه ميکنم که از اين موقعيت استفاده کرده و انتظار اکثريت کشورهاي عضو را ناديده نگيرد.
به گزارش ايسنا متن كامل سخنراني سفير و نماينده دائم جمهوري اسلامي ايران در آژانس بينالمللي انرژي اتمي در نشست شوراي حکام به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
آقاي رييس،
در آغاز من بايد تشکر صميمانه خود را از پشتيباني ارزشمند اعضاي خانواده گروه کشورهاي غيرمتعهد (NAM) در طول هشت سال گذشته از جمله بيانيه قرائت شده در اين نشست از سوي سفير عاليرتبه کشور مصر، اعلام دارم. اين دليل روشني بر تعهد آنها به اصول بنيادي جنبش به منظور برقراري صلح و سعادت بر پايه عدالت و برابري است. ما در مقابل فشارها و تحريمهاي تحميلي توسط کشورهاي غربي ايستادگي کرده و در خصوص حقوق غيرقابلانکار استفاده صلحآميز انرژي هستهيي که در اساسنامة آژانس و NPT تبلور يافته است، مصالحه نخواهيم کرد. و در همين حال به همکاري خود با آژانس، از طريق قرار دادن مؤسسات و فعاليتهاي هستهيي، ازجمله غنيسازي، تحت پادمان جامع، برطبق تعهدات تحتNPT ، ادامه خواهيم داد. بدون ترديد اگر ايران در مقابل چنين فشارهايي ايستادگي نکند، در اينصورت ديگر کشورهاي در حال توسعه در آينده با برخوردهاي غيرعادلانه مشابه مواجه خواهند شد. آن معدود کشورهايي غربي که موضوع هستهيي ايران را به طور غيرقانوني به شوراي امنيت سازمان ملل (UNSC) بردند، بايد متوجه شده باشند که اين يک خطاي تاريخي بوده و تنها موقعيت را پيچيده کرده و به فضاي همکاري با آژانس آسيب رسانده، و ايران را به توقف اجراي داوطلبانه پروتکل الحاقي و کد اصلاحي 1 /3 آييننامه اجرايي مجبور نمود. من به آنها توصيه ميکنم که با اصلاح اين روند توسط توقف بحثهايشان در نيويورک آن را جبران کنند و به آژانس اجازه دهند تا کار فني خود را بر اساس اساسنامه و NPT به انجام رساند.
آقاي رييس،
با اشاره به گزارش مکتوب اخير (GOV/29/2011) و بيانيه افتتاحيه مديرکل، مايلم اعلام نمايم که يک يادداشت توضيحي جامع در خصوص گزارش مديرکل منتشر خواهد شد. با اين وجود، بايد نکات مهم ذيل را بيان کنم:
1-گزارش (GOV/29/2011) متعادل و مبتني بر واقعيات نيست زيرا همکاريها، مکاتبات و توضيحات جمهوري اسلامي ايران با آژانس بينالمللي انرژي اتمي را به درستي منعکس ننموده است.
2-برنامه کار (INFCICR/711) آگوست 2007 نتيجه ثمربخش مذاکرات سياسي سطح بالا ميان مديرکل قبلي و دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي ايران، داراي هدف حل و فصل موضوعات پيشين و پايان دادن به بحثها در شوراي حکام، که موجب سياسي و دودستهگي اين سازمان فني پرافتخار شده است، بود. من به خاطر ميآورم در حاليکه جامعه بينالمللي، به ويژه گروه کشورهاي غيرمتعهد از اين رويداد تاريخي استقبال کردند، چهار سفير ايالات متحده، انگلستان، فرانسه و ژاپن به جاي قدرداني از تلاشهاي خستگيناپذير مديرکل و موافقت ايران با انجام اقدامات داوطلبانه عمدتاً فراتر از موافقتنامه پادمان جامع، خطمشي مخالف در پيش گرفتند. پس از اين، برنامه کار مورد تأييد شوراي حکام قرار گرفت.
جاي تاسف است که از زمان انتصاب مديرکل، برنامه کاري توافق شده بين جمهوري اسلامي ايران و آژانس توسط ايشان کاملاً ناديده گرفته شدهاست، به جز زماني که وي تحت درخواست قوي کشورهاي غيرمتعهد در گزارش فوريه 2011 از آن نام برد، لکن مايوسانه، وي مجدداً برنامه کاري را به طور کل در گزارش اخير خود (GOV/29/2011 24 May 2011) ناديده گرفتهاست. اين يک نشانه بارزي است که متاسفانه مديرکل به چارچوب قانوني و موافقتنامهها معتقد نيست و همچنين به اعتبار و بيطرفي آژانس لطمه وارد کردهاست که در آينده هيچ عضو ديگري نسبت به توافقات دوجانبه با آژانس، به دبيرخانه اعتماد نخواهد کرد.
آقاي رييس
بايد يادآوري نمايم که براساس برنامه کاري، تنها 6 موضوع باقيمانده وجود داشت که مطابق تصريح مديرکل قبلي در گزارشهاي نوامبر 2007 و فوريه 2008، تمام 6 موضوع باقيمانده حل و فصل گشته و جمهوري اسلامي ايران به تمام سوالات مربوط به موضوعات باقيمانده برطبق برنامه کاري پاسخ داده است.
در مقايسه با نخستين بند از فصل 4 برنامه کاري که ميگويد: «اين مداليته کليه موضوعات باقيمانده را پوشش ميدهد و آژانس تأييد نموده که هيچ موضوعي يا ابهام ديگري در رابطه با برنامه و فعاليتهاي هستهيي گذشته ايران وجود ندارد»، درج واژهبندي جديد در بند 35 از گزارش GOV/29/2011 با اين بيان که «آژانس اطلاعات بيشتري در ارتباط با اينگونه فعاليتهاي هستهيي آشکار نشده احتمالي را دريافت نموده که هماکنون تحت ارزيابي آژانس قرار دارند.» و نيز «نشانههايي وجود دارند مبني بر اينکه برخي از اين فعاليتها ممکن است پس از سال 2004 ادامه يافته باشند.» و همچنين در بيانيه افتتاحيه مديرکل به شوراي حکام در تاريخ 6 ژوئن 2011 "نشانههاي وجود دارد که برخي از اين فعاليتها ممکن است تا اخير ادامه داشتهاست" برخلاف برنامه کاري ميباشد. روشن است که فعاليتهاي هستهيي گذشته و حال جمهوري اسلامي ايران داراي مقاصد صلحآميز بوده و پيوسته تحت نظارت جامع و همهجانبه باقي خواهد ماند؛ بنابراين هر اطلاعاتي برخلاف اين مطلب در واقع اتهامي جعلي، ساختگي، دروغين و بيپايه ميباشد.
آقاي رييس
همانطور که جناب دکتر عباسي، معاون رييس جمهور و رييس سازمان انرژي اتمي ايران به طور شفاف در نامه 26 مي 2011 خود خطاب به مديرکل توضيح دادند، ايران بر طبق برنامهکار ملزم شده بود، پس از دريافت تمام اسناد مربوطه، فقط ارزيابي خود را درباره مطالعات ادعايي ارائه کند. همانگونه که مديرکل گزارش دادند، ايران ارزيابي خود را بر مطالعات ادعايي در يک بسته محرمانه 117 صفحهاي ارائه کرد؛ بنابراين درخواست مديرکل در نامهاش درخصوص تأمين دسترسي به تمام سايتها، تجهيزات، اشخاص و اسناد کاملاً با آن نامه و روح برنامةکار، و توافق دوجانبه در تناقض کامل ميباشد و بدينگونه اعتبار دبيرخانه را به مخاطره مياندازد. من از منابع آزاد شنيدهام که موضع غيرعادلانه و شتابزده مديرکل به منظور کسب رضايت چند کشور غربي است. اميدوارم که اين مطلب نادرست باشد و آقاي آمانو بتواند همچون مديرکل قبلي که در سال 2007 در مقابل چهار سفير مخالف انعقاد قرارداد برنامهکار ايستادگي نمود، مقاومت به خرج دهد.
از آنجاييکه برنامه کار کاملاً اجرا شدهاست، وفق پاراگراف 5 از فصل 4 برنامه کار، مي بايستي پادمان در ايران بايد به طور عادي اجرا شود.
آقاي رييس،
بخش پاياني پاسخ جناب آقاي دکتر عباسي به مديرکل مبني بر اينکه متعاقب اعلام خاتمه برنامهکار از سوي آژانس، ايران براي پاسخ به سوالات و رفع ابهامات احتمالي آماده خواهد بود، يک فرصت بينظير براي پيشرفت واقعگرانه و خاتمه بحثهاي مجادلهآميز و کسالتآور است. من به مديرکل توصيه ميکنم که از اين موقعيت استفاده کرده و انتظار اکثريت کشورهاي عضو را ناديده نگيرد.
آقاي رييس
3-از مديرکل يک سازمان بينالمللي انتظار ميرود تا از هيچ تلاشي براي ايجاد پل بر شکاف ميان کشورهاي عضو مضايقه نکند، ايدهها و يا راهحلهاي مبتکرانه را به آنها پيشنهاد کند، و از دودستهگي و تقابل در سازمان جلوگيري به عمل آورد. او در گزارشات خود بايد از عبارت يا لحني که منجر به ايجاد سوءتفاهم و هموار نمودن راه براي رويارويي در ميان کشورهاي عضو ميشود احتراز کند. در مورد آژانس، من ميبايست به مديرکل توصيه نمايم بيشترين هوشياري را در گزارشات خود جهت جلوگيري از رويارويي کشورهاي عضو و جلوگيري از دخالت ديگر نهادها و يا سازمانها همچون UNSC که منجر به تضعيف آژانس ميشود، به خرج دهد.
4- بر طبق اساسنامه، آژانس بايد تبادل اطلاعات و تجهيزات را براي استفادههاي صلحآميز از انرژي هستهيي تسهيل کند. در اين شرايط از مديرکل انتظار ميرود که تنها به انتقال درخواست يک کشور عضو به ديگران اکتفا نکند. متعاقب اعلاميه تهران در مورد سوخت راکتور تحقيقاتي تهران، که شديداً مورد نياز جهت توليد راديوايزوتوپ براي بيماران سرطاني است و در حاليکه مديرکل پروژههاي سرطاني را داراي اولويت برشمردهاند، اينجانب بسيار مأيوس شدم که با موافقت بيسابقه ايران و پس از گذشت يک سال از ارسال نامه رسمي مبني بر درخواست کمک، هيچ اقدام ملموسي انجام نشد. به آقاي آمانو و ديگر دوستانم در اين سالن يادآور ميشوم زماني را که من از دکتر هانس بليکس، مديرکل وقت در اواخر دهة 80، براي کمک در تأمين سوخت براي همين راکتور درخواست کردم، او اقدامات جدي فوري را که منجر به دريافت سوخت از آرژانتين شد به انجام رسانيد. بايد اعتراف کنم که همچنين دکتر البرادعي حداکثر تلاش خود را براي همکاري انجام داد ولي متأسفانه کشورهاي تأمين کننده سوخت در گفتار و کردارشان صداقت نداشتند.
5- از مديرکل انتظار ميرود تا با تلاش زياد خود از ايجاد استاندارد دوگانه و شرايطي که منجر به تبعيض و محرومکردن يک يا گروهي از کشورهاي عضو آژانس، که از عضويت در آژانس منتفع ميشوند، جلوگيري به عمل آورد. در طول بحثهاي مربوط به تضمين تأمين سوخت، در حاليکه پيشنهادات و قطعنامههاي همراه با نواقص بسيار به بحث گذشته شده بودند، هيچکس مطلبي از مديرکل در اين رابطه نشنيد. اين مقطع تاريکي در تاريخ آژانس است که قطعنامههايي در اين رابطه خصوصاً در مورد بانک سوخت که حتي در شوراي حکام که نماينده تنها يک پنجم از اعضاي آژانس است با اجماع به تأييد نرسيد. اگر چه اين قابل تحسين است که برخي از نمايندگان متعهد به اصول، با وجود فشارهاي سنگين سياسي از سوي ايالات متحده، به اين قطعنامهها رأي ندادند، زيرا اين قطعنامهها به وضوح ناقض اصل عدم تبعيض و برابري است. نقش و تأثير دبيرخانه و مديرکل چه بود؟ تايپ کردن و توزيع آن در ميان اعضاي شورا !
بايد اعلام کنم که برطبق قطعنامه ناعادلانه بانک سوخت آژانس، ايران و برخي از کشورها از استفاده از بانک سوخت آژانس محروم شدهاند. خوشبختانه، جمهوري اسلامي ايران سالها پيش يک تصميم درست مبني بر شروع غنيسازي گرفت و بر اساس حق غيرقابل انکار خويش که در NPT محترم شمرده شده است، بدون هيچ وقفه آن را ادامه ميدهد.
6- در چندين موقعيت از مديرکل خواسته شد تا گامهايي را برداشته و نتايج آن را گزارش دهد اما او ناديده گرفته و يا به طور کامل به آن عمل نکرده است. اجازه بدهيد تا برخي از آنها را ذکر کنم:
الف. نامه رسمي به مديرکل در تاريخ 8 مارچ 2011 در مورد تجهيز کشورهاي غيردارنده سلاح هستهيي در اروپا به سلاح هستهيي و سيستمهاي پرتاب آن، مرتبط با استقرار زرادخانه هستهيي ايالات متحده امريکا، که اين عمل ناقض کامل تعهدات منعگسترش ميباشد، فرستاده و خواسته شد:
i.«... به تمام کشورهاي عضو اطلاع دهد که آيا آژانس اظهاريههايي از محلها و مقدار دقيق مواد هستهيي ويژه نظامي در اين کشورهاي غيردارنده سلاح هستهيي دريافت نموده و آيا آژانس چنين اظهاريههايي را راستيآزمايي کرده است».
ii. ... مشخصات فني و موقعيت استقرار تسليحات هستهيي در اروپا، خصوصاً در حوزه کشورهاي غيردارنده سلاح هستهيي در اروپا، که از قبل تعهدات بينالمللي درخصوص خودداري از انجام آن را دارند، بررسي نمايد.
iii. ... درخصوص عدمپايبندي ايالات متحده امريکا و کشورهاي اروپايي ميزبان تسليحات هستهيي، با وجود تعهدات خود تحتNPT ، که بدون شک تهديدي براي صلح و امنيت جهاني محسوب ميشود به شوراي حکام و همچنين به پنجاه و پنجمين کنفرانس عمومي، گزارش نمايد. اين عدمپايبندي نيازمند اقدام سريع از سوي شوراي امنيت سازمان ملل ميباشد».
اين موضوع بسيار نگران کنندهاي است که آقاي آمانو اين درخواست اقدام را به طور کامل ناديده گرفته است.
ب. در طول نشست شوراي حکام در مارچ 2011، اطلاع دادم که شهردار توکيو اظهار نموده است که ژاپن بايد سلاح هستهيي داشته باشد. با توجه به اينکه ژاپن داراي چندين تن اورانيوم با غناي بالا و پلوتونيوم است، اين موضوعي بسيار نگران کننده است. من از آقاي آمانو درخواست کردم که اين موضوع را بررسي و گزارش آن را ارائه نمايد. ايشان اين کار را انجام ندادهاند. من صد در صد مطمئن هستم که اگر شهردار يکي از کشورهاي در حال توسعه چنين کاري را انجام داده بود، مديرکل چندين نامه به کشورهاي مربوطه نوشته و چندين مصاحبه انجام ميداد.
ج. بعد از اينکه روزنامهنگار آسوشيتدپرس، آقاي جرج جيان، از اطلاعات محرمانه منتشر شده با خبر شدند و اعلام کردند که آنها را از يکي از کارمندان آژانس به دست آوردهاند، من به طور رسمي از آقاي مديرکل خواستم تا دستور بررسي اين موضوع را صادر کند. در پاسخ به درخواست من، مديرکل بيان داشت که نتيجه يک اشتباه داخلي تأثيرگذار نبودهاست. اين يک موضوع ساده است، يا روزنامهنگار آسوشيتدپرس حقيقت را گفته است؛ بنابراين مديرکل بايد کارمند خاطي مقررات پرسنلي که اطلاعات محرمانه را افشاء کرده و امنيت ملي کشورهاي عضو را در معرض خطر قرار داده است اخراج کند و يا او دروغ گفته است، که بنابراين، او و آسوشيتدپرس بايد به خاطر خسارت جدي که به اعتبار دبيرخانه وارد آوردهاند مورد پيگيري قرار گيرند. از مديرکل واقعاً انتظار ميرود تا اقدامي در اين مورد انجام داده و گزارش آن را به تمام کشورهاي عضو اعلام نمايد.
د. عکسالعمل ضعيف و کند دبيرخانه، خصوصاً مديرکل به حادثه فوکوشيما بسيار نااميدکننده بود. از مديرکل انتظار ميرفت تا اطلاعات معتبر از ژاپن بگيرد، آنها را تأييد کرده، سريعاً به کشورهاي عضو منتقل کند. نه تنها اين توقع قانوني ساده به انجام نرسيد بلکه کارمندان فني بخش ايمني در موقعيتي نبودند و يا اجازه نداشتند تا در جلسات فني سوالات را تشريح و پاسخ دهند. همه ما چيزي بيشتر از آنچه از رسانههاي خبري دريافت کرديم، نميدانيم. بهرهبرداران تاسيسات ژاپني حاضر در مرکز حادثه، احتمالاً به دليل وجود اضطراب، قادر به مديريت حادثه نبودند و انتظار دريافت سريع توصيههاي فني را داشتند. اما مديرکل، نه بيدرنگ يک گروه متخصص برجسته را از آژانس و يا از سراسر دنيا تشکيل داد و نه اينکه به موقع، گروهي را براي کمک آنها به منظور جلوگيري از تشديد بحران به آنجا گسيل نمود؛ بنابراين ما شاهد انتشار مواد پرتوزا به سراسر دنيا بوديم. خاطرنشان ميکنم که حتي مديرکل تا زمانيکه ما در زمان جلسات اصرار کرديم، از CTBTO اطلاعاتي در مورد انتشار مواد پرتوزا از ايستگاههايش درخواست نکرد. دنيا و خصوصاً کشورهاي همسايه، اين حق را داشتند تا اطلاعات موثق و بموقع از آلودگي که مخاطرات سلامتي براي مردم به همراه دارد را به دست آورند. من به طور خلاصه بيان ميدارم که نه آژانس و نه ژاپن به رعايت کنوانسيونهاي مصوب پس از واقعه چرنوبيل، يعني اعلان سريع حادثه و نيز کمکهاي فوري در صورت وقوع حوادث هستهيي، پايبند نبودهاند.
مرور دقيق همه گزارشات آژانس درباره ايران اثبات مينمايد كه تحريمها هيچ تاثيري بر فعاليتهاي هستهيي به ويژه غنيسازي نداشته است. در مقابل، مصمم شدن و پايداري ايران براي حفاظت از حقوق لاينفک خود تقويت شده است. من مطمئن هستم که فشارهاي سياسي، تحريم، تهديد به حمله عليه تاسيسات هستهيي، حملات سايبري و ترور دانشمندان توسط تروريستها، فعاليتهاي هستهيي صلحآميز ايران را متوقف نميکند. در حقيقت حاميان قطعنامههاي شوراي امنيت به ويژه ايالات متحده و دو عضو اتحاديه اروپا، مردم خصوصا بيماران سرطاني را هدف قرار دادهاند با مانع شدن از صادرات راديو ايزوتوپ و خودداري از تحويل سوخت به هواپيماهاي مسافربري، اثبات مي كند كه آنها به سلامتي و امنيت مردم عادي توجهي ندارند. دستور كار مخفي اين است كه دخيل شدن شوراي امنيت در امور آژانس بين المللي انرژي اتمي را افزايش دهند و اقتدار آن را تضعيف نمايند. گزارشات نامتوازن بينتيجه مديركل قبل از كامل شدن تحقيقات بر مبناي راستيآزمائي مواد هستهيي، متاسفانه بر اساس اطلاعات فاقد ارزش و اصالت سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل نتيجهگيري ميشود، اين گزارشات سردرگمي و تفاسير اشتباه را موجب ميگردد. و توطئه خطرناك را تسهيل ميكند و ما در كيس سوريه، كه به طوركامل در مرحله بعد توضيح خواهم داد، شاهد آن هستيم.
آقاي رييس؛
در ارتباط با مذاكره با 1+5، بايد بخش مربوطه از نامه دكتر جليلي، دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران به خانم اشتون را به ياد آورم:
" در پاسخ به نامه مورخ 22/ 11 /89 ( 11 فوريه 2011) شما براي ادامه گفتوگوها، ضمن استقبال از بازگشت شما به مسير گفتوگو، به اطلاع ميرساند چنانکه در گفتوگوهاي ژنو 3 و استانبول تأکيد شد جمهوري اسلامي ايران با بهرهگيري از تمام ظرفيتهاي ملي، منطقهاي و بينالمللي خود همچون گذشته، آمادگي دارد در محورهايي که ميتواند موضوع همکاري باشد بر مبناي منطق مشترک و متناسب با آنچه اقتضاء همکاري است، تا نيل به يک توافق همهجانبه و پايدار براي همکاري گفتوگو نمايد. اين ظرفيتي است که در سه سال گذشته جمهوري اسلامي ايران با حسن نيت به طرفهاي گفتوگو ارائه کرد و تعامل صحيح با آن ميتواند فرصتهاي خوبي را براي «صلح، عدالت و پيشرفت» در مناسبات بينالمللي را فراهم كند.
با تشکر از توجه شما.
انتهاي پيام



نظرات