نشست «فرجام سينماي كمدي دهه 80 » با حضور حسين فرحبخش ـ تهيهكننده سينما ـ كامران قدكچيان فيلمساز، نيوشا ضيغمي ـ بازيگر ـ، مستانه مهاجر ـ تدوينگرـ در فرهنگسراي رسانه برگزار شد.
به گزارش خبرنگار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين نشست كه عصر روز گذشته ـ 14 تيرماه ـ برگزار شد، كامران قدكچيان گفت: در طول 45 سال فعاليت هميشه چنين جلساتي برگزار شده اما در پايان چيزي به نفع سينماي ايران تمام نشده است، چرا كه كسي ريشهيابي نكرده، عدهاي پرسيدهاند و عده ديگري پاسخ دادهاند اما چيزي عوض نشده است.
سپس نيوشا ضيغمي با ابراز خرسندي از حضور در اين جلسه گفت: نميدانم بر چه مبنايي انتخاب شدهام، اما خوشحالم كه امروز اينجا هستم و ميتوانيم با همديگر دو كلمه حرف حساب بزنيم. مدتي است هر اتفاقي در سينماي ايران ميافتد نوك پيكان به طرف بازيگران جوان ميرود و همه چيز به گردن آنها ميافتد. اما اتفاقي كه در سينماي ما افتاده فراتر از آن است كه بازيگران جوان را مقصر بدانيم. اميدوارم نقدهاي صادقانه دوستان نتيجه بخش باشد.
حسين فرحبخش ـ تهيهكننده سينما ـ با اشاره به سابقه حضورش در زمينه تهيهكنندگي در اوايل دهه 60 يادآور شد: اولين فيلم طنز را سال 63 با نام «ماموريت» ساختم، آن زمان براي اولينبار بعد از انقلاب فيلم طنز ساخته ميشد. سال 82 فيلم «كما» كه ملودرام سياسي با چاشني طنز بود را ساختم و بعد از آن به صورت فانتزي در «شارلاتان» كار كرديم كه ده دقيقه فيلم مميزي شد و اصل ماجرا از بين رفت.
وي ادامه داد: پيش از اين عواملي كه داشتيم درست و حرفهاي بودند. متاسفانه مشكلي كه مسئولان و بيشتر از آنها منتقدان ما دارند اين است كه به آثاري كه ساخته ميشود حمله ميبرند مثلا در دورهاي فيلم اكشن ميساختيم، اما منتقدان مدام به اين فيلمها حمله ميبردند به طوري كه كارگردانهاي خوب ما از كار اكشن اجتناب ميكردند و يك سري آدمهاي در پيت شروع كردند، به ساختن فيلم اكشن. در نتيجه سينماي اكشن به سطح كشيده شد و به نوعي به شعور تماشاگر توهين ميكرد.
اين تهيه كننده افزود: آنقدر منتقدان و مسئولان به سينماي اكشن حمله كردند كه امروز بايد با چراغ موشي بروند دنبال كسي كه فيلم اكشن بسازد.
وي با اشاره به رواج سينماي كمدي در دهه 80 اضافه كرد: در آن زمان به دليل فضاي افسرده جامعه كه هنوز هم وجود دارد، اين نوع آثار رواج پيدا كرد، اما بعد از مدتي در كنار فيلمهاي كمدي، فيلمهاي بدل هم ساخته شد. اين فيلمهاي بدل كار ما را خراب كرد و كمي هم ما را در چرخه بدلكاري انداخت. چرا منتقدان ما آن زمان نگفتند فيلم نيش 2 و 3 بسازيم. هميشه مسئولان ما ميخواهند جلوي اين فيلمها گرفته شود.
فرحبخش برخورد مسئولان فعلي سينما را بسيار خوب توصيف كرد و توضيح داد: امروز خيلي بهتر از تمام ادوار است. هيچ معاون وزيري به اندازه الان دلش به حال سينما نسوخته. من به احمدي نژاد راي ندادهام اما مسئولان سينمايي آدم حسابي ترين آدمهاي مسئول سينما هستند. كدام مدير كلي تا 12 شب به موبايلش جواب ميدهد. با اين هجمه كه وجود دارد كدام مسئولي هميشه در اتاقش را باز ميگذارد. بايد از آنها تقدير كنيم اگر نكنيم ظلم به خودمان است.
وي در عين حال متذكر شد: بعد از دوره سيف الله داد كه بهترين دوره سينماي ما بود، اين دوره دوره بهتري است. هرچند كه ما به معناي واقعي كلمه سينما نداريم.
فرحبخش با مقايسه فيلمهاي پيش و بعد از انقلاب اسلامي افزود: از نظر فرهنگي با فيلمهاي قبل از انقلاب مشكل دارم،حاضر نيستم يك روز در سينماي قبل از انقلاب كار كنم. اما آن سينما داستان داشت. اما امروز صنعت سينما نداريم.
وي با اشاره به برخي اظهار نظرها درباره سينماي دهه 60 اضافه كرد: روشنفكر نماها دهه 60 را دوره طلايي سينما ميدانند، اما اين دوره ننگ سينماي ايران است. انوار مي گفت يا اين فيلم را ميسازي يا برو بيرون. جمشيد هاشم پور از سال 47 به مدت 20 سال در سينماي ايران علاف بود. سال 63 ايرج قادري او را با فيلم «تاراج» آورد و سوپر استار شد اما بعد از فيلم «عقابها» به هاشم پور تهمت زدند و او را ممنوع الكار كردند. انوار به اين سينما خائن بود، سينماي غلط امروز ريشه در سينماي دوره آنها دارد. من فقط واقعيتها را ميگويم. آن زمان 4 فيلم در سال ساخته ميشد كه سه تايش توقيف ميشد.
فرحبخش متذكر شد: انوار از جمشيد هاشم پور تعهد گرفت كه ديگر فيلم اكشن بازي نكند. مسئولان آن زمان سينما را خنثي كردند. اگر فيلمها در دهه 60 فروش ميكرد به اين دليل بود كه پاركها هشت شب تعطيل ميشد و در كل يكي و نصفي كانال تلويزيوني داشتيم. اما فيلمهاي دهه 60 قابل ديدن نيست. فيلمهاي دوره سيف الله داد قابل ديدن است. بچههاي سينما در دوره او بهترين فيلمهايشان را ساختند، چون احساس امنيت ميكردند.
وي اضافه كرد: در كنار سينماي كمدي، سينماي بدلي شكل گرفت و باعث شد سينماي كمدي از بين برود و شما امروز برايش مراسم ختم گرفتهايد.
در ادامه قدكچيان با اشاره به تاثير تلويزيون بر وضعيت سينما اضافه كرد: سينماي ايران هم مانند آب و هواي تهران در نقاط مختلف متفاوت است. چند ماهه پيش ضرغامي دستور داد برنامههاي طنز تلويزيوني افزايش پيدا كند. اين به معناي آن است كه جامعه از يك سري مسائل رنج ميبرد و قرار است رسانه آنرا نرم كند تا مردم در خانهشان شاد شوند و از سياست و گراني و مشكلات دور شوند. اينها به ظاهر تصميم جالبي است، اما تلويزيون رسانه عام است و خيلي رسانهها را تحت تاثير قرار ميدهد از جمله سينما.
اين فيلمساز اضافه كرد: وقتي تماشاگر شبها سريال «زن بابا» ميبيند، سينما چگونه ميتواند با اين سريال رقابت كند. در اين شرايط تماشاگر بايد 40 هزار تومان پول بدهد كه يك فيلم را با خانوادهاش ببيند در حالي كه تماشاي سريال تلويزيوني برايش مجاني تمام ميشود. بنابراين سينما بايد چيزي مبتذل تر از تلويزيون بسازد كه مردم به تماشايش بيايند.
قدكچيان با تاكيد بر ضرورت بازنگري در امور فرهنگي افزود: مديريت سينما را بايد مديريت فرهنگي بسازد. اول بايد فرهنگ را درست كرد. هر وقت اصل مطلب درست شد بقيه مسائل هم درست خواهد شد.
در ادامه فرحبخش با تاييد سخنان قدكچيان افزود: اين تلويزيون سليقه مردم را پايين ميآورد.
اين تهيهكننده در پاسخ به پرسشي درباره اينكه آيا نميشد فيلمهايي مانند «عروسي فراري» را بهتر ساخت گفت: ميشد چنين كاري كرد. در تاريخ سينماي ايران از سال 27 به بعد به جز سه چهار سال دوره سيف الله داد ديگر سينماي ملي نداشتهايم. يعني آيينه تمام نماي جامعه در فيلمهايي مانند «زير پوست شهر»، «مصائب شيرين»، «آواز قو» و ... كه همه در دوره سيف الله داد ساخته شد منعكس بود. سينماي خوب يعني اگر هشتصد فيلم در سال ساخته شود، دست كم چهارصدتايش نمره 15 بگيرد.
وي ادامه داد: اگر مسئولان براي سينماگران ايجاد امنيت كنند و منتقدان هم از آنها حمايت كنند و اگر منتقدان ما به جايگاه درست خود برسند ميتوانند سينماي ايران را هدايت كنند. اما دوستان رانت خوار چنان مسئولان را گيج ميكنند كه نتوانند امنيت ايجاد كنند. در حالي كه سيف الله داد امنيت را تامين ميكرد. با اين امنيت بود كه فيلمساز ديگر دغدغه ذهني نداشت. امروز كمبود امنيت فرهنگي و سياسي باعث اين وضعيت سينما شده، منتقدان هم به جاي حمله به سينما بايد به فيلمهاي شونه تخم مرغي حمله كنند.
در بخش ديگري از اين نشست، نيوشا ضيغمي در پاسخ به پرسشي درباره تاثير منفي بازي در برخي از فيلمها بر حرفهاش توضيح داد: اساسا بازيگر از جهاتي نميتواند مسير كاري خود را انتخاب كند، زيرا قاعدهاي وجود ندارد. من با سريال «در چشم باد» كارم را آغاز كردم فكر ميكردم با كارگرداني كارم را شروع كردهام كه براي خودش جايگاهي دارد و ميتوانم راهم را انتخاب كنم، ولي اصلا چنين نبود. بعد از آن فيلم «تردست» را كار كردم كه توقيف شد. فيلم خوبي نيست اما به عنوان بازيگري تازه وارد بايد از جايي شروع ميكردم. فيلم «حس پنهان» را هم بازي كردم كه آن هم توقيف شد. يك سال و نيم كار نكردم. قبل از آن فيلمهايي بازي كرده بودم براي ديده شدن. دو بار هم براي جايزه كانديدا شدم، اما هيچ اتفاقي نيفتاد.
بازيگر فيلم «توفيق اجباري» متذكر شد: سال گذشته با همسرم براي دو فيلم سرمايهگذاري كرديم كه يكي از آنها «پرتقال خوني» است و يك فيلم ديگر هم توقيف شد. پس من براي سينماي ايران احترام قائلم، عاشق اين حرفه و سينما هستم، رسالت فرهنگي را ميفهمم كه بايد فيلم فرهنگي بسازم، بايد با ساخت فيلمهاي خوب در جواناني كه امروز بي انگيزه شدهاند انگيزه ايجاد كنيم.
ضيغمي با اشاره به حضورش در فيلم «دختر شاه پريون» ادامه داد: اين فيلم را انتخاب كردم چون فيلمنامهاش را دوست داشتم. فيلم بي دردسري است كه به خوبي مخاطب را سرگرم ميكند. ما همه بايد پشت هم باشيم نه اينكه روبروي هم بايستيم. من انتقادها را ميپذيرم اما تسويه حساب شخصي را نميپذيرم.
وي ادامه داد: مهم نيست كه بازيگري مانند گلزار بازيگر خوبي است يا بد است. او به سينماي ما كمك كرده آيا تمام مشكلات سينماي ايران گردن يك عده بازيگر جوان است؟ من ميتوانستم بازيگر خيلي بهتري باشم اما اينجا كسي نيست كه بازيگر را كشف كند. برايش سرمايه گذاري كند و به تواناييهايش پر و بال بدهد. من امروز حاضرم يك نفر را پيدا كنم برايش سرمايه گذاري كنم كه بازيگر شود.
در ادامه اين جلسه مستانه مهاجر تدوينگر سينما با اشاره به حضورش در ژانرهاي مختلف سينمايي متذكر شد: خاستگاه من سينماي مستند است، اما همه كارهايم را انتخاب كردهام و پاي همه آنها ميايستم. چرا كه سينما يك بحث كلان است. من ميخواهم جزو كل سينما باشم نه يك ژانر آن. آمدهام كه در يك خط كار نكنم.
وي ادامه داد: بحث فرجام سينماي كمدي دهه 80 بحث بسيار كلان است و نيازمند فرهنگسازي اساسي است. بهتر است از خودمان شروع كنيم.
در ادامه كامران قدكچيان هم گفت:اينجا ايران است همه چيز ما با كشورهاي ديگر متفاوت است. الان همين دوستاني كه قرار است منتقد شوند دوست دارند به آدمهاي ضعيفتر پيله كنند. آنها هرگز خود را ارزيابي نميكنند تا ريشهاي كار كنند. اگر قرار است فرهنگ سازي كنيم بخشي هم به اينجا بر ميگردد. درست نيست كه در فضاي بيرون يك نفر همه فيلمها را بكوبد، بعد در تلويزيون از آنها تعريف كند.ما بايد با هم رو راست باشيم و در باره فيلمها درست قضاوت كنيم.
اين كارگردان سينما عنوان كرد: در طول سال يكي دو فيلم استثنا ساخته ميشود. اين فيلمها يا از طريق تبليغات در جشنواره فجر يا جشنوارههاي خارجي مورد توجه قرار ميگيرد يا بازيگرشان ميرود خارج از كشور حجابش را بر ميدارد و معروف ميشود. فيلم آقاي فرهادي خوب است ولي تبليغات در فجر و خارج از كشور بود كه باعث استقبال تماشاگران از اين فيلم شد. من به اين نتيجه رسيدهام در هر دورهاي كه فيلمها عوض ميشوند فقط يك فيلم ميفروشد، چون تماشاگر توان اقتصادي ندارد، بنابراين انتخاب ميكند. ما يك سري مخاطب خاص داريم كه ميروند «اخراجيها» را ميبينند، اينها جريان عام سينما نيستند. الان مسئله ما اقتصادي است، اگر ميخواهيم ريشهيابي كنيم، اولين اين مسئله بايد حل شود.
مستانه مهاجر هم در تكميل اين سخنان توضيح داد: فرهادي در سينماي ما يك برند شده، او به خوبي ميتواند مخاطب را شناسايي كند و قشري را در فيلمهايش مورد توجه قرار بدهد كه مخاطب با آنها همذات پنداري كند. در اين شرايط اسم فرهادي است كه تماشاگر را به سينما جذب ميكند، نه بازيگر فيلم.
در ادامه صحبتهاي مهاجر، فرحبخش گفت: متاسفانه ملتي هستيم كه وقتي جماعتي ميگويد چيزي خوب است فوري به سمت آن هجوم ميآوريم تا ببينيم چه خبر است. ضمن اينكه فرهادي را دوست دارم بايد بگويم كه فيلمش را با زجر ديدم. مثلا در فيلم «درباره الي» اگر گلشيفته به خارج از كشور نميرفت اين فيلم 150 ميليون تومان مي فروخت. موقع تماشاي فيلم «جدايي...» بخشي را خواب بودم اما مثلا موقع ديدن فيلم «ورود آقايان ممنوع» لذت بردم.
فرحبخش معتقد است: افكار جهاني به دليل مخالفت با جمهوري اسلامي به فرهادي جايزه ميدهند، جايزه برلين سياسي است.
اين تهيه كننده سينما تاكيد كرد: دادن جايزه به فرهادي صد در صد سياسي و به خاطر مقابله با جمهوري اسلامي است. اگر فرهادي دو فيلم ديگر را به همين شكل بسازد از برند بودن بيرون ميآيد.
بعد از طرح اين سخنان از سوي فرحبخش يكي از خبرنگاران حاضر در جلسه به او گفت: آقاي فرحبخش شما براي فيلم قبليتان گفتيد مردمي كه روز 9 دي به خيابانها آمدند از فيلمتان حمايت كردند، اما اين دفعه نيامدند از فيلمتان دفاع كنند، در پاسخ به او فرحبخش گفت: شما اول جرات كن مصاحبهاي را كه با من انجام دادهاي چاپ كن، بعد به تو ميگويم. اين حرفها را من زدهام اما تو جرات نميكني آنرا چاپ كني.
حسين فرحبخش در ادامه جلسه گفت: اگر فيلمهاي زير شانهي تخم مرغي درست نميشد، اين سينماي كمدي از بين نميرفت. امروز مردم دچار تهوع شدهاند من هرگز آن فيلمها را تاييد نميكنم. اگر كسي فيلمهايي مثل «افراطيها» يا «پوپك و مش مشالله» را ببيند پنج سال با سينما قهر ميكند.
وي در ادامه با اشاره به آمار فروش برخي از فيلمها مدعي شد:فروش «افراطيها» 300 ميليون تومان بيشتر اعلام شده است، اخيرا برخي به خود فارابي هم دروغ ميگويند. حتي همين فيلمهايي كه الان در حال اكران است آمار فروش برخي از آنها به دروغ اعلام ميشود.
امير قادري و خسرو نقيبي ـ دو منتقد سينما ـ از حاضران اين نشست بودند.
به گزارش ايسنا، قرار بود در اين نشست رامبد جوان و عليرضا خمسه هم حضور داشته باشند كه نيامدند.
در اين نشست پژمان رييس فرهنگسراي رسانه توضيحاتي درباره فعاليتهاي اتاق رسانه و توجه آن به بحثهاي تحليلي و موضوعي ارائه كرد.
انتهاي پيام



نظرات