جشنواره فجر

  • سه‌شنبه / ۱۲ مهر ۱۳۹۰ / ۱۳:۰۷
  • دسته‌بندی: سیاسی2
  • کد خبر: 9007-06785

محبيان در گفت‌وگوي تفصيلي با ايسنا مطرح كرد: بـراي مـديـريـت افـكـار عـلـم‌الاذواق داشـتـه بـاشـيـم

محبيان در گفت‌وگوي تفصيلي با ايسنا مطرح كرد:
بـراي مـديـريـت افـكـار عـلـم‌الاذواق داشـتـه بـاشـيـم

امير محبيان از تحليلگران مسائل سياسي در گفت‌وگوي تفصيلي با ايسنا به بررسي شرايط جريان‌هاي سياسي كشور در سال منتهي به انتخابات مجلس نهم شوراي اسلامي پرداخت و در نهايت تاكيد كرد كه«بايد اعتبار برند نظام سياسي جمهوري اسلامي كه همان مردم‌سالاري ديني است را در بازار سياسي حفظ كنيم».

بازي‌هاي مقدماتي گروه‌ها براي انتخابات آغاز شده است

امير محبيان استاد دانشگاه و تحليلگرارشد مسائل سياسي در گفت‌وگوي تفصيلي با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) ابتدا در تشريح فضاي سياسي كشور اظهار كرد: فضاي سياسي ما همواره در دو حالت يعني يا در حالت آمادگي براي انتخابات و يا در حالت انتخابات قرار دارد. البته يك دوره پس از انتخابات هم داريم كه اگرانتخابات در يك حالت عادي انجام شود فضا دچار يك رخوت موقتي مي‌شود و اگر انتخابات در حالت غيرعادي قرار گيرد ـ مانند انتخابات 88 ـ ممكن است فضاي سياسي يك حالت التهاب‌ داشته باشد. اما اساسا فضاي سياسي كشور ما دچار رخوت جدي نيست، هميشه در حالت نيمه آمادگي قرار دارد والان هم در فضايي هستيم كه همه افراد و گروه‌ها بازي‌هاي مقدماتي را براي رسيدن به انتخابات انجام مي‌دهند.

يارگيري‌ها و سرمايه‌گذاري‌ها در حال شكل‌گيري است

وي يادآور شد: نوع انتخابات ما از لحاظ زمان‌بندي به گونه‌اي است كه در نيمه دوم رياست جمهوري، انتخابات مجلس برگزار مي‌شود و معمولا در دور دوم رياست جمهوري‌ها انتخابات مجلس اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌كند؛ زيرا حضور مردم در پاي صندوق‌ها و نمايندگاني كه به مجلس راه پيدا مي‌كنند نمايانگر نوع گرايشي است كه در افكار عمومي نسبت به يك جريان وجود دارد، گرايشي كه ممكن است ظرفيتي را ايجاد كند كه اين ظرفيت در رياست جمهوري هم تاثيرگذار باشد؛ به نظر مي‌رسد هم‌اكنون ما در اين وضعيت به سر مي‌بريم.

وي خاطرنشان كرد: الان دوران آمادگي براي انتخابات مجلس است و يارگيري‌ها در حال شكل‌گيري و سرمايه‌گذاري‌ها نيز در حال انجام است؛ لذا انتخابات مجلس اهميت پيدا كرده است.

اين استاد دانشگاه افزود: ماهيت انتخابات رياست جمهوري و مجلس از جهاتي با هم متفاوت است، در انتخابات رياست جمهوري روي يك فرد تمركز صورت مي‌گيرد و جريان‌ها و طيف‌ها بايد روي آن فرد به توافق برسند، ظهور و سقوط آن فرد هم مي‌تواند در روحيه آن‌ها تاثير بگذارد اما در انتخابات مجلس اين‌گونه نيست و اولويت‌ها، اولويت‌هاي كلان ملي روي يك فرد نيست بلكه منطقه‌اي است؛ بنابراين ممكن است اثرات سردشدگي فضا در جمعي از فعالان سياسي در انتخابات مجلس آن‌گونه خود را نشان ندهد.

اصلاح‌طلبان و بحران‌هاي پيش رو

وي كه از منتقدان جدي دولت اصلاحات بوده است در ادامه به تحليل شرايط اين جريان پرداخت و گفت: اصلاح‌طلبان دچار سه بحران هستند و برخي فشارها اين بحران‌ها را تشديد كرده است. يكي از اين‌ها بحران تئوريك است؛ بعضي فشارها باعث شده است كه اصلاح‌طلبان از عقايد خود آن هم نه عقيده اصلاح‌طلبي بلكه از عقيده ديني خود برگردند، برخي چهره‌هاي فعال آن‌ها به خارج از كشور رفته و حرف‌هايي مي‌زنند كه باعث تعجب است؛ چراكه نه خدا را قبول دارند، نه اسلام و نه امام زمان(عج) را. خوب اين‌ها اگر پايه اعتقادشان قوي بود كه نبايد با فشار سياسي از عقيده خود برگردند، معلوم مي‌شود كه اين‌ها يا خيلي ضعيف بودند كه با اين فشارها از عقايد خود برگشته‌اند و يا از ابتدا اعتقادي به اين مسائل نداشتند.

وي افزود: بحران ديگر جريان اصلاح‌طلب بحران نيروها و تشكيلات است؛ برخي از نيروهاي‌شان زير فشار قانوني قرار گرفته‌اند مانند جبهه مشاركت و مجاهدين انقلاب كه ضربه خوردند و امكان فعاليت را از دست دادند و عده‌اي از نيروهاي خيلي موثر آن‌ها نيز به خارج از كشور رفتند و به اپوزيسيون كه هيچ به سرويس‌هاي اطلاعاتي غرب پيوستند و اين نشان مي‌دهد همه نيروهاي آن‌ها اصيل نبودند البته کم نيستند کساني که با مبناي تئوريک جدي‌تر هنوز از ديدگاه‌هاي خاص خود دفاع مي‌کنند و اين افراد عميق‌تر، حرکت‌شان ـ که از موضع اعتقادي و نه از سر نفاق صورت مي‌گيرد ـ از نظر من قابل احترامند.

محبيان ادامه داد: بحران سوم اصلاح‌طلبان بحران رهبري است؛ اين‌ها به نوعي دچار تعارف‌اند. به نظر من آقاي خاتمي ميان همه اين‌ها رهبري عاقلانه‌تري در جريان اصلاحات از قبل و بعد داشته‌اند. ممكن است برخي از افراد در جريان اصلاحات بگويند كه او سست بوده ولي به نظرم اين سستي دليل جهالت نبوده، بلكه دليل عقلانيت است؛ چراكه بسياري از شعارهايي كه اين‌ها مي‌گويند شعارهاي معقولي است، بعضي هم شعارهايي است كه در اين جامعه جواب نمي دهد؛ لذا افرادي آمدند و فكر كردند با شعار تند جواب مي‌گيرند. آقاي خاتمي هشت سال رييس‌جمهور اين مملكت بود، هرچند به او انتقاد دارم و معتقدم در خيلي جاها غفلت كرد، اما نكات مثبت هم داشته است و مديريتش بر اصلاح‌طلبان عاقلانه‌تر از کساني بود که بعدا اصلاحات را به کوره راه‌هاي بن بست کشيدند.

راه حل‌هاي جريان اصلاحات؛ بازنگري، خالص‌سازي، اعتراف به اشتباهات سال 88

وي خاطرنشان كرد: جريان اصلاح‌طلب يك راه دارد؛ هم از لحاظ تئوريك و هم از لحاظ نيروها،در مباني و روش‌ها بازنگري كند و به يك عده نيروهاي خالص و هرچند محدود در درون نظام تبديل شود. كار ديگري كه بايد اصلاح‌طلبان انجام دهند، اين است كه سيگنال‌هاي مثبتي به نظام ارسال كنند و بگويند خالص‌سازي و با پيرايش اصلاحات آن را از راديکال ها جدا مي‌كنيم، من اين مسائل را ديده بودم و به خود آقاي خاتمي هم گفته بودم و در دور دوم رياست جمهوري به ايشان هم پيشنهاد دادم كه كانديدا نشوند؛ چراكه معتقد بودم اين‌ها براي خيلي چيزها آمادگي ندارند. اين‌ها با ضعف تئوريک و نقص تشکيلاتي ادامه دادند و نتيجه‌اش اين شد كه مي‌بينيم.

وي پيشنهاد داد: اصلاح‌طلبان خيلي شفاف و بدون تعارف بگويند كه ما جريانات سال 88 را قبول نداريم و آقاي موسوي و كروبي علي‌رغم احترام خاتمي به آن‌ها اشتباه عمل كردند. اين‌ها را صريح بيان كنند و به سمت يك بازسازي بروند و اشكالات تئوريك خود را برطرف كنند. بايد افق اين‌ها با افق نظام يكي باشد و حداكثر اختلاف در شاخه‌ها باشد، انتقادات‌شان را هم مطرح كنند، كسي با اين موضوع مشكلي ندارد و مفهوم اصلاحات به طور كلي مفهوم درستي است، ولي بايد تكليف خود را مشخص كنند كه مي‌خواهند با نظام كار كنند يا نه.

سياستمدار نبايد فضاي سياست را با فضاي جنگ يكي بگيرد

اين نظريه‌پرداز سياسي در مورد جايگاه جريان اصلاحات در بين مردم نيز اظهار كرد: بخش‌هايي از جامعه ممكن است به حسب پايگاه طبقاتي و اقتصادي، نقطه نظرات مشتركي با اصلاح‌طلبان داشته‌ باشند ولي مهم اين است كه تا كجا اين افراد دنبال شما مي‌آيند. اين‌كه ديدگاه اصلاحات تا حدودي در جامعه جايگاه دارد ترديدي در آن نيست ولي صحبت در اين است كه آيا همه رويكردهاي شما را مي‌پذيرند و پاي هزينه‌هايش مي‌ايستند؟ نه. نشان داده‌اند كه اين كار را نمي‌كنند، سياستمدار نبايد فضاي سياست را با فضاي جنگ يكي بگيرد.

وي همچنين گفت: جريان اصلاح‌طلب در درون خود دچار بحران است اين‌ها در اين‌كه در صحنه سياسي بمانند يا نمانند، يا به آن‌ها اصلا اجازه داده مي‌شود يا نه و اين‌كه راس اين جريان چه كسي است و اين‌كه تا چه حد بايد از مواضع خود عدول كنند دچار مشكل‌اند.

وي افزود: با توجه به شرايطي كه وجود دارد مي‌شود حدس زد كه آقاي خاتمي مي‌خواهد مظهر اين جلوه شود و با پذيرش اشتباهاتي كه در جريان انتخابات اخير صورت گرفت، تا حدودي خود را به لايه‌هاي دروني نظام نزديك كند و مجوزهايي براي گردآوري جريان اصلاح‌طلب زير يك بيرق داشته باشد. ظاهرا جريان‌هاي راديكال داخل جريان اصلاح‌طلب اين اجازه را به او نمي‌دهند و حملاتي صورت گرفته است و هنوز به جمع‌بندي نرسيده‌اند.

اصولگرايان؛ دو گروه از طرفداران دولت

اين فعال سياسي اصولگرا و موسس حزب نوانديشان در ادامه به تحليل جريان اصولگرايي پرداخت و گفت: جريان اصولگرايي كه تحت عنوان 8+7 الان مطرح است، خيلي شفاف و روشن نظرات خود را مطرح مي‌كند و كارهاي تشكيلاتي را انجام مي‌دهد و ديدگاه‌هاي خاص خود را مطرح مي‌كند و ژست انتخاباتي‌اش تقريبا كامل است.

وي افزود: طيف طرفدار دولت كه دو گروه شده‌اند هر دو در يك نقطه اشتراك دارند و شخص آقاي احمدي‌نژاد نقطه اشتراك آن‌هاست؛ يكي از اين طيف‌ها جبهه پايداري است كه تعريف خود را از حركت و موقعيت سياسي اعلام مي‌كند و مي‌گويد ما مخالف فتنه سبز و جريان خاص ولي موافق دكتر احمدي‌نژاد هستيم؛ لذا قصد دارند طرفداران آقاي احمدي‌نژاد را كه انتقاداتي هم نسبت به جريان خاص دارند؛ گردآوري كنند. جبهه پايداري خود را به درون جريان 8+7 وارد كرده‌اند و تا بخش‌هايي هم موفق شده‌اند و حالا توقعاتي مطرح كرده‌اند كه مي‌شود آن‌ها را مورد تحليل قرار داد.

وي ادامه داد: طيف ديگر، گروهي هستند که به چيزي به اسم جريان انحرافي قائل نيستند، اين‌ها ارسال سيگنال‌هاي خود را از مدت‌ها قبل شروع كرده‌اند و سيگنال‌هايي ارسال مي‌كنند كه مخاطب آن‌ها بيشتر جريان موسوم به سبز و بخش‌هاي خاكستري جامعه است و كار خود را در لايه‌هاي زيرين و نه چندان شفاف انجام مي‌دهند.

تفاوت ديدگاه اصولگرايان به معناي انشقاق نيست

محبيان خاطرنشان كرد: اين‌كه آيا اصولگرايان تكثر‌نمايي مي‌كنند تا خلاء حضور اصلاح‌طلبان را پر كنند، اين‌چنين نيست؛ چراكه اگر اين توانايي وجود داشت توانايي بدي نبود، يعني مي‌توانستند مديريت صحنه كنند، ولي آن‌چه مي‌بينيم واقعا تفاوت ديده‌گاهاست و تكثر در اين زمينه واقعي است. اين انشقاق نيست و در واقع اختلاف ديدگاه است، هيچ موقع آن وحدت بلوكي كه اصلاح‌طلبان در مورد اصولگرايان تصور مي‌كردند وجود نداشته است و اين تصور غلطي بوده است. آن‌ها مي‌خواستند از اين طريق القاء كنند كه اصولگرايان مجموعه افرادي هستند كه فكر ندارند و به حسب دستور عمل مي‌كنند و اين را به عنوان نقطه ضعف اصولگرايان نشان دهند.

وي تصريح كرد: ديدگاه‌هاي مختلف درون اصولگرايي بوده است و به لحاظ متقضيات شرايط، به وحدت مي‌رسيدند يا فاصله مي‌گرفتند و در عين حال بر يك اعتقاد هم بودند و آن اين‌كه شرايط سياسي و رفتار سياسي تنها تابع خواست ما نيست بلكه تابع نقش رقيب هم است؛ لذا وقتي رقيب جدي وجود داشته باشد اين‌ها اولويت‌بندي مي‌كنند كه ببينند آيا بايد خودشان را مطرح كنند يا نه؛ بنابراين وقتي رقيب واحدي وجود داشته باشد نوعي وحدت ايجاد مي‌شود ولي وقتي رقيب كمرنگ مي‌شود اختلافات بيشتر خود را نشان مي‌دهند.

بازاريابي سياسي يا بازاريابي اقتصادي

اين تحليلگر مسائل سياسي اظهار كرد: در مورد جبهه پايداري سناريوهاي مختلف مطرح شده است، من نمي‌گويم كدام يك درست است؛ چراكه اين مستلزم قضاوت است و من قصد قضاوت ندارم. تحليل من اين است كه جبهه پايداري دو حالت مي‌تواند داشته باشد؛ يكي اين‌كه واقعا افرادي باشند كه در دولت آقاي احمدي‌نژاد به عنوان اخراجي‌هاي گروه دو مطرح هستند و اين‌ها با توجه به علايقي كه به آقاي احمدي‌نژاد و انتقاداتي كه نسبت به بعضي از جريانات درون دولت دارند دور هم جمع شده‌اند تا ظرفيت بزرگ هواداران آقاي احمدي‌نژاد را احياء كنند،كه اين يك ديدگاه خوش‌بينانه است.

وي گفت: تحليل ديگر اين است كه ما بگوييم در عالم سياست هيچ چيزي بر حسب تصادف رخ نمي‌هد، وقتي اين‌طور نگاه كنيم مي‌توانيم يك نوع بازاريابي سياسي را ببينيم. اگر از مدل تحليل سياسي به مدل تحليل اقتصادي در حوزه سياست برويم، مي‌بينيم كسي كه در حوزه بازاريابي اقتصادي مي‌رود هدفش اين است كه مشتري بيشتري جلب كند كه درآمد بيشتري داشته باشد، در بازاريابي سياسي هم همين است و در آن درآمد شما رايي است كه در صندوق ريخته مي‌شود، شما مي‌توانيد يك مغازه با يك جنس خاص بزنيد و يا يك سوپرماركت بزنيد كه مطمئنا مخاطب بيشتري خواهد داشت و حالا بايد ديد جريانات سياسي كدام استراتژي را مي‌خواهند دنبال كنند.

مخاطب جريان اصولگرايي نبايد تنها اصولگرايان باشند

وي اظهار كرد: جريان اصولگرا ممكن است فقط به دنبال راي اصولگرايان باشد با همان تفكر خاص خودش. طبيعتا در اين صورت سبد خود را محدودتر خواهد كرد، اما اگر شعارهايش را گسترده‌تر كند، مي‌تواند راي بيشتري جمع كند، ولي تاكنون اين‌طور عمل نكرده است و مخاطبش تنها اصولگرايان بوده‌اند.

محبيان معتقد است: آقاي احمدي‌نژاد به عنوان كسي است كه مي‌خواهد راي جمع كند؛ نه براي شخص خودش بلكه براي گرايش خودش، تا در رياست‌ جمهوري و مجلس بعد كساني بيايند كه راه ايشان را ادامه دهند و اين امري طبيعي است، چنانكه آقاي هاشمي و آقاي خاتمي هم همين‌طور بودند.

وي با تاكيد بر اين‌كه «ما تنها بر اساس شواهد سناريوهاي ممكن را اعلام مي‌كنيم» ادامه داد:آقاي احمدي‌نژاد يا بايد بگويد كه مخاطب من فقط اصولگرايان هستند با يك گروه خاص هواداران‌شان و در اين صورت نهايتا در اوج خود مي‌توانند راي قبلي خود را احياء كنند و با توجه به شش سالي كه عمل سياسي انجام داده ريزش را شاهد خواهند بود؛ لذا ايشان به دنبال اين است كه يك رويشي ايجاد كنند پس رويكرد خود را از مخاطب خاص به سمت گرايش سوپرماركتي در سياست تغيير مي‌دهند.

احمدي‌نژاد و گروه‌هاي سياسي

وي تصريح كرد: دكتر احمدي‌نژاد دو نيرو را در بازي مي‌بيند؛ اصلاح‌طلباني كه در رقابت با او بودند و به او راي ندادند و اصولگراياني كه بخشي از آن‌ها به او راي دادند. با توجه به شرايطي كه به وجود آمده آقاي احمدي‌نژاد بخشي از آراي خود را در ميان اصولگرايان از دست داده است و اگر تا ديروز رفيق بخشي از اصولگرايان بود امروز رقيب آن‌هاست، پس در انتخابات بعدي مي‌تواند خود به صورت يك جريان ظاهر شود.

وي اظهار كرد: آقاي احمدي‌نژاد اگر در مقابل اصولگرايان بايستد بايد با راي اصولگرايان خداحافظي كند پس اين كار را انجام نمي‌دهد و از طرف ديگر اجازه دادن به اين‌كه روي «نه احمدي‌نژاد» توافق كنند كار صحيحي نيست، اصلاح‌طلبان هم قله فتح شده‌اي نيستند، به جاي اين‌كه روي اشخاص و نمادهاي آن‌ها برود، بخشي از كاركردهاي دولت مي‌تواند رضايت آن‌ها را نيز جلب كند، مثلا در موضوع نگاه فرهنگي كه شايد شباهت‌هايي هم وجود داشته باشد.

محبيان ادامه داد: لذا احمدي‌نژاد مي‌تواند با دو دست براي گر‌د‌آوري آراء وارد اين بازار شود؛ دست چپ و راست، دست چپ كه يكي از اعضاي نزديك به آقاي احمدي‌نژاد است، مي‌تواند با ارسال سيگنال‌هايي طيف‌هاي مختلفي را به سمت خود جذب كند، با غلبه دادن به نمادهاي ناسيوناليستي، بخشي‌هايي از جامعه و به ويژه كساني كه در خارج از كشورند را به خود نزديك كنند و با برخي رفتارها و واكنش‌ها اين پيام را بدهد كه قدرت ايستادگي در برابر برخي ديدگاه‌ها را دارد؛ لذا اين پيام اگر برسد آن‌ها در مي‌يابند كه به جاي اين‌كه به يك جايگزين بيروني راي دهند كه امكان ورود به داخل را ندارد، در بازي دروني سرمايه‌گذاري كنند، در نتيجه اين مي‌تواند بخشي از راي خاكستري و حتي اصلاح‌طلب را به خود جذب كند.

وي ادامه داد: در مرحله بعد دست راست كه كار آن پيچيده‌تر است وارد صحنه مي‌شود و راي دهندگاني كه با آقاي احمدي‌نژاد همسويي و همفكري دارند ولي به دليل اختلاف ديدگاهي كه در مورد جريان خاص وجود دارد ممكن است مايوس شده باشند، مي‌تواند اين‌ها را دور خود جمع كند و بگويد كه جريان خاص با آقاي احمدي‌نژاد يكي نيستند كه اين حرف حرف خوبي هم است.

پرش سه‌گام

وي تصريح كرد: كار ديگر دست راست اين است كه در تعامل با جريان 8+7 قرار بگيرد و يك پرش سه‌گام انجام دهد، در گام اول مي‌گويد كه مي‌خواهم با شما (8+7) همراه باشم و در اين گام موفق بودند و در كميته 8+7 قرار گرفتند و اين‌ها پذيرفته شدند. در گام دوم فزآيندگي توقع است، يعني اعلام مي‌كند كه ما آمديم اما شما بايد تكليف خود را با افرادي كه نتوانستند با فتنه صف‌بندي كنند و بي‌بصيرت بودند مشخص كنيد و با طرح فزآينده توقع يكسري افراد را از 8+7 بيرون مي‌كنند؛ مانند لاريجاني،قاليباف و باهنر. در گام سوم، با افزايش توقعات واكنش‌هايي به خصوص از طرف رييس شورا صورت مي‌گيرد، اين‌ها تاكيد مي‌كنند كه افراد 8+7 بايد در يك مورد موضع‌گيري صريح انجام دهند، موردي كه شايد افراد 8+7 زياد مايل به اين كار نباشند و آن در مورد آقاي هاشمي است و با اين كار عملا به سمت اداره بازي پيش مي‌روند، طبيعتا چون رييس شورا و ديگران نمي‌خواهند اداره شوند واكنش نشان مي‌دهند.

تضاد با هاشمي

اين فعال سياسي با بيان اين‌كه « در اين موقع پرش سوم شكل مي‌گيرد و ضمن اين‌كه زمان گرفته شده است موجب مي‌شود يك سناريو به وجود آيد» اظهار كرد: اين سناريو كه در انتخابات قبل هم ظرفيت راي خود را نشان داده است، اين است كه يك «كنتراست» و تضاد بين اين جريان و هاشمي به وجود مي‌آيد، آن وقت گفته مي‌شود كه اين شورا (8+7) چرا نمي‌تواند نسبت به آقاي هاشمي موضع بگيرد به اين دليل است كه خودش توسط آقاي هاشمي مديريت مي‌شود؛ لذا اينجا جدا مي‌شوند و با اين كار هم زمان را مي‌گيرند و هم از ظرفيت اصولگرايان بهره مي‌گيرند و مي‌گويند ما اصولگراتر از اين‌ها بوديم.

وي خاطرنشان كرد: اين يك سناريوي بدبينانه است و ممكن است به مرور زمان مشخص شود كه اين افراد واقعا افرادي بودند كه مي‌خواستند به دولت كمك كنند و آن را از يك انحراف نجات دهند كه در اين صورت بايد براي آن‌ها دعا كرد، ولي چه كنيم كه سياست و تجربه تاريخي به ما ياد داده است كه اين مسائل را هم در نظر بگيريم.

سوالاتي كه جبهه پايداري بايد نسبت به آن پاسخ دهد

وي همچنين گفت: ممکن است منتقدان جبهه پايداري سوالاتي از اين جريان بپرسند که جبهه پايداري بايد به آن‌ها پاسخ دهد، يكي اين‌كه جبهه پايداري مي‌گويد آقاي رييس‌جمهور خيلي آدم خوبي است ولي جريان خاص خود را به آقاي احمدي‌نژاد چسبانده است. منتقدان مي‌گويند با شما هم عقيده‌ايم كه آقاي احمدي‌نژاد آدم خوبي است ولي خوب ايشان خود بايد زودتر از شما نسبت به اين جريان موضع بگيرد. سوال دوم اين‌كه جبهه پايداري بر اساس كدام وزن براي 8+7 شرط‌ گذاري مي‌كند؟ مي‌گويند بر اساس وزن آراي آقاي احمدي‌نژاد. خوب اين چه ربطي به جبهه پايداري دارد؟ جبهه پايداري بر اساس يك تصوير مجازي براي خود وزن قائل شده است و بر اساس آن چانه‌زني مي‌كند، خوب بايد روي باسكول بروند ببينند اگر آقاي احمدي‌نژاد در مقابل جبهه پايداري موضع بگيرد چقدر وزن براي آن باقي مي‌ماند؟ لذا ممكن است 8+7 يك روز به اين‌ها بگويد كه اين توقعات را مطرح مي‌كنيد برويد روي باسكول تا وزن شما را ببينم، جبهه پايداري جز اين‌كه 4، 5 نفر از وزراي سابق دولت را داشته باشد چه ويژگي ديگري دارد. بحران ديگر جبهه پايداري بحران حقوقي است، از لحاظ حقوقي جبهه پايداري چيست؟ حزب است، گروه است يا چيز ديگر و اصلا كجا ثبت شده است؟ منتقدان مي‌گويند اين‌که ما وزير بوده‌ايم يا مخالف فتنه هستيم که مجوز خروج از قانون نمي‌شود!

اين فعال سياسي تاکيد كرد: سوال ديگر منتقدان اين است که برخي اصولگرايان معتقد هستند كه اگر دولت آقاي احمدي‌نژاد شامل دو نقطه ضعف بدانيم؛ دو فرد نقطه ضعف آن محسوب مي‌شوند، يكي فردي كه مي‌گويند مرتبط با جريان خاص است و ديگري بحث پيوند قدرت و ثروت در يكي از افراد دولت كه مي‌گفتند سرمايه بسيار كلاني دارد و با چهره عدالت‌طلب آقاي‌ احمدي‌نژاد همخواني ندارد و اكنون اين نقطه ضعف در درون خود جبهه پايداري اصل محور است و اين‌ها نظرات منتقدان است كه به نظرم دوستان جبهه پايداري براي مديريت افکار عمومي بايد شفاف پاسخ دهند.

جبران اشتباهات

وي هم‌چنين معتقد است: اصولگرايان از جمله جبهه پيروان خط امام يك حركت خوبي انجام دادند و آن اين‌كه برخي از اشتباهات گذشته را آمدند جبران كنند؛ مثلا شاهد بوديم نقش جامعتين به مرور كم‌رنگ شده بود در حالي كه موتور ايدئولوژيك اصولگرايان روحانيت است و لذا آن‌ها ضعيف شدند، سپس اين مورد را جبران كردند و مجددا يك محوريتي به جامعه روحانيت و جامعه مدرسين دادند و اين ارزش دارد.

مهدوي‌كني مي‌تواند اصولگرايان را ساماندهي كند

وي در مورد محوريت جامعه روحانيت مبارز در وحدت اصولگرايان و موفقيت آن در ايجاد وحدت بين اصولگرايان نيز گفت: انتخاب آقاي مهدوي كني انتخاب خيلي خوبي بود، آقاي مهدوي آدم تندرويي نيست بلكه آدم معقول و دقيقي است، ضمن اين‌كه اهل باج دادن هم نيست و در عين حال دنبال درگيري هم نيستند و لذا مي‌توانند اصولگرايان را ساماندهي كنند.

در اصولگرايي اصول مهمتر از افراد هستند

محبيان با اشاره به رويكرد جبهه پايداري و ايستادگي گفت: البته اين رويكرد از قبل سر قضيه جمعيت ايثارگران شروع شده بود، جبهه پايداري اگر مي‌گويد 8+7 بايد به من امتياز ويژه بدهد، چرا جبهه ايستادگي و پيروان خط امام نگويند يا موتلفه و جامعه مهندسين مگر كمتر از اين‌هاست؛ لذا جريان اصولگرايي در يك شرايط خاصي قرار دارد. جريان اصولگرايي بايد موضوع را از وزن‌كشي‌هاي خيالي به وزن‌كشي‌هاي واقعي ببرد، ضمن اين‌كه اصولگرايي يك چيزي به ما آموزش مي‌دهد و آن اين‌كه مي‌گويد اصل اصول است نه افراد و جريانات، خيلي از افراد و جريانات ممکن است راي بالايي داشته باشند ولي آن‌ها را نمي‌پذيريم چون اصول مهمتراند.

اعتبار برند نظام سياسي جمهوري اسلامي را در بازار سياسي حفظ كنيم

وي در تحليل شرايط انتخابات نيز گفت:افزايش مشاركت به عوامل مختلفي مانند نوع برخورد، نوع فضاي سياسي و ... بستگي دارد. تلاش‌هاي زيادي شد تا تصوير نظام ضربه بخورد و نمي‌شود گفت كه اصلا هم آسيب نديد،احساس مي‌كنم نظام بايد يك كار بزرگي انجام دهد، بايد يك «مديريت برداشت» و «مديريت ادراك» در سطح كلان صورت بگيرد.

وي تصريح كرد: نظام سياسي جمهوري اسلامي يك برند در بازار سياسي است و اين برند اعتبارش به مردم‌سالاري ديني است و ما بايد اعتبار آن را حفظ كنيم و براي حفظ اين اعتبار بايد كارهاي تخصصي انجام دهيم كه کار علمي با تصاوير ذهني مردم است؛ مانند ارسال سيگنال‌هاي مساعد، شناخت شبهات و رفع اين شبهات، جابجايي در بعضي از نيروها و حتي تغيير بعضي ساختارها. اگر مي‌خواهيم اين برند جايگاه خود را حفظ كند و بالاترين سطح جذب را داشته باشد ـ و نظام‌ نشان داده است كه اين تونايي را دارد ـ بايد علم‌الاذواق داشته باشيم و بدانيم ذوق مردم چيست؛ لذا بايد مديريت افكار و اعتمادسازي شود.

اين تحليلگر مسائل سياسي خاطرنشان كرد: در مورد راي مردم سه ديدگاه وجود دارد؛ يكي اين‌كه راي مردم همه چيز را مي‌سازد، ديگري اين‌كه راي مردم جزء اصول نظام است و اهميت دارد كه اين نظر رهبري است و ديگري اين‌كه برخي معتقدند كه اصول آن‌قدر مهم است كه راي مردم اهميت ندارد.

وي ادامه داد: گروهي مي‌گويند كه هرچه مردم گفتند و مثلا اگر بگويند اسلام نه بايد قبول كرد؛ اما اين درست نيست ما آمده‌ايم براي پياده كردن اسلام و بايد جوري برخورد كنيم كه مردم اسلام را بيشتر بپذيرند. گروهي هم مي‌گويند كه چه مردم قبول كنند چه قبول نكنند مهم نيست به هر قيمتي بايد نظر خودمان را پياده کنيم، ولي رهبري حرف اصولي مي‌زنند و مي‌گويند نظام اسلامي اصول دارد و جزء محكمات نظام مردم هستند؛ لذا مردم‌سالاري ديني مطرح مي‌شود، اين سرمايه بزرگي است و انتخابات براي نظام اسلامي بخشي از امنيت و منفعت ملي است و همان‌طور كه مقام معظم رهبري فرمودند، نبايد خدشه‌دار شود.

انتهاي پيام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha