نماينده حزبالله لبنان با اشاره به 70 سال اشغالگري و 70 سال مقاومت در فلسطين گفت: فلسطين همچنان باقي خواهند ماند. كسي كه 70 سال مقاومت كند ميماند و پيروز ميشود و كسي كه 70 سال اشغال كند شكست ميخورد و از بين ميرود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ابراهيم ـ نماينده سيد حسن نصرالله ـ كه در پنجمين كنفرانس بينالمللي حمايت از انتفاضه فلسطين شركت كرده بود در پيامي كه در اختيار خبرنگاران گرفت آورده است:
« از رهبر و مسوولان و ملت ايران به خاطر ميزباني اين كنفرانس تشكر ميكنم به ويژه در شرايط كنوني كه امت اسلامي شاهد تحولات بزرگي است.
من به نمايندگي از حزب الله مقاومت اسلامي، رهبري آن و از طرف سيد حسن نصرالله ـ دبيركل حزب الله لبنان ـ به جمهوري اسلامي ايران و شركت كنندگان درود ميفرستم و اميدوارم كه اين كنفرانس به موفقيت لازم دست يابد.
پروژهي تسلط استعمارگران در منطقه در سه اصل است:
اول اشغال نظامي مستقيم و غير مستقيم و تسلط امنيتي و اقتصادي در اكثريت كشورهاي منطقه از سوي كشورهاي استكبار و در راس آنها آمريكا.
دوم اشغال بينالمللي از طريق اشغال فلسطين و بيتالمقدس به وسيلهي صهيونيستها.
سوم نظامهاي ديكتاتوري در منطقه كه با اين پروژه در ارتباط هستند.
اين عناصري كه ذكر كردم يك ائتلاف واحد و مرتبط با هم تشكيل دادند و در اصول، ديدگاه، نقش و ا هداف و در مجموع منافع با هم در ارتباط هستند.
ارتباط اين ائتلاف در حدي است كه در صورت بروز هرگونه مشكل و يا ضعف و يا شكست در يكي از اين عناصر، كل مجموعه آسيب ميبيند. مبارزه با هر كدام از اين عناصر به معناي مبارزه با كل مجموعه است و هرگونه پيروزي و موفقيت براي آنها در واقع به معناي پيروزي و موفقيت كل مجموعه است.
نتيجهگيري منطقي از اين مساله اين است كه هيچ كشور و يا جنبش مردمي نميتواند از هيچ كدام از اين عناصر در جهت سرنگوني عنصر ديگر استفاده كند. مثلا نميتوان از آمريكا براي از بين بردن يك نظام ديكتاتور و يا براي آزادسازي فلسطين از اشغال صهيونيستها استفاده كرد.
همپيماني و كمك از هر كدام از اين عناصر در واقع خيالپردازي و اشتباه و ناديده گرفتن عاقبت كار است.
با اين كار ما خود را تحت سلطه كسي كه خود را به عنوان دوست و پشتيبان درآورده قرار ميدهيم و در نتيجه حقوق ما از بين ميرود. ملت ما كشته ميشود و سرزمين ما و منابع ما به يغما ميرود.
در آن سو هرگونه مبارزه با اين عنصرها موجب ميشود كه از لحاظ ايماني؛ شرعي اخلاقي و سياسي ملتهاي مقاوم و كشورهاي مبارزه كننده در يك مجموعهي واحد مرتبط با هم قرار بگيرند و با هم متحد شوند. چرا كه ما از لحاظ فكري، سياسي، برادري و حتي خطرها و منافع داراي عنصرهاي مشترك زيادي هستند.
همانطور كه در قرآن آمده است: "وقاتلو المشركين كافه كما يقاتلونكم كافه" ما بايد يك مجموعهي واحد از ملتها و جنبشهاي مقاومت، جهاد و آزادسازي باشيم و ميان ملتها و كشورها و كشورها در ميان خود اتحاد به وجود بيايد.
از اين نظر هيچكدام از كشورها و يا جنبشهايي كه با سلطه استعمارگران مبارزه ميكنند نميتواند منبع ايجاد اختلاف و درگيري مذهبي و قومي باشند و يا اين كه باعث شود اتحاد اين گروهها از بين برود و فتنه و درگيري ميان آنها به وجود بيايد.
براي مبارزه با استعمارگران مظلوميت به تنهايي كافي نيست بلكه بايد به اصول و قواعد فكري، اخلاقي و سياسي پايبند بود. نتيجهگيري دوم در سايهي ارتباط مجموعه در رفتار و رفتار جنبشهاي مبارزه كننده با آنهاست.
از اين رو هر كشور و يا جنبشي كه در يكي از عناصر سلطه استعمارگران پيروز شود مسووليت بزرگي دارد تا تاثير اين پيروزي را به سرعت بر همهي مجموعه بگذارد و پيروزي بر هر كدام از ديكتاتوريها راهي بزرگ براي فعاليت در جهت آزادسازي قدس و فلسطين باشد. هرگونه پيروزي در برابر دشمن صهيونيست نيز بايد راهي اساسي و بزرگ براي آزادسازي منطقه از استعمارگران خارجي باشد.
پيروزي بر هر كدام از عناصر ديكتاتور نيز بايد گامي در جهت متحد كردن ملتهاي مسلمان و جنبشهاي آزاديخواه و مقاوم و كشورهاي مبارزه كننده باشد.
ما در اين جا شاهد چيز عجيب و متناقضي هستيم، برخيها گفتوگو با دشمنان را آسان ميدانند اما نميتوانند با برادران دوستان و همپيمانان از جمله جنبشهاي آزاديخواه و مقاوم و كشورها و ملتها خود گفتوگو كنند.
از سوي ديگر اين مسووليت وجود دارد كه مبارزه ملي براي دستيابي به استقلال كامل به آزادي تا زمان سرنگوني ديكتاتور و سقوط نظام حاكم بر كشور و مجموعهاي كه در سطح بينالملل و منطقه از آن حمايت ميكند ادامه داشته باشد تا ملتها بتوانند تصميمگيري را در دست بگيرند و امور خود را اداره كنند و كشور قوي داراي سياستي در راستاي منافع خود تشكيل دهند. به ويژه اگر آن كشور جزيي از امت عرب و يا امت اسلامي باشد نه جزيي از مجموعهي بينالمللي استعمار و استكبار.
بر اساس همه آن چه گفتم، من ميتوانم به ملت ايران، فلسطين و لبنان اشاره كنم. در طول 70 سالي كه اين مجموعه استعمارگر به وجود آمده است، ايران تحول بزرگي و دستاورد بزرگي به وجود آورد كه سردرگمي و سرگيجه را براي اين مجموعه به همراه داشت.
از سوي ديگر افقهاي روشني از اميد براي امت اسلامي جهت ازسرگيري نقش خود به همراه داشت و ارزش ايماني، اخلاقي و سياسي انسان و توانايي وي براي ساختن آينده نشان داد.
من در اينجا به 4 مساله اشاره ميكنم. اول اين كه بزرگتر از سرنگوني شاه و اخراجش از ايران سرنگوني مجموعهي وي و بيرون كردن مجموعهي آمريكايي موجود در ايران بود.
دوم اين كه جمهوري اسلامي با استقلال كامل و توانايي و پيشرفت هراه بود هر چند كه در اين مدت شاهد جنگ، محاصره و تحيمهاي زيادي عليه خود بوديم.
سوم اين كه سرنگوني شاه گامي بود در راستاي آن كه جمهوري اسلامي موقعيت، نقش و مسووليت خود در برابر پروژهي سلطهي استعمارگران بر منطقه را به دست آورد و گامي بود در راستاي متحد كردن امت اسلامي و مسووليت و نقش آن براي آزادسازي فلسطين و قدس.
چهارم اين كه با افتخار ميگويم جمهوري اسلامي، موضعگيريهاي شجاعانه، قوي و ثابتي در راستاي حمايت از فلسطين و قدس اتخاذ كرد كه اين موضعگيريها از موضعگيريهاي ايران در راستاي منافع داخلي خود بيشتر بود.
هر آن چه كه در ايران گذشته و هنوز نيز ميگذرد به دليل مسايل داخلي اين كشور نيست، ـ با آگاهي نسبت به اين كه ايران داراي يكي از پيشرفتهترين نظامهاي جهاني از نظر آزادي مشاركت و استقلال است. ـ بلكه به دليل موقعيت، نقش و مسووليت آن دربارهي فلسطين و قدس و همچنين حمايت ايران از جنبشهاي آزاديخواه و مقاوم به ويژه در لبنان و فلسطين است.
اين همان الگوي پيشرفته و مناسب براي همهي ملتهايي است كه دنباله آزادي، استقلال و كرامت خود در جهان هستند.
در اين راستا بايد نگاهي به سوريه نيز بيندازيم. شكي در اين وجود ندارد كه نظام حاكم در سوريه جزيي از مجموعه آمريكايي در منطقه نيست بلكه نظامي است مقاوم و مبارزه كننده با رژيم صهيونيستي.
اين نظام از جنبشهاي مقاومت در فلسطين، لبنان و ساير كشورهاي منطقه در راستاي آزادسازي از دست استعمار و اشغالگران صهيونيستي در فلسطين و ساير كشورهاي عربي حمايت كرده و به آنها كمك رسانده است. به دليل نقش موقعيت و مسووليت آن اين نظام با محاصره، تحريم، تهديد و توطئه مواجه بوده و هست.
همچنين هيچ شكي وجود ندارد كه ملت سوريه ملتي بزرگ و داراي مسووليت بزرگي است نسبت به مسائل جهان عرب و جهان اسلام و فداكاريهاي زيادي در جنگهاي مقاومت و آزادسازي نشان داده است.
ما حمايت ملت و نظام سوريه از مقاومت در لبنان و فلسطين به ويژه هنگام جنگهاي 33 روزه و 22 روزه عليه لبنان و غزه را شاهد بوديم. آن كشور لياقت اصلاحات و پيشرفت بدون دخالت خارجيها و به ويژه آمريكا را دارد چرا كه دخالت خارجيها ميتواند روند اصلاحات در اين كشورها را از بين ببرد.
در اينجا دو سوال مطرح ميشود:
اول اين كه ملت سوريه چه ميخواهد؟ دوم اين كه آمريكا و همراهانش از سوريه چه ميخواهند؟
هر اندازهاي كه ملت سوريه ميخواهد در اين كشور اصلاحات و پيشرفت انجام شود، مسالهي داخلي آنهاست و آن را در گفتوگو با دولت بررسي خواهند كرد.
ما نيز به عنوان دوستار سوريه از اين روند حمايت ميكنيم و آن را تشويق ميكنيم. اما مسالهي مهمتر اين است كه آمريكا و همراهانش از سوريه چه ميخواهند.
آمريكا ميخواهد نظام حاكم كشور و ملت را با هم از ملت از بين ببرد همان طور كه هم اكنون در بسياري از كشورهاي عربي و اسلامي شاهد اين مساله هستيم. آمريكا همچنين ميخواهد نقش سوريه، موقعيت آن و مسووليتش در قبال امت فلسطين و مقاومت را تغيير دهد.
اين چيزي است كه فيلتمن به وضوح آن را اعلام كرد. (نظام بشار اسد ـ رييسجمهور سوريه ـ وكيل ايران در خاورميانه است و منشاء بيثباتي در اين منطقه به شمار ميرود. اين نظام همپيماني در فلسطين و همپيمان ديگري در لبنان دارد و باقي ماندن آن به نفع آمريكا نيست. گفتوگو با شبكهي الجزيره در 3/9/2011)
آمريكا به دنبال آشوب، درگيري داخلي، فتنه و تقسيم كشورهاي منطقه و ملتهاي آن است. به همين دليل ما از يك طرف با گفتوگوهاي كنوني در سوريه موافق هستيم و از طرف ديگر با نظام حاكم و ملت سوريه عليه دخالت آمريكا و ساير كشورها ميايستيم.
اما در مورد فلسطين. آن چه در فلسطين گذشته و ميگذرد جنايت غرب و رسوايي زمانه است. اشغالگران استكبار بر فلسطين تسلط پيدا كردند تا مردم آن را بيرون كنند و ملتي ديگر اين سرزمين و مقدسات آن قرار دهند.
اشغالگران ملت را بيرون كردند؛ تاريخ را از بين بردند؛ مقدسات را نابود كردند؛ هويت و اسم سرزمين، خانهها، مناطق و درختان و انسانها نيز تغيير دادند. اين يك جنايت است. در فلسطين تمدن، فلسفه، فرهنگ و ارزش و اخلاق و شعار و دموكراسي و آزادي و استقلال غرب از بين رفت.
فلسطين با مسيري طولاني و مقاومت مستمرش موجب افتخار و عزت است. شهدا، زخميها، اسيران و افراد تبعيد شدهي فلسطيني نيز باعث افتخار و عزت هستند. ما از جهات، ثبات و صبر فلسطينيها و همچنين خاك، سنگ، قدس، مسجد و كليساي آن نيز تقدير ميكنيم. 70 سال از اشغال ميگذرد و 70 سال مقاومت ادامه دارد. كسي كه 70 سال جايي را اشغال كند و نتواند ثبات را در آنجا به وجود بياورد در نهايت شكست ميخورد و از بين ميرود و كسي كه 70 سال مقاومت كند در نهايت پيروز ميشود و ميماند.
جنايت در فلسطين آغاز شد و امروز در ايران، عراق، سوريه، لبنان، سودان، افغانستان، ليبي، يمن و بحرين ادامه دارد.
من اين را ميخواهم بگويم كه آيا عجيب نيست پس از اين همه جنايت در فلسطين برخيها مساله آزادسازي قدس و فلسطين را در دست حامي و پشتيبان رژيم صهيونيستي و ضامن امنيت آن قرار دهند.
آيا قراردادن مساله فلسطين در دست كشوري كه رژيم صهيويستي را به وجود آورده است كاري عاقلانه است؟ آيا عاقلانه است كه براي آزادسازي فلسطين به دشمنان فلسطين تكيه كرد؟
آيا گفتوگوها و مذاكرات به تونلي تاريك منتهي نشد كه در نتيجهي آن مايوس و ناتوان شديم.
هماكنون گزينهي پيش رو چيست؟ من به همهي ملتهاي عربي و اسلامي ميگويم كسي كه فلسطين را اشغال كرده شما را آزاد نميكند. كسي كه قدس را اشغال كرده مساجد و كليساهاي شما را نميخواهد. كسي كه از فلسطين متنفر است ملت عرب مسلمان و مسيحي را دوست ندارد، كسي كه از ملت فلسطين متنفر است شما را دوست ندارد كسي كه از اشغالگران صهيونيست حمايت ميكند همپيمان و دوست شما نيست.
هم اكنون به شما ميگوييم كه پرچم فلسطين را در دست بگيريد و آن را به دست دشمناني كه عليه آن توطئه ميكنند ندهيد به خدا توكل كنيد و اين را بدانيد كه گزينهي مقاومت تنها گزينهاي است براي آزاد سازي فلسطين. خدا و وعدهاش با شماست.
ملت فلسطين با شماست، و بسياري از كشورها با شما هستند و ايران با ملت و رهبرش كه همانند كوهي است كه طوفانها آن را به لرزه در نميآورند و بمب باران آن را از بين نميبرند با شما هستند. ملتها با شما هستند و جنبشهاي آزادسازي و مقاومت با شما هستند.
برادران فلسطيني بهترين دوستداران شما همانهايي هستند كه با شما در راستاي آزادسازي حركت ميكنند نه كساني كه شما را به سوي سازشهاي خفتبار ميبرند.
درباره لبنان نيز در ابتدا بايد تاكيد كنيم كه مقاومت مهمترين پيروزيها را با كمك خداوند در سالهاي 2000 و 2006 به دست آورد. ارزش استراتژيك اين دو پيروزي در اين مساله نهفته است كه رژيم اشغالگر قدس و فلسطين در آن دچار شكست شد كه اين مساله نيز تاثير و پيامدهاي زيادي عليه اين رژيم و يا در جنبش ملت مسلمان و نقش آن دارد.
در همهي جنگها و توطئههاي داخلي و خارجي كه به وجود آمده همواره موقعيت مقاومت نقش و پيروزيهاي آن مورد هدف بود كه آخرين توطئه در اين راستا دادگاه بينالمللي ترور رفيق حريري است.
در پايان بايد بگويم كه وضعيت موجود پيش از اين در منطقه وضعيت ايده آلي براي آمريكاييها بود اما ملتهاي منطقه با انقلابهاي خود در واقع عليه اين وضعيت ايدهآل قيام كردند.
بنابراين نميتوان اين انقلابها را ساختهي آمريكا دانست و تلاشهاي مايوسانه آمريكا براي در دست گرفتن انقلابها جهت كنترل آن و مصادره اين انقلابها با شكست مواجه شده و ميشود چرا كه اين انقلابها از اصالت ملتها و مسائل اساسي آن سرچشمه گرفته است و منفعت استراتژيك بزرگي براي امت و در كوتاهمدت و طولاني مدت است. چرا كه در جوهر و اصل آن اين انقلابها در واقع پروژههاي مقابله با استعمارگران و متحد كردن مسلمانان و بازسازي است.
امت اسلامي هم اكنون مسووليت بزرگي بر عهده دارد و بايد نسبت به خطر آمريكا كه قصد دارد انقلابها را از بين ببرد و آن را از مسير اصلي خود منحرف كند آگاه باشند.
آمريكا در صورت شكست تلاشهايش براي كنترل انقلابها به ايجاد فتنه و درگيري در منطقه روي خواهد آورد و تلاش خواهد كرد كه جدايي را به وجود بياورد و نقشههاي خود در جهت تقسيم كشورها و تحريك جهت ايجاد درگيري قومي و مذهبي را اجرا خواهد كرد.
به مساله فلسطين بر ميگردم مسالهاي كه همواره با ماست. چرا كه محور اصلي و معيار همهي مسايل است. و همچنان محور و معيار اصلي باقي خواهند ماند. چرا كه فلسطين عروس عشق، آزادي، مقاومت و پيروزي است. فلسطين همچنان عنوان مقاومت و مسير تفنگ و جايگاه پيروزي خواهد ماند چرا كه فلسطين معيار همهي آزاديها، تغييرات و پيروزيهاست.
70 سال اشغالگري و 70 سال مقاومت. فلسطين همچنان باقي خواهند ماند. كسي كه 70 سال مقاومت كند ميماند و پيروز ميشود و كسي كه 70 سال اشغال كند شكست ميخورد و از بين ميرود.»
انتهاي پيام



نظرات