وزير سابق آموزش و پرورش سند تحول بنيادين آموزش و پرورش را يكي از مهمترين اسناد افق چشمانداز ايران 1404 خواند و با تاكيد بر لزوم ثبات مديريت به عنوان يك اصل در اجراي موفق سند، گفت: آموزش و پرورش نبايد تابع امواج رفتن و آمدن اين دولت و آن دولت و اين مجلس و آن مجلس شود، بايد راهكارهايي در آموزش و پرورش ارايه شود كه ثبات مديريتي اين وزارتخانه تقويت شود و به نوعي ارتباط بين نهاد آموزش و پرورش و نهاد رهبري تقويت شود، چرا كه آموزش و پرورش يك وزارتخانه در طول ساير وزارتخانهها نيست بلكه دستگاه مادر و انسان ساز است.
محمود فرشيدي كه طي سالهاي 1384 تا 86 سكاندار آموزش و پرورش بود، در گفتوگوي تفصيلي با خبرنگار «آموزش و پرورش» ايسنا، به تبيين ضرورتهاي پيشروي سند تحول بنيادين به عنوان يك سند مترقي در نظام آموزش و پرورش پرداخت و گفت: آموزش و پرورش به سان يك كشتي اقيانوسپيماست كه تغيير جهتدادن به اين كشتي كار بسيار دشواري است چرا كه مخاطب آن ميليونها دانشآموز و خانوادهها هستند و از اين رو حساسيت بالايي دارد.
وي گفت: سند تحولي بنيادين هفت فصل دارد كه در فصل اول آن به بيان ارزشها اختصاص يافته و در آن بايد و نبايدهايي را براي نظام تعليم و تربيت و خطوط كلي حركت آموزشي مشخص ميكند و 30 محور در اين بيانيه مشخص شده است.
وي با بيان اينكه بالاخره آموزش و پرورش توانست به مرحلهاي برسد كه بتواند يك سند جامع را به عنوان سند راهبردي به تصويب يكي از عاليترين مراجع قانونگذاري برساند تا نقشه راهي باشد براي ايجاد برنامههاي تحولي ، ادامه داد: اين سند گام بسيار بلند براي ايجاد تحول آموزشي است، اما اجراي آن الزاماتي را ميخواهد كه بايد فراهم شود.
فرشيدي تصريح كرد: سند تحولي آموزش و پرورش نه تنها يك برنامه مهم در سطح ملي است بلكه ميتواند در سطح كشورهاي اسلامي نيز با توجه به آغاز حركت بيداري اسلامي، يك گام بلند و حركتي در راستاي تعميق انقلاب اسلامي باشد، چرا كه انقلابها ابتدا در عرصه سياسي به پيروزي ميرسند و اگر استمرار داشته باشند در حوزه اقتصادي نيز به استقلال ميرسند و چنانچه به بلوغ بيشتري برسند در حوزه تعليم و تربيت و فرهنگ نيز بر اساس استقلال و هويت خود الگويي را طراحي ميكنند و امروز نظام ما با افتخار به اين مرحله رسيده و توانسته الگوي آموزشي بومي را طراحي كند.
وزير اسبق آموزش و پرورش اظهار كرد: گام بلندي كه در نظام جمهوري اسلامي ايران و در حوزه اصلي يعني آموزش و پرورش برداشته شده با توجه به تجربه مشابهي كه در سالهاي حدود 1360 نيز صورت گرفته، ميتواند آغازي براي يك تحول بزرگ باشد.
وي اذعان كرد: محورهاي عنوان شده در فصل اول اين سند عليرغم اينكه موارد خوبي است اما قابل بازنگري است چرا كه برخي ازآنها تكراري بوده و اولويتبندي نشده است.
تاكيد بيشتر به نقش و جايگاه معلم در سند تحولي
به گفته اين كارشناس آموزشوپرورش، برخي از محورهاي اين فصل از سند تحولي از اهميت زيادي برخوردار است از جمله نقش معلم كه به نظر ميرسد كمرنگ ديده شده در حالي كه بايد پررنگتر ديده ميشد.
فرشيدي خاطرنشان كرد: اگر رويكرد ما به معلم مانند شغل انبياء است پس بايد در محوريت برنامهها يك نگاه ويژهاي نسبت به آن داشته باشيم، بنابراين در اين سند معلم به عنوان موثرترين عنصر ياد شده اما به اعتقاد من براي تعليم و تربيت اسلامي، معلم يك شرط اصلي و لازم است و بدون وجود معلم، كار نظام تحولي پيش نخواهد رفت.
وي ادامه داد: در برنامههاي تحولي معلم بايد در گام اول باشد و ابتدا بايد معلم متحولي تربيت كنيم و سپس دانشآموز متحول و تحول مورد نظر را براي تحقق اهداف برنامههاي تحولي از اين معلم انتظار داشته باشيم.
وزير اسبق آموزش و پرورش خاطرنشان كرد: نقش خانواده در ذيل 30 محور برنامههاي فصل اول سند ديده شده اما جا داشت كه اين نقش نيز پررنگتر باشد و تاكيد بيشتري بر مباني اعتقادي به عنوان مبنا و اصل همه ساحتها ميشد.
وي بيان كرد: در فصل دوم اين سند كه بيانيه ماموريتهاست تاكيد شده كه آموزش و پرورش مهمترين مسئول و متولي نظام تعليم و تربيت است، 12 سال تحصيل يعني چهار دوره سه ساله براي نظام آموزشي تعريف شده است و در فصل سوم اين سند چشمانداز نظام تعليم و تربيت ترسيم شده و موارد برجسته و خوبي يادآوري و ذكر شده است، اما اگر در بحث تعامل سازنده با نظامهاي ديگر تاكيد ميشد و با توجه به اينكه امروز در موضوع تعامل با نظام تربيتي سكولار، غالب بر جهان هستيم جا داشت در اين سند مهم نسبت به آن حساسيت بيشتري لحاظ مي شد.
فرشيدي بيان كرد: اينكه مدرسه در اين سند به عنوان يك نهاد بالنده مطرح شده ديدگاه بسيار خوب و برجستهايست و جايگاه خوبي براي آن تدوين و تعريف شده است چرا كه اين نهاد بيشترين مسئوليت را به عهده دارد.
گاهي بروكراسي ادارات آموزش و پرورش دست و پاي معلم را ميبندد
اين كارشناس آموزش و پرورش يكي از مشكلات در آموزش و پرورش را در ورود مستقيم معلم و مدرسه در امور اجرايي دانست و گفت: براي نظم بخشيدن به آن ادارات آموزش و پرورش، سپس ادارات كل و وزارتخانه شكل گرفته است و قرار بود اين دستگاهها پشتيبان معلم و مدرسه باشند، در حالي كه گاهي ديده ميشود بروكراسي اداره باعث ميشود به جاي اينكه اين ادارات دست معلم را بگيرند دست وي را ميبندند و اين يكي از مشكلات است. لذا به نظر ميرسد گاهي با طراحي برخي برنامهها و قالبها خلاقيت و شكوفايي معلم در مدرسه به حداقل ميرسد، اما در سند يكي از نقاط قوت قرار دادن مدرسه به عنوان مبناي حركت آموزش و پرورش است كه بسيار اهميت دارد.
وي هدفهاي كلان آموزش و پرورش را كه در بخش چهارم سند عنوان شده، هدفهاي متعالي و خوبي عنوان كرد و افزود: اهداف عنوان شده از جامعيت خوبي برخوردار است و در فصل پنجم نيز راهبردهاي كلاني براي سند تحولي تعريف شده كه هدف نهايي تحول بنيادين است و مهمترين نكته آن حيات طيبه است كه شعار محوري همه كشورهاي اسلامي است و هدف سند تحولي نيز تربيت انساني موثر و مطابق با انديشههاي اسلامي است.
فرشيدي در ادامه گفتوگوي خود با ايسنا، اظهاركرد: عملياتي شدن راهكارهاي سند تحولي از مباحث مهم و مطرح شده در فصل ششم سند تحولي است و در 23 سرفصل با 131 راهكار براي عملياتي شدن اين سند تعريف شده است، از جمله تقويت بنيان خانواده، افزايش مشاركت مدرسه، معلم و دانشآموز، بخش عمومي و محورهاي مختلف ديگر و باز مهندسي ساختارها كه بيست و يكمين راهكار اين فصل است و در 23 سرفصل جزء اولويت 21 است هر چند كه با استفاده از فناوريهاي نوين، پويا بودن و پژوهش محوري تلطيف شده است.
وزير اسبق آموزش و پرورش، گفت: فصل هفتم اين سند درباره چارچوبهاي اجرايي شدن و نظارت به سند را مطرح كرده و شوراي عالي انقلاب فرهنگي را ناظر ميداند و هماهنگي و همكاري ساير دستگاهها مورد تاكيد واقع شده و ترميم سند كه يكي از نقاط برجسته و مهم اين سند به شمار مي رود.
دشوارترين مرحله سند تحول آموزش و پرورش ارائه يك الگوي اجرايي از مجموعه راهكارهاست
وزير اسبق آموزش و پرورش خاطرنشان كرد: نكته اصلي و دشوارترين مرحله سند تحول آموزش و پرورش اين است كه بتوانيم مجموعه اين راهكارها را در يك الگوي اجرايي در كنار هم ببينيم و الگويي طراحي كنيم كه بتواند اهداف سند را محقق كند و همانند كارخانهاي كه ميدانيم محصول نهايي آن چگونه بايد باشد.
وي پياده كردن موارد عنوان شده ،مقدمات محورها، راهكارها براي اجرايي شدن سند را مشكلترين قسمت سند تحولي برشمرد و عنوان كرد: براي اين كار نيازمند يك برنامهريزي دقيق هستيم به گونهاي كه مجموعه اين برنامهها به طراحي يك نظام منسجم منتهي شود و تمام اعضاء و بدنه آن يك ارتباط ارگانيك با يكديگر داشته و هر كدام همان هدفي را دنبال كند كه ساير اعضا پيگيري ميكند و در تعارض با يكديگر قرار نگيرند.
به اعتقاد فرشيدي، اگر در سند عنوان شده هدف تعليم و تربيت اسلامي است يكي از عناصر مهم آن نيروي انساني است لذا از خدمتگزار تا مدير مدرسه همه بايد با اين رويكرد و ديدگاههاي اسلامي در مدرسه حضور داشته باشند و نميتوان صرف نوشتن اين موارد در كتاب درسي به اهداف سند نايل شد و تربيت اسلامي به عنوان يك ارزش براي همه نيروهاي انساني مرتبط با مدرسه ترسيم و اجرا شود.
وزير اسبق آموزش و پرورش تاكيد كرد: آنچه كه در حال حاضر براي ما نگران كننده است عبور از اين مرحله دشوار است با توجه به اينكه در گذشته يك تجربه ناگواري درباره كليات نظام تعليم و تربيت داشتيم و عليرغم تصويب كليات نظام جدي عواملي باعث شد كه دفاع بدي از آن صورت بگيرد.
وي ادامه داد: در كليات نظام جديد آن زمان مقررشد كه اساس و اركان آموزش از پيشدبستاني تا دبيرستان تغيير كند اما زماني كه به دست مجريان سپرده شد به لحاظ تغيير و تحول در مديريتها به جاي شروع از ريشه و بنياد آموزش و پرورش از آخرين پايه آغاز شد و چون فشار حاكم به جامعه آن زمان بحث كنكور بود نظام جديد از مقطع دبيرستان تغيير كرد و نتيجه آتن همين نظام ناكارآمد امروزي است.
آموزش و پرورش همچون كشتي اقيانوسپيماست و تغيير جهتدادن به اين كشتي كار بسيار دشواري است
وي آموزش و پرورش به سان يك كشتي اقيانوسپيما تشبيه كرد و گفت: تغيير جهتدادن به اين كشتي كار بسيار دشواري است چرا كه مخاطب آن ميليونها دانشآموز و خانوادهها هستند و از اين رو حساسيت بالايي دارد.
اين كارشناس آموزش و پرورش، شتابزدگي مسئولان براي برنامهريزي براي اين تعداد مخاطبان را يكي از نگرانيهاي پيش روي سند عنوان كرد و افزود: بيم آن مي رود كه نوعي شتابزدگي در ادامه برنامهها، اهداف برنامه را تحتالشعاع قراردهد وميتوان به يكي از اين نوع شتابزدگيها كه در سال 64 اتفاق افتاد و به خاطر وجود تعداد زيادي جوان در پشت ديوارهاي كنكور برنامههاي نظام جديد با شتابزدگي اعمال شد اشاره كرد.
وي افزود: اين تجربه نشان داد نه تنها دوره پيشدانشگاهي مشكل كنكور را حل نكرد بلكه پنجرههاي باز و نظام سالي ـ واحدي و ساير اقدامات نتوانست به الگوي مناسبي تبديل شود.
فرشيدي تحميل فشارهاي اجتماعي را در تغيير برنامهها يكي ديگر از نگرانيهاي پيشروي سند تحولي عنوان و خاطرنشان كرد: اگر از تجربه گذشته استفاده كنيم بايد به اين موارد توجه داشته باشيم تا در سند تحول آموزش و پرورش شتابزدگي و فشارهاي اجتماعي و بخشنگري در برنامهها لحاظ نشود.
وزير سابق آموزشوپرورش گفت: معمولا دولتها و مجلسها تابع افكار عمومي هستند و چون مدت محدودي دارند و بايد از مردم راي بگيرند، اما كار تعليم و تربيت يك برنامه درازمدت است و اگر امروز براي اين نظام برنامهريزي كنيم 15 سال ديگر نتيجه آن را خواهيم ديد لذا نميتوان در يك دوره نتيجه كار تعليم و تربيت را مانند ساير پروژهها نشان داد و جمع كردن بين اين دو مساله كار دشواري است چراكه كار در آموزش و پرورش ، كار ديربازدهي است و قابل نشان دادن نيست.
فرشيدي با بيان اينكه كار در آموزش و پرورش نيازمند يك اخلاص است و نتيجه آن در آينده مشخص ميشود نه در مدت زمان كوتاه، اظهاركرد: بنابراين دوري از تغييرات پي در پي مديران، عامل موثري است و با توجه به اينكه سند تحولي پشتوانه قانوني شوراي عالي انقلاب فرهنگي را دارد براي هر مسئولي كه وارد نظام تعليم و تربيت ميشود قابليت اجرايي دارد و بايد اجراي برنامههاي آن استمرار و تداوم داشته باشد.
آموزش و پرورش نبايد تابع امواج رفتن و آمدن اين دولت و آن دولت و اين مجلس و آن مجلس شود
وي ادامه داد: بايد راهكارهايي در آموزش و پرورش ارايه شود كه ثبات مديريتي اين وزارتخانه تقويت شود و به نوعي ارتباط بين نهاد آموزش و پرورش و نهاد رهبري تقويت شود، چرا كه آموزش و پرورش يك وزارتخانه نيست بلكه دستگاه مادر است و همه وزارتخانهها بعد از اين وزارتخانه قرار دارند و ساير وزارتخانهها براي انسان خدمات و صنعت توليد ميكنند اما اين وزارتخانه وظيفه انسانسازي دارد و مهمترين نقش را به عهده گرفته است و در طول آموزش و پرورش قرار دارند نه در عرض آن.
وزير اسبق آموزش و پرورش تاكيد كرد: آموزش و پرورش نبايد تابع امواج رفتن و آمدن اين دولت و آن دولت و اين مجلس و آن مجلس شود و اگر قانوني تصويب شده بايد درهمه دولتها قابليت و الزام اجرايي داشته باشد و بدون توجه به تغيير مديريتها برنامههاي نظام تعليم و تربيت ادامه دار باشد.
آموزش و پرورش محل حدس و خطا نيست
وي اذعان كرد: سرنوشت ميليونها دانشآموز در روشهاي حدس و خطا تحت تاثير قرار ميگيرد لذا آموزش و پرورش جاي حدس و خطا نيست و ميتوان به طور كلي گفت كه شتابزدگي، تحميل فشارهاي اجتماعي، جابجايي و تغيير مديريتها و بخشينگري از آسيبهايي است كه برنامههاي آموزش و پرورش را دچار چالش و نگراني ميكند.
وي گفت: هر كدام از مديران در برنامههاي خود ذائقههاي مختلفي دارند برخي به آموزش، برخي به پرورش و برخي به عمران و مدرسهسازي اما تعبيري كه از اين حركت جامعنگري ميشود، نبايد دچار آسيب بخشينگري شود در حالي كه برنامههاي آموزش وپرورش همان طور كه در سند تحولي مورد تاكيد قرار گرفته بايد متوازن صورت بگيرد، به عنوان مثال در نظام جديد آموزش، پرورشي فراموش و حذف شده و در جزوه جديد نظام جديد حتي اسمي از پرورش نبود.
به گفته فرشيدي، يكي ديگر از نگرانيهايي كه در مسير اجراي سند تحولي وجود دارد و از زمان طراحي سند به چشم ميخورد، خودباختگي و انفعال در برابر نظام تربيتي سكولار حاكم به جامعه است كه در بازنگريهاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي تا حد زيادي از اين نگراني كاسته شده است.
وي توضيح داد: اگر ميخواهيم روي پاي خود بايستيم و بعد از سالها دوباره پيوند انسان با خدا را به عنوان الگوي تربيتي ارايه كنيم كه قابل استفاده براي ساير كشورهاي اسلامي نيز باشد بايد بدانيم اين كار مبارزه خطرناكي است و نيازمند برنامه است.
وي سطحيانديشي را از ديگر نگرانيهايي عنوان كرد كه چنانچه مديران وارد سطحي نگري در اجراي سند تحولي شوند ميتواند آسيب جدي براي اين برنامه و حركت عميق باشد و لذا ارايه يك جلوه سطحي از يك برنامه عميق نميتواند تمام آن برنامه را نشان دهد.
معرفي تحول بنيادين با ساختار3-3-6 جفا به اين سند است
فرشيدي با اشاره به ساختار 3 ـ 3 ـ 6 به عنوان نظام تغيير يافته در سند تحول آموزش و پرورش به ايسنا گفت: اين ساختار يك قالب است؛ مثل اين است كه يك انسان تشنه بخواهد آبي بنوشد و رفع تشنگي كند پس مهم نيست كه آب را در چه قالبي مينوشد، مهم رفع تشنگي آن است. بنابراين محتواي ارايه شده در سند بسيار مهمتر از ساختار و قالب آن است لذا اگر به محتوا دسترسي داشته باشيم و كليات آن براي ما مشخص و تعيين شود، تنها 10 درصد اهميت دارد كه در چه قالبي آن را دريافت ميكنيم و اينكه 3 ـ 3 ـ 6 باشد، 6 ـ 3 ـ 5 باشد يا 3 ـ 3 ـ3 باشد فرقي ندارد.
فرشيدي گفت: نگراني وجود دارد كه تمام سند تحولي آموزش و پرورش را با 3 ـ 3 ـ 6 معرفي كنيم كه اين امر ، يك نوع جفا به اين سند تحولي آموزش و پرورش خواهد بود. درحالي كه ساختار بحث آخر در تحول بنيادين است و مهمترين بخش آن محتواست كه برونداد آن انسان محوري است كه در سند تعيين شده است.
لذا ساختار خيلي مهم نيست و ممكن است زماني برسد كه دوسال پيشدبستاني را وارد نظام آموزشي كنيم پس نميتواند 3 ـ 3 ـ 6 قالب هميشگي سند تحولي باشد. پس قالب خيلي مهم نيست و آنچه اهميت دارد محتواست كه افكار عمومي هم بايد با محتواي اين سند آشنا شود.
وزير سابق وزارت آموزش و پرورش اذعان كرد: شعار ما 3 ـ 3ـ 6 نيست بلكه سند تحولي آموزش و پرورش است كه حيات طيبه و ارزشهاي اخلاقي است كه بايد حاكم بر برنامههاي نظام تعليم و تربيت شود.
وي تصريح كرد: آموزش و پرورش نيازمند برنامههاي كلان است كه در درازمدت و پس از يك دوره تحصيل كامل دانشآموزان عنوان كنيم نظام تعليم و تربيت تغيير كرده است، مانند سند تحول آموزش و پرورش كه پيش از اين برگرفته از يك الگوي نظام آموزشي غربي بود و امروز به يك الگوي كاملا بومي تغيير يافته است و يك برنامه ميان مدت است كه مثال دقيق آن ميتواند برنامه درس ملي باشد.
وي ادامه داد: سند تحول بنيادين از ابتداي طرح تا زمان تصويب تغييرات زيادي كرد و در نهايت با تغييرات لحاظ شده در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب نهايي رسيد و نقاط قوتي نيز در آن مشهود است كه يكي از اين نقاط قوت قابليت بازنگري پنج ساله برنامههاي تحولي آموزش و پرورش است كه نشانگر پويا بودن اين برنامه جامع است.
وزير سابق آموزش و پرورش تصويب سند تحولي آموزش و پرورش را يك كار برجسته عنوان و خاطرنشان كرد: اين سند عليرغم اينكه در نوع خود بي نظير است اما مبرا از اشكال هم نيست و همه بايد دست به دست هم بدهند تا زمينههاي اجراي آن فراهم شود.
وي گفت: اين همكاري تنها منوط به دستگاه تعليم و تربيت نيست بلكه ساير دستگاهها و ارگانهاي مرتبط نيز بايد همكاري مستمري را با وزارت آموزش و پرورش داشته باشند تا نقطه عطفي در برنامههاي نظام آموزشي باشد، چرا كه صاحب نظران از عملكرد 30 ساله اين دستگاه راضي نيستند و برونداد اين دستگاه آن طور كه بايد با اهداف قانون اساسي همخواني ندارد. به عنوان مثال يكي از مباحث مهم قانون اساسي بحث حجاب و عفاف است و بايد پرسيد اين مساله چقدر در آموزش و پرورش دنبال شده است؟
به گفته اين كارشناس حوزه آموزش و پرورش، مسائل آموزشي و تربيتي در كشورهاي توسعه يافته علاوه بر اهداف آشكار داراي اهداف پنهاني است و براي آن برنامهريزي شده و به عنوان مثال فرد به اندازهاي به ارزشهاي كشور خود پايبند و معتقد مي شود كه هنگام اجراي سرود ملي كشورش تمام قد ايستاده و بدون آنكه كسي به او بگويد دست خود را روي قلب خود مي گذارد چرا كه اين آموزش و تربيت به صورت برنامه ريزي شده به فرد آموخته شده است بنابراين براي رسيدن به اهداف عالي و تعريف شده از يك دانشآموزي كه به ايراني بودنش افتخار كند بايد راهكار ارائه كنيم.
وي با انتقاد از پايين بودن اطلاعرساني درباره جزييات اين سند مهم به ايسنا، گفت: اطلاعرساني لازم در حدي كه افكار عمومي به تدريج با سند ملي آموزش و پرورش آشنايي پيدا كند صورت نگرفت. در حال حاضر ضرورت دارد ابعاد اين سند توسط صاحبنظران و كارشناسان براي مردم بازگو شود و هدفي را كه سند دنبال ميكند براي مردم روشن شود.
فرشيدي تصريح كرد: اخبار و اطلاعات درباره سند درس ملي كه ذيل سند تحول بنيادين تدوين شده است بيشتر انجام شده است، در حالي كه اين سند يكي از زيرمجموعههاي سند تحولي است.
گفتوگو: ليلا مدني
انتهاي پيام



نظرات