«اين همه هياهو تنها براي چند پرسش!؟» ،«طرح سوال از مجلس»، «بسيج، مرد اين ميدان است» ، «سال 90، سال مردم» و... از جمله عناوين يادداشت و سرمقالهي روزنامههاي امروز است.
به گزارش ايسنا، گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح چهارشنبه ـ 24 اسفند ماه ـ كه در تابناك منتشر شده ، به شرح زير است:
جام جم «سال 90، سال مردم» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن ميخوانيد: سال 1390 هجري شمسي، واپسين روزهاي خود را سپري ميكند. زمستان به نفسنفس افتاده است و صداي بهار را كه چون نسيمهايش ملايم است و نشاطبخش، ميتوان شنيد.
سال 90 براي كشورهاي مختلف جهان سال پرماجرايي بود؛ قحطي سومالي، بحران اقتصادي در اروپا، حركت اعتراضي معروف به جنبش وال استريت در آمريكا، اعتصابات و درگيريهاي كمسابقه در اروپا خصوصا درگيريهاي شديد بين پليس و مردم لندن، ادامه دومينوي سقوط ديكتاتورهاي كشورهاي شمال آفريقا و خاورميانه، ادامه اعتراضات مردم مظلوم بحرين، اخراج نظاميان آمريكا از عراق، مرگ رهبر كره شمالي و رياست جمهوري دوباره پوتين، بخشي از اين فهرست بلندبالاست.
اما در كشور خودمان سال، سال جهاد اقتصادي بود و فرصتي براي برداشتن يا حداقل زمينهسازي براي گامهاي بلند اقتصادي، اما اتفاقاتي افتاد كه حداقل به لحاظ رواني با نامگذاري امسال همسويي نداشت.
فساد بزرگ بانكي، افزايش افسارگسيخته قيمت ارز و سكه طي چند روز و افزايش قيمتها از جمله آنهاست، ولي اين همه واقعيت نيست؛ در كنار يا پشت اين رويدادهاي ناميمون، اتفاقات ارزشمندي افتاد كه ميتوان آنها را همسو و در راستاي جهاد اقتصادي ارزيابي كرد. دستاوردهاي ارزشمند علمي و فناوري در عرصههاي مختلف، عزم نظام براي مجازات عاملان فساد اقتصادي و خصوصا پرونده فساد بزرگ بانكي، مهار بازار ارز و سكه هرچند با تاخير و برنامهريزيها و اقدامات گسترده و كارساز براي ناكارآمد كردن تحريمهاي شديد آمريكا و متحدانش عليه كشورمان، در اين فهرست قرار ميگيرند.
در سال 90 همچنين حوادث تلخ انفجار پادگان بيدگنه و شهادت سردار دانشمند تهراني مقدم و ترور دانشمندان هستهاي، قلب ملتمان را جريحهدار كرد؛ اما دستاوردهاي بزرگ و ارزشمند در صنايع دفاعي كشور، صنايع هوا فضا و فناوري هستهاي مرهمي بود بر اين جراحت و پيامي آشكار به همه خصوصا دشمنان كه اين حوادث نهتنها وقفهاي در پيمودن راه پرافتخار ايران اسلامي ايجاد نميكند؛ بلكه عزم و اراده مردم و مسوولان را در تداوم اين راه، استحكام ميبخشد. در سال 90 چالشها و دغدغههاي سياسي داخلي هم داشتيم؛ از خانهنشيني 11 روزه رئيسجمهور به قرائتي و دوركاري 6 روزه وي به قرائت ديگر گرفته تا برخي بداخلاقيها و بدرفتاريها بين قواي سهگانه خصوصا دولت و مجلس. اما در روي ديگر سكه همدليهاي فراوان قوا و تشريك مساعي آنها براي رتق و فتق امور را هم تجربه كرديم.
از همه اينها كه بگذريم، در بين همه حوادث تلخ و شيرين سال 1390، حضور مردم و ايستادگي آنها پاي انقلابشان ماجراي ديگري داشت. حضور پرشكوه و گسترده در سي و سومين سالگرد انقلاب اسلامي و مشاركت باشكوهتر و حماسهگونه در انتخابات 12 اسفند يكبار ديگر خون تازهاي به شريانهاي انقلاب اسلامي تزريق كرد و دوستان انقلاب اسلامي را خشنود و اميدوار و دشمنان را مايوس و دلسرد كرد. آنچه از سوي مردم در بهمن و اسفند به نمايش گذاشته شد، يك بار ديگر سالاري مردم بود كه آنها را سرآمد سال 90 كرد.
تلخ بود و شيرين، هموار بود و ناهموار و فراز بود و فرود مثل هميشه، اما در وراي همه اينها لطف و عنايت الهي، تدبير و راهبري امير قافله و اراده و عزم محكم مردم، راهگشا بود و هدايتگر و اميدآفرين باز هم مثل هميشه.
كيهان
«بسيج، مرد اين ميدان است» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد: 1- ميگويند - و به طنز ميگويند- يكي از نامزدهاي نمايندگي مجلس يا رياست جمهوري در نطق انتخاباتي خود خطاب به مردم وعده ميداد كه «اگر بنده را انتخاب كنيد با ماركسيسم، امپرياليسم، سوسياليسم، اومانيسم، فمنيسم و اپورتونيسم به شدت مقابله ميكنم و به هيچكدام از آنها فرصت و اجازه نميدهم در آرامش و رفاه مردم كمترين خدشهاي پديد آورند»! در اين هنگام، پيرمردي رنجور از ميان جمعيت برخاست و خطاب به آقاي كانديدا گفت؛ «پيشاپيش از مبارزه بي امان حضرتعالي با همه ايسمهايي كه اشاره فرموديد تشكر ميكنم ولي كاش براي روماتيسم بنده هم كه بدجوري آزارم ميدهد فكري ميكرديد و برنامهاي داشتيد»!
ديروز جناب آقاي رحيمي معاون اول محترم رئيس جمهور كه در جلسه كارگروه تنظيم بازار شركت كرده بود با انتقاد شديد از افزايش قيمت برخي از كالاهاي مورد نياز مردم در بازار، گفت «كار به جايي رسيده كه ديگر بايد با عوامل گراني برخورد كنيم»!
2- اين اظهارنظر جناب رحيمي نشانه آن است كه از نگاه ايشان به عنوان معاون اول رئيس جمهور، اولاً؛ گراني غيرطبيعي برخي از كالاهاي مورد نياز مردم در بازارها، يك واقعيت است و البته آزاردهنده. ثانياً؛ دولت محترم نه فقط عامل اين گراني نيست و در آن نقشي ندارد بلكه از وجود آن ناخشنود و نگران نيز هست. و ثالثاً؛ برخورد با عوامل گراني و مقابله با اين پديده پلشت وظيفه دولت است و يا دستكم اين كه؛ بخشي از آن برعهده دولت محترم است و جناب آقاي رحيمي با درك اين وظيفه است كه ميگويد «كار به جايي رسيده كه ديگر بايد با عوامل گراني برخورد كنيم» و رابعاً؛ اين اظهارنظر معاون اول محترم رئيس جمهور حاكي از آن است كه دولت محترم تاكنون براي مقابله با گراني اقدامي نكرده است و يا در انجام آن بخش از وظيفهاي كه در برخورد با گراني برعهده داشته، كوتاهي ورزيده است. چرا. . . ؟!
پاسخ اين سؤال را نه فقط از دولت بلكه از ساير مراجع و مسئولان ذيربط ديگر نظير دستگاه قضايي، مجلس شوراي اسلامي و چند كانون و مركز ديگر نيز بايد جستجو و مطالبه كرد...
خراسان
«طرح سوال از مجلس» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم بهروز بيهقي است كه در ان ميخوانيد: حال که با برگزاري انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي، اکثريت منتخبان ملت در اين دوره مشخص شدهاند، ميتوان با نقد عملکرد مجلس هشتم خواستار آن شد که نمايندگان مجلس نهم نقاط قوت را تقويت و نقاط ضعف دوره پيشين را رفع کنند. از جمله نقاط ضعف مجلس هشتم که گاه بسيار مشهود و بارز بوده، آغاز پرطمطراق ارائه و بررسي طرحهايي است که افکار عمومي نسبت به آنها حساسيتهاي ويژهاي دارند، اما با گذشت مدت زماني کوتاه يا طولاني، اين طرحها چنان به محاق رفتهاند که گويي اساسا طرحي محل بحث نبوده است!
اين روزها طرح سوال از رئيس جمهور گرفتار چنان نوساناتي شده که فارغ از ضروري يا غيرضروري بودن اين طرح و حضور يافتن يا نيافتن رئيس جمهور در جلسه مقرر، (جلسه امروز مجلس) ميتوان اين سوال را پرسيد که آيا مجلس شأن خود را در پي گيري اين موضوع مهم پاس داشته است يا نه؟ پيش از انتخابات ۱۲ اسفندماه و البته قبل از آن که تعطيلات مجلس آغاز شود، با حضور نمايندگان رئيس جمهور در برخي کميسيونهاي مجلس و اظهارات اعضاي اين کميسيونها مبني بر قانع نشدن از توضيحات ارائه شده، طرح سوال از رئيس جمهور به ترجيع بند اخبار قوه مقننه بدل شود که ميتوان بر اين ادعا با رجوع به سايت خبرگزاري خانه ملت صحه نهاد.
با اين حال تنها چند روز پيش از اين که به وعده نمايندگان طراح سوال، رئيس جمهور در صحن علني حضور يابد و به سوالها پاسخ دهد، اظهاراتي مبني بر اين که شرايط زماني به مصلحت نيست و وقت اختصاص يافته به پرسش و پاسخ نامتوازن ميباشد مطرح و زمزمههايي براي ملغي شدن سوال بيان شد...
جمهوري اسلامي
«تروريسم عليه اسلام» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد: شهادت امام جماعت مسجد امام رضا عليه السلام در بروكسل بلژيك در شب سه شنبه اين هفته به دست افراطيون وهابي و كشته شدن 185 سرباز يمني در هفته گذشته توسط شبه نظاميان القاعده، علاوه بر آنكه مسلمانان را اهل خشونت و انقلاب مسالمتآميز مردم يمن را در عرصه تبليغات رسانههاي غربي يك انقلاب خونين معرفي كرد و به آن انگ خشونت زد، بهانه جديدي نيز به دست غربيها داد تا اسلام را دين خشونت معرفي كنند و خوراك تبليغاتي جديدي در اختيار معاندان و دشمنان اسلام قرار داد تا هرچه ميخواهند عليه اين دين پاك بنويسند و بگويند و هر طور كه ميخواهند به نفع اهداف و مقاصد شوم خود تصميم گيري نمايند.
خبر اين بود كه در بلژيك، عدهاي وهابي به مسجدي در شهر بروكسل حمله كردند و آن را به آتش كشيدند و امام جماعت آن را به شهادت رساندند، و در يمن جمعي از اعضاي گروهك تروريستي القاعده براي تصرف يك اردوگاه نظامي در منطقه "كود" شهر زنگبار به اين اردوگاه حمله كردند و چون با مقاومت نظاميان موجود در آن مواجه شدند آنها را به گلوله بستند و 185 سرباز را به قتل رساندند. در اين درگيري 25 نفر از اعضاي القاعده نيز كشته شدند.
اين وقايع را هر چند از منظر سياسي نميتوان يك اقدام طبيعي و فاقد برنامه ريزي پيچيده سياسي برون مرزي دانست، اما علاوه بر آن بايد از منظر ديگري نيز مورد توجه قرار گيرند و به اين سؤال پاسخ داده شود كه چرا در جهان اسلام، جريانهاي افراطي و خارج از ضابطهاي وجود دارند كه با اعمال و اقدامات خود از يكطرف راه را براي بهرهبرداري قدرتهاي سلطه گر هموار ميكنند و از طرف ديگر چهره اسلام را مخدوش جلوه ميدهند؟ بيتوجهي به اين سؤال و عدم اهتمام زمامداران كشورهاي اسلامي و علما و صاحبنظران جهان اسلام براي حل اين معضل، هر روز اين زخم كاري را در بدن امت اسلامي عميقتر و كاريتر ميكند و زمينه را براي بهرهبرداري دشمنان اسلام به ويژه قدرتهاي سلطه گر مساعدتر مينمايد.
رسالت
«ايران در سالي که گذشت» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد: ايران در سالي که گذشت شاهد شيرينيها و تلخيهايي بود که به هم آميخته بودند تا به سال 1390 طعم اميد و زندگي بدهند. در زندگي نيز هر شيريني و آساني به تلخي و هر تلخي و سختي به شيريني آميخته است "فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (*)إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا "در پس هر سختي آساني است. قرآن کريم نميفرمايد که بعد از سختي آساني است؛ تعبير قرآن اين است که با سختي و همراه با آن، آساني و شيريني است؛ يعني آساني و سختي به هم در ميآميزند تا نقشي متفاوت و منحصربه فرد به زندگي بزنند و مولود اميد را به دنيا هديه کنند. به بيان شيواي مولانا:
زندگي در مردن و در محنت است آب حيوان در درون ظلمت است
ايران ما نيز در سالي که گذشت سختيها و تلخيها، شيرينيها و آسانيهايي را شاهد بود که اقتضاي طبيعت و زنده بودن آن به حساب ميآمد.
1- امسال توسط مقام معظم رهبري مزين به نام جهاد اقتصادي شد. اين عنوان بازتاب واقعيات و الزامات حاکم بر کشور در دوره کنوني است. جهاد اقتصادي در تجانس با گفتمان پيشرفت و عدالت و به عنوان يکي از نشانهها و پازلهاي اين گفتمان، نويد دهنده حرکت رو به جلو نظام اسلامي است. هر جهادي در گام اول مسبوق به دشمن شناسي يا همان شناسايي هندسه فعاليت دشمن است.
دشمن شناسي و اطلاع از طرح و برنامه خصم معاند، نحوه و چگونگي تجهيز، رويارويي و صف آرايي نيروهاي خودي در برابر دشمن را مشخص مينمايد.
امروز کيد خصم داخلي، خارجي و دروني به سقوط کشاندن اقتصاد کشور در يک جنگ اقتصادي تمام عيار است. اما اينکه امروز در پايان سال تا چه حد توانستيم هندسه فعاليت دشمن را بشناسيم، خودي را در جنگ اقتصادي از غير خودي تشخيص دهيم، اهمال و مسامحه کاري را در قبال ستون پنجم دشمن در صف جهادگران اقتصادي کنار بگذاريم و . . . قابل نقد و ارزيابي است. 2- در سالي که گذشت سرانجام پس از گذشت بيش از يک سال از توصيه مقام معظم رهبري به نمايندگان مجلس هشتم براي طراحي يک مکانيسم دروني در راستاي نظارت مجلس بر مجلس، طرح نظارت بر امور نمايندگان به تصويب رسيد.
پس از رهنمود رهبر معظم انقلاب که ناظر به يک فقدان نظارتي و انضباطي در مجلس بود عدهاي از نمايندگان، طرحي در اين راستا با عنوان " نظارت مجلس بر نمايندگان " در كميسيون اصل 90 قانون اساسي تنظيم و به امضاي156 تن از وكلاي ملت رساندند. اما علي رغم تعداد قابل توجه امضاهاي اين طرح فوريت آن در روز يكشنبه 4 مهر سال گذشته، با 79 راي موافق و 81 راي مخالف تصويب نشد و در واقع حتي عدهاي از امضا کنندگان نيز به فوريت اين طرح راي منفي دادند.
اين مسئله بازتابهاي زيادي در افکار عمومي داشت اما نمايندگان مخالف فوريت معتقد بودند که طراحي و تصويب چنين طرح نظارتي براي مجلس شوراي اسلامي نياز به زمان و تامل بيشتري دارد. عدهاي نيز طراحان فوريت را متهم به استفادههاي سياسي از طرح نظارت بر مجلس نمودند و حاضر نشدند به فوريت اين طرح راي دهند. سرانجام در نشست 19 مهر 1390 نمايندگان مجلس شوراي اسلامي سوءاستفاده از اختيارات نمايندگي و اخذ هر نوع امکانات از بخشهاي دولتي، عمومي و خصوصي را خلاف قانون خواندند و کار بررسي جزئيات طرح نظارت بر امور نمايندگان را به پايان رساندند.
3- مردم آن روزها به طعنه ميگفتند دورکاري 11 روزه رئيس جمهور! اما پشت لبخندهاي آنها طعم تلخ گزندهاي بود که ناشي از به هم خوردن تمام انتظاراتشان از يک شخص بود. شخصي که تا پيش از اين فکر ميکردند سراپاگوش مطيع اوامر رهبري است اما . . .
4- در سال 1390 اوباما رئيس جمهور آمريکا طي اظهاراتي پيرامون حوادث خاورميانه و شمال آفريقا با فرافکني شکستها و ناکاميهاي آمريکا در امواج فراگير "بيداري اسلامي" ملتهاي منطقه مدعي شد: "فراموش نکنيم اولين تظاهرات صلح آميز درخيابانهاي تهران بود. " اين اظهارات که در ادامه جنگ رواني آمريکا براي عقب نماندن از تحولات منطقه و دخالت آمريکا در بازياي که متعلق به آنها نيست، صورت پذيرفت و بازتاب آشفتگي گسترده در دستگاه سياست خارجي آمريکا و فشارهايي بود که در آستانه انتخابات 2012 به دولت دموکرات وارد ميشود.
اما اين اظهارات در عين حال حکايت از موج جديدي از فشارها، تهديدها و تحريمها عليه ملت ايران داشت. آمريکاييها در سالي که گذشت بيش از هر زمان ديگري به سگي شبيه بودند که عصباني است و مرتب دور خود ميچرخد تا دمش را گاز بگيرد. امروز دومينوي تحولات منطقه موجب سردرگمي بي سابقهاي در بين آمريکاييها شده است که به هر سو گام بر ميدارند آن مسير بن بست است.
حمايت
«مقاومت در چند جبهه» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن ميخوانيد: غزه در روزهاي اخير آماج حملات گستردهاي بوده كه در نتيجه آن دهها فلسطيني شهيد و زخمي شدهاند. بسياري از اين افراد را زنان و كودكان تشكيل دادهاند كه جرمشان فقط زندگي در غزه و بيتوجهي جهاني به درد و رنج آنان در برابر جنايات رژيم صهيونيستي است. اين حملات در حالي صورت گرفته كه ساكنان غزه در چند جبهه مقاومت كرده و به نوعي ميتوان گفت كه آنها همزمان با چندين دشمن در نبرد ميباشند. اولا رژيم صهيونيستي كه با حملات گسترده غزه را آماج جنايت خود قرار داده است. ثانيا محور ديگر نبرد فلسطينيها با كشورها عربي سازشكار است كه همچنان راه سكوت در پيش گرفته و به اين طريق از صهيونيستها حمايت ميكنند.
كشورهاي عربي نظير عربستان و قطر كه در ماههاي اخير براي دور ساختن حماس از سوريه و مقاومت وعدههاي بسياري به آنان داده كه برگزاري كنفرانس قدس در قطر و اعلام كمك 250 ميليون دلاري براي بازسازي غزه و حتي تاسيس دفتر براي حماس در قطر و اردن از آن جمله ميباشد، اكنون در برابر جنايات صهيونيستها سكوت كرده و عملا به فلسطين و مقاومت خيانت ميكنند.
تحولات كنوني غزه نشان ميداد كه سر سپردگي اعراب را پاياني نيست وآنها در كنار فلسطين قرار نميگيرند و وعدههاي آنها نيز براي متزلزل ساختن مقاومت است نه كمك به آن. ثالثا كشورهاي غربي محور ديگر جنگ مقاومت را تشكيل ميدهد. هرچند كشورهاي غربي در ظاهر به محكوم سازي حملات صهيونيستها ميپردازند اما در عمل اقدامي صورت نداده و حتي خود سلاحها براي كشتار فلسطينيها را در اختيار صهيونيستها قرار ميدهند.
جالب توجه آنكه همين كشورهاي مدعي حقوق بشر در مواضع خود نيز با محكوم كردن مقاومت بر روند سازش ميان تشكيلات خودگردان و صهيونيستها تاكيد ميكنند. رفتار آنها چنان است كه گويي هيچ جنايتي عليه غزه صورت نگرفته است و صهيونيستها برقراري امنيت را صورت دادهاند نه نسلكشي. رابعا سازمانهاي بينالمللي از جمله سازمان ملل متحد و شوراي حقوق بشر جنايتكاران ديگري هستند كه مقاومت غزه در برابر آنها قرار گرفته است.
نهادهايي كه با ادعاهاي بشردوستانه براي كشورها پرونده سازي ميكنند و به زعم خود گزارشگر ويژه حقوق بشر تعيين ميكنند در برابر جنايت صهيونيستها سكوت كرده و چنان وانمود ميكنند كه گويي غزه در آرامش است و هيچ جنايتي از سوي صهيونيستها صورت نگرفته است. سكوت سوال برانگيز اين سازمانهاي به اصطلاح بينالمللي يك اصل را آشكار ميسازد و آن سر سپردگي آنان به غرب است كه استقلال و حقيقت گويي را از آنها گرفته است.
با توجه به آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه اكنون غزه نه تنها با دشمن صهيونيست كه با ائتلافي از كشورهاي عربي، غربي و نهادهاي بينالمللي در نبرد است در حالي كه همچون گذشته با تكيه بر الگوي مقاومت و دوري از سازشكاري پيروز از اين صحنه خواهد بود هرچند كه اين ائتلاف و صهيونيستها براي قتل عام 5/1 ميليون فلسطيني ساكن غزه پيوند بستهاند.
تهران امروز
«جمهوري آذربايجان دچار پارادوكس است» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم رضا حجت شمامي است كه در آن ميخوانيد: سفر اخير وزير دفاع جمهوري آذربايجان به ايران را بايد در چارچوب مسائل امنيتي منطقه تحليل كرد. پيمان همكاري امنيتي بين ايران و جمهوري آذربايجان كه از سال 1991 منعقد شد به نوعي آغازگر اين رفت و آمدهاي ديپلماتيك بود. پس از آن، اين سفرها در چارچوب سياسي- امنيتي ادامه داشت اما در اين مدت، كم كم جمهوري آذربايجان، بر سر موضوعاتي مانند قره باغ، درگيرهاي علي اف پسر به سمت غرب گرايش يافت و فضايي ازجدايي ميان ايران و جمهوري آذربايجان شكل گرفت. اگر چه در اين مدت برخي از مقامات ايران و جمهوري آذربايجان رفت و آمدهايي داشتند كه ريشههاي مشترك فرهنگي، تاريخي و جغرافياي حساس منطقه را بايد از جمله دلايل آن دانست.
اما درچند ماه گذشته، شاهد گرايشهاي ضد ايراني جمهوري آذربايجان بوديم كه از جمله آنها، ميتوان به خريد تسليحات نظامي از اسرائيل، بحث فعاليتهاي يهوديان در خاك جمهوري آذربايجان و مسائل حقوقي درياي خزر و گرايشهاي شديد اين كشور به آمريكا اشاره كرد كه همه اين مسائل بين ايران و جمهوري آذربايجان زاويه ايجاد كرده است.
اما چيزي كه بايد به آن توجه كرد اين است كه جمهوري آذربايجان در تعاملات منطقهاي و فرامنطقهاي دچار يك پارادوكس رفتاري شد. از يك سو، آمريكا از اين كشور ميخواهد تا سياستهاي ضد ايراني داشته باشد و حتي ما اين گرايش را در احزاب، پارلمان و شخصيتهاي اين كشور ميبينيم و از سوي ديگر جمهوري آذربايجان به لحاظ امنيتي نيازمند ايران است. در اين ميان مسئله نخجوان كه در خاك اين كشور و چسبيده به ايران است، نقش مهمي دارد. چرا كه جمهوري آذربايجان ميخواهد با كم كردن تنشها امنيت اين منطقه را حفظ كند.
ملت ما
«اين همه هياهو تنها براي چند پرسش!؟» عنوان سرمقاله روزنامه ملت ما به قلم محمد قادري است که در آن ميخوانيد: پس از ماهها كشمكش و دعواهاي سياسي در رسانهها درباره موضوعي نه چندان پيچيده، بالاخره در پايان جلسه روز سهشنبه صحن علني مجلس، هيئترئيسه از حضور رئيسجمهور براي پاسخ به سئوال نمايندگان در صبح روز چهارشنبه خبر داد. در اين باره، اگرچه تاكنون بحث و جدلهاي زيادي ميان منتقدين و هواخواهان دولت رخ داده و عملاً جز تشنجآفريني در فضاي عمومي جامعه حاصلي نداشته است، امّا بايد به اين نكته مهم توجه داد كه چرا اساساً، حق مسلم نمايندگان مجلس براي سئوال از رئيسجمهور در يك قالب و فرآيند كاملاً قانوني، آن هم در يك نظام مردمسالار اين همه بايد محل جدل قرار گيرد.
بر اين اساس اتفاقاتي كه از ابتدا بهدنبال طرح سئوال رخ داده، به واقع نشان از بياخلاقيها و نداشتن سعهصدر از سوي سياسيون دارد كه هر نظارهگر بيروني را خواه – ناخواه به اين نتيجه ميرساند كه؛ ساختار سياسي جمهوري اسلامي ايران همچنان با توسعهنيافتگي دست و پنجه نرم ميكند.
شرق
«سوال، اول راه است» عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم علياكبر اوليايي است كه در آن ميخوانيد: خوشبختانه با پيروزي انقلاباسلامي، يكي از نخستين كارهايي كه توسط امام(ره) انجام شد رفراندوم قانوناساسي، تشكيل خبرگان قانوناساسي و تصويب قانوناساسي بود كه با رفراندوم قانوناساسي معتبر شد و ملاك و مبناي اداره كشور قرار گرفت.
بر همين اساس و مطابق با قانوناساسي، مجلس وظيفه نظارت بر امور اجرايي كشور را بر عهده دارد و بر اين اساس حق سوال از رييسجمهوري را داراست. با عملكردي كه دولت آقاي احمدينژاد تاكنون داشته و برخوردهاي وی با مجلس و عدم تبعيت از قوانين و اصرار ايشان در ادامه رفتارهای گذشته و نه عذرخواهي و جبران اشتباهات، بخشي از نمايندگان مجلس به اين فكر افتادند كه از فرصت و ظرفيت طرح سوال مبتني بر اختياراتشان استفاده كنند.
محور سوالها عموما جنبه سياسي ندارد و هر دو طيف اقليت و اكثريت مجلس درباره آن اتفاقنظر دارند؛ هرچند با توجه به تعداد بالاي امضاهايي كه براي طرح سوال لازم بود، اين سوال از ابتدا با فرازونشيبهايي همراه بود و تلاشهايي شد تا امضاها و طرح سوال را پس بگيرند و در مقطعي تعداد امضاكنندگان پايينتر از حدنصاب قرار گرفت.
نهايتا با رايزنيهاي بعدي مجددا امضاكنندگان به 79 نفر يعني بيش از حدنصاب لازم رسيدند و زمانيكه هياترييسه امضاكنندگان را مصمم ديد، سوالها را به كميسيون مربوطه ارجاع داد و در نهايت نمايندگان رييسجمهوري حاضر شدند و توضيحاتي ارايه دادند. در جلسهاي كه امضاكنندگان داشتند، جمعبندي پاسخها مورد بررسي قرار گرفت و توضيحاتي داده شد كه قانعكننده نبود. به اين ترتيب كميته منتخب سوالكنندگان به هياترييسه اعلام كرد كه هيچكدام از پاسخهاي داده شده براي آنان قانعكننده نبود و خواستار ادامه فرآيند طرح سوال شدند.
مردم سالاري
«کاربزرگ ملت و وظيفه خطير مجلس نهم» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم کرم محمدي است كه در آن ميخوانيد: آمار منتشر شده توسط مراجع قانوني نشان ميدهد که ميزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس نهم بيش از 64درصد واجدان شرايط بوده است. اين درصد نشان دهنده حضوري پررنگ در اين مرحله از انتخابات است. مردم علي رغم همه مشکلا ت ريز و درشت اقتصادي که فراروي آنان خودنمايي ميکند و انتقاداتي که به برخي از عملکردهاي مديريتي دارند بار ديگر وفاداري خود را به نظام جمهوري اسلا مي ايران از يک طرف و مخالفت با رجزخوانيهاي بيگانگان از طرف ديگر نشان دادند. مقام معظم رهبري در اين زمينه فرمودند: راي اکثريت قاطع مردم در انتخابات مجلس نهم، در واقع راي به اصل نظام اسلا ميو نشان دهنده اعتماد کامل آنان به نظام بود. اينک انتخابات به پايان رسيده و در بسياري از حوزههاي انتخابيه منتخبان مردم در همان دور اول به مجلس شوراي اسلا مي راه يافته و در تعدادي نيز انتخابات به مرحله دوم کشيده شده است.
موفقيت و بهروزي در مسووليت خطيري که مردم بر عهده منتخبان گذاشتهاند; آرزوي همه کساني است که دل در گرو آباداني و ترقي کشور دارند. مردم باز هم به بهترين وجهي به وظيفه خطير خويش در قبال حال و آينده مملکت و انقلا ب اسلا مي عمل کردند. اينک نوبت منتخبان مردم در مجلس نهم است تا با تصويب قوانين راهگشا و نظارت دقيق بر اجراي قانون در جامعه، رفع تنگناهاي مردم را سرلوحه کار خويش قرار دهند. به عنوان يک نيروي اصلا ح طلب بر اين باورم که اين مهم ميسر نخواهد شد مگر با رعايت موارد متعدد که در ذيل به برخي از آنها به صورت خلا صه اشاره ميشود. مواردي که افراد پيروز ميتوانند بالا ترين نقش را در آن ايفا کنند:
ابتكار
«سرآشپز اصلح» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم رحمت عزيزي است كه در آن ميخوانيد: اشخاص آنگونه که انسان را تعريف مينمايند به همان گونه هم با آن مواجه ميشوند و در عرصههاي مختلف به اشکال مختلف بروز مييابند. آن کس که انسان را موجودي مادي و نيازش را حيواني ميبيند، در انتخابات شعارش شکمي و بيرقَش سيب زميني است و همين شخص اگر در عرصه اقتصاد وارد شود اختلاس ميکند، وارد دين شود تزوير ميکند، وارد قضاوت شود کهريزک ميسازد، وارد مجلس شود وکيل الدوله ميشود، حاکم شود ظلم ميکند، وارد دانشگاه شود مدرک ميسازد، مسئول شود آمار ميسازد و. . .
آنجا که هدف به ماديات و انسان خاکي تنزّل کند، آن افق و چشمانداز وسيعي که انبياء تداعي کردهاند ناديده گرفته شود، حتي اگر همه مسائل و مشکلات بشر مادي را هم حل کرده باشيم، عملاً براي تعالي او هيچ قدمي برنداشته ايم. چرا که اگر بنا بر اين باشد که «اقتصاد» و يا هرچه که غير مقام حقيقي انسان است اصل باشد، آنگاه انسان آن چيزي ميشود که امام (ره) فرمود: «انسان حيواني بود مثل ساير حيوانات؛ لکن حيواني که تدبير دارد، حيواني که اهل صنعت است. . .» (صحيفه نور، ج، ص )
«مکتبهاي مادي تمام همّتشان اين است که مرتع درست بشود، تمام همّت اين است که منزل داشته باشند، رفاه داشته باشند. اسلام مقصدش بالاتر از اينهاست. مکتب اسلام يک مکتب مادي نيست، يک مکتب مادي- معنوي است. ماديت را در پناه معنويت، اسلام قبول دارد. . . اسلام براي تهذيب انسان آمده است، براي انسانسازي آمده است. همه مکتبهاي توحيدي براي انسانسازي آمدهاند، ما مکلّفيم انسان بسازيم.» (صحيفه امام، ج، ص )
لذا امام (ره) نه صرفاً به عنوان حاکم سياسي، بلکه به عنوان يک فقيه جامع الشرايط صراحتاً برهمگان تکليف کرده است که انسان بسازند. لذا انسان سازي هدف نهايي اسلام بوده و بر حاکمان و حکومتهاي اسلامي واجب است. انسان سازي با وعده دادن، شام دادن، هوچي گري، لات بازي، شعبان بي مخ ها، لمپنيسم ساخته نميشود و آنان که براي کرامت انساني قدر و ارزشي قائل نستند و جامعه را به سوي غير اخلاقي شدن سوق ميدهند مسلمان نيستند.
سؤال اين است که آنان که براي متاع چند روزه دنيا، متاع اخلاق و کرامت انساني را به سخره گرفتهاند انسان را چه ميپندارند؟
گسترش صنعت
«محور سیاستهای نفتی ترسیم شد» عنوان سرمقاله روزنامه گسترش صنعت به قلم سید حمید حسینی است كه در ان ميخوانيد: رهبر معظم انقلاب در بازدید از نمایشگاه توانمندیهای صنعت نفت و گاز بر کاهش وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی تاکید کردند و خرج کردن درآمدهای نفتی برای کارهای روزمره کشور را غیرعاقلانه دانستند. به واقع از سال ۱۲۸۷ که نفت در کشورمان کشف شد تا امروز در اقتصاد ایران نقش اساسی داشته است. به عبارت دیگر بیش از یک قرن است که نفت در اقتصاد ایران نقش برجستهای بر عهده دارد و این وضعیت از روز ملی شدن نفت (۲۹ اسفند) شدت یافته است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز این وضعیت ادامه داشته و بخش قابل توجهی از منابع مالی مورد نیاز کشور از طریق فروش نفت به دست آمده است. بهطور کلی نفت ایران فراز و نشیبهای فراوانی داشته، اما باید در نظر داشت که در حال حاضر مهمترین مولفه قدرت کشورمان در جهان همین نفت است.
از سوی دیگر درآمدهای نفتی نقش بسیار زیادی در دستیابی به اهداف چشمانداز ۲۰ ساله کشور در افق سال ۱۴۰۴ بر عهده دارد. از این رو نفت هم بخش قابل توجهی از بودجههای جاری کشور را تامین و هم اینکه نیاز به سرمایه برای سایر پروژههای صنعتی و زیربنایی را برطرف میکند.
انتهاي پيام



نظرات