جشنواره فجر

  • چهارشنبه / ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ / ۱۵:۱۶
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 91011603394
  • خبرنگار : 90003

«استيضاح» محور سرمقاله‌هاي امروز

«استيضاح» محور سرمقاله‌هاي امروز

تعدادي از روزنامه‌هاي امروز موضوع سرمقاله خود را به بحث «استيضاح وزير كار» اختصاص داده‌اند.

تعدادي از روزنامه‌هاي امروز موضوع سرمقاله خود را به بحث «استيضاح وزير كار» اختصاص داده‌اند.

به گزاش ايسنا، بخشي از سرمقاله‌‌ي روزنامه‌هاي صبح 16 فروردين ماه كه در سايت‌هاي خبري منتشر شده به شرح زير است:

كيهان

«آقاي هاشمي حاضريد كه... ؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن مي‌خوانيد: اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني كه در روزهاي پاياني سال 1390 و در ديدار مسئولان فصلنامه مطالعات بين المللي با ايشان مطرح شده و ديروز خبر آن منتشر شده بود، بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌هاي داخلي و بسياري از رسانه‌هاي خارجي داشت. درباره اظهارات اخير رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام اگرچه گفتني‌هاي فراواني هست ولي در اين مختصر به واكاوي يكي از اصلي ترين آنها كه وارونه نمايي آشكار است و عجيب تر نيز به نظر مي‌رسد بسنده مي‌كنيم و باقي به بعد مي‌گذاريم.

آقاي هاشمي رفسنجاني مي‌گويد «من در سال‌هاي آخر حيات امام(ره) نامه‌اي را خدمتشان نوشتم، تايپ هم نكردم براي اين كه نمي‌خواستم كسي بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح كردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حياتتان اينها را حل كنيد. در غير اين صورت، ممكن است اينها به صورت معضلي، سد راه آينده كشور شود. گردنه‌هايي است كه اگر شما ما را عبور ندهيد، بعد از شما عبور كردن مشكل خواهد بود. يكي از اين مسايل، رابطه با آمريكا بود. نوشتم بالاخره سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست. آمريكا قدرت برتر دنياست. مگر اروپا با آمريكا، چين با آمريكا و روسيه با آمريكا چه تفاوتي از ديد ما دارند؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟ معناي مذاكره هم اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي‌كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است»! درباره اين بخش از اظهارات ايشان بايد گفت؛

1- انصاف آن بود كه آقاي رفسنجاني در نقل ماجراي نامه خويش به پاسخ امام راحل (ره) نيز اشاره مي‌كرد. چرا كه اولاً؛ مذاكره و رابطه با آمريكا يكي از خطوط قرمز حضرت امام(ره) بود كه بارها بر آن تأكيد ورزيده و علت اجتناب از مذاكره و رابطه با آمريكا را نيز به وضوح بيان كرده بودند و ثانياً؛ حضرت امام(ره) به گواهي بينش و منش و آنچه از مواضع و بيانات ايشان در دسترس همگان است، هيچ ابهامي را بي پاسخ نمي‌گذاشتند مخصوصاً آن كه اين ابهام درباره يكي از اصلي ترين خطوط قرمز تأكيد شده از جانب حضرت ايشان بوده و از سوي كسي مطرح شده باشد كه مسئوليت مهم و حساسي- رئيس مجلس، قائم مقام فرماندهي كل قوا و... - در نظام داشته است. بنابراين كمترين ترديدي نيست كه امام راحل ما(ره) ابهام مطرح شده از جانب آقاي هاشمي رفسنجاني را بي پاسخ نگذاشته‌اند و سؤال اين است كه چرا آقاي رفسنجاني از پاسخ آن بزرگوار كه به يقين و مانند هميشه، مستدل و منطقي بوده است طفره رفته و به آن اشاره‌اي نكرده است؟! آقاي رفسنجاني با خاطره نويسي و تاريخ نگاري ناآشنا نيستند و سابقه شناخته شده‌اي در هر دو عرصه ياد شده دارند و تعجب آور است كه هنوز نمي‌دانند «نيمه نويسي» بي اعتبارترين نوع تاريخ نگاري و خاطره نويسي است و نشانه نگراني نويسنده و مؤلف از بيان برخي واقعيت هاست! حالا بايد پرسيد كه جناب رفسنجاني از آشكار شدن كدام واقعيت نگران بوده‌اند كه پاسخ حضرت امام(ره) را سانسور كرده‌اند؟!

2- آقاي هاشمي رفسنجاني به اين بخش از تاريخ آن روزها نيز اشاره نكرده‌اند كه در اوايل سال 1369 در حالي كه هنوز يكسال از رحلت حضرت امام(ره) نگذشته بود، آقاي «جيمز بيكر» وزير خارجه وقت آمريكا طي سخناني - 30 فروردين/19 آوريل 1990- اعلام كرد كه آمريكا آماده مذاكره مستقيم با ايران است و 7 روز بعد - 6 ارديبهشت ماه/25 آوريل - آقاي عطاءالله مهاجراني معاون پارلماني آقاي رفسنجاني- رئيس جمهور وقت- در مقاله‌اي با عنوان «مذاكره مستقيم» كه در صفحه 2 روزنامه اطلاعات همان روز به چاپ رسيد، ايستادگي در برابر كاخ سفيد را «شعارگونه» ناميده و دقيقاً با همان استدلالي كه جناب هاشمي در اظهارات اخير خود مطرح كرده است خواستار مذاكره و رابطه با آمريكا مي‌شود و نكته در خور توجه آن كه در مقاله خود به گونه‌اي غيرمنتظره- شايد براي رد گم كردن- به اظهارات چند روز قبل «جيمز بيكر» اشاره كرده و اصرار مي‌ورزد كه مبادا كساني پيشنهاد ايشان را با پيشنهاد وزير خارجه آمريكا مرتبط دانسته و آن را «يك توطئه و يا فتنه» تلقي كنند. مقاله مهاجراني با توجه به مغايرت آن با ديدگاه بارها اعلام شده حضرت امام(ره) انتقادهاي فراواني را در پي داشت. اما، آقاي مهاجراني كه امروزه پرده‌ها را كنار زده و آشكارا به انگليس پناهنده شده و با آيپك (لابي صهيونيست ها) و MI6 (بخش اطلاعات خارجي اينتلجنت سرويس انگليس) همكاري نزديك دارد، برنظر خود اصرار مي‌ورزد و نهايتاً؛ رهبر معظم انقلاب در يكي از سلسله بيانات خويش به اين ماجرا پايان مي‌دهند كه شرح آن خواهد آمد.

اكنون اين پرسش مطرح است كه چرا جناب رفسنجاني به اين رخداد مهم و معروف تاريخي كمترين اشاره‌اي نكرده‌اند؟! شايد- فقط شايد- به اين علت كه اگر به رخداد ياد شده اشاره مي‌كردند چاره‌اي جز آن نداشتند كه نظرات مستدل مطرح شده از سوي رهبر معظم انقلاب را نيز مانند پاسخ حضرت امام(ره) ناديده بگيرند! كه در اين حالت، دو پرده پوشي پي درپي سؤال برانگيز بود! و اما پاسخ حضرت آقا به‌اندازه‌اي روشن و مستدل بود كه اگر به آن اشاره مي‌كردند در هيچ يك از اذهان واقع نگر و مردم دوست، جايي براي پيشنهاد مذاكره و رابطه با آمريكا باقي نمي‌ماند. نظر آن روز آقا كه نظر امروز ايشان و همان نظر ديروز حضرت امام(ره) است و از بلنداي دلسوزي حكيمانه براي مردم و صيانت از اسلام و منافع ملي مطرح شده است را در بند بعدي بخوانيد و خود درباره آن قضاوت كنيد....

خراسان

«گام دوم هدفمندي با همان شيوه نه!!» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم مهدي حسن زاده است كه در آن مي‌خوانيد: «مهمترين موضوع سياستي براي سال آتي را بايد در احتمال شتاب گرفتن نرخ تورم و محدوديت‌هاي موجود براي افزايش نرخ رشد اقتصادي خلاصه نمود».

اين جمله از سوي منتقدان عملکرد اقتصادي دولت عنوان نشده است، بلکه تحليل رسمي رئيس کل بانک مرکزي از شرايط اقتصادي کشور در آغاز سال ۱۳۹۱ است. سالي که براي هدفمندي با واريز مابه التفاوت ۲۸ هزار توماني يارانه به ازاي هر نفر (هرچند اين مبلغ مازاد هنوز قابل برداشت نيست و مشخص نيست که اين مبلغ براي يک يا ۲ماه مي‌باشد)، از آغاز قريب الوقوع اجراي مرحله دوم هدفمندي حکايت دارد.

هرچند گذشته هشدار رئيس مجلس درباره غيرقانوني بودن اجراي مرحله دوم هدفمندي در فصل نخست سال ۹۱ و تعبير وي از اقدام دولت به توفان تورمي نشان از نگراني جدي مجلس درباره تبعات اجراي مرحله دوم هدفمندي در شرايط فعلي است و انتقاد از غيرقانوني بودن اجراي مرحله دوم در ۳ ماه نخست سال است؛ اما ساعتي بعد رئيس جمهور در اظهاراتي اعلام کرد: «گام دوم هدفمندي يارانه‌ها براي اجرا آماده است.» لذا نخستين اظهار نگراني در مسير اجراي مرحله دوم هدفمندي يارانه‌ها نه از سوي مجلس بلکه در تحليل رسمي رئيس کل بانک مرکزي از احتمال شتاب گرفتن تورم است. تورمي که به وضوح در عرصه مواد غذايي، کالاهاي اساسي و مايحتاج زندگي مردم مشهود است...

جمهوري اسلامي

«الزامات توليد ملي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:

طي سال‌هاي اخير نام‌گذاري‌هاي صورت گرفته براي هر سال از سوي عالي رتبه‌ترين مقام جمهوري اسلامي ايران به سنتي مألوف بدل شده است كه در دل خود اولويت‌ها و حساسيت‌هاي كشور را طي 360 و چند روز پيش رو نمايان مي‌سازد.

نگاهي اجمالي به عناويني كه طي سه سال اخير توسط رهبر معظم انقلاب براي هر سال انتخاب شده در كنار عنوان دهه پيشرفت و توسعه، عنواني كه براي دهه چهارم انقلاب اسلامي برگزيده شده به روشني نشان مي‌دهد كه مهمترين و اساسي‌ترين مسئله كشور، مسائل اقتصادي است. بررسي اتفاقات داخلي و خارجي نيز در اين مدت هيچ جاي ترديدي باقي نمي‌گذارد كه در موقعيت فعلي جمهوري اسلامي ايران، تقريبا تمامي مسائل حول محور اقتصاد و كنش و واكنش‌هاي اقتصادي جريان دارد؛ اتخاذ و اجراي تصميمات مهمي مانند ابلاغ سياست‌هاي اصل 44 قانون اساسي كه از آن به انقلاب اقتصادي تعبير شد يا تغيير شيوه حمايت‌هاي يارانه‌اي كه بي‌ترديد در سال‌هاي آينده پيامدهاي آن بيش از اكنون نمايان خواهد شد، از جمله رويدادهايي است كه نشان مي‌دهد آينده نظام و كشور بيش از هر زمان ديگري در گروي اقدامات امروز ما در حوزه اقتصاد است.

در حوزه مسائل ديپلماتيك و ژئوپولتيك نيز شاهد محوريت يافتن موضوعات اقتصادي بوده و هستيم؛ هم كشورهايي كه در دايره دوستان جمهوري اسلامي ايران قرار مي‌گيرند و هم كشورهاي متخاصم با ايران طي سال‌هاي اخير بيش از هر زماني سعي داشته و دارند، تعاملات خود را با ما در قالب گسترش روابط يا كاهش تعاملات اقتصادي دنبال كنند. افزايش چشمگير تبادلات و همكاري‌هاي اقتصادي ايران با كشورهايي مانند چين، هند، تركيه و امارات متحده عربي از يك سو و بالا گرفتن موضوع تحريم‌هاي اقتصادي عليه ايران توسط كشورهاي غربي از سوي ديگر به خوبي گواه محوريت يافتن حوزه اقتصاد در معادلات بين‌المللي است....

رسالت

«دوران طلايي رقابت‌هاي سياسي در ايران» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد: يکي از برکات برگزاري نهمين انتخابات مجلس شوراي اسلامي علاوه بر شکوه حماسي ملت و زيبايي حضور يکصداي ايرانيان پاي صندوق‌هاي راي، گذار از عصر يخبندان دوقطبي اصولگرا - اصول ستيز به دوران طلايي جديدي است كه در آن همه صداهاي اصيل و واقعي ملت از دالان‌هاي علمي و کارشناسي شنيده مي‌شود. رقابت مثبت دو جريان جبهه متحد اصولگرايان و جبهه پايداري در دور اول و دوم انتخابات نهم نويد دهنده اين عبور تاريخي است. ‏

تبار تاريخي رقابت‌هاي سياسي در ايران را حداقل مي‌توان به چهار دوره مشخص تقسيم کرد. دوره اول فاصله سالهاي 1358 تا 1368 به استثناي يکي دو سال دولت موقت و و بني صدر را مي‌توان دوران انزواي سکولاريسم در ايران ذيل تشعشعات خورشيد تابان حضرت امام خميني(ره) و يا دوران" سکولاريسم در سايه" ناميد. در اين دوره عمده فعاليت‌هاي حزب جمهوري اسلامي و پس از انحلال آن و انشقاق در جامعه روحانيت مبارز رقابت روحانيون و روحانيت ذيل گفتمان امام(ره) تعريف مي‌شد و گرايشات سکولار در انزوا قرار داشتند. دوره دوم فاصله سالهاي 1368 تا 1378 است که اين دوره را مي‌توان دوران "خيزش سکولاريسم" از سايه‌اي که در آن غنوده بود ناميد. دوراني که پس از رحلت بنيانگذار کبير انقلاب اسلامي با ترديدهاي حلقه کيان و روزنامه سلام آغاز شد و در مقطعي ذيل شعارهاي تعديل اقتصادي مروج کاپيتاليسم در ايران گشت و در مقطع ديگر با شعار آزاد و توسعه سياسي در پي جا انداختن ليبراليسم در ايران بود. دوره سوم را مي‌توان در بازه سال‌هاي 1378 تا 1388 يافت. اين مقطع دوران "شورش سکولاريسم" بر انقلاب است که دقيقا مصادف با رويگرداني مردم از اين جريان منحرف مي‌باشد. مقطعي که از غائله 18 تير 1378 آغاز مي‌شود و در ادامه به ماجراي تحصن نمايندگان مجلس ششم در سال 1382 منجر مي‌شود و در پايان به فتنه پيچيده دهمين انتخابات رياست جمهوري در سال 1388 ختم مي‌گردد. اما دوره چهارم در فضاي کلي حاکم بر رقابت‌هاي سياسي در ايران مقطعي است که از حماسه تاريخي مردم در 9 دي 1388 آغاز مي‌شود و تا به امروز جريان دارد و روز به روز نشانه‌هاي اين دوره طلايي که با بصيرت ملت و پختگي نخبگان عجين شده پر رنگ تر مي‌شود. اين دوران را مي‌توان دوره "عبور از سکولاريسم" ناميد...

سياست روز

«با برکناري وزير رئيس سازمان تغيير مي‌کند؟» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن مي‌خوانيد: استيضاح وزير کار به خاطر يک انتصاب شايد آنچنان منطقي نباشد. چون انتصاب فردي در حوزه کاري وزير از اختيارات قانوني اوست و نمي‌توان به خاطر اين اقدام وزير را استيضاح کرد.

شايد نمايندگان مجلس هم به خود اين حق را مي‌دهند که نسبت به برخي تغيير و تحولات در وزارتخانه‌ها حساس باشند و نگران، که البته اين حساسيت و نگراني خوب است، اما با توجه به شرايط حال حاضر، اقدام به استيضاح وزير، کار مناسبي نباشد.

اکنون تا پايان کار مجلس هشتم چند ماهي بيش باقي نمانده است. کارهاي زمين مانده بسياري وجود دارد که بايد به آنها رسيدگي کرد. پرداختن به موضوع استيضاح وزير تعاون، کار و امور اجتماعي آن هم به خاطر انتصاب رئيس صندوق تامين اجتماعي توجيه منطقي قابل پذيرشي ندارد.

فرد مورد نظر مدتي را به عنوان رئيس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و نماينده ويژه رئيس‌جمهور به فعاليت پرداخته است. آقاي مرتضوي پيش از آن به عنوان دادستان تهران و برخي مسئوليت‌هاي فضايي در قوه قضاييه، فعاليت مي‌کرده است.

اگر دليل استيضاح وزير به خاطر آقاي مرتضوي است، نمايندگان مجلس بهتر است که، اين موضوع را به قوه قضاييه واگذار کنند و تا صدور قطعي حکم پرونده ايشان شکيبايي به خرج داده تا تکليف آن توسط قوه قضاييه روشن شود...

تهران امروز

«چرا مجلس مخالف است؟» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم ارسلان فتحي پور است كه در آن مي‌خوانيد: لايحه هدفمندکردن يارانه‌ها توسط دولت تهيه و در تاريخ 9/ 10/ 1387 براي طي مراحل و تشريفات قانوني به مجلس شوراي اسلامي ارائه شد، با توجه به ويژگي‌ها و اثرات اين لايحه كميسيون ويژه‌اي تشکيل و پس از جلسات متعدد كارشناسي اين لايحه را در تاريخ 12 /5/ 1388 به تصويب رساند با اين حال اين مصوبه در تاريخ 15 /10/ 1388 به تصويب صحن علني مجلس رسيد و بعد از تأييد شوراي نگهبان در تاريخ 26 /10/ 1388 به دولت ابلاغ شد. اين مقدمه را از اين رو مرور کردم که مجلس شوراي اسلامي نهادي است که قانون هدفمندکردن يارانه‌ها را با دقت و حساسيتي خاص بررسي و به قانون تبديل کرده است، پس مسلم است كه اين مجلس نه تنها تمايل به ادامه و استمرار اجراي قانون دارد بلکه بر آن اصرار و نظارت خواهد کرد.

از طرف ديگر دولتي که خود اين لايحه را تهيه و در حال اجراي گام به گام قانون آن است نيز بر اجراي آن اصرار دارد زيرا بايد نتايج مثبت اجراي اين قانون حاصل شود.

بنابراين منظور از برخي مباحثات پيش‌آمده و مکاتبات انجام شده مسلما توقف طرح هدفمندي يارانه‌ها و جلوگيري از اجراي قانون نيست، بلکه هدف اجراي صحيح قانون و دستيابي به روندي است که آثار مثبت طرح را افزايش داده و از آثار زيانبار جلوگيري کند.

از نام و محتواي قانون بديهي است که هدف نهايي اين قانون آن است که نظام يارانه‌اي كشور به نظامي هدفمند تبديل شود. حال سوال اينجاست که آيا نظام فعلي يارانه‌ها، که در ابتداي سال 1390 در آن قرار داريم نظامي هدفمند است؟ نظام يارانه‌اي بخشي از نظام حمايتي در اقتصاد است، اگر نظام يارانه‌اي ما امروز در شرايط مطلوب قرار داشت آيا مقام معظم رهبري امسال را سال حمايت از توليد ملي نامگذاري مي‌کردند؟

‌پاسخ اين سوالات مشخص است. ما تا دستيابي به نظام يارانه‌اي مطلوب فاصله فراواني داريم و لازمه تحقق اهداف دولت و مجلس، اجراي فازهاي بعدي و برداشتن گامهاي بعدي هدفمندکردن يارانه‌هاست. شکي نيست که اين طرح با توجه به آثار و تبعات مختلفي كه در اقتصاد كشور دارد بايد گام به گام و هوشمندانه اجرا شود تا اصلاح مرحله به مرحله نظام يارانه‌اي به ثمرات اثربخش خود برسد. مجلس شوراي اسلامي به عنوان مقام ناظر بر اجراي دقيق قانون هدفمندکردن يارانه‌ها همراه و كمك دولت بوده و برخي موارد از جمله لزوم حمايت بيشتر از توليدكنندگان و بنگاه‌هاي اقتصادي‌ يا رعايت شيب قانوني اصلاح قيمتها و نظاير آن تنها براي بهره‌مندي بيشتر نظام از برکات اين قانون است، ساير موارد از جمله روش تامين منابع مالي، ايجاد شفافيت بودجه‌اي، استفاده از تنخواه‌گردان‌يا موضوع استفساريه مجلس نيز با توجه به تغيير در روش اجراي قانون يا اصلاح قانون در صورت لزوم قابل حل است که اين امر در گرو افزايش تعامل ميان دولت و مجلس است.

حمايت

«نکاتی چند در باب نامگذاری سال جاری» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن مي‌خوانيد:

رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی‌شان، سال ۱۳۹۱ را به عنوان سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» نامگذاری کردند و بر ضرورت مجاهدت اقتصادی و حضور جهادگونه ملت ایران در عرصه‌های اقتصادی کشور تاکید فرمودند. ایشان در این پیام همچنین تصریح کردند: «بخش مهمی از جهاد اقتصادی مسئله تولید ملی است که اگر ملت باهمت، عزم و آگاهی و با همراهی و برنامه‌ریزی درست مسئولان بتواند مشکل تولید داخلی راحل کند، بدون تردید بر چالش‌هایی که دشمن ایجاد می‌کند، غلبه خواهد کرد».

سالی که در آغازین روزهای کاری آن به سر می‌بریم، چهارمین سال از چهارمین دهه عمر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است؛ دهه‌ای که مقام معظم رهبری بیش از پیش همگان را متوجه اهمیت مسایل اقتصادی کرده و همواره در بیانات خویش، جزم شدن عزم ملی در جهاد اقتصادی را خواستار شده‌اند.

آن چه مسلم است این که تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی، در واقع طرح عملیاتی جهاد اقتصادی است که از سال گذشته آغاز شده است و امید می‌رود که در سال جاری با سیاست‌گذاری‌های درست و اجرای دقیق برنامه‌ها و از پیِ آنها، نظارتی جدی، شتابی دو چندان به خود بگیرد. در این میان، به اذعان کارشناسان، کاهش منطقی هزینه‌های تولید، توجه به اشتغال‌زایی پایدار، احیای جایگاه تولیدات بخش کشاورزی و دامپروری، رفع موانع فرا روی تامین نقدینگی واحدهای صنعتی، اعمال سیاست‌های منسجم ارزی و مقابله جدی با بحران‌زایی و بحران‌نمایی در این بخش، تقویت ارزش و اعتبار پول ملی، کاهش تدریجی هزینه‌ها و عوارض تحریم‌ها بر وضع تولید داخلی، کنترل واردات و توجه به ضرورت‌ها و منافع ملی مربوط با تقویت تولید ملی، از جمله مهم‌ترین و اصلی‌ترین بایسته‌هایی است که می‌تواند عمل به آنها، کشور را در تحقق اهداف نامگذاری امسال یاری رساند و ایران را در جاده موفقیت و شتاب انقلابی قرار دهد....

شرق

«واکاوی یک توجیه» عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم شاهين شايان آراني است كه در آن مي‌خوانيد: رييس كل بانك‌مركزي در پاسخ به سوال نمايندگان مجلس درباره دلايل برداشت شبانه و بدون اطلاع قبلي از بانك‌ها بابت مابه‌التفاوت ارزي، اعلام كرده اين اقدام بانك‌مركزي در پي پاسخ ندادن روساي بانك‌هاي مذكور به نامه‌نگاري‌هاي انجام شده، بوده است. اما اين توجيه، خود پرسش‌هاي ديگري را در ذهن شكل مي‌دهد. يك سوال اين است كه آيا اين مكاتبات در قالب يك پروتكل يا دستورالعمل مشخص و قانوني انجام شده است يا درخواستي غيررسمي بوده كه بانك‌مركزي براي حل مشكل نقدينگي مورد نياز با بانك‌هاي تحت نظارت خود در ميان گذاشته است.

اگر اين مكاتبه ذيل يك دستورالعمل مشخص و قانوني انجام نشده باشد، استناد به عدم دريافت پاسخ از بانك‌ها، نمي‌تواند دليل قانع‌كننده و موجهي براي برداشت بي‌اطلاع و كلان از حساب بانك‌ها باشد، اما اگر اين برداشت بر مبناي قوانين و مقررات پولي و بانكي كشور بوده و عقبه مستند قانوني داشته باشد، آنگاه مقامات بانك‌مركزي مي‌توانند تاكيد كنند كه اقدام‌شان، منع قانوني ندارد.

در اين‌گونه نامه‌نگاري‌ها، معمولا، تاريخ مشخصي توسط بانك‌مركزي براي بانك‌ها تعيين مي‌شود كه طي آن، بانك‌ها به مطالبات قانوني بانك‌مركزي پاسخ داده و مبلغ معيني را به حساب بانك‌مركزي واريز مي‌كنند.

با اين حال هنوز يك بحث باقي مي‌ماند و آن بررسي اين روند از منظر مديريت كلان نظام پولي كشور است. از لحاظ مسووليت مديريت نظام بانكي، مديريت بانك‌مركزي بايد پاسخ اين پرسش را جست‌وجو مي‌كرد كه دليل پاسخ ندادن بانك‌ها به نامه مذكور چيست؟ آيا آنها به دليل مواجه بودن با مشكل نقدينگي و كاهش پشتوانه‌هاي مالي از پاسخگويي و پرداخت خودخواسته مابه‌التفاوت ارزي سرباز زده‌اند يا اين امر علت ديگري داشته است. به هر حال بانك‌مركزي ضامن ثبات، بقا و تضمين‌كننده اعتبار بانك‌هايي است كه تحت نظارت آن فعاليت مي‌كنند و به وجود آمدن بحران نقدينگي براي آنها چيزي جز متزلزل شدن ثبات نظام بانكي و اعتماد مردم نخواهد داشت. مشكلي كه به طريق اولي گريبانگير خود بانك‌مركزي هم خواهد شد.

بنابراين تصميم گرفته شده و عمل انجام شده در هر صورت از لحاظ مديريتي سوال‌برانگيز است و مي‌تواند نشان‌دهنده فقدان هماهنگي و عدم مديريت بهينه در نظام بانكي باشد. شايد اگر اين برداشت شبانه براي بانك‌هاي تجاري مشكلي ايجاد نمي‌كرد و از مسير قانوني انجام شده بود با اغماض گفته مي‌شد كه عيبي بر آن وارد نيست. اما واكنش روساي بانك‌ها و درخواست آنان از مجلس براي پيگيري ماجرا نشان مي‌دهد كه آنها به هر حال با مشكل مواجه شده‌اند.

بنابراين با فرض درستي سناريوي اول يعني مكاتبه بر طبق مقررات و عدم پاسخگويي بانك‌ها باز هم بحث تدبير و درايت در مديريت نظام بانكي پا برجاست زيرا بي‌شك حفظ سلامت نقدينگي بانكي از وظايف غيرقابل انكار بانك‌مركزي است و آنچه انجام شده مي‌تواند به تزلزل سيستم و از ميان رفتن اعتماد ذي‌نفعان منتهي شود.

با اين اوصاف، هنوز سناريوي دومي هم محتمل است؛ اينكه مكاتبه انجام شده نه در قالب مقررات بانكي بلكه درخواست غيررسمي و دوستانه‌اي بوده كه از بانك‌ها مي‌خواسته با بازگرداندن مابه‌التفاوت ارزي به بانك‌مركزي در مديريت مالي و نقدينگي كشور كمك كنند. در اين صورت بانك‌مركزي تنها مي‌توانست از بانك‌هايي كه پاسخ مثبت داده‌اند وجه مذكور را مطالبه كند و حتي در آن شرايط هم اين خود بانك بود كه بايد مبلغ مشخص شده را پرداخت مي‌كرد و بانك‌مركزي مجاز به برداشت بي‌اطلاع نبود.

خلاصه كلام آنكه آنچه اتفاق افتاده به هر سرانجامي كه برسد نشان‌دهنده وجود مشكل در مديريت نظام بانكي كشور است و تنها مي‌توان اميدوار بود كه چنين اتفاقاتي تكرار نشود.

مردم سالاري

«حاشيه‌سازي‌هاي دولت» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم مهدي عباسي است كه در آن مي‌خوانيد: براي اصولگرايان، ديگر احمدي‌نژاد، آن احمدي نژاد سابق نيست. به خصوص پس از خانه‌نشيني 11 روزه سال گذشته که در پي حوادث مربوط به وزارت اطلاعات رخ داد، بسياري از اصولگرايان، دست از حمايت بي چون و چرا از رئيس دولت نهم و دهم برداشتند. محمود احمدي نژاد هم همانطور که از همان ابتداي راه، بارها اعلام کرده بود که نيازي به حمايت اصولگرايان ندارد وغير جناحي است، اين روزها نيز از اين عدم حمايت اصولگرايان، چندان ابراز نارضايتي نمي‌کند و چه بسا علاقه مند هم هست راهي جدا براي خود داشته باشد و با همراهانش در مسيري جديد گام بردارد.

مسيري که به خصوص با توجه به مسائل اقتصادي که پيش رو دارد، چندان هموار نيست و بايد ديد که در سال 91 چه چشم اندازي از شرايط اقتصادي پيش روي خود مي‌بيند؟ اما ايجاد حاشيه و خبرسازي اطراف دولت، موضوعي است که ديگر در ماه‌هاي پاياني عمر دولت دهم، تقريبا عادي شده است و اگر غير از آن پديد آيد، بايد متعجب شد.

در اين روزها بازهم شاهد تولد حواشي جديد هستيم. اصرار بر مديريت سعيد مرتضوي در دولت و دادن پست جديد رياست سازمان تامين اجتماعي به او، سبب شده که مجلس هشتم و به خصوص اصولگراياني که تا ديروز حامي احمدي نژاد بودند، طرح استيضاح وزير کار را در دستور کار قرار دهند. اين سمت جديد مرتضوي، يک انتصاب ساده براي دولت نبود. چرا که دولت مي‌دانست با چنين اقدامي حواشي بسياري پديد خواهد آمد لذا اصرار بر اين موضوع حکايت از آن دارد که اتفاقا دولتمردان مي‌خواهند که حواشي در حول دولت پديد آيد.

در کنار اين موضوع، اقدام خود سرانه دولت در اجراي فاز دوم هدفمندکردن يارانه‌ها و اصرار بيش از حد بر آن نيز از ديگر حواشي است که دولت با آن دست و پنجه نرم مي‌کند و البته اين بار مجلس به صورت جدي براي کنترل اين حاشيه به ميدان آمده است. در حالي که مجلس اجراي فاز دوم را در شرايط کنوني به صلاح اقتصاد کشور نمي‌داند و به اعتقاد بسياري از کارشناسان بر موج تورم موجود مي‌افزايد اما دولت اصرار فراوان دارد که اين گام جديد را بر دارد....

ابتكار

«باز هم جراحي به روش سعي و خطا!» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيدعلي محقق است كه در آن مي‌خوانيد: در حالي که فقط چند روز کاري از سال 91 گذشته است اما در همين ابتداي راه - مانند همه روزهاي سالي که گذشت- ماجراهاي طرح”هدفمندي يارانه‌ها" خيلي سريع خود را به سال جديد هم تحميل کرد. هنوز چند روزي از سال جديد نگذشته بود که برخي از سرپرستان خانوارها متوجه مبالغي ناشناس و غيرقابل برداشت در حساب‌هاي خود شدند؛ خيلي زود کاشف به عمل آمد که اين پرداخت غير قابل برداشت، درحقيقت پيش‌درآمد آغاز فاز دوم و جنجالي"هدفمندي يارانه‌ها" است.

اين پرداخت ناگهاني نشان داد که با وجود همه ابهام‌ها، اختلاف نظرها و هشدارهاي منتقدان، ظاهراً اهالي پاستور و مسئولان اقتصاد کشور عزم خود را براي ورود به فاز دوم طرح جزم کرده‌اند. آنگونه که از اظهارات جسته و گريخته و غيرشفاف مسئولان بر مي‌آيد، فاز دوم بر پايه کاستن 10 تا 15 ميليون نفري از تعداد يارانه بگيران، افزودن بر قيمت حامل‌هاي انرژي، حذف بيش از پيش يارانه‌هاي غيرنقدي و درنهايت، افزودن بر مبلغ يارانه نقدي خانوارهاي باقي‌مانده استوار خواهد بود.

در حالي مبالغ هزار توماني به ازاي هر نفر تحت عنوان"افزايش رقم يارانه نقدي"، در ميانه تعطيلات نوروزي براي برخي از ايرانيان واريز شد که تاکنون هيچ‌گونه اطلاع‌رساني رسمي و غيررسمي درباره چند و چون تصميم دولت درباره سرنوشت قيمت بنزين و ساير حامل‌هاي انرژي، حذف برخي خانوارها از ليست يارانه بگيران و رقم نهايي يارانه‌هاي نقدي انجام نشده‌است و همه چيز در هاله‌اي از ابهام به روزها و ماههاي آينده موکول شده است. بودجه سال 91 هم که بايد همچون سه دهه گذشته، پيش از آغاز سال نهايي مي‌گرديد و سرنوشت يارانه‌ها را روشن مي‌کرد، به طرز بي‌سابقه‌اي هنوز تعيين تکليف نشده‌است تا سرنوشت اقتصاد کشور در سال جديد نيز بيش از پيش ابهام‌آميز و پرماجرا دنبال شود.

آفرينش

«ريشه يابي چالش‌هاي توليد، درسال توليد ملي» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميد رضا عسگري است كه در آن مي‌خوانيد: سال 90 سالي همراه با مشکلات بسياري براي بخش توليد بود. مشکلاتي که با افزايش تحريم‌هاي اقتصادي و در نهايت افزايش نرخ تورم به بالاترين حد خود رسيد. در کنار مشکلات مذکور بايد افزايش نرخ ارز و سود تسهيلات بانکي را نيز اضافه کرد که اثرات زيادي بر بخش توليد گذاشته است.

در امر توليد، آماري که اعلام مي‌شود مربوط به واحدها و بنگاه‌هاي بزرگ است که با توجه به دريافت تسهيلات و استفاده از نرخ ترجيحي توانستند سال خوبي را پشت سر گذارند و آمار روبه رشدي داشته باشند. اما با بررسي وضعيت بنگاه‌هاي کوچک مي‌توان گفت که معدل توليد چندان رضايت‌بخش نبوده است. اما در سال 91 که "توليد ملي" مورد تاکيد قرار گرفته، ضروري است تا ريشه مشکلات توليدکنندگان داخلي مشخص شود و موانع موجود بر سر راه آنها برطرف گردد. در تقسيم بندي صنايع بايد آنها را به سه دسته صنايع بزرگ، متوسط و کوچک تقسيم کرد.

صنايع بزرگ، همان صنايع پرهزينه و انرژي بر هستند که مورد حمايت‌هاي دولت قرار دارند و با توجه به دريافت مساعدت‌هاي مالي همواره با رکود چنداني مواجه نمي‌شوند و آمار رو به رشدي دارند. صنايع متوسط، آن دسته از صنايعي هستند که بيشترين آسيب از نحوه اجراي هدفمندي ها، تحريم‌هاي خارجي، نوسانات بازار ارز و تورم، متوجه آنان شد. اين دسته از صنايع که اکثرا با سرمايه‌هاي خصوصي و تسهيلات بانکي مشغول به فعاليت شده‌اند به سبب افزايش هزينه‌هاي انرژي، عدم اختصاص بسته‌هاي حمايتي از قانون هدفمندي ها، وابستگي به مواد خام اوليه وارداتي، افزايش تورم، نوسانات و محدوديت‌هاي ارزي، ديگر نمي‌توانند به امر توليد ادامه دهند و يا درصورت ادامه، زير سطح اسمي توليد فعاليت مي‌کنند.

ملت ما

«کدام اقتصاد و تولید ملی؟» عنوان سرمقاله روزنامه ملت ما به قلم محسن رضایی است كه در آن مي‌خوانيد: نزديك 100سال است، هر گاه سخن از اقتصاد و وضع زندگي مردم به ميان مي‌آيد، نگاه‌ها به سوي دولت و آن هم سدسازي و اتوبان‌سازي و راه‌آهن يا ساخت دانشگاه‌ مي‌رود و بنا بر آن، در همين مدت، هزاران پروژه بزرگ و ده‌ها هزار پروژه كوچك و متوسط به دست دولت‌ها اجرا شده است، به گونه‌اي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، حجم و آمار اين پروژه‌ها با ارقام نجومي روبه‌رو شد؛ ما اين موضوع را در اقتصاد «رشد اقتصادي» مي‌گوييم. شاخص رشد اقتصادي، رشد درآمد ملي بين 5 تا 7 درصد است.

اما چرا در همين 100ساله، فقر و بيكاري در ايران ريشه‌كن نشده و سلامت و استانداردهاي زندگي به بهبودي مناسبي نرسيده است؟

در پنجاه سال اخير، رشد اقتصادي ايران، تقريبا نزديك 5 درصد بوده، ولي هميشه بخش گسترده‌اي از مردم ما از زندگي خود ناراضي بوده‌ و در اين باره، البته شنيده‌ام، كسي گفته است: اگر من رئيس‌جمهور بشوم، اتوباني بين تهران و شمال مي‌كشم تا بتوان كمتر از يك ساعت، از تهران به آنجا رفت. در حالي كه اگر رضاشاه امروز بود، مي‌گفت، آن موقع كه من راه‌آهن سراسري را كشيدم و از تونل‌هاي زاگرس و البرز عبور دادم، فناوري و دستگاه‌هاي راهسازي 80سال پيش بود.

امروزه اگر بودم، البرز را از ده نقطه سوراخ مي‌كردم كه در آن مسابقه اسب‌دواني هم مي‌دادم. ولي در پاسخ به رضاشاه و اين دوست خوب، بايد گفت: سوراخ كردن البرز، براي مردم آب و نان نمي‌شود‌ (همان‌گونه كه نشد) آن هم به چه بهايي؟ آباداني رضاشاهي براي ايران به يك فاجعه بزرگ تبديل شد و ايران توسعه پيدا نكرد. از سوي ديگر، يك استبداد خونين هم بر كشور حاكم شد و نظامات اجتماعي و فرهنگي كشور هم آسيب ديد.

رشد و توسعه

در 100 سال اخير، مشكل كشور ما چه در دولتمردان و چه در بسياري از كارشناسان اين بوده كه ميان «رشد اقتصادي» و «توسعه» فرقي نمي‌دانستند، در حالي كه در ايران به مانند بسياري از كشورهاي نفتي، پديده‌اي ظهور كرده به نام رشد اقتصادي بدون توسعه؛ يعني با وجود رشد اقتصادي در كشور، فقر و بيكاري هم وجود دارد.

ديگر آن‌كه رشد اقتصادي هست، ولي استانداردهاي زندگي بالا نيست و هزينه‌هاي زندگي از جمله سلامت بالاست؛ اين همان موضوعي است كه با وجودي كه بسياري از دانشمندان اقتصاد آن را تشخيص داده‌اند، نتوانسته‌اند نظريه‌پردازي درستي براي آن انجام دهند. دليل آن هم شايد استثنايي بودن آن باشد.

اين پديده، تنها در كشورهاي نفتي همچون ايران و كشورهاي كمونيستي به مانند شوروي رخ داده است. البته برخي از كشورها با جدا كردن درآمدهاي نفتي مثل عربستان و كويت، توانستند با درآمدهاي غير نفتي، از پديده تورم در كنار فقر و بيكاري جلوگيري كنند، ولي متاسفانه، ما هم فقر و بيكاري داشته‌ايم و هم تورم؛ البته در عربستان و ديگر كشورهاي نفتي رشد بوده، ولي پيشرفتي نداشته است.

اما اين‌كه چگونه بايد توسعه پيدا كرد، پرسش 100ساله جامعه ماست. پرسش امروز ما اين است: چگونه تحريم‌ها را پشت سر‌گذاريم؟

بنابراين، بايد پاسخ هر دو پرسش را بدهيم. تجربه انقلاب و جنگ به ما نشان مي‌دهد كه بايد در چنين وضعي، تحريم‌ها را به فرصتي براي جهش در توليد و كار و سرمايه‌گذاري تبديل كرد كه البته بايد اين را گفت كه آخرين بار در فرصت دفاع مقدس، بايد اين كار مي‌شد؛ همان‌گونه كه آلمان و فرانسه، توسعه خود را مرهون پيشرفت‌هاي صنعتي دوران جنگ مي‌دانند.

دنياي اقتصاد

«جو سرمايه‌گذاري و توليد ملي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتراحمد يزدان‌پناه است كه در آن مي‌خوانيد: اينكه بيكاري جز با سرمايه‌گذاري‌هاي مولد بخش خصوصي و دولتي و تركيب بهينه آن دو در صحنه اقتصاد ملي كاهش نمي‌يابد، حرف تازه‌اي نيست.

به‌علاوه به روشني محسوس است كه جو سرمايه‌گذاري در اين مرز و بوم مساعد نيست؛ چراكه توليد ملي پايين و بيكاري و تورم بالا است. وقتي بحث از «جو سرمايه‌گذاري» است منظور چيست؟

جو سرمايه‌گذاري عبارت است از به‌كارگيري مجموعه‌اي از عوامل خاص در بنگاه‌ها براي شكل‌دهي به فرصت‌ها و انگيزه‌ها در جهت سرمايه‌گذاري مولد براي توليد بيشتر، خلق اشتغال و بسط و توسعه كسب‌وكارها. سياست‌ها، رفتار، كردار و گفتار دولت‌ها با اثرگذاري بر «هزينه‌ها»، «ريسك‌ها» و «موانع بر سر راه رقابت» بيشترين تاثير را بر جو سرمايه‌گذاري دارند. نقطه شروع جوسازي، به معني خوب آن، براي سرمايه‌گذاري در جامعه از بنگاه شروع مي‌شود. بنگاه در اينجا به معني عام آن؛ يعني موسسات غيرخيريه‌اي است كه رفتار عقلايي آنها با تعقيب سود و منافعشان شكل مي‌گيرد. تصميم‌گيري بنگاه براي مخارج سرمايه‌اي و توليدي از كجا نشات مي‌گيرد؟ بنگاه هزينه‌هاي امروز را به اميد تغييرات مثبت در درآمد آتي خود از طريق افزايش توليدات بنگاه تقبل مي‌كند. هزينه‌هايي مانند خريد ماشين‌آلات و تجهيزات جديد (بنابر تعريف درست از سرمايه‌گذاري) و آموزش نيروي كار با صرف مخارج در حوزه تحقيق و توسعه (R&D).

جهان صنعت

«عزمی موثر در آستانه تشکیل مجلس نهم» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم حمید تهرانی است كه در آن مي‌خوانيد: ظاهرا دولت اراده کرده تا بدون توجه به نتایج و کیفیت اجرا، بر پیشبرد شکلی ماموریت‌ها اصرار بورزد. همین چند ماه پیش بود که در سالگرد اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها، نه فقط کارشناسان و اندیشمندان اقتصادی که نمایندگان مجلس نیز از نحوه اجرا و ناکامی‌هایی که این طرح داشته انتقاد کردند. در آن هنگام تنها دفاع دولت در برابر انتقاد‌ها به ماهیت اجرا و دشواری نفس کار مربوط می‌شد. مقامات دولتی با زبان بی زبانی تاکید می‌کردند همین که دولت محمود احمدی‌نژاد توانسته این طرح را اجرایی کند خود، شایسته تقدیر است و ناکامی‌هایی که در اثر اجرا پدید آمده باید مورد اغماض و چشم‌پوشی قرار گیرد.

در طرح سوال از رییس‌جمهور نیز یکی از اساسی‌ترین پرسش‌ها به نحوه اجرا و تاثیرات منفی شیوه اجرایی طرح هدفمندی یارانه‌ها باز می‌گشت. در آن هنگام آقای رییس‌جمهور بدون پاسخ دادن به این پرسش و ارایه آمارها و اطلاعات مربوطه، تنها به این نکته بسنده کرد که تحول اقتصادی به خوبی اجرا شده و دستاورد‌های قابل دفاع و خوبی داشته که رییس‌جمهور بعدا آمار آن را ارایه خواهد داد.

اما در سال جدید و در آستانه تشکیل مجلس نهم، نمایندگان به‌جای نشستن و دست روی دست گذاشتن و البته تذکرهای نه‌چندان کارآمد که چاشنی خبری آن سوال از رییس‌جمهور است، تصمیم گرفته‌اند فعال‌تر در عرصه مدیریتی کشور ظاهر شوند و رفتار دولت را در جهت حصول منافع ملی مهار کنند. اظهارات دیروز علی لاریجانی که با اولین نطق پیش از دستورش در سال جدید تکمیل و با ارسال نامه به مقام رهبری تحکیم شد نشان از عزم نمایندگان برای افزایش نظارت موثر بر رفتار اجرایی قوه مجریه دارد. اینکه آیا این عزم در رفتارهای شکلی خلاصه می‌شود یا تاثیرهای ماهوی بر مناسبات هیات حاکم خواهد داشت امری است که باید در روزهای آینده پاسخ آن را مشاهده کرد.

گسترش صنعت

«مسیر تولید‌کنندگان تسهیل شود» عنوان سرمقاله روزنامه گسترش صنعت به قلم سیدحسین هاشمی است كه در آن مي‌خوانيد: نامگذاری امسال تحت عنوان تولید ملی از سوی رهبر معظم انقلاب به‌طور یقین یکی از اصلی‌ترین نیازهای جامعه ما در شرایط کنونی بوده که با توجه به فشارها و تحریم‌ها، نگاه‌ها به تولید داخلی باید به‌عنوان عزت ملی و ارزش کشوری مورد توجه جدی قرار گیرد. در همین راستا نباید فراموش کرد که یکی از نیازهای اصلی جامعه توجه به تولید ملی بوده و اقتصاد ملی، اشتغال و ارزش پول ملی در گرو حمایت از تولید داخلی است، بنابراین تمام کسانی که به هر نحوی مرتبط با امر تولید هستند باید مسیر را برای تولیدکنندگان تسهیل کنند تا بتوانیم به اهداف برنامه پنج‌ساله پنجم یعنی رشد هشت درصدی اقتصاد در راستای چشم‌انداز ۲۰ ساله نزدیک شویم.

در این راه فقط با تکیه بر علم و دانش، عقلانیت، تدبیر و هوشمندی و تجربه می‌توان زمینه تعالی و ارتقای بخش تولید در اقتصاد کشور را فراهم کرد. نگاه ویژه به تولید ملی می‌تواند دستیابی به اهداف کلان اقتصادی کشور را تسریع کرده و بخش مولد اقتصاد را جانی دوباره بخشد.

بر همین اساس از‌جمله اقداماتی که باید در این راستا یعنی حمایت از تولید در دستور کار قرار گیرد، می‌توان به تعیین تکلیف نرخ سود بانکی برای تولید، تعیین نرخ ارز تولید به معنی واقعی و تخصیص مناسب آن بدون اتلاف وقت، جلوگیری از واردات کالاهایی که تولید مشابه داخلی دارند، اجرای دقیق قانون هدفمند‌سازی یارانه‌ها در بخش تولید، اعطای تسهیلات بانکی به تولید در سقف‌های تعیین شده، عملی کردن سیاست‌های صادراتی بدون تاخیر در پرداخت جوایز صادراتی و روان‌تر کردن مسیر سرمایه‌گذاری با اعلام مقرراتی که بتواند حداقل اطمینان سرمایه‌گذار را فراهم کند اشاره کرد.

امروز با توجه به شرایط خاص ایران و ضرورت بالا بردن توان اقتصادی کشور و با عنایت به نامگذاری سال‌جاری از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، وظیفه همه ما این است که به تحقق این شعار مهم که کاملا بر اقتصاد و توسعه کشور و آینده نسل جوان کشور تاثیرگذار است، کمک کنیم. در حال حاضر تولید از مشکلات بسیاری رنج می‌برد، مسائلی که برخی موارد آن به صورت تاریخی وجود داشته و برخی هم اخیرا به دلیل فشارهای بین‌المللی شکل گرفته است، بنابراین با توجه به این شرایط در سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی»، باید برای حل مشکلات، دست به دست هم دهیم.

انتهاي پيام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha