«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
يك هفته از ماه پرخير و بركت رجب سپري شد. با رسيدن به نيمههاي رجب المرجب، بزرگترين نعمت الهي به بشر، پس از نعمت عظماي نبوت رسول اكرم، يعني نعمت بيكران ولايت و امامت مولي الموحدين حضرت علي بن ابيطالب عليهالسلام، رخ مينمايد و شيعيان از اين رحمت بيكران برخود ميبالند.
ميلاد خجسته مولاي متقيان و اميرمؤمنان به اين ايام، نورانيت ويژهاي بخشيده و جانهاي تشنه را از زلال معرفت ولايت سيراب ميكند. مسلماً آنگونه كه نصوص الهي و تصريحات نبوي و واقعيات تاريخي گواهي ميدهند، پس از وجود شريف پيامبر اكرم(ص)، جهان اسلام شخصيتي به جامعيت و كمال وجود پر عظمت حضرت علي عليه السلام به خود نديده و از همين رو حضرت ختمي مرتبت، حضرت امير را همچون "نفس خويش" دانسته و ايشان را "كشتي نجات"، "منير هدايت" و "ساحل رستگاري" خواندهاند. پس جا دارد كه ملت ايران بر اين نعمت بزرگ، خداي متعال را شاكر باشد و براي رهسپاري بر اين طريق پرعظمت تلاش نمايد.
در نيمه ماه رجب، رجبيون همچنين در پاي سفره پربركت ايام البيض قرار ميگيرند و سعادت از آن كساني خواهد بود كه اين فرصت را براي رسيدن به قرب الهي و مراقبت از اعمال و محاسبه رفتار خويش مغتنم بدارند و خود را براي حضور در پاي ترازوي عدل الهي آماده كنند.
فردا مناسبت خجسته ديگري در راه است و آن، ميلاد مسعود ابن الرضا، حضرت جواد عليه السلام ميباشد كه ملت ايران ريزه خوار جود و سخاوت آن امام و آباي گرامش است، همانگونه كه پدر شريف آن حضرت، حضرت علي بن موسي الرضا(ع) پس از تولد امام جواد(ع) فرمودند: "اين مولودي است كه براي شيعيان ما، با بركتتر از او زاده نشده است. " اميد آنكه ما ايرانيان كه در سايه سار نعمت ولايت حضرت رضا(ع) زندگي ميكنيم، قدر اين نعمتهاي الهي را بدانيم و در عمل، شايستگي شيعه بودن آن حضرات را به اثبات برسانيم.
همزماني و تلاقي ماه رجب با خرداد، مناسبت بزرگ ديگري را نيز در اذهان ملت ايران زنده ميكند و آن، فرا رسيدن 14 خرداد، سالگرد ارتحال حضرت امام و پرواز ملكوتي آن روح بلند و پير و مراد ملت است. اين روزها، تداعي كننده روزهاي سخت ارتحال جانسوز روح و روان انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني است كه 23 سال پيش از ميان ما رفت و همه را سوگوار خويش كرد. قطعاً خاطره 14 خرداد سال 68 و ماتم بزرگ آن روز هرگز از ياد ملت ايران نخواهد رفت، بزرگمردي كه هنوز هم پس از گذشت بيش از دو دهه، چهره مهربان، نگاه باصلابت و رهبريهاي داهيانه او در اذهان دوستانش در سراسر جهان نقش ميبندد و شنيدن نام او همچنان لرزه بر اندام مستكبران مياندازد. حق است كه ملت ايران از اين فرصت براي تجديد بيعت با رهبر نستوه، احياءگر انقلابها در قرن معاصر و بيدارگر آزاديخواهان جهان استفاده كند و مسير خود را با راهي كه ايشان براي ملت ايران ترسيم كردهاند، بسنجد و در پيمودن راه امام تلاش كند.
در هفته جاري پرونده چهار سال ديگر از فعاليتهاي قوه مقننه در نظام جمهوري اسلامي ايران ورق خورد و با پايان كار مجلس هشتم، مراسم افتتاحيه مجلس نهم برگزار شد.
بررسي عملكرد مجلس هشتم، موضوع با اهميتي است كه نياز به تدقيق و كارشناسي موشكافانه و بدور از شعارزدگي دارد و بايد در جاي خود به آن پرداخت ولي مجلس نهم با انبوهي از مسائل مهم و حياتي و مشكلات اساسي روبروست كه بايد براي آن چارهانديشي كرد. بياغراق، سهم عمدهاي از مقابله ملت ايران با حجم انبوه دشمنيها در آينده، به ساخت استوار و مستحكم نظام قانونگذاري كشور دارد و نمايندگان مجلس نهم بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه چشم بيدار ملت ايران عملكرد آنها را نظاره كرده و آنرا در حافظه خود ثبت خواهد نمود.
به همين مناسبت رهبر معظم انقلاب در مراسم افتتاحيه مجلس نهم طي پيامي به نمايندگان اين دوره تاكيد كردند:
"اكنون در طليعه مجلس نهم، اصليترين توصيه اينجانب به نمايندگان محترم آن است كه در جايگاه خطيري كه با رأي مردم به دست آوردهاند، تنها به مسئوليت الهي و اداي وظيفه سنگين نمايندگي از ملت بينديشند و انگيزهها و حب و بغضهاي شخصي و گروهي و طائفي و محلي را در قانونگذاري كه مهمترين وظيفه مجلس شوراي اسلامي است و نيز در نظارت بر اجراي قانون و البته نيز در موضع گيريهايي كه فضاي كشور را تحت تأثير قرار ميدهد، دخالت ندهند. در صدر اين همه، قانون قرار دارد. قانون بايد كارآمد، روزآمد، شفاف، معطوف به نيازهاي عمومي و تأمين كننده منافع ملي باشد. در دهه پيشرفت و عدالت، همه قوانين بايد به تحقق اين دو شاخص عمومي كمك كند و با نگاه بلند مدت، گسترهاي هرچه طولانيتر و پهناورتر داشته باشد. اولويتهاي كشور بايد احصاء شود و جايگاهي شايسته را در اهتمام به قانونگذاري بيابد.
مجلس شوراي اسلامي يك ركن اساسي كشور و نظام اسلامي است. همهي آنچه در نظام اسلامي برجسته و شاخص است، بايد در مجلس تبلور و انعكاس يابد؛ ايمان، شجاعت، پيشگامي، ايستادگي بر مباني نظام، ايستادگي در برابر دشمنان، روزآمدي و نوآوري، وحدت و انسجام ملي، كار و تلاش فداكارانه، به ميدان آوردن همه ظرفيتهاي فردي و جمعي، نشانههايي است كه ميتوان يك مجلس موفق را با آن شناسايي كرد. " در بررسي تحولات بينالمللي هفته، مسائل مصر و سوريه را، به دليل اهميت رويدادهاي آنها، مرور ميكنيم.
شرق
«تعليق به جاي تدبير» عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم مصطفي هاشميطبا است كه در آن ميخوانيد:
بايد اين سوال مطرح شود كه تا چه زماني ميخواهيم اعمال نظرات شخصي را بر مصالح كشور و مصالح ملي ترجيح دهيم و تا چه زماني ترجيح نظرات شخصي به نظرات جمع ادامه خواهد داشت. اينكه فدراسيوني از عضويت بينالمللي خود تعليق شود هر چند خود مسالهاي نه چندان مطلوب است اما مهمتر از آن شيوه و روش مديريت و تصميمگيري است.
شايد هم اصلا عضويت يا عدم عضويت در يك مجمع بينالمللي مهم نباشد و شايد شركت در مسابقه يا مسابقاتي شبيه بازيهاي المپيك در مقايسه با مسايل مهم كشوري اصلا اهميت نداشته باشد اما بايد اين را بدانيم كه كليتهاي مهم هميشه از اجزايي به نظر بياهميت يا كماهميت تشكيل ميشود و چه بسا فقدان يك عنصر كوچك موجب اخلال در يك سيستم بزرگ كلي شود.
با اين همه اصل و شيوه تصميمگيري بسيار مهمتر از وجود يا عدم وجود مسايل است. شيوه مديريتي كه در مقابل «فيفا» گردنكشي ميكرد و منجر به تعليق شد نهايتا به تسليم كامل انجاميد و اين شيوه كموبيش همچنان ادامه دارد. گويي افراد با داشتن حكم مديريت احساس ميكنند كه دانش و عقل و دين و تقوا و صلاحيتهاي ديگرشان وحيگونه افزايش مييابد و برايشان روشن نشده كه حكم، كاغذي است كه پس از مدتي حتي ارزش خود كاغذ را ندارد.
اينكه تعليق قايقراني از نظر حقوقي برحق است يا ناحق و اينكه چرا و چگونه چنين اتفاقي افتاده و عوامل آن چه كساني هستند و هدفشان آيا سياسي است يا اهداف ديگر در پشت قضيه قرار دارند، اصلا مهم نيست. مهم آن است كه بدانيم دوران تصميمهاي خودسرانه و غيرجمعي در دنيا سرآمده است و در حركتهاي خود بايد معقول حركت كنيم.
آنچه مهم است اهميت مديريت ما و قبول اصل تصميم جمعي به جاي تصميمهاي فردي و احيانا ناآگاهانه است. فدراسيونها موسسات عمومي غيردولتي هستند و نبايد با يك دفتر دولتي آن را اشتباه گرفت. اميد به «آمين» آيا ميتوان داشت؟
آفرينش
«اي که مرا خواندهاي راه نشانم بده...» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
طرح "امنيت اجتماعي" يک بار ديگر از سوي مسولان ذيربط مورد توجه قرار گرفته و در غالب آن با افرادي که پوشش نامناسب دارند، حمل کنندگان سگ، غرفه داران بد حجاب در نمايشگاههاي مختلف،... و فروشندگان کراوات!! برخورد ميشود. در محافل مختلف رسانهاي و گفتگوهاي اجتماعي هرگاه که بحث از پوشش، مد و آرايش جوانان به ميان آمده، کارشناسان بحث الگوهاي اسلامي يا ايراني را پيش ميکشند و با يک فخر فروشي خاص اعلام ميکنند که ما از پتانسيلهاي فرهنگي فراواني در اين زمينه برخورداريم. اما هيچگاه نمونه و آدرسي از اين پتانسيلها ارائه نميدهند.
ما مدام از تبليغات ماهوارهاي که لوازم آرايشي مختلف را به خورد جامعه ميدهد، شکوه داريم و آن را خوراک غرب براي جهان سوم ميدانيم؛ که درست هم هست. اما تاکنون در دو دهه گذشته يک نمونه جايگزين که بتواند عطش فرهنگي جوانان را برطرف سازد معرفي نکرده ايم. نگاه شعارگونه به اين قضايا سبب شده تا هيچ گاه ازخود نپرسيم آيا اسلام و ايران مد آرايشي دارد يا خير؟ و فقط هرگاه از ناهنجاريهاي فرهنگي به تنگ ميآييم در بوق و کرنا فرياد ميزنيم که چرا از الگوهاي اسلامي ايراني استفاده نميکنيم.
در جواب بايد گفت که آري، اسلام مد آرايشي دارد و حتي نسبت به فصلهاي سال تنوع رنگ لباس را سفارش کرده است، درمورد آرايش مو، ابرو، ناخن، نوع و رنگ کفش هم الگوهاي مشخص دارد، اما اشکال و عدم کارآمدي آن به اين سبب است که اين الگوها بسيار سنتي است و از سوي نهادهاي فرهنگي ما مطابق نيازهاي روز بازسازي نشده است. غرب تمامي مدهاي تبليغاتي خود را از ساعت، لباس، کفش، لوازم آرايشي و حتي لوازم ورزشي را در قالب فيلمهاي سينمايي يا تيزرهاي تبليغاتي باحضور خوانندگان، بازيگران و مانکنهاي معروف جهاني از طريق ماهواره براي جامعه ما ميفرستد و جوان ما تاحد بسياري تحت تاثير اين تبليغات قرار ميگيرد. تا اينجاي کار، ما از سوي غرب در امر جذب فرهنگي مغلوب شديم... از سوي ديگر ما مشاهده ميکنيم که در فيلمهاي سينمايي، سريالها و برنامههاي زنده تلويزيون داخلي نيز بازيگران، خوانندگان و مجريان ما از ساعت، لباس و کفش با برندهاي خارجي استفاده ميکنند و حتي مدل مو و آرايش ظاهري آنها مطابق با الگوهاي غربي است.
آيا با اين تفاسير ميتوان انتظاري غير از جذب جامعه به مدها و الگوهاي غرب زده داشت؟! کار از جاي ديگري خراب است و ما مشکل را در سطح خيابانها و تفرج گاهها جستجو ميکنيم و چاره آن را برخورد مستقيم ميدانيم. يا بعضاً شاهد برخوردهايي از سوي نهادهاي نظارت کننده هستيم که هيچ دليل منطقي و عقلاني براي آن متصور نيست. مثلاً جمع آوري کراواتها از مغازههاي لباس فروشي!!. آيا کراوات نماد بي بندوباري است؟ کدام معضل فرهنگي ما به وسيله جمع آوري کراواتها حل خواهد شد؟ اصلا مگر استفاده از کراوات مشکلي شرعي دارد که با جمع آوري آن رفع مشکل شود. اگر واقعاً کراوات با شريعت اسلامي تعارض دارد چرا اطلاع رساني در مورد منع استفاده از آن از سوي مراجع ذي صلاح صورت نميگيرد؟ اگر هم مشکلي ندارد براساس کدام قانون مدوني به خيابانها ميريزند و با فروشندگان و استفاده کنندگان کراوات برخورد ميکنند. اين قبيل اقدامات جامعه را نسبت به عملکرد دستگاههاي برخوردکننده بدبين ميکند و سوژهاي به رسانههاي خارجي ميدهد تا به ما انگ تحجر بزنند.
بعضاً تبليغ نمايشگاههاي مدلباسهاي ايراني اسلامي را ديده ايد يا سري به آنها زده ايد. قضاوت کنيد چقدر از اين نمايشگاهها بازديد ميشود و چقدر اين مدها توانسته مردم را به خود جذب کنند. براساس مشاهده شخصي و گفتگو با خانمهاي بازديد کننده از اين نمايشگاه، عنوان شد که آيا از مدلهاي ارائه شده راضي هستيد و به عنوان يک خانم حاضريد اين لباسها را بپوشيد؟ درجواب پاسخ داد که پوشيدن اين لباسها در جامعه باعث تمسخر خواهد شد!. هيچ يک از بازيگران سينما و افراد در رسانه ملي به عنوان يکي از اصلي ترين ابزارهاي الگوسازي و ترويج فرهنگ سالم، از اين لباسها و مدهاي ارائه شده استفاده نميکنند، بعد ما توقع داريم جوانان جذب اين مدلها شوند!.
واضح است که ما نتوانسته ايم مطابق با سلايق جامعه و نيازهاي روز پيش رويم و الگوهاي کارآمد و جذاب ارائه دهيم. اين مشکل چيزي نيست که بتوان با برخوردهاي مستقيم و منع دستوري مردم از مدلهاي تبليغاتي آن را حل کرد. البته نظارت و رها نکردن جامعه امري لازم و ضروريست اما بايد اقداماتي ريشهاي و بلند مدت براي آن انديشيد تا يک منبع غني فرهنگي وسازنده را به جامعه ارائه دهيم تا جايگزين الگوهاي غربي گردد.
مردم سالاري
«رويدادهاي ماه رجب و خرداد» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سيدرضااکرمي است كه در آن ميخوانيد:
1- ماه رجب و خرداد ماه به فاصلهاندک، در کنار يکديگر قرار گرفته و هريک رويدادهاي ويژه و امتيازات ويژه دارند. ماه رجب با خود ولادت امام پنجم و نهم و امام اول را دارد و شهادت امام دهم و امام هفتم را.
مبعث پيامبر خاتم و شروع نهضت حسيني را در خود تعبيه نموده است. ماه رجب مراسم اعتکاف را دارد که اردوي تربيتي است، آن هم در اردوگاه مساجد که امام خميني فرمود:«مساجد سنگرند» همراه با روزه و تلاوت قرآن و شب زندهداري و دعا و اشک و ناله وندبه وتوبه. ماه رجب وفات قهرمان کربلا حضرت زينب را با خود دارد و ولادت علياصغر امام حسين(ع) که سند مظلوميت امام معرفي شده است.
2- ماه خرداد با خود در نيم قرن اخير شمسي رويدادهاي بهتآور دارد، که از جمله آزادسازي خرمشهر پس از اشغال 19 ماهه توسط صداميان عراقي ميباشد، خرمشهري که بندر بود، جمعيتي داشت، بندر آن پر از کالا بود، خرمشهري که در طول چهارصد سال اخير چندين مرتبه توسط بيگانگان اشغال شده بود؛ در کمترين زمان پس از شروع عمليات «الي بيتالمقدس» اين شهر سقوط کرد.
هفده هزار نفر کشته شدند و معادل آن اسير شدند و غنائم بسيار به دست ايرانيان افتاد. صدام و طرفداران وي در بهت سنگيني قرار گرفتند و امام خميني(ره) رحمته الله عليه فرمود: خرمشهر را خداوند آزاد «فلم تقتلوهم و لکن الله قتلهم» کرد، تا غرور و عجب در سلحشوران جبههها پديدار نگردد. 3- در خرداد ماه 42 حادثه دستگيري امام خميني را داريم که پس از دستگيري وي، در شهرهاي قم، ورامين و تهران قيام اعتراضي به وجود آمد و مردم دست خالي به صحنه آمدند و به دستگيري امام اعتراض نمودند.
شاه به علم نخست وزير، فرمان به قصد کشت داد و بسياري از معترضان را در قم و پيشواي ورامين و تهران کشتند و به اعتراض مردم، پايان دادند. حادثه 14 خرداد 68 و درگذشت امام خميني(ره) رحمتالله عليه را داريم که روزي تلخ و جانکاه بود و تشييع شکوهمند پيکر امام از مصلاي شهران به بهشت زهرا را داشتيم. تهران براي معمار انقلاب اسلامي در 2 روز«12بهمن57 و16 خرداد68» سنگ تمام گذاشت که در تاريخ باقي خواهد ماند مردم روز 12 بهمن از فرودگاه مهرآباد تا بهشتزهرا و در 16 خرداد 68، از مصلاي تهران تا بهشت زهرا پياده امام را بدرقه نمودند.
4-رويدادهاي ماه رجب و ماه خرداد تقويم تاريخند و با خود تحليل تاريخ را دارايند که در تاريخ اسلام «نقل و نقد و نتيجه» را با هم بايد ديد و در کنار تقويم تاريخ، تبيين«وانزلنا اليل الذکر تبيين للناس مانزل اليهم» را بايد داشت و سپس تحليل را «ولعلهم يتفکرون»، که درس خشک نباشد و زندگي و سازندگي را در نتيجه آن مشاهده نمود.
راستي چگونه شد مردم شهرهاي قم، ورامين و تهران در 15 خرداد 42، به صحنه آمدند و با خون خود، به ولايت فقيه و وليفقيه راي دادند و پس از 15 سال مبارزه با رژيم شاهنشاهي، به هدف يعني براندازي نظام استبدادي و موروثي پهلوي خاتمه دادند و در سال 58، نظام جمهوري اسلامي ايران را تاسيس نمودند و اکنون 33 سال از آن تاسيس ميگذرد و شکوهمندانه و استوارانه در برابر توطئهها و تحريمها ايستادهاند. راستي چگونه شد مولود کعبه و داماد پيامبر و منصوب خداوندي در غدير خم، در اوج مظلوميت قرار گرفت و توسط خودي لجوج وسطحي «عبدالرحمن بنملجم» از خوارج به شهادت رسيد.
مبعث شکوهمند رسول خدا را پس از «1446 قمري» به تحليل بنشينيم و دريابيم که بعثت در امروز دنيا چه حرف نويي دارد و جهان 7 ميليارد نفري از بعثت پيامبر اعظم چه ميخواهد و رسالت پرچمداران اسلام ناب محمدي در ايران و علوي و فاطمي و حسني و حسيني و مهدوي چيست؟ مطالعه تاريخ را با ملاحظه و نظر همراه سازيم تا عبرتها را بيابيم و الگوها معلوم شود که «لقدکان في قصصهم عبره لا ولي الالباب».
به گزارش ايسنا ، «جدال اخوانالمسلمين و نظاميان در ايستگاه آخر» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم داود احمدزاده است كه در آن ميخوانيد:
"احمد شفيق” يار غار”مبارک” با صعود جنجالي به مرحله دوم انتخابات به همراه محمد مرسي، کانديداي جريان اسلامگرا چگونگي و اصل برگزاري انتخابات سالم و آزاد را با ابهاماتي مواجه ساختهاست، چراکه حضور احمد شفيق در عرصه انتخابات به دليل عدم ارائه برنامه و تبليغات مناسب کمرنگتر از ديگر رقبا بود.
اکثريت مردم مصر پس از مشخص شدن نتايج اوليه انتخابات و راهيابي احمد شفيق به دور دوم، اين گزينش را غيرعادلانه دانستهاند. بعضي گزارشها از تطميع گسترده مردم براي رأي دادن به احمد شفيق در ميان طبقه دهقان و قشر تهديدست جامعه مصر از سوي طرفداران وي حکايت ميکند. از ديگر سو، احمد شفيق بهعنوان چهره ممتاز نظاميان در عرصه انتخابات بهتر از عمروموساي ميانهرو ميتواند در حفظ بقاي قدرت اين طبقه پرنفوذ در مصر ثمربخش باشد. احمد شفيق به جرأت از لزوم سرکوب آزاديهاي مدني و حفظ اقتدار نظاميان صحبت ميکند.
احمد شفيق الزام و پايبندي به تعهدات مصر به قراردادهاي بينالمللي به ويژه حفظ روابط راهبردي با غرب و اسرائيل را محور سياست خارجي خود ميداند. بنابراين اگر از اين منظر هم به قضيه نگاه کنيم ميتوان دريافت احمد شفيق ميتواند بهتر از ديگر نامزدهاي انتخاباتي مجري سياستهاي غرب و نيز کشورهاي محافظه کار عرب نظير عربستان و قطر در منطقه باشد. گرچه نبايد از تشتت آرا در ميان اسلامگرايان و معرفي همزمان دو نامزد (عبدالمنعم ابوالفتوح و مرسي) بهعنوان برگ برنده سکولارها و نظاميان در دور اول انتخابات غافل ماند.
با اين وجود برخي سناريوهاي منفي حکايت از آن دارد که شوراي نظامي حاکم بر مصر با حمايت مالي و رسانهاي غرب و عربستان به جد بهدنبال ايجاد نوعي توازن قدرت ميان دو جريان اصلي حاضر در جامعه اسلامگرا - مليگرا و سکولارهاست. از اين رو پس از غافلگيري در انتخابات پارلماني با برنامهريزي و هدفمندي خاص در تلاشند که از انحصار قدرت اخوانالمسلمين بر حيات سياسي مصر جلوگيري کند.
در چنين شرايطي همه نگاهها به دور دوم انتخابات و رقابت دشوار ميان محمد مرسي و احمد شفيق دوخته شدهاست. بيترديد در صورت ادامه روند طبيعي تحولات، اخوانالمسلمين ميتواند با کسب آراي قابل قبول، رئيسجمهوري آينده شود. در اين مسير نقطه تعيينکننده و سرنوشتساز براي پيروزي بر رقيب سرسخت نظامي (احمد شفيق)، در تلاش مضاعف اخوانيها در ائتلاف سازي گسترده از طريق جلب نظر طرفداران محمد بن صباحي (جريان چپها) و ديگر گروههاي انقلابي و جلوگيري از چرخش آراي احتمالي آنان به سوي احمد شفيق نهفتهاست.
اين در حالي است که اقليت قبطي همانند دور اول انتخابات آرايش را به سبد کانديداي سکولارها و نظاميان خواهد ريخت. بايد ديد آيا اخوانيها ميتوانند از اين آزمون سخت انتخاباتي با بسيج عمومي و شناخت ترفندهاي مختلف رقيب براي حفظ قدرت پيروز از ميدان رقابت بيرون بيايند يا نه؟
دنياي اقتصاد
«علايم نااميدي از اوضاع بازارها» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم عباس عاملی است كه در آن ميخوانيد:
تلاطم، نگرانی، بیاعتمادی و ترس بار دیگر بازارهای جهانی را در برگرفته است.
گویی بازارهای سرمایه سه ماه اول سال میلادی را سرمست تزریق نقدینگی بیش از يك تریلیون یورویی بانک مرکزی اروپا بودند و فراموش کردند که هنوز یونان، اسپانیا، ایتالیا و پرتغالی هستند با ناآرامی سیاسی، بانکهای در حال فروریختن، بدهیهای خارج از کنترل، رشد اقتصادی منفی و نرخ بیکاری بیسابقه. طی سه ماه اول سال، بورس آمریکا به طور بیسابقهای 20 درصد صعود کرد و بازارهای جهانی نیز به دنبالش نگرانیهای خود را به فراموش کردند و سرمایههای خود را به بازارهای بورس و ارز کشورهای در حال توسعه سرازیر کردند.
اکنون که عیش و نوش نقدینگی تا حدودی به پایان رسیده است، سرمایهگذاران بار دیگر توجه خود را به مشکلات اقتصادی اروپا جلب کردهاند. در این نابسامانی اقتصادی، سرمایهگذاران حجم انبوهی از سرمایه را انباشته کردهاند، اما نمیدانند با آن چه کنند. در حالی که نرخ تورم در اغلب کشورهای توسعه یافته بیش از حد معمول است، به کار نگرفتن سرمایه از ارزش واقعی آن میکاهد.
در چنین شرایطی سرمایهگذاری در طلا معمولا پاسخ چه کنم چه کنمهای سرمایهگذاران بوده است، اما در شرایط کنونی حتی طلا نیز دنبالهرو بازارهای بورس شده است و فیالحال ماوای امنی که قبلا به عنوان آن شناخته میشد نیست. در عوض به نظر میرسد که بسیاری به بازار اوراق قرضه روی آوردهاند. مخصوصا اوراق قرضه آمریکا، آلمان و انگلستان. بهرغم مشکلات اقتصادی که در این کشورها وجود دارد بازارهای سرمایه نسبت به عدم ورشکستگی این کشورها اطمینان کامل دارند و خرید اوراق قرضه این کشورها را امنترین سرمایهگذاری میپندارند.
طبعا وقتی تقاضا برای اوراق قرضه افزایش پیدا میکند قیمت آن بالا میرود و به همین دلیل بهرهای که دولت در عمل پرداخت میکند پایین میرود. در هفتههای اخیر و به دنبال بازگشت تلاطم و نگرانی به بازارهای سرمایه، تقاضا برای اوراق قرضه آمریکا، انگلیس و آلمان آنچنان زیاد شده است که بهره بدهی ده ساله این کشورها به پایین ترین حد تاریخی خود رسیده است.
نرخ بهره ده ساله دولت در آمریکا به 7/1 درصد، در انگلستان به 8/1 درصد و در آلمان به 4/1 درصد سقوط کرده است. این به آن معنا است که در عمل در ازای خرید 100 دلار بدهی آمریکا شما هر سال به مدت ده سال 7/1 درصد بهره دریافت میکنید و پس از اتمام ده سال 100 دلار به شما برگردانده میشود. در شرایط عادی، چنین بهرههای پایینی به هیچ عنوان و برای هیچ سرمایهگذاری قابل قبول نیست.
مخصوصا در حالی که تورم در آمریکا 3/2 درصد، در انگلیس 3 درصد و در آلمان 1/2 درصد است، این به آن معنا است که سرمایهگذاران در ازای خرید بدهی این دولتها سود واقعی منفی دریافت میکنند. سقوط بهره به این حد پایین بیانگر دو نکته مهم است؛ نخست، چنانچه پیشتر گفتیم، افزایش قیمت اوراق قرضه و در نتیجه افول بهره آن، مخصوصا در شرایط کنونی بیانگر خاصیت «امن بودن» این سرمایهگذاری است.
در این هیاهوی ورشکستگی بانکها و شرکتها و نگرانی جدی از ورشکستگی برخی دولتها، ماوای امن بودن بسیار حائز اهمیت است. نمودار پيوست نشان میدهد که چگونه مسیر بهره پرداختی دولتهای آمریکا، انگلیس و آلمان از اسپانیا و ایتالیا در اواخر سال 2009 جدا شد.
پیش از آن سرمایهگذاران به یک اندازه نسبت به امن بودن خرید بدهی این کشورها اطمینان داشتند؛ اما با بالا گرفتن بحران مالی در اروپا، بازارهای جهانی نسبت به ایتالیا و اسپانیا بیاعتماد شدند و در برابر خرید بدهی آنها بهره بالاتری را تقاضا کردند. در شرایط بحرانی کنونی بسیاری از سرمایهگذاران حاضرند به بهرههای بسیار پایین اما ضمانت شده آمریکا، آلمان و انگلستان بسنده کنند و ترجیح میدهند پول خود را در بازارهای بورس که ظرفیت سود و زیان بسیار بیشتری دارند، استفاده نکنند.
جهان صنعت
«تلافیجویی در مجلس نهم؟» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم نادر کریمیجونی است كه در آن ميخوانيد:
روزهای ابتدایی مجلس همیشه خبرساز است، چراکه در این نخستین روزها نمایندگانی که برای اولین بار وارد مجلس شدهاند گاهی روال متعارف و عرف عملکرد مجلس را به هم میریزند.
روز گذشته نیز آنچه برخی نمایندگان تهران به آن تلافیجویی علیه خودشان خواندند باعث شد تا رویداد هیاترییسه به بعد از تعطیلات موکول شود، این رویداد نه فقط پارلمان را به انجام رفتار غیرقانونی (عدم انتخاب هیاترییسه دایم) مجبور کرد بلکه برنامههای مجلس را برای حداقل یک جلسه به تاخیر انداخت.
اگر فرصتهای مجلس به هفتاد و چند میلیون ایرانی تعلق داشته باشد و این تلافیجویی تاخیر چند ساعته در عملکرد نمایندگان پدید آورده باشد، چند صد میلیون ساعت از وقت و فرصت ایرانیان به هدر رفته است. آیا این شروع، نقطه آغاز جذابی برای پارلمان نهم ایران است؟
انتهاي پيام



نظرات