• دوشنبه / ۴ دی ۱۳۹۱ / ۱۰:۴۶
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 91100402198

مراسم پایانی «هفت اقلیم» با تجلیل از جمال میرصادقی برپا شد

مراسم پایانی «هفت اقلیم» با تجلیل از جمال میرصادقی برپا شد

مراسم پایانی دومین دوره کتاب سال «هفت اقلیم» با تجلیل از جمال میرصادقی برگزار شد.

مراسم پایانی دومین دوره کتاب سال «هفت اقلیم» با تجلیل از جمال میرصادقی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در مراسم پایانی دومین دوره کتاب سال هفت اقلیم که سوم دی‌ماه در خانه هنرمندان برگزار شد، رمان «خورشید به شانه راستشان می‌تابید» نوشته جواد افهمی به عنوان رمان برگزیده و رمان «50 درجه بالای صفر» نوشته علی چنگیزی به عنوان رمان شایسته تقدیر معرفی شد.

همچنین مجموعه داستان «این برف کی آمده» نوشته محمود حسینی‌زاد به عنوان شایسته تقدیر و مجموعه داستان «بودای رستوران گردباد» نوشته حامد حبیبی به عنوان اثر برگزیده معرفی شد.

در مراسم پایانی کتاب سال «هفت اقلیم»، رضا فکری - دبیر اجرایی این دوره از جایزه - به ارائه گزارشی درباره روند فعالیت‌های جایزه پرداخت و متذکر شد: علی‌رغم ناملایماتی که هست و همچنین مشکل‌هایی که گاه به خاطر فعالیت گروهی پیش می‌آید، جایزه «هفت اقلیم» امیدوار به کارش ادامه می‌دهد.

تجلیل از جمال میرصادقی

در ادامه این مراسم از جمال میرصادقی – نویسنده پیشکسوت - به پاس یک عمر فعالیت ادبی تجلیل شد.

در این بخش، کاوه فولادی‌نسب یادداشتی را خطاب به جمال میرصادقی خواند. در این یادداشت آمده بود: «هیچ‌وقت نتوانسته‌ام و فکر هم می‌کنم اساسا نمی‌شود که شما را یک نفر بدانم. وقتی «درازنای شب» و «اضطراب ابراهیم»تان را می‌خوانم، با نویسنده‌ای روبه‌رویم که قلم روان و شیرینی دارد و زبان را درست استفاده می‌کند و گاهی با خودم فکر می‌کنم چطور می‌شود این‌قدر روان بود مثل رود. وقتی آثار تئوریک‌تان را می‌خوانم، با پژوهشگری روبه‌رویم که چیزی حدود 40 سال از زندگی‌اش را صرف پژوهشی عظیم کرده برای تئوریزه کردن مبانی نقد علمی داستان در ایران. وقتی سری به کارگاه‌های هنوز گرم‌تان می‌زنم، معلمی مسؤول را می‌بینم که تعارف ندارد با کسی و مماشات و اغماض در کارش راه ندارد، و وقتی هر از گاه سری یا زنگی می‌زنم بهتان، دوستی مهربان را می‌بینم که همیشه رویی خندان و آغوشی باز دارد و لذت همنشینی‌اش را از آدم دریغ نمی‌کند. شما چند نفرید آقای میرصادقی عزیز، چند نفر ارزشمند.»

کاوه فولادی‌نسب

در ادامه، تندیس و لوح یادبود جایزه «هفت اقلیم» توسط محمدحسن شهسواری (داستان‌نویس) و منوچهر حسن‌زاده (مدیر انتشارات مروارید) به جمال میرصادقی اهدا شد.

سپس آیت دولتشاه - دبیر علمی جایزه ادبی «هفت اقلیم» - در سخنانی اظهار کرد: نوشتن سرنوشت من است. جایزه ادبی «هفت اقلیم» با هدف ارج نهادن به ادبیاتی که آن را اصیل و ملی می‌داند، ‌در مهرماه 1389 آغاز به کار کرد و تا امروز موفق به برپایی یک دوره جایزه داستان کوتاه منتشرنشده، دو دوره جایزه کتاب سال در دو بخش رمان و مجموعه داستان و 16 نشست نقد و بررسی کتاب شده است. این مهم میسر نمی‌شد، مگر به بهانه‌ای که همه‌ی این سال‌ها ما را با خود مشغول داشته است. آن بهانه، چیزی نیست جز عشق به ادبیات و اعتلای زبان فارسی به عنوان فصل مشترک همه اقوام ایرانی. ادبیاتی که ما آن را ملی می‌نامیم، ادبیاتی است خارج از تمام مرزبندی‌ها و گروه‌بندی‌های قومی، فرهنگی، سیاسی و جغرافیایی، ادبیاتی که بازتاب‌دهنده‌ی تمام و کمال زندگی انسان ایرانی باشد.

آیت دولتشاه

او در ادامه متذکر شد: جایزه ادبی «هفت اقلیم» همچون برگزارکنندگانش، نوپا و جوان است، اما با آزمون و خطاهایی که این دوره و دوره‌های گذشته در روند اجرا داشته‌ایم، توانسته‌ایم تا حدود زیادی به ساختاری چالاک، منسجم و کارآمد تبدیل شویم.

دولتشاه گفت: در این دوره با تفکیک بخش‌ هیأت علمی و اجرایی جایزه، تلاش شده است که در عین همپوشانی و هماهنگی بخش‌ها، استقلال کاری لازم در بین گروه برگزاری ایجاد شود و اعضا به عنوان بازوهای مستقل جایزه عمل کنند و این دستاورد بزرگی بود. در بحث داوری نیز چون دوره‌های گذشته، ‌هدف این بوده است که با ترکیب سنی، جنسیتی و نگرش‌های مختلف در بین داوران، ‌هیأت داوران نگاهی جامع و چندجانبه‌تر به آثار داشته باشد و رأی نهایی برآیند نگاه متفاوت داوران باشد و تا سرحد امکان از یک‌جانبه‌نگری و نگاه جزمی به آثار پرهیز شود.

به گزارش ایسنا، در بخش پایانی این مراسم پس از معرفی نامزدهای بخش داستان کوتاه این رقابت توسط یاسر نوروزی که اجرای مراسم را بر عهده داشت، کیهان خانجانی به عنوان عضو هیأت داوران بیانیه این بخش را خواند و با حضور میترا الیاتی و محمد کشاورز آثار شایسته تقدیر و برگزیده معرفی شدند.

در بخش مجموعه داستان (با داوری محمد کشاورز ، کیهان خانجانی، احمد آرام، میترا الیاتی، پدرام رضایی‌زاده، کاوه فولادی‌نسب، میثم کیانی، محمدکاظم مزینانی، پوریا فلاح و لیلا بابایی فلاح در مرحله دوم)، محمود حسینی‌زاد، نویسنده تقدیرشده برای کتاب «این برف کی آمده»، حضور نداشت و جایزه او را کاوه کیاییان گرفت.

حامد حبیبی

اما حامد حبیبی، نویسنده کتاب «بودای رستوران گردباد» که به عنوان برگزیده معرفی شد، در سخنانی کوتاه اظهار کرد: این جایزه را به کسانی تقدیم می‌کنم که کتاب‌ها و آثارشان مجوز نشر نمی‌گیرد و با دشواری‌ها و گرفتاری‌های بی‌شماری روبه‌رو هستند. گاه آدم وقتی کتابش مجوز می‌گیرد، پیش دیگرانی که آثار خوبی خلق کرده‌اند و مجوز نمی‌گیرند، شرمنده می‌شود.

کیهان خانجانی

همچنین کیهان خانجانی پس از خواندن بیانیه هیأت داوران، متنی را با عنوان «ما یوسفان داستان» خواند و نسبت به وضعیت چاپ و نشر کتاب انتقاد کرد و گفت: اکنون بسیارانی هر روز و هر روز، داستان‌هایی را از فضای مجازی تهیه می‌کنند، ‌می‌خوانند، لذت می‌برند، ‌می‌آموزند و به یاد می‌سپارند. در این میان فقط چرخه تولید و اشتغال و ارزش افزوده مختل شده است.

این داستان‌نویس در بخش دیگری از متنی که خواند، اظهار کرد: این دور هم مجموع شدن نه به معنای نفی نقد صریح، که با چه نیتی به نقد نشستن است. بی‌راه نیست اگر بگوییم ما نویسندگان حقیقی داستان و آنان، بالای یک بامیم و ممکن است از سویی دیگر بیفتیم. هر آن‌گونه حاشیه و رجزخوانی و ترور شخصیت یکدیگر تنها نصیبی که برای‌مان خواهد داشت، بازماندن از آفریدن داستان خلاق است، چرا که روح رو به افول نمی‌تواند داستانی رو به اوج بیافریند. یادمان باشد حذف حقیقت آدم‌ها به مراتب بدتر از حذف داستان‌های آن‌هاست.

علی چنگیزی

در ادامه این مراسم، محسن حکیم‌معانی، از داوران بخش رمان، بیانیه این بخش را خواند و با حضور اسدالله امرایی، ناتاشا امیری و علی‌اکبر سلیمان‌پور، جایزه برگزیدگان این بخش به آن‌ها اهدا شد.

در بخش رمان (با داوری احمد بیگدلی، مُنیرالدین بیروتی، احمد دهقان، علی‌اکبر سلیمان‌پور، طلا نژادحسن، ناتاشا امیری و محسن حکیم‌معانی در مرحله دوم)، رمان «50 درجه بالای صفر» نوشته علی چنگیزی به عنوان شایسته تقدیر معرفی شد. همچنین رمان «خورشید به شانه راستشان می‌تابید» نوشته جواد افهمی به عنوان برگزیده معرفی شد.

جواد افهمی

جواد افهمی در سخنانی کوتاه گفت: من متولد دهه 40 هستم و بچه جنگ. در 23 سالگی وقتی که جنگ تمام شد، بس که جنازه دیده بودم، پیر شدم. از 40 سالگی هم شروع کردم به نوشتن داستان. می‌خواهم به شما بچه‌های دهه 60 بگویم که من پشت سرتان هستم و نباید مرا ندید بگیرید. بخش عمده‌ی آثاری که خلق کرده‌ام، به موضوع جنگ می‌پردازد. اگر مرا ندید بگیرید، تاریخ را و تاریخ‌تان را ندید گرفته‌اید. اگر مرا ندید بگیرید، آثار ادبیات جنگ را ندید گرفته‌اید. من آدم پوست‌کلفتی هستم که شاید جنگ این کار را سر من آورده است. امروز برایم روز خیلی خوبی است.

اسدالله امرایی

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۱-۱۰-۰۴ ۲۰:۱۷

آفرین! خوب کاری کردید که یک نفر نویسنده‌ی درست و حسابی تو اون جلسه بوده و اون هم عکسش رو نگذاشتید و عوضش کلی مترجم و ناشر گذاشتید. وقتی اسدالله امرایی و کیهان خانجانی و منوچهر حسن‌زاده تو یک جمع هست، ... کسی مثل محمدحسن شهسواری!...