• دوشنبه / ۵ آبان ۱۳۹۳ / ۱۵:۱۵
  • دسته‌بندی: تجسمی و موسیقی
  • کد خبر: 93080502567
  • خبرنگار : 71464

عکاسی یک هنرپیشه مشکل دارد؟

حراج كريبستي

در دومین نشست چالش اقتصاد و هنرهای معاصر وضعیت هنرمندان و گالری‌دارهای ایرانی و وضعیت «اقتصاد هنر» در ایران بررسی شد.

در دومین نشست چالش اقتصاد و هنرهای معاصر وضعیت هنرمندان و گالری‌دارهای ایرانی و وضعیت «اقتصاد هنر» در ایران بررسی شد.

به گزارش ایسنا، دومین نشست «چالش اقتصاد و هنرهای معاصر» یکشنبه چهارم آبان با حضور بهنام کامرانی، هنرمند نقاش، زروان روح‌بخشان، هنرمند عکاس، اشکان زهرایی، پژوهشگر اقتصاد هنر و حمیدرضا ششجوانی، پژوهشگر اقتصاد هنر در تالار استاد شهناز خانه‌ی هنرمندان ایران برگزار شد.

در آغاز این نشست، حمیدرضا ششجوانی با اشاره به تفاوت بین دو مفهوم اقتصاد در هنر و اقتصاد هنر، گفت: موضوع اقتصاد هنر کاملا با موضوع اقتصاد در هنر متفاوت است، اقتصاد همان‌طور که می‌تواند در هنر وجود داشته باشد، در ورزش، فرهنگ، آموزش و ... نیز وجود دارد، اما آنچه موضوع بحث امروز است، اقتصاد هنر است، علاوه بر این موضوع، این دو از نظر روش پژوهش نیز با یکدیگر متفاوت هستند.

در ادامه، بهنام کامرانی هم به رویکرد اقتصادی هنرمندان اشاره کرد و گفت: امروز برخلاف گذشته در دنیا، با هنرمندانی مواجه هستیم که خود به‌عنوان یک بنگاه اقتصادی عمل می‌کنند، آن‌ها به این فکر می‌کنند که چگونه می‌توانند از طریق خلق آثار هنری خود پول درآورند و چگونه می‌توانند خود آثارشان را به فروش برسانند. البته گروهی از هنرمندان هم وابسته به گالری‌ها هستند و به‌واسطه آن‌ها آثار خود را به فروش می‌رسانند. این نوع تفکر در ایران نیز قابل رشد است، البته ما در ایران، هنرمندانی مانند «نامی پتگر» را هم داشتیم که مغازه داشتند و به فروش آثار خود می‌پرداختند. بعدها با تأسیس گالری‌ها، هنرمندان به جای مغازه به گالری‌ها وابسته شدند.

او افزود: آنچه امروز با آن مواجه می‌شویم درگیری هنرمند برای حفظ وجهه‌ی هنری خود همزمان با ورود به بازار هنر است، چگونه یک هنرمند می‌تواند میان این دوگانگی شخصیت هنری خود را حفظ کند، به خلق اثر هنری بپردازد و سپس اثر خود را به فروش برساند؟

در بخش دیگری از این مراسم، بهنام کامرانی، زروان روح بخشان، اشکان زهرایی و حمیدرضا ششجوانی به گقت‌وگو پرداختند.

کامرانی گفت: در لیستی که از عوامل تأثیرگذار در نشر و حمایت از هنر معاصر منتشر می‌شود، می‌بینیم هنرمندان در صدر اسامی این لیست نیستند و در آنجا اسم برخی گالری‌ها به‌چشم می‌خورد. این موضوع البته چیزی از ارزش هنری هنرمند کم نمی‌کند. شاید کسانی که از هنر پایتخت حمایت می‌کنند، از فهم هنری پایینی برخوردار باشند، اما با این وجود به‌نظر من، حضور و فعالیت آن‌ها برای هنر ضرورت دارد. یعنی هم به جریان‌های هنری مخالف جریان‌های اقتصادی نیاز داریم، هم به هنرمندانی که رندانه از قضیه‌ی مالی استفاده می‌کنند، حمایت نهادهایی مانند بانک‌ها هم باید وجود داشته باشد.

او اظهار کرد: گاهی می‌بینیم که یک هنرپیشه به کار عکاسی رو می‌آورد. به نظرم این هم هیچ اشکالی ندارد، چون در نهایت باعث علاقه‌مندی مردم به هنرهای تجسمی می‌شود. در حراجی‌های تهران هم می‌بینیم که کسانی می‌آیند و با هم رقابت می‌کنند و حاضرند آثار هنری را با قیمتی بالاتر از قیمتی که در گالری عرضه می‌شود، بخرند، این روند هم به سود هنرهای تجسمی است. ممکن است چنین خریدارانی کسانی باشند که یک‌شبه پولدار شده باشند، اما همین افراد در آینده کلکسیون‌هایی خواهند داشت که محل رجوع علاقه‌مندان به این حوزه خواهد بود. برخی می‌گویند که چنین حراجی‌هایی می‌توانند موجب راه افتادن مُدهایی در تولید آثار هنری شوند که این‌ هم با گذشت زمان، خودش را تصحیح خواهد کرد. مثلا اکنون می‌بینیم که خط و خوشنویسی مُد روز است، اما همزمان شاهد تولید آثار خلاقانه‌ای در این زمینه هم هستیم.

زهرایی هم گفت: هنرمندان تهرانی به رِندی گالری‌داران تهرانی نیستند. هنرمندان باید از گالری‌دارها بخواهند که قیمت درستی برای آثار آن‌ها تعیین کنند. در واقع اولین قدم برای بازاریابی درست آثار هنری (به‌عنوان کالای فرهنگی) این است که قیمت این آثار در گالری‌ها درست انتخاب شود. روحیات و تفکرات هنرمندان دلیل نمی‌شود که نتوانند با گالری‌دارها که در مسائل اقتصادی زرنگ‌تر هستند، وارد مذاکره شوند.

روح‌بخشان نیز در این‌باره بیان کرد: یکی از جریان‌های موجود در هنر، هنر عمومی و خیابانی است که عملا قادر به فروش آثار خود نیست، مثلا هنر گرافیتی؛ اما می‌بینیم که در ایران از این جریان هم بهره برده می‌شود، من شاهد برگزاری دو نمایشگاه گرافیتی در گالری‌های تهران بوده‌ام که این امر از نظر من بی‌معناست. مثلا «بلک هند» که آثارش در نقد زندگی و اقتصاد پولی است، خودش به گالری رفته است. در حقیقت، این هنر خیابانی با ورود به گالری، از معنای خود تهی می‌شود. در واقع سیستم سرمایه‌داری حاکم بر بازار هنر توانسته در این حیطه هم ورود کند.

همچنین کامرانی گفت: هنر گرافیتی در میان دیگر هنرها در حاشیه قرار می‌گیرد، ولی هنر معاصر توانسته از ویژگی‌های آن استفاده کند. به‌عنوان مثال، کسی مثل «بنکسی» با وجود این‌که روی دیوار کار می‌کند، ولی کارهایش را در گالری‌ها هم به‌نمایش گذاشته است.

روح‌بخشان هم بیان کرد: جریان‌هایی هم داریم که بین اثر هنری و فعالیت اجتماعی قرار می‌گیرند، مثلا دیده‌ام که عده‌ای به تکثیر شعر روی مقوا می‌پردازند و آن‌ها را روی آیینه‌ی ماشین‌ها و در خانه‌ها آویزان می‌کنند. مضمون این آثار هم ضد جریان اقتصادی حاکم است. حمایتی که از چنین کارهایی صورت می‌گیرد به‌صورت خصوصی است.

ششجوانی گفت: هرقدر دخالت دولت در هنر بیشتر باشد، کیفیت آثار هنری نیز بیشتر نزول می‌کند و هرقدر بیشتر به سمت اقتصاد بازار حرکت می‌کنیم، اقتصاد هنر پویاتر می‌شود. تجربه نشان داده که یارانه‌ای که به هنر تعلق گرفته، هیچ‌گاه حاصل اقتصادی مناسبی برای هنر نداشته است.

کامرانی اظهار کرد: یکی از فاکتورهای موثر در فروش و قیمت‌گذاری آثار هنری، گرفتن نقدهای خوب از منتقدان مستقل است که متأسفانه در فضای ایران شاهد چنین چیزی نیستیم. درباره‌ی گالری‌دارها باید بگویم که برخی از آن‌ها و بخصوص تازه‌کارها، علاقه‌ی خالصانه‌ای نسبت به هنر دارند. البته گالری‌دارهایی را هم داریم که به‌واسطه‌ی ارتباطاتی که دارند توانسته‌اند به ثروت‌های هنگفتی دست پیدا کنند که البته باز هم این ثروت در مقابل ثروت کسانی که از طریق رانت‌های دولتی پولدار شده‌اند، ثروت ناچیزی به‌شمار می‌رود.

زهرایی نیز بیان کرد: تجربه نشان داده که سرمایه‌گذاری در عرصه‌ی هنر معاصر ایران به‌صورت انگشت‌شماری موفق بوده است و اکثر افراد اگر سرمایه‌ی خود را وارد هر کار دیگری می‌کردند، سود بیشتری نصیب‌شان می‌شد. درباره‌ی قضیه سود هم باید بگویم این‌طور نیست که سرمایه‌گذاران این عرصه لزوما خیرخواه هنر و هنرمند باشند، بلکه آن‌ها به‌دنبال سود هرچه بیشتری هستند، از این‌رو هنرمندان که به‌لحاظ هوش از آن‌ها برتر هستند، باید همواره یک قدم از آن‌ها جلوتر باشند و سود بیشتری در این میان ببرند. هنرمند باید قادر به دور زدن خریدارانی مانند بانک‌دارها باشد.

همچنین روح‌بخشان گفت: برخی افراد در موقعیت‌های میانی قرار می‌گیرند و این امر مرسومی در همه‌جا است. مثلا منتقد یا کیوریتور به‌عنوان یک واسطه می‌تواند کاری بکند که کیفیت آثار هنری افت نکند و در عین حال به فروش بهتر آثار یاری رساند. در ایران هم منتقدان خوبی داریم، ولی متأسفانه روزنامه‌های ما تا حدودی فقیر هستند و حق‌التحریر معنایی ندارد و از سوی دیگر هم در عمل، منتقد چوب دو سر طلا می‌شود و از همه طرف مورد حمله قرار می‌گیرد. بنابراین الان در وضعیت ما این افراد در جریان اقتصادی چندان جدی گرفته نمی‌شوند.

کامرانی هم در ادامه‌ی این بحث، اضافه کرد: امروز تا حدودی توانستیم گزاره‌هایی از اقتصاد هنر را مطرح کنیم، ولی این مبحث بسیار نوپاست و نیاز است که به آن پرداخته شود، چنین بحث‌هایی باعث به‌وجود آمدن تخصص‌های جنبی نیز می‌شود.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.