اسامی میهمانان خارجی هشتمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» اعلام شد.
به گزارش گروه دریافت خبر ایسنا، 42 میهمان خارجی از 18 کشور دنیا به تهران سفر کردند تا در برنامههای مختلف این جشنواره بویژه بازار فیلم مستند و کارگاههای پژوهشی آن شرکت کنند.
اسامی میهمانان خارجی جشنواره سینماحقیقت به این شرح است: آلیسون لی (استرالیا/ دبیر ارشد کنگره جهانی فیلم مستند)، پاول لوزینسکی (لهستان/ فیلمساز)، جیونا نازارو (ایتالیا/ منتقد سینمایی و نویسنده، عضو هیئت انتخاب جشنواره های ویزیون دورئل، رم، تورین و لوکارنو، برنامهریز جشنواره فیلم پوپولی)، یاقوت جوده سعیدالدیب (مصر/ منتقد سینما)، ال براون (انگلیس/ تهیهکننده و مدیر شرکت پخش وایس)، کاز بارما (انگلیس/ مدیر پخش و فروش شرکت ساید فیلمز)، دانیل وولناف (انگلیس/ خریدار)، جیلیان موسلی (انگلیس/ تهیهکننده)، سارا رامسدن (انگلیس/ تهیهکننده ارشد کانال 4 انگلیس)، آدام پوپلینسکی (لهستان/ ورکشاپ ای دی ان)، آن تومه (آلمان/ برنامهریز جشنواره مونیخ)، کارول ادواردز (آمریکا/ استاد دانشگاه)، ایتسوشی کاواسه (ژاپن/ مستندساز و استاد دانشگاه)، ترولس لی (نروژ/ مستندساز و منتقد)، هدی هانیگمان (هلند/ مستندساز)، اوه ریشه یانسون (دانمارک/ عضو ای دی ان، مسئول پیچ مستند)، دان مککارتنی سیمپسون (انگلیس/ تهیهکننده)، ریچارد پتیگرو (آمریکا/ مدیر جشنواره باستانشناسی تک)، یینا ساری (یونان/ مدیر بازار مستند تسالونیکی)، آنیشکا منکیویچز (لهستان/ فیلمساز)، داریو دیبلاسی (ایتالیا/ مدیر بخش سینما موزه مردمشناسی)، ماریو سپتریدیس (یونان/ فیلمساز)، کریستیانا پرشون (فیلمساز)، فیلیپو تیکوزی (ایتالیا/ فیلمساز)، ساتورو ایتو (ژاپن/ فیلمساز)، پاتریشیا نهوس (ماکائو/ فیلمساز)، فاطمه کریمه سونیوسل (ترکیه/ تهیهکننده ارشد شبکه تیآرتی)، سسیل گامارد (فرانسه/ فیلمساز)، فردریک تری (فرانسه/ فیلمساز)، یرسا روکافانبرگ (فیلمساز)، کازنیسکا ریزارد (لهستان/ فیلمساز)، پاول فردک (لهستان/ فیلمساز)، ووژتک سوزلو (لهستان/ فیلمساز، تهیهکننده)، خوزه کوهن (مکزیک/ فیلمساز)، سلین کاریدرو (سوییس/ فیلمساز)، آلین سوتر (سوییس/ فیلمساز)، مونیکا پاولزوک (لهستان/ فیلمساز)، دیوید لبرون (آمریکا/ فیلمساز)، آمی لبرون (آمریکا/ فیلمساز)، کاتارینا شارکا (لهستان/ ورک شاپ ای دی ان)، ماریون پوزو (فرانسه/ فیلمساز)، کریستف کوواس (مجارستان/ فیلمساز)
ضمناً تقی امیرانی (نماینده جشنواره مستند شفیلد)، پدرام خسرونژاد (نماینده جشنواره مردمشناسی) و مینا راد (فرانسه/ مسئول ورک شاپ وبداک) نیز از ایرانیان مقیم خارج هستند که در جشنواره هشتم سینماحقیقت حضور دارند.
*****************
از عصر دیروز، جلسات نقد و بررسی فیلمهای هشتمین جشنواره بینالمللی سینماحقیقت آغاز شد.
فیلمهای H2O mx، خرابات، عیّار مشروطه از آثار منتخبی بودند که با حضور شاهین امین و کیوان کثیریان مورد نقد قرار گرفتند.
خوزه کوئن کارگردان مکزیکی مستند H2O mx در این نشست گفت: بحران شدید آب در کشور من یک واقعیت است و با این فیلم مستند تلاش کردهام به نوعی مردم تمام کلانشهرها که در ارتباط مستقیم با این معضل هستند را با واقعیتها آشنا کنم. مردم نسبت به این موضوع ناآگاه هستند و به همین دلیل از همه میخواهم که مطالعهشان را در این زمینه افزایش دهند.
وی افزود: ما در پروسه ساخت این فیلم مستند تلاش کردیم تمام تصاویرمان را زمینی بگیریم، اما برای تکمیل و نشان دادن عمق فاجعه از تصاویر هوایی هم استفاده کردهایم. نکته بسیار مهم برای ما این بود که نخواستیم دولت را در مواجه با کنترل بحران آب ناتوان نشان دهیم و به همین دلیل به این نتیجه رسیدیم که آنها را در ساخت فیلم با خودمان همرا کنیم.
شاهین امین منتقد سینما درباره این فیلم اظهار داشت: در این مستند شاهد پلانهای خوب و زیبایی هستیم که حاصل کار و نگاه درست کارگردان است، اما مهمترین نکته در این مستند دادن امید به مردم شهر در مواجه با بحران است؛ چرا که معتقدم فیلمساز علاوه بر نشان دادن بحران شدید راهکار و وحدت را در از بین بردن آن به خوبی نشان داده است. استفاده درست از موسیقی و ریتم خوب تدوین از دیگر امتیازات این فیلم مستند است که به جذابیتهای بصری موجود در فیلم افزوده است. ای کاش مستندسازان ما نیز علاوه بر اینکه به نمایش مشکلات و نقد وضعیت و بحرانهای موجود در جامعه میپردازند، از طرفی هم روحیه مبارزهجویی را در آثارشان در نظر بگیرند.
مستند «خرابات» ساخته آرش اسحاقی دومین فیلمی بود که مورد بحث و نقد قرار گرفت. ابتدا اسحاقی طی سخنانی اظهار داشت: خرابات فیلمیست که شش سال برای ساخت آن زمان صرف کردهام و با راشهای این فیلم میتوان چندین مستند دیگر هم ساخت اما به لحاظ داشتن محدودیت نمیتوان از آنها استفاده کرد!
وی ادامه داد: اصلاً علاقهای به گرفتن پلانهایی ندارم که شبیه به گزارش شود و فیلم را از شرایط مستندگونه خود خارج کند. خرسندم که برای این فیلم با ارگان خاصی کار نکردهام تا به من برای ساختن چنین فیلمی بازه زمانی بدهند و تحت فشار قرار بگیرم، چرا که از نظر من تعیین زمان برای ساخت یک مستند اصلا درست نیست.
شاهین امین هم در نقد و بررسی این فیلم گفت: انصاف کارگردان در پرداخت به موضوع فرقههای مختلف را مهمترین ویژگی میدانم. ساختن چنین فیلمی بسیار سخت است اما اسحاقی توانسته با رعایت این خطوط منصفانه، گروه فرقههای مختلف را به تصویر بکشد. البته کوتاه کردن فیلم تا این حد و استفاده نکردن از تصاویری که مورد علاقه کارگردان بود، شجاعت میخواست که ظاهراً کارگردان از این شجاعت برخوردار است.
در ادامه، محمود یارمحمدلو کارگردان مستند «عیّار مشروطه» پشت تریبون قرار گرفت و گفت: قبل از این فیلم شخصاً نمیدانستم که حتی قبر ستارخان در کجا واقع شده است اما به آرامی با ویژگیهای وی و همچنین آنچه در جریان تلاشهای او در راه آزادی اتفاق افتاده بود آشنا شدم.
وی افزود: هیچگونه فضاسازی در جهت اسطورهسازی ستارخان در فیلم انجام ندادهام و تلاش کردهام به تاریخ وفادار بمانم. امیدوارم شرایطی فراهم شود تا به معرفی کارهای دیگری که ستارخان برای این سرزمین انجام داده است بپردازیم. این فیلم به دلیل اینکه من تحت عمل جراحی گردن قرار گرفتم شش ماه فیلمبرداریاش متوقف شد، اما مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در این راستا همکاری کرد. مردم تبریز نیز زمانی که متوجه شدند قرار است فیلمی در ارتباط با ستارخان ساخته شود، از هیچگونه کمکی دریغ نکردند.
منتقد این نشست (شاهین امین) هم در تحلیل فیلم گفت: اینکه «عیّار مشروطه» به سمت اسطورهسازی نرفته است را میتوان نقطه ضعف فیلم دانست، چراکه معتقدم ما امروز نیاز داریم به سمت اسطورهسازی در سینما حرکت کنیم. باید افراد بزرگ جامعه را برجسته کنیم. دیگر زمان آن رسیده که به جای اسطورههای غربی همانند «بت من» و «هری پاتر» که مردم به راحتی آنها را میشناسند ما اسطورههای خودمان را به تصویر بکشیم. متاسفانه مردم ما اسطورههای غربی را به خوبی میشناسند ولی به هیچ عنوان اطلاعاتی در ارتباط با بزرگان ما در عرصههای مختلف که در این سرزمین زیستهاند ندارند.
سامی سردار ملی (نواده ستارخان) نیز در این نشست گفت: واقعا از همه میخواهیم بیش از این به فعالیتهایی که جدم انجام داده بپردازند. امیدوارم که این مستند تلنگری برای سایر مسئولین در این زمینه شود تا گامهای بزرگتری در عرصه سینما و تلویزیون برداشته شود.
************
در اولین روز جشنواره سینما حقیقت، مستند «چه کسی ما را کشت؟» ساخته محمدحسین جعفریان به نمایش درآمد که او در مراسم افتتاحیه فیلمش گفت: «از میان ۱۰، ۱۵ فیلمی که ساختم، بیشتر فیلمهایم در حوزه افغانستان بوده است. در مورد این مستند هم باید بگویم چهار سال پیش به بیرجند رفتم و مسئولان حوزه هنری پیشنهاد ساخت مستندی در خصوص شهید ناصری را دادند.»
وی ادامه داد: «من گفتم اگر موضوع فیلم درباره حادثه ۱۷ مرداد سال ۱۳۷۷ و کشته شدن دیپلماتهای ایرانی توسط طالبان باشد، این مستند را میسازم. البته فکر نمیکردم موافقت کنند، اما دوستان حوزه هنری تایید کردند و با اینکه ۱۲ سال از این حادثه میگذشت و کار خیلی سخت شده بود، فیلم را ساختم.»
جعفریان درباره اولین نمایش فیلمش در جشنواره سینماحقیقت نیز گفت: «با توجه به حساسیت موضوع، تلویزیون برای پخش آن موافقت نکرد تا برای اولین بار روی پرده سینماحقیقت برود و به همین خاطر از برگزارکنندکان جشنواره تشکر می کنم. همچنین قدردان زحمات تدوینگر این مستند نیز هستم که با انبوهی از راشها مواجه بود و در تدوین کار حوصله به خرج داد.»
«چه کسی ما را کشت» به حادثه ۱۷ مرداد سال ۱۳۷۷ می پردازد. در آن روز نه نفر از دیپلماتهای ایرانی در مزار شریف به شهادت رسیدند. در بین این شهدا سردار ناصری از سرداران سپاه و سالهای دفاع مقدس هم بود. او در آن زمان مسئولیت فرهنگی داشت. این ماجرا ۱۶ سال بعد از آن هم در پردهای از ابهام ماند تا جعفریان سالها بعد آن را به تصویر بکشد.
*****************
روز نخست کارگاههای تخصصی هشتمین جشنواره «سینماحقیقت» به نام ترولس لی به ثبت رسید. نویسنده، کارگردان و مستندساز باسابقهای که در کارنامه خود، تجربه همکاری با رسانههای معتبر بسیاری دارد و خود فارغالتحصیل رسانه و فلسفه است.
ترولس لی در نخستین روز آغاز بهکار کارگاههای تخصصی جشنواره «سینماحقیقت» در قالب دو نشست صبح و عصر پیرامون «فیلم- مقاله» تجربیات حرفهای خود را مستندسازان ایرانی حاضر در نشست در میان گذاشت.
ترولس لی در آغاز بحث خود، تعاریف مختلفی از این گونه مستند (فیلم- مقاله) ارائه کرد و با معرفی مستندساز مشهور کریس مارکر و مروری بر آثار وی گفت: مستند «یک پوزخند بدون گربه» فیلمی است که در آن تقریباً تمام انقلابها به تصویر کشیده شده است. نام این فیلم برگرفته از شخصیت «گربه» در رمان «آلیس در سرزمین عجایب» است و به جنبشهای سوسیالیستی در ۱۹۶۸ اشاره دارد و حرفهای خود را در پس خنده این گربه پنهان کرده و از آن به عنوان کنایه از آنچه که قرار بود اتفاق بیافتد و آنچه که امروز هستیم، استفاده میکند. وی در ادامه با نگاهی انتقادی نسبت به رویکرد برخی رسانههای جهان گفت: در تلویزیونهای جهان ما باید شرایط برابر برقرار باشد تا صدای همه به یک اندازه به گوش برسد، اما این شرایط وجود ندارد. مثلاً در ارتباط با مردم فلسطین این اتفاق بسیار به چشم میآید و من علاقه دارم فیلمی در ارتباط با مردم فلسطین بسازم تا به آنها فرصت صحبت کردن دهم.
ترولس لی عصر دیروز و در دومین کارگاه تخصصی با موضوع «فیلم- مقاله»، با محمدرضا فرزاد دیگر کارشناس این حوزه همراه بود.
لی در ابتدای جلسه در ارتباط با تفاوتهای مقاله یا متن با فیلم صحبت کرد و گفت: «در یک فیلم ما توانایی کات زدن داریم و همچنین ایجاد برقراری عواطفی که مورد نظر ما است. اینها تواناییهایی است که سینما در ذات خود دارد. میتوان اینگونه گفت که در این نوع فیلمها بار معنایی تصویر به مراتب از صدا و یا متن بیشتر است و گاهی اوقات شاهد این موضوع هستیم که یک فریم از تصویر، معنای به مراتب کاملتری را از متن به مخاطب منتقل میکند.
لی در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا فیلمهایی مانند «پوزخندی بدون گربه» بوی کهنگی نمیدهند و تاثیرگذاری خود را از دست ندادهاند؟ گفت: سوال خوبی است چرا که کهنگی برخی فیلمها نشان از آن دارد که محتوایشان طول عمری کوتاه داشته است. محتوای برخی از فیلمها تاریخ مصرف دارند. برخی از کارگردانها همچون ژان لوکگدار دائم در حال تجربه کردن هستند. برخی از آثار را باید با تدوین و نگاه دوباره به روز کرد. »
او در ادامه در پاسخ به سوال دیگری در ارتباط با تاثیر موسیقی در فیلمها گفت: «بنده شخصاً فیلمی در غزه ساختم که از صدای انفجار بمبها استفاده کردم و کمکم این صداها شفافتر میشوند و در آخر متوجه میشویم که صداهایی که در فیلم شنیده میشود، انفجار بمب هستند.»
همیشه یکی از نکات داغ در اظهارات یک کارشناس موضعگیری صریح او درباره یکی دیگر از چهرههای شاخص عرصه فعالیتش محسوب میشود. از این نظر کارگاه تخصص ترولس لی در جشنواره هشتم هم خالی از نکته داغ نبود، چرا که او در بخش پایان صحبتهایش گفت: «افراد کمی در ارتباط با گونه «فیلم- مقاله» تعریف دادهاند اما علاقهمندم اشاره کنم که مایکل مور در این زمینه «فیلم- مقاله نویس» نیست. در جشنوارهای زمانی که خواستیم با وی صحبت کنیم اطرافیانش تقاضای مبلغ سه الی چهار هزار دلاری داشتند! آنها افرادی با هویت جعلی هستند که نمیتوان به آنها مستندساز گفت.»
محمدرضا فرزاد کارشناس ایرانی حاضر در این کارگاه هم در تکمیل مباحث استاد لی به نکاتی درباره گونه مستند «فیلم-مقاله» گفت: این گونه مستند دنیایی است که باید مخاطب را به تفکر وادار کند. شاید فیلم- مقاله نوعی فاصلهگذاری است که «برتولت برشت» بر آن تاکید بسیار زیادی داشته است.
وی خواستار این بود که بیش از هر چیزی مخاطب فکر کند تا اینکه درگیر احساس شود. موسیقی میتواند فاصلهگذاری را اگر به درستی از آن استفاده شود به وجود آورد موسیقی قطعه-قطعه از همین دست موسیقی است. نریشن و یا ایجاد متن بر روی تصویر نیز میتواند از دیگر راههای فاصلهگذاری باشد. اساتیدی زیادی در این رابطه نظر دادهاند.
انتهای پیام



نظرات