جشنواره فجر

  • دوشنبه / ۲۲ دی ۱۳۹۳ / ۰۸:۴۶
  • دسته‌بندی: گردشگری و میراث
  • کد خبر: 93102211785
  • خبرنگار : 71191

پای صحبت‌های مدیرکل بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی/ 2

«برنامه‌ی ششم توسعه» هزینه‌ای برای حفظ میراث کشور

«برنامه‌ی ششم توسعه» هزینه‌ای برای حفظ میراث کشور

برنامه‌ی ششم توسعه و توجه به این فرآیند در کشور در بحث میراث فرهنگی می‌تواند یکی از مهمترین راهکارهایی باشد که علاوه بر وجوه حفاظت از میراث فرهنگی، به تدوین یک قانون، لایحه، مصوبه یا هر چه که به پایدار ماندن میراث فرهنگی کمک می‌کند، منجر شود.

برنامه‌ی ششم توسعه و توجه به این فرآیند در کشور در بحث میراث فرهنگی می‌تواند یکی از مهمترین راهکارهایی باشد که علاوه بر وجوه حفاظت از میراث فرهنگی، به تدوین یک قانون، لایحه، مصوبه یا هر چه که به پایدار ماندن میراث فرهنگی کمک می‌کند، منجر شود.

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، سیاوش صابری، مدیرکل دفتر حفظ و احیای بنا‌ها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی در بررسی وجوهی که می‌تواند زنجیره‌ی از هم گسیخته‌ میراث فرهنگی را به یکدیگر پیوند دهد، توجه به بحث میراث فرهنگی در تدوین برنامه‌ی ششم توسعه را راه دیگر توجه به بحث میراث فرهنگی به خصوص حفاظت از این میراث دانست.

او در بخش دوم صحبت‌هایش با خبرنگار ایسنا، به لزوم توجه به برنامه‌ی ششم توسعه و نقشی که می‌تواند در خفاظت از میراث فرهنگی ایفا کند، پرداخت.

بخش جدید شهرها چه وظایفی در قبال بخش تاریخی دارند؟

وقتی در یک شهر درباره‌ی میراث فرهنگی و تاریخ آن صحبت می‌کنیم، باید توجه داشته باشیم بخش تاریخی شهر زیر بار و فشار توسعه‌ای است که در بخش جدید شهر در حال انجام است. زمانیکه خانواده‌ای صاحب فرزند می‌شوند، شاید در کودکی و نوجوانی این فرزندان زیاد متوجه نباشند، اما با گذشت سن، آنها درمی‌یابند که پدر و مادر به مرور پیر می‌شوند، تا آنها بزرگ شوند. آنها عمرشان را صرف این کردند که فرزندشان به مرحله‌ی توانمندی و تولید برسند. در یک قیاس، متوجه می‌شویم شهر کهن چنین مسئولیتی را در قبال شهرهای جدید دارد.

زمانی که شهر جدید ساخته نشده بود، او مسئولیت نگهداری در بطن فرزند متولد نشده را برعهده داشت. با همه مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، طبیعی و امثال آن که بر او گذشته، شهر کهن برای توسعه‌ی شهر جدید به کمک کرد.

این که این فرزند چقدر خلف و شایسته است، در شهرها و روستاهای ما متفاوت است. اما آنچه واضح و مبرهن است، اینکه امروز این شهرِ کهن، پیر، خسته و کهنه شده است، پس وظیفه‌ی شهر جدید است که نسبت به مراقبت از خانواده‌ی پیر و کهنسال خود به بهترین نحو اقدام کند. به عبارتی وقتی ارزش افزوده در خرید و فروش و ساخت‌وساز در شهر جدید رو به گسترش است، سهم آثار تاریخی باید مورد ملاحظه قرار بگیرد، در غیر اینصورت ما با افزایش بار اعم از روانی و کالبدی برای فقدان کیفیت بخش تاریخی نسبت به بخش جدید روبه‌رو شده و مرگ تدریجی آن را شاهد هستیم.

ما شاهد گسیختگی و عدم یکپارچگی در جریان حفاظت از بخش‌های تاریخی هستیم. چه باید کرد؟

پیشنهاداتی که ما ارائه کردیم و خواستار پیگیری آن از مسئولان ارشد شدیم، این است‌ تا زمانی که نتوانیم چرخه‌ی حفاظت را هم به لحاظ منابع و هم در حوزه نظری سامان ببخشیم و ارتباط تمام حوزه‌های موثر بر آن را تعریف و سهم و جایگاه‌شان را مشخص کنیم و نتوانیم کاری کنیم که آنها بپذیرند به نسبت مسئولیتی که به این موضوع دارند، باید کار را به درستی انجام دهند، این حفاظت به نوعی عقیم، نافرجام و ناپایدار است. مانند یک توسعه‌ی ناپایدار و نامتوازن که حفاظت هم ناگزیر از آن نامتوازن می‌شود.

ما نمی‌توانیم در سازمان میراث فرهنگی مالیات ببخشیم و تخفیف‌ها و عدم‌النفع‌هایی را برای دارندگان آثار تاریخی جبران کنیم‌. اما اگر این واقعاً در مجموعه‌ی مدیریت منابع و قوانین سرزمین صورت نگیرد، اتفاقی که می‌افتد بخش تاریخی و کهن به دلیل نداشتن توانایی‌اش در تأمین شرایط روزگار خود، به مرور از بین رفته، حذف و منقرض می‌شود.

این که ما بخش عمده شهر را تجاری کنیم، ممکن است در کوتاه مدت تولید درآمد کند، اما در بلند مدت موضوع سکونت و مسکن را به آن معنا که، در جایی مردمان می‌توانند سکنی بگزینند و زندگی کنند (به معنای داشتن آرامش) از ما دریغ می‌کند و در بلند مدت می‌تواند با آن منافع کوتاه مدتی که ایجاد کرده بر ضد خودش عمل کند.

در محیط مسکونی، انسان در یک چرخه هماهنگ و منسجم می‌تواند حفاظت از دارایی‌های فرهنگی‌اش را تضمین بکند. ما به شدت این گسیختگی و عدم یکپارچگی را در این جریان حفاظت در همه‌ی وجوه می‌بینیم.

همه کسانی که به نوعی دست‌اندرکاران امور عمرانی هستند، علی‌القاعده امید داریم که نیت‌شان این باشد اوضاع و شرایط بهتر شود و امکانات برای مردم، بهتر فراهم‌تر شود. اما بسیاری از طرح‌های عمرانی به دلیل این که مطالعات فرهنگی و تاریخی عمیق و دقیقی ندارند، به نقش و تأثیرات خودشان در حوزه‌ی فرهنگ نمی‌پردازند. ممکن است یک فعالیت عمرانی را در حوزه‌ی خودشان بتوانند به خوبی نقد کنند که توانسته یا نتوانسته امکاناتی مانند آب، برق، گازو جاده را در یک شهر گسترش دهد و به سنجش عملکرد آن بپردازد، اما آیا تا کنون نقدی در این زمینه انجام شده که تأثیر این طرح‌های عمرانی بر دارایی‌های فرهنگی گذشته، حال و آینده مردمان آن منطقه و فراتر از آن، ناحیه چقدر خواهد بود؟

این نقد انجام نشده است؟ هر روز شاهد درج اخبار مختلف از آسیب طرح‌های عمرانی به آثار تاریخی هستیم!

بله، سنوات گذشته و حتی اخیراً به طور مداوم اخباری حساسیت‌برانگیز داریم که فلان اثر طبیعی، تاریخی، معنوی یا فلان مشاهیر یا مفاخر را یک کشور به نام خودش ثبت کرد. این دغدغه در یک روزگار کوتاه و محدودی بحث و نقد می‌شود و در یک نگاه صرفاً خبری شاید مورد گفت‌وگو قرار ‌گیرد، اما پس از آن به فراموشی سپرده می‌شود.

این موضوع بیانگر آن است که حساسیت‌های جامعه‌ی ما نسبت به مقولات فرهنگی در جایگاه مطلوب و مقبولی نیست، بنابراین از شنیدن یک خبر ناراحت و مکدر می‌شویم، آن را اعلام می‌کنیم و سپس به فراموشی می‌سپاریم.

در قانون برنامه‌ی ششم توسعه و در استفاده از دارایی‌هایی که دولت فراهم می‌کند و همچنین درباره‌ی نقشی که می‌تواند ورود گردشگران در مرمت، حفاظت و احیای محوطه‌ها، بناها و بافت‌های تاریخی داشته باشد، باید در قوانین بودجه و قانون برنامه ششم توسعه و نمونه‌های آن توجه ویژه شود.

در قانون برنامه‌ی ششم توسعه و در استفاده از دارایی‌هایی که دولت فراهم می‌کند و همچنین درباره‌ی نقشی که می‌تواند ورود گردشگران در مرمت، حفاظت و احیای محوطه‌ها، بناها و بافت‌های تاریخی داشته باشد، باید در قوانین بودجه و قانون برنامه ششم توسعه و نمونه‌های آن توجه ویژه شود.

ورود یک گردشگر چگونه می‌تواند به حفاظت آثار تاریخی کمک کند در صورتی که ورودش در بیشتر مواقع همراه با تخریب است؟

زمانی که گردشگری فارغ از فعل و انفعالات فکری و نوع نگاه او به موضوع فرهنگ و صرفاً به شکل کالبدی و ساده به یک اثر تاریخی وارد می‌شود، نباید از این موضوع غفلت کرد که حضور او در یک اثر تاریخی مانند هر انسان دیگری موجب آسیب هم خواهد شد.

او بر پیکره‌ی یک بنا یا اثر تاریخی چند صد ساله یا چند هزار ساله قدم می‌زند و تجهیزات و وسایلی به همراه دارد که ممکن است آسیب‌هایی را به اثر تاریخی وارد کند، هرچند هیچ آسیبی نیز شخصاً وارد نمی‌کند، حضور و رفت‌وآمدش در اثر تاریخی به دلیل این‌که یک انسان و بار زنده‌ی متحرک است، تغییرات و تحولاتی را در طول زمان ایجاد می‌کند.

ما باید بتوانیم ما به ازای تلاشی که برای ورود گردشگر به کشورمان می‌کنیم به همان میزان و حتی چند برابر به موضوع حفاظت از آنچه که گردشگر می‌بیند، نیز بپردازیم.

ما باید بتوانیم ما به ازای تلاشی که برای ورود گردشگر به کشورمان می‌کنیم به همان میزان و حتی چند برابر به موضوع حفاظت از آنچه که گردشگر می‌بیند، نیز بپردازیم. در واقع باید نقش عواید و عوارضی که از ورود گردشگر به کشور بوجود می‌آید، در مرمت و حفاظت آثار تاریخی و منابع فرهنگی دیده ‌شود.

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که به هیچ عنوان این دیدگاه وجود ندارد که پول به دست آمده از محل ورود گردشگر به کشور باید در اختیار دولت قرار گیرد و دستگاهی مانند سازمان میراث فرهنگی این کار را انجام دهد، بلکه باید محاسبه شود که این کار چه توسط بخش خصوصی و چه دولت و نهادهای عمومی انجام شود و تأثیر حضور گردشگران در حفظ و احیای چیزی که گردشگر برای آن به ایران سفر می‌کند را ببینند، و آن را به عنوان ارزش بشناسند و آن محاسبه و لحاظ شود، در این صورت حضورش شاید به بخشی از این چرخه کمک کند.

آیا باید در برنامه‌ی ششم توسعه، بحث میراث فرهنگی مانند بحث تأثیر آلاینده‌ها بر محیط زیست مورد تأمل قرار گیرد؟

در شرایط امروز، اتفاقات زیادی در کشور ما رخ می‌دهد، به عنوان مثال میزان آلاینده‌ها نسبت به 200 تا 300 سال پیش بسیار متفاوت شده است. این میزان آلاینده‌ها تأثیراتی را به مرور روی بناها و آثار و محوطه‌ها می‌گذارد. باران‌هایی که می‌آید ناچارند گردوغبار هوا را بشویند و در خودشان نگه دارند، این قضیه روی بدنه‌های تاریخی تاثیرمی‌گذارد و کم‌کم رنگ آجرها را از شکل اولیه به رنگ کدرتر در می‌آورد، شما حتا می‌توانید در بخش‌های جدید شهر هم به مرور تأثیر این آلاینده‌ها را ببینید.

هم اکنون 10 شهر بزرگ کشور با آلاینده‌های مختلف درگیرند، انواع خودرو‌ها، کارخانجات، لزرش زمین توسط عبور خطوط مترو هرکدام از این موارد اثرات نامناسبی روی آثار و بناهای تاریخی دارد که سازمان میراث فرهنگی باید به آن بپردازد.

اگر نقشی که صنایع برای حفاظت از آثار می‌توانند داشته باشند، لحاظ نشود؛ رفته رفته این بار بزرگ‌تر می‌شود و مسأله‌ی حفاظت یکپارچه و منسجم در فرآیند حفاظت از بین می‌رود.

علاوه بر امور اجرایی، در بخش نظری هم باید وجوه حفاظت لحاظ شود.

در حوزه‌ی نظری هم موضوعات قابل بحث زیادی داریم. زمانی‌که به مقوله‌ی ارزش و ارزش‌شناسی در میراث فرهنگی یا به راهبردها و شیوه‌های حفاظت در سرزمین‌مان پرداخته می‌شود، ما بین روش‌های بومی و برخی از روش‌های ترجمه شده خارجی در ایران فاصله‌هایی را می‌بینیم.

وقتی به فاصله‌ی بین نظر و عمل آنچه که به فرهنگ مرمت و ویژگی‌های تفکر معماری در ایران مربوط بوده بنگریم، ممکن است تفاوت‌هایی با کشورهای دیگری داشته باشد که امروز روش‌های آنها در فضای علمی کشور تدریس می‌شود. اگر ما نتوانیم بستری را که طراحی کرده و فنون مرمت را در آن اجرا می‌کنیم، بشناسیم و سابقه‌ی تاریخی آن را در همین کار تحلیل و استخراج کنیم، براساس نسخه‌ای حرکت خواهیم کرد که اساساً برای این بیمار تجویز و تهیه نشده و برای بیماری‌هایی نزدیک در نظر گرفته شده است و در نتیجه علی‌رغم هزینه، درمان قطعی میسر نمی‌شود. بنابراین در حوزه‌ی نظری هم انتظار است فضای دانشگاهی کمک کند تا ما به سمت تدوین آیین نامه‌ها، دستورالعمل‌ها و نگاه بومی به موضوع مرمت و حفاظت در ایران و البته نقش آن در توسعه پیش برویم.

همه ما بسیاری از آثار تاریخی را می‌توانیم نام ببریم که در آنها معماری از نظر صورت و کیفیت توسعه پیدا کرده و بزرگ و بزرگ‌تر شده است، ما می‌توانیم تعداد زیادی از مساجد ایرانی را مثال بزنیم که از قرون ابتدایی اسلامی ساخته شدند و تا روزگار نزدیک به ما نیز در آنها تعمیر و مرمت و توسعه رخ داده است.

اما این اتفاقات براساس چارچوب‌ها و اصولی رخ می‌دهد، چیزهایی حفظ و چیزهایی حذف شدند، نگاهی پسِ فهم ایرانی بوده که این نگاه باید شناسایی و استخراج شود تا ما نگاه بومی خودمان را نسبت به حفظ میراث فرهنگی گسترش دهیم و در فضای جهانی معماری معرفی کنیم که چه بسا نگاه نو و بدیعی در پسِ معماری ماست که برای آنها الگو باشد، که این وظیفه‌ی دانشگاه‌ها و فضای آکادمیک ماست که باید به آن بپردازند.

در همین مباحث نظری موضوعی به نام همپوشانی رشته‌های مرتبط حفاظت مطرح است، آیا تا کنون اقدام اساسی در انسجام و همکاری این رشته برای بهبود اوضاع میراث فرهنگی انجام شده است؟

قطعاً یکی دیگر از موارد قابل تأمل رشته‌های مرتبط با میراث فرهنگی مانند باستان‌شناسی شهری، مرمت بناهای تاریخی، مرمت بافت‌ها و اشیای تاریخی، مردم‌شناسان و همه‌ی رشته‌های مرتبط است. ما باید به فکر شغل، کار و نقش آنها در جریان حرفه‌ای حفاظت باشیم.

به جرأت می‌توان گفت که اگر یک اثر تاریخی می‌خواهد مورد مطالعه، پژوهش، حفاظت، مرمت و احیا قرار گیرد، از چندین رشته و تخصص باید کمک و الهام بگیرد تا فرآیند حفاظت، فرآیند نسبتاً صحیحی باشد.

علاوه بر این دانش‌ها، ما باید نسبت به کارمان نیز بینش پیدا بکنیم و از مهارت‌ها، فنون و سنت‌های گذشته هم اطلاعات داشته باشیم. بخش زیادی از جامعه‌ی فارغ‌التحصیل هم باید بتوانند از طریق نظام‌های صنفی که لزوماً در سازمان و سازمان میراث فرهنگی سامان پیدا نمی‌کند، اما از همت و اهتمام خود آنها می‌توانیم به سمت ساماندهی چنین نظام‌های صنفی پیش برویم، بهره و این موضوعات نیز باید مد نظر فرآیند حفاظت قرار بگیرند.

همچنین یک شکل گفت‌وگویی باید بین مردم و موضوع حفاظت در بخش‌های مختلف مانند شهرداری‌ها، دهیاری‌ها، شوراهای شهر و روستا، نمایندگان محترم مجلس و البته دولت شکل بگیرد تا این گفت‌وگو از طریق رسانه‌ها اعم از صداوسیما، فضای مجازی، مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی و از هر طریقی که مقتضیات سن و ویژگی انسان معاصر هست، بحث و گفت‌وگو شود تا شناخت ما نسبت به سرزمین‌مان افزایش پیدا کند.

رنج‌آور است اگر که فرزندان ایرانی بسیاری از مسائل بدیهی را که ممکن است افرادی خارج از سرزمین‌شان درباره افتخارات کشور آنها بدانند، ندانند؛ اگر چنین رنجی رخ دهد نتیجه‌ی آن قطعاً با اعتبار دادن و هزینه‌ی مرمت را تقبل کردن، قابل جبران و نگهداری نیست.

به نظر شما چه نهادها و دستگاه‌هایی می‌توانند ابعاد مختلف حفاظت را متذکر شوند؟

آنچه باید بسیار مورد توجه قرار گیرد آن است که در کوتاه مدت برنامه ششم توسعه، چه نقشی در حفظ میراث فرهنگی ایران می‌تواند داشته باشد؟ همه کسانی که می‌توانند برای حفظ میراث فرهنگی سرزمینشان، فارغ از مکان و نهادی که در آن عضو هستند، دست یاری بدهند، باید کمک کنند، در غیر این صورت میراث فرهنگی ایران حفظ نمی‌شود.

همه کسانی که می‌توانند برای حفظ میراث فرهنگی سرزمین‌شان، فارغ از مکان و نهادی که در آن عضو هستند، دست یاری بدهند، باید کمک کنند؛ در غیر این صورت میراث فرهنگی ایران حفظ نمی‌شود

وزارتخانه‌هایی مانند وزارت کشور و وزارت راه‌وشهرسازی از جهت تأثیری که بر معماری و شهرسازی دارد، حتما باید از طریق شهرداری‌ها و دهیاری‌ها به میراث فرهنگی کمک کنند، بخش خصوصی و دانشگاه‌ها نیز همین‌طور. در واقع همه‌ی کسانی که در فعالیت‌های توسعه و عمران مشارکت دارند یا در توسعه‌ی فعالیت ذهنی و فهم و درک مردم در حوزه‌ی فرهنگ نقش دارند باید وجوه مختلف ارزش‌های سرزمین را متذکر شوند و سعی کنند این وجوه حفظ شود.

ما در نظام سنتی شهرها و روستاهایمان در بُعد حفظ سرزمین‌مان چنین اَشکالی را داشته‌ایم. به چگونگی توزیع منابع آبی و قنات‌ها توجه کنید. این که کجاها و با چه آثاری تقسیم می‌شود، چگونه و به چه اندازه در ارتباط است؟ چگونه کشاورزی می‌شود و چگونه از آب، باد و خاک بهره گرفته می‌شود؟ و چگونه اقلیم منطقه در شکل بناها تأثیر می‌گذارد؟ یکی از سنگ، دیگری از خشت و یکی از آجر است. این‌که سازندگان این مواد چگونه با سازندگان این آثار در ارتباطند. توجهی که به طبیعت داشتند. و این که به هر عنصر طبیعی که در حفاظت نقش داشته توجه می‌شده است. و همه ابزار و دانش‌ها به هم کمک می‌کرده تا سرزمین با حداکثر کیفیت بتواند در حد فهم هر نسلی حفاظت شود.

بنابراین در مورد قانون برنامه ششم در کل درآمدهایی که کشور کسب می‌کند باید چنین کمکی از سوی نمایندگان مجلس و بخش‌های مختلف دولت و به طور مشخص مردم، فرهیختگان و همه‌ی دلسوزان به فرهنگ شکل گیرد. این شیوه می‌تواند راهی برای حفاظت پایدار و یکپارچه از میراث فرهنگی باشد. در حالی که شناخت و معرفت نسبت به آن نیز روز به روز باید افزایش پیدا کرده و تأمین شود.

زمانی کارخانه‌ی سیمان، عوارضی بابت ایجاد آلودگی به سازمان میراث فرهنگی پرداخت می‌کرد. آیا می‌توان این دست از موضوعات را دوباره زنده کرد؟

بله تمام این موارد قابل تعریف است. آنچه به عنوان مالیات برارزش افزوده در ساخت‌وساز تعریف می‌شود و تأثیر آن بر بخش تاریخی شهرها و روستاها به هر حال قابل سنجش است. وقتی قیمت زمین مدام در حال افزایش است و ارزش افزوده می‌شود، باید به این نکته هم توجه کرد که امکان آزادسازی عرصه‌های تاریخی و جبران عدم‌النفع مالکان و دارندگان آثار تاریخی با مشکل مواجه می‌شود.

بنابراین باید این مدیریت در حوزه‌ی ساخت‌وساز و ارزش افزوده ناشی از این اختلاف قیمت‌ها و تأثیری که بر آزادسازی عرصه و جبران عدم‌النفع دارندگان و مالکان آثار تاریخی وجود دارد‌، دیده و سنجیده شود.

بنابراین می‌تواند درصدی از این اعتبارات و درآمدها به جبران تأثیرات این افزایش بر آثار تاریخی و طبیعتاً در هر محل به اقتضای اتفاقاتی که رخ می دهد، تخصیص پیدا کند و حتی می‌تواند این میزان کم یا زیاد شود.

البته معمولاً بخشی که از موضوع افزایش تراکم و قیمت زمین آسیب زیادی می‌بیند، بافت‌های تاریخی و برخی آثار نزدیک به حوزه‌های مسکونی هستند. در واقع افزایش قیمت زمین و اجازه ندادن ساخت روی عرصه‌های تاریخی باعث می‌شود تا مالک احساس کند نفعی از این ثروت ندارد و متضرر شده و نسبت به آن شاکی باشد. بنابراین باید فهمید ضروری است که حفظ و احیای آثار تاریخی و جبران عدم‌النفع مالکان این آثار در ارزش افزوده‌ی ساخت‌وسازها دیده شود.

و در مورد آلاینده‌ها؟

در مورد تأثیر آلاینده‌ها بر آثار تاریخی اطلاعات ما بسیار کلی است. چون برای آثار مختلف در شهرهای گوناگون با توجه به مواد و معماری متفاوت، کیفیت این آسیب‌دیدگی متفاوت خواهد بود. اما آنچه مسلم است ذرات آلاینده‌ای است که از طریق حل شدن یا معلق بودن در هر شهر روی آثار قرار می‌گیرد، باعث می‌شود کیفیت مواد تشکیل‌دهنده‌ی جداره‌های تاریخی در طول زمان تغییر کند، خلل فرج آن پر شود و رنگ آن تغییر کند، و حتا موجب از هم گسیختگی شکل اصلی آن شود. بنابراین این تأثیر برای آثار مختلف در شهرهای گوناگون با مواد و مصالح متفاوت، کاملاً منفک خواهد بود.

عوارض حاصل از حضور گردشگران باید در برنامه‌ی ششم توسعه مورد توجه ویژه قرار گیرد. باید نتایج حضور گردشگران به ویژه گردشگران خارجی بر کالبد آثار تاریخی محاسبه شود.

باید مشخص شود زمینه‌های آلودگی در هر شهر کجاست؟ بر اساس نسبتی که آنها در تولید این آلاینده‌ها دارند، باید تأثیر آن‌ها بر آثار تاریخی همان شهر جبران شود. این دو موضوع به علاوه عوارض حاصل از حضور گردشگران باید در برنامه‌ی ششم توسعه مورد توجه ویژه قرار گیرد. البته منظور ما از عوارض با معنای اداری آن متفاوت است. به عبارتی باید نتایج حضور گردشگران بر کالبد آثار تاریخی بویژه برای کسانی که ایرانی نیستند به نحوی محاسبه شود تا بتواند هزینه‌هایی که بر آثار تاریخی از حضور آنها تحمیل می‌شود را هم به گونه‌ای جبران کند و باعث بهبود و ارتقای کیفی آنها شود.

آیا این سه پیشنهاد مهم را ارائه کرده‌اید؟

هم اکنون پیشنهاداتی به معاونت میراث فرهنگی داده شده است که باید در شورای معاونان سازمان و مراجع ذی ربط مطرح و پیگیری شود.

البته ذکر این نکته نیز ضروری است که مالیات یک راه تأمین اعتبار است، اما فرض کنید اکنون قیمت بلیت بازدید از اماکن تاریخی هم متناسب با شأن ملی یا جهانی آنها نیست. باید اینها نیز بازنگری و متناسب‌سازی شود. به طور مشخص آنهایی که از کشورهای دیگر به دیدن این آثار می‌آیند، همان طور که ما درآمدمان را در دیدار از مراکز تفریحی و فرهنگی آنها هزینه می‌کنیم، متقابلاٌ باید چنین کاری را انجام دهند و باعث رشد و اشتغال در کشور شوند.

آیا کشورهای دیگر نیز چنین اقداماتی انجام می‌دهند؟

کشورهایی که باید الگو قرار گیرند، کیفیت توسعه‌شان متفاوت است. رفتارهای نامتوازن توسعه در کشور آنها محدود است. میزان آلایند‌ه‌ها کنترل شده است. بخش عمده‌ای از درآمدهای شهری از طریق مالیات و عوارض تأمین می‌شود. بنابراین چون نظام درآمد و هزینه در آنها متفاوت است باید گفت عملاً کشور ما در ابتدای چنین راهی است که آنها سالیان سال به آن فکر کردند و مطالعه انجام دادند و آن را اجرا کرده‌اند.

نباید فرصت برنامه ششم توسعه را برای برنامه‌ریزی و نقد تجاربی که در برنامه‌ریزی سوم، چهارم و پنجم داشتیم از دست دهیم. دیگران باید به ما کمک کنند، چون بحث ثروت ملی است که متعلق به همه ایرانیان است.

برای همین متذکر می‌شوم نباید فرصت برنامه ششم توسعه را برای برنامه‌ریزی و نقد تجاربی که در برنامه‌ریزی سوم، چهارم و پنجم داشتیم از دست دهیم. به ویژه دیگران باید به شدت به

ما کمک کنند، چون بحث ثروت ملی است، مربوط به شخص خاصی نیست و متعلق به همه ایرانیان است.

در حال حاضر نیز قراردادی بین معاونت میراث فرهنگی و پژوهشگاه منعقد شده است تا مطالعات و نقد برنامه‌ی سوم، چهارم و پنجم توسعه و پیشنهاداتی برای احکام برنامه ششم صورت بگیرد .

انتهای پیام

گفتگو از: سمیه ایمانیان، خبرنگار ایسنا

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha