• جمعه / ۹ مرداد ۱۳۹۴ / ۱۳:۰۳
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 94050904711
  • خبرنگار : 71365

در شب پرویز ورجاوند عنوان شد:

تنها ادعای ایران دوستی دارند

تنها ادعای ایران دوستی دارند

در شب پرویز ورجاوند گفته شد متأسفانه سه ویژگی در باستان‌شناسی امروز ما موجود نیست. ما نه ایران پژوهان‌مان به معنای واقعی ایران پژوه هستند و نه در بخش های دیگر شاهد این تبحر هستیم. تنها عده ای، ادعای ایران دوستی دارند.

در شب پرویز ورجاوند گفته شد متأسفانه سه ویژگی در باستان‌شناسی امروز ما موجود نیست. ما نه ایران پژوهان‌مان به معنای واقعی ایران پژوه هستند و نه در بخش های دیگر شاهد این تبحر هستیم. تنها عده ای، ادعای ایران دوستی دارند.

به گزارش ایسنا، مراسم« شب پرویز ورجاوند» عصر چهارشنبه 7 مرداد ماه 1394 با همکاری بنیاد فرهنگی ملت، دایره العمارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، گنجینه پژوهشی ایرج افشار، مجله فره‌وشی و انجمن علمی باستان شناسی ایران در کانون زبان فارسی برگزار شد.

آغازگر این نشست علی دهباشی بود که نخست از حضور خانواده دکتر ورجاوند، دکتر ژاله آموزگار، دکتر کوروش زعیم، دکتر دادخواه و ادیب برومند و نیز سخنران و دیگر حاضران تشکر کرد و در ادامه درباره پرویز ورجاوند گفت:دکتر پرویز ورجاوند در 1313 در تهران به دنیا آمد. بعد از دوره دبستان و دبیرستان و دریافت ششم ریاضی، ورجاوند اقدام به گذراندن دوره عالی نقشه‌برداری در سازمان نقشه‌برداری نمود. سپس ششم ادبی را گرفته و دوره لیسانس باستان‌شناسی و فوق لیسانس علوم اجتماعی رادر دانشگاه تهران طی کرد. با گرفتن بورس تحصیلی به کشور فرانسه عزیمت و دوره انستیتوی انسان‌شناسی را در دانشگاه پاریس و مدرسه عالی «لوور» گذرانید و توانست در سال 1342 در رشتۀ باستان‌شناسی با گرایش معماری ایران در دورۀ تاریخی از دانشگاه سوربُن فرانسه مدرک دکتری اخد نماید.رساله دکترای ایشان درباره معماری دوره هخامنشی و هم‌سنجی آن با یونان و مصر بود.

وی افزود: دکتر ورجاوند در سال 43 استادیار دانشگاه تهران شد. سپس به درخواست دکتر خانلری رئیس پژوهشکده فرهنگ ایران و بعد در بررسی‌های باستان‌شناسی و کاوش‌های محوطه‌هایی چون هفت تپه و تخت سلیمان شرکت کرد. از سال 51 کاوش های رصدخانه مراغه را شروع کرد که تا 1356 ادامه داشت. دکتر ورجاوند در سال 48 مجله باستان‌شناسی و هنر ایران را منتشر کرد و در روز 15 دی 1362 با درجه استادی از دانشگاه تهران بازنشسته شد.

دکتر ورجاوند پس از انقلاب برای مدت کوتاهی مسئولیت وزارت فرهنگ و هنر را پذیرفت و در همین مدت کوتاه اقدامات خطیری را برای فرهنگ ایران به انجام رساند و توانست جلوی بسیاری از حفاری‎های غیرمجاز را بگیرد.

از کتاب‌های او می‌توان به « سرزمین قزوین ( سابقه تاریخی و آثار باستانی و بناهای تاریخی قزوین)، کتاب میراث تمدنی ایران، کتاب «کاوش رصدخانه و نگاهی به پیشینه دانش ستاره‌شناسی در ایران» و کتاب « ایران و قفقاز»،« سبک شناسی هنر و معماری در سرزمین‌های اسلامی» ( ترجمه ) و صدها مقاله اشاره کرد. او مداخل بسیاری برای دایره‌العمارف‌هایی همچون دایره‌العمارف تشیع ، اطلس ایران و دیگر کتاب‌های مرجع نوشته است .

در ادامه مراسم هایده لاله با موضوع « هویت فرهنگی، آبادانی، پایداری» چنین سخن گفت: دکتر ورجاوند در شناساندن جایگاه سرزمین امان و چالش‌های پیش رو در عرصه پر چالش منطقه‌ای و جهانی بگویم و یادآور حساسیتی باشم که امروز در ایران و در سایر کشورهای جهان متوجه ارزش‌های نهادین میراث طبیعی و میراث فرهنگی و اصل جدایی‌ناپذیر این دو، و نیز متوجه اصالت و هویت، توازن بین اقتصاد و فرهنگ و جامعه، و بهره‌وری درست از منابع طبیعی و فرهنگی با هدف آبادانی و پایداری سرزمین است. دو مفهومی که در ذات آیین‌ها و ادیان و فرهنگ‌ها و آداب و رسوم سرزمین ما طی هزاره‌ها تا امروز جلوه‌های بارز و بیشمار داشته است. حساسیت بدین مسایل دکتر ورجاوند و برخی از نسل او و پیشینیان‌اش، و نیز بسیاری را امروز در این سرزمین به اندیشه و کار و تلاش و فعالیت واداشته و وامی‌دارد.

سپس دکتر حکمت الله ملاصالحی با عنوان« دانشوری تا اندیشوری» به سخنرانی پرداخت.

در بخش دیگری از این جلسه، کامیار عبدی سخنانی درباره دکتر پرویز ورجاوند، ایران‌پژوهی، تفکرات سیاسی و اجتماعی وی بیان کرد و گفت:متأسفانه باستان‌شناسی ایران در سال‌های اخیر دچار بحران‌های زیادی است و ضربات سنگینی بدان وارد شده است. جدا از اتفاقاتی که در سازمان میراث فرهنگی می‌افتد، بزرگ‌ترین ضربه در باستان‌شناسی از این نظر است که در این سال‌ها بزرگان بسیاری را در مدت زمان کوتاهی در باستان‌شناسی از دست دادیم. تنها فهرستی از نام‌های این بزرگان را خدمت شما عرض می‌کنم تا به حجم این آسیب واقف شوید. احمد حب‌علی موجانی سردبیر مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، مهندس محمد مهریار، مهندس باقر آیت‌الله‌زاده‌ شیرازی، دکتر علیرضا شاپور شهبازی،‌دکتر مسعود آذرنوش، عزت‌الله نگهبان، سیف‌الله کامبخش، زنده یاد پرویز ورجاوند و در این اواخر مرحوم شهریار عدل.

او ادامه داد:باستان‌شناسی ایران، جامعه‌ی کوچکی است و شما تصور کنید در این مدت زمان کم بزرگانی تکرار نشدنی‌ را از دست داده‌ایم که هیچ‌گاه جایگزینی نخواهند داشت. حال به این مسأله بپردازیم که چرا عنوان "ایران‌دوست" را برای زنده‌یاد ورجاوند انتخاب کردم؟ از نظر من پرویز ورجاوند، منحصر به فرد بود. ایشان باقی‌مانده‌ی نسلی از ایران‌پژوهانِ ایران‌دوستِ سیاست‌مداری بودند که به مسائل سیاسی، اجتماعی،فرهنگی و تاریخی اشراف داشتند و از طرفی علاقه‌ی عمیق او به ایران اهمیت ویژه‌ای داشت. متأسفانه این سه ویژگی در باستان‌شناسی امروز ما موجود نیست. ما نه ایران‌پژوهانمان به معنای واقعی ایران‌پژوه هستند و نه در بخش‌های دیگر شاهد این تبحر‌ هستیم. تنها عده‌ای، ادعای ایران دوستی دارند.

عبدی در ادامه‌ی سخنانش به تعریف عنوان "ایران‌پژوهش"در مورد پرویز ورجاوند پرداخت و چنین ادامه داد:چرا بنده به جای باستان‌شناسی عنوان ایران‌پژوه را برای ایشان انتخاب کردم؟ چون جزو نسل قدیمی بودند که هم در زمینه‌ی باستان‌شناسی و مردم‌شناسی و تاریخ هنر و معماری و هم در زمینه‌های دیگر چون نقشه‌برداری و مرمت آثار تاریخی تحصیلات آکادمیک داشتند و تسلط ایشان به این رشته‌ها قابل تقدیر است.نه تنها در تئوری بلکه در میدان عمل هم این گوناگونی را به اجرا می‌گذاشتند؛ در صورتی‌که در نسل حاضر ما، اشخاصی چون من و همکارم آقای ملک‌زاده، با وجود تمام سعی و تلاش خود در زمینه‌ی باستان‌شناسی نمی‌توانیم مدعی این باشیم که بر یکی از این حوزه‌ها به این اندازه احاطه داریم.حال این که ورجاوند به زیبایی این‌ها را با هم تلفیق کرده و توانسته کارهای کلاسیک و ماندگاری را به‌وجود آورد. مسأله‌ی دیگر،در مورد کارهای علمی زنده‌یاد ورجاوند است و کتابی که امشب رونمایی خواهد شد، در مورد گستردگی دیدگاه ایشان و میزان کارهایی است که انجام دادند.

عبدی در مورد غرب‌زدگی تفکرات باستان‌شناسی ایران نیز چنین گفت: شاید بسیاری با نظرم مخالف باشند. البته، این در حد یک نظر است. ما ایرانی‌ها در زمینه‌ی باستان‌شناسی بسیار غرب‌زده هستیم. از دوران باستان تا پیش از تاریخ که راجع به بین‌النهرین، آناتولی، یونان، روم و ... صحبت می‌کنیم، اما به این توجه نداریم که یک سابقه‌ی بسیار طولانی تاریخی، فرهنگی و باستان‌شناختی با شرق ایران داریم. با آقای آریامنش که صحبت می‌کردم، این مسأله مطرح شد و بسیار جای تعجب داشت که در مقاطع کارشناسی و ارشد و دکتری حتی یک واحد درسی در مورد شرق ایران، آسیای مرکزی، افغانستان و هندوستان ارائه نشده است. پایه‌های تمدن ایران در خوزستان ریخته می‌شود و پس از آن کم‌کم از فلات ایران به آسیای مرکزی می‌رسد و مکان‌هایی چون سمرقند، بخارا، مرو و. .. مرکز فرهنگی ایران می‌شوند. حتی یک واحد درسی در این موضوع نداریم. نکته این‌جاست که دو باستان‌شناس و ایران‌پژوه داشتیم که به طور جدی و رسمی در مورد ایران شرقی و ارتباطات ایران با شرق و آسیای مرکزی و شبه‌قاره‌ی هند کار می‌کردند و قلم می‌زدند و به ترجمه‌ی کتاب می‌پرداختند. این دو بزرگوار، پرویز ورجاوند و شهریار عدل بودند. کمی واقع‌گرایانه بنگریم. امروز متخصصی نداریم که بخواهد در مورد ایران و ارتباطات شرقی، پشت این تریبون حرفی براساس اسناد و مدارک بزند و نکته‌ای بیان کند. این را هم به فهرست وضعیت آشفته‌ی باستان‌شناسی ایران اضافه کنید!

وی در ادامه در مورد فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی پرویز ورجاوند گفت: ایشان پیش از انقلاب و اوایل آن مورد انواع و اقسام کم‌لطفی‌ها و بی‌لطفی‌ها قرار گرفتند؛ از مراحل استخدامی ایشان تا بازنشستگی زودهنگام. مشکل عمده‌ی باستان‌شناسان امروز شاید این باشد که دانسته یا ندانسته از سیاست و سیاست‌مداری پرهیز می‌کنند. در واقع جدا از یک نسل کوچک که در اوایل دوره‌ی پهلوی و در دوره‌ی رضاخان که اشخاصی چون حسن پیرنیا، محمدعلی فروغی، علی اصغر حکمت و سعید نفیسی را شامل می‌شد که سیاست‌مدارانی ایران‌شناس و ایران‌دوست بودند، تقریبا کمتر کسی در این زمینه وجود داشت. همین‌طور که پیش می‌رویم، تکنوکرات‌ها این کشور را فرا‌گرفته‌اند. آن‌ها آفتی برای کشور هستند. تنها رشته‌ی مهندسی خوانده‌اند و با سیاست و تاریخ و فرهنگ آشنایی ندارند. بسیاری از مدیران این‌گونه‌اند. حتی کتاب یا مجله‌ای در مورد تاریخ و فرهنگ ایران ورق نزده‌اند. کتاب گریشمن که مرحوم معین سال‌ها پیش ترجمه کرده و انتشارات علمی و فرهنگی سالانه تجدید چاپ می‌کند و دانشجویان هم با توجه به این که چاپ جدید است پس می‌تواند کتاب جدیدی هم باشد مورد مطالعه قرار می‌دهند و دچار این توهم می‌شوند که می‌توانند مهندس فرهنگ باشند!

او ادامه داد: اتفاقاتی چون سد سیوند که جنون سدسازی را در ایران به راه انداخت و اکنون بعد از مدت‌ها به فاجعه‌ی آن پی برده‌ایم. آن‌ها باستان‌شناس و اهل فرهنگ نبودند بلکه مهندسینی هستند که در هر نقطه جوی آبی هم رد شود یک سد می‌سازند. این سدسازی نه تنها به بخش زیست‌محیطی و پوشش گیاهی و جانوری آسیب رساند،صدمات بسیاری به آثار باستانی وارد کرد. اعتراض‌ها آغاز شد و دلیل این اعتراض نزدیکی به پاسارگاد بود و امروز می‌بینیم میزان رطوبت بالارفته چه مشکلات مخربی را در بنا ایجاد کرده است. این‌ها دسته‌گل‌های تکنوکرات‌هایی بودند که به مسائل فرهنگی توجه نکردند. ورجاوند با وجود این همه مشکلات بسیار و در دورانی که حتی فعالیت‌های اجتماعی نداشت، در مورد این موضوع احساس مسئولیت می‌کند و معترض می‌گردد.

عبدی گفت:پرویز ورجاوند شخصی بود که هم به مسائل فرهنگی و تاریخی و هم مسائلی که برای برنامه‌ی بلندمدت ایران اهمیت دارد، اشراف داشت که باستان‌شناسان امروز این‌گونه نیستند. این سه خصوصیت را در زنده‌یاد ورجاوند دیدم: ایشان ایران‌پژوه بودند.کسی که قدرت برقراری ارتباط میان مسائل بلندمدت فرهنگی و سیاسی را داشته و از همه مهم‌تر، فردی است که در کنار این دو خصوصیت ایران‌دوست نیز هست. با از دست دادن پرویز ورجاوند، این نسل تمام شد. حال این که ما بتوانیم نسلی دیگر را به‌وجود بیاوریم یا از این آشفته‌بازار نسل دیگری سر در بیاورد.

در این مراسم متنی از سوی احسان یغمایی که به دلیل بیماری نتوانسته بود به مراسم بیاید توسط علی دهباشی خوانده شد. همچنین ارج نامه ورجاوند به کوشش شاهین آریامنش با حضور همسر دکتر ورجاوند، دکتر ژاله آموزگار و سخنرانان رونمایی شد.

شب پرویز ورجاوند

شب پرویز ورجاوند

شب پرویز ورجاوند

شب پرویز ورجاوند

شب پرویز ورجاوند

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.