• شنبه / ۱۷ مرداد ۱۳۹۴ / ۱۲:۵۱
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 94051709600
  • منبع : فضای مجازی

مرد روحانی، 4 دختربچه را از مرگ نجات داد

روحانی گروه جهادی قرارگاه «معبری به آسمان» که در روستاهای محروم کشور دست به کارهای خیرخواهانه می‌زنند در حادثه‌ای تلخ نجاتگر چهار کودکی شد که از فرط فقر و گرسنگی در یک قدمی مرگ قرار گرفته بودند.

به گزارش ایسنا، روزنامه شهروند در ادامه نوشت: روی زمین افتاده بودند، زمینِ اتاقی که درد از در و دیوارش می‌بارید. در این خانه که شبیه هیچ خانه‌ای نبود، «زینب» 11 ساله، «سارینا» 7 ساله، «ستایش» 4 ساله و «سودا» 2 ساله، بازی کودکانه‌ای نداشتند. از بی‌غذایی قرص خورده بودند؛ قرصی که روی زبان خشک و شکم‌های خالی‌شان خوشمزه‌ترین خوراکی به نظر می‌رسید.

هیچ‌کس نمی‌دانست پشت دیوارهای گِلی و آفتاب‌خورده این خانه چهار کودک با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند. «حاج آقا علی بیگی» روحانی گروه «معبری به آسمان» که دو سال پیش به این روستا آمده بود و با همکاری گروهشان برای کودکان بی‌سرپرست روستایی «یتیم‌خانه» ساخته بودند به دلش افتاد تا آن روز سری به خانه یکی از خانواده‌های محروم روستا بزند. گروه خیرین به همراه مرد روحانی در آستانه در بودند که با صحنه دردناکی روبه‌رو شدند. چهار دختر بچه در حالی که پدر و مادرشان در خانه نبودند با علایم حالت تهوع، سرگیجه و استفراغ روی زمین افتاده بودند و گریه‌های بی‌صدایشان حتی از قاب پنجره شکسته خانه‌شان هم خارج نمی‌شد. آنها بلافاصله کودکان را به پزشک روستا رساندند اما هر لحظه وضعیت جسمانی کودکان علایم مسمومیت شدید را بروز می‌داد که روحانی روستا پایگاه اورژانس کرمانشاه را در جریان ماجرا قرار داد.

اکبر آزادی مسئول روابط عمومی مرکز فوریت‌های پزشکی کرمانشاه درباره عملیات امداد و نجات در این حادثه به «شهروند» می‌گوید: «در تماس تلفنی مردم با اورژانس در جریان مسمومیت چهار کودک روستای محروم چنار قرار گرفتیم. در این روستا هیچ مرکز درمانی وجود ندارد و حتی خیلی از خانه‌ها خط تلفن نداشتند تا این موضوع را به اورژانس اطلاع دهند اما ظاهرا گروهی خیّر که به همراه یک روحانی به این روستا رفته بودند در جریان وضعیت وخیم چهار دختر بچه قرار گرفته بودند و با اطلاع‌رسانی به اورژانس درخواست نیروی امدادی کرده بودند. با توجه به شرایط منطقه و صعب‌العبور بودن این روستا بلافاصله درخواست یک بالگرد امدادی به این روستا اعزام شد و مسموم‌شدگان با همراهی مرد روحانی به بیمارستان امام خمینی کرمانشاه منتقل شدند.»

بررسی‌های اولیه پزشکان نشان می‌داد آنها به دلیل خوردن غذای آلوده دچار مسمومیت شده‌اند. زینب و سارینا هر لحظه حالشان وخیم‌تر می‌شد و به همین خاطر با تشخیص پزشکان بخش مسمومیت بیمارستان به «آی سی یو» منتقل شدند. چهار روز طول کشید تا وضعیت این کودکان رو به بهبود رفت و زینب و سارینا هم در کنار ستایش و سودابه بخش منتقل شدند. این در حالی بود که «حاج آقا علی بیگی» مرد روحانی چهار شبانه‌روز در کنار این کودکان بیمار در بیمارستان ماند تا آنها رو به بهبود بروند.

چنار، با تابش تیغ خورشید که هر صبح بر جاده صعب‌العبورش می‌تابد حکایت تلخی از زندگی و محرومیت مردمانش دارد؛ روستایی که در آن فقر بیداد می‌کند؛ روستایی با دردهای بی‌شمار. «تا چند سال قبل همین جاده صعب‌العبور هم وجود نداشت تا اینکه با حضور ما و کمک‌های مسئولان، استانداری و بخشداری کرمانشاه کمی وضعیت روستا و راه‌های ارتباطی‌اش بهتر شد. ساکنان اینجا خیلی فقیر و محرومند؛ آن‌ها که وضعشان بهتر است زمین دارند و کارگر گرفته‌اند تا روی زمین‌هایشان کار کنند اما امان از فقر. فقر در این روستا به معنای داشتن هیچ است». اینها را حاج آقا علی بیگی روحانی گروه معبری به آسمان می‌گوید.

این روحانی جوان که هنوز تلخی آن صحنه دردناک رهایش نکرده است، درباره روزی که چهار کودک را از مرگ نجات داد، به «شهروند» گفت: «از دو سال قبل که همراه گروه قرارگاه معبری به آسمان خانه به خانه به روستاهای محروم کرمانشاه رفته بودیم، با خانواده این دختر بچه آشنا شدم. آن‌ها یک برادر 14 ساله به نام «محمد» هم دارند که در ساختن یتیم‌خانه به ما خیلی کمک کرد. پسر با استعدادی بود و اگر فقر و محرومیت روستایش نبود، بدون شک یکی از جوانان موفق کشور می‌شد. آن روز وقتی بعد از مدت‌ها دوباره به این روستا رفتیم تا وضعیت ساکنانش را بررسی کنیم برای احوالپرسی از محمد به همراه اعضای گروه به خانه‌شان رفتیم. وقتی به آنجا رسیدیم هیچ صدایی از داخل خانه بیرون نمی‌آمد. بااینکه می‌دانستم محمد چهار خواهر کوچک دارد، اما انگار کسی در خانه نبود. درِخانه‌های کوچک این روستا همیشه باز است، به همین خاطر به داخل خانه سرک کشیدم که با صحنه دردناکی روبه‌رو شدیم. چهار دختر کوچک با موهای ژولیده و لباس‌های پاره روی زمین افتاده بودند. به نظر می‌رسید ساعت‌هاست با یک بیماری دست و پنجه نرم می‌کنند اما کسی از دردشان خبر نداشته است. داخل رفتیم؛ در و دیوار خانه کثیف بود و بوی بدی به مشاممان می‌خورد. کودکان در میان وضعیت غیربهداشتی خانه روی زمین افتاده بودند با در جریان قرار دادن پزشک روستا بلافاصله یک اورژانس هوایی به روستا اعزام شد و من به همراه این کودکان به بیمارستان امام خمینی کرمانشاه منتقل شدیم.»

او ادامه داد: «در حالی که تشخیص پزشکان مسمومیت کودکان بر اثر خوردن غذای آلوده اعلام شد اما وقتی حالشان رو به بهبود رفت برایشان بستنی و میوه خریدم تا با هم دوست شویم و علت ماجرا را از خودشان بپرسم. زینب که از خواهرهای دیگرش بزرگتر بود، گفت پدر و مادرمان، گوسفندان را به چرا برده بودند. گرسنه بودیم و چند عدد قرص پیدا کردیم، قرص‌های خوشمزه، آنها را خوردیم که سیر شویم اما کم‌کم دل درد گرفتیم و بی‌حال روی زمین افتادیم.»

«زینب»، «سارینا»، «ستایش»، «سودا» پس از درمان به خانه‌شان برگشتند؛ همان خانه‌ای که در آن جز «فقرِ بزرگ»، هیچ نداشت. هنوز هم ندارد؛ خانه‌ای که کودکان محرومش در دنیای بچگی، شکمشان را با خوردن قرص سیر کردند؛ کودکانی که پدر و مادرشان برای اینکه چرخ همین خانه بدونِ هیچ را بچرخانند، صبح تا شب زیر آفتاب داغ و سرمای سوزناک روستای صعب‌العبورشان جان می‌کنند و آخر هیچ که هیچ.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۷ ۱۳:۵۴

فرداي قيامت بايد مسئولان پاسخ گو باشند ،مختلسان محترم ببينن که پول کيو بالا ميکشن

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۷ ۱۳:۵۷

گريه م گرفت :((

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۷ ۱۴:۰۹

واقعا جاي تاسف داره . چرا بايد اينقدر فقر شديد باشه مسوليين کجان

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۷ ۱۴:۱۷

اينها از برکات برخی مسئولين هست که در اين دوره تکنولوژي هنوز هم مردم اين کشور سرشار از منابع زيرزمين و روي زميني در فقر و گرسنگي زندگي مي کنند.

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۷ ۱۴:۲۷

ببخشيد ، حواستان باشد ما بخاطر مشکلات عديده ، ديگر اعصابي برايمان باقي نمانده که مشکلات ديگران را هم جويا شويم .

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۷ ۱۴:۲۹

داد بيدا

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۷ ۱۴:۳۱

کشور با اين همه منابع چرا بايد چنين شرايطي باشد

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۷ ۱۴:۳۱

کاش انهايي که ماشين 3 ملياردي سوارند اينو بخونند

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۷ ۱۴:۳۴

پس اين کميته امداد يا بهزيستي کجان مگه کارشون کمک به اين محرومان نيست؟

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۷ ۱۴:۵۷

سر اختلاسچي ها سلامت

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۷ ۱۵:۲۷

8 سال پول و درامد مملکت و حق اين گرسنه ها را بردند و خوردند! و مجلسياني که سکوت کردند و لا پوشاني !

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۷ ۱۶:۱۷

بعد با اين وضعيت هي چپ و راست ميگن ازدواج کنيد و بچه بياريد!!! بابا کار نيست!

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۷ ۱۶:۳۷

متاسفم براي مسئولين کشورمون

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۸ ۰۳:۱۲

متاسفم.قوه قضائيه محترم اگه لطف کنه جلوي اختلاس کنندگان عزيز رو بگيرند که اموال ملت روبه تاراج نبرند چبزي خواهد ماند که نصيب اين بدبختها بشه

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۸ ۰۴:۱۹

به خدا قسم نه تنها در قيامت،در اين دنيا هم بايد پاسخگوي بي مهري به همنوع و هم وطن خود باشيم. چقدر ما غافليم

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۸ ۰۹:۳۴

از فشارهاي عصبي در محل کار به ستوه آمده ام امروز به همکارم پيشنهاد دادم هر چيزي که ما را ناراحت و عصبي مي کند به آن بخنديم. اما با خواندن اين مطلب واقعا اشک از چشمانم جاري شد، همه ترسم از اين است در روز رستاخيز در خصوص اين افراد جامعه چه جوابي به داريم! آيا هيچ بازخواستي نخواهيم شد؟ اي خدااااااا

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۸ ۰۹:۴۹

سلام توعسلويه كه بودم بايه مهندس چيني داشتيم واردکارخانه ميشديم دم ورودي درب شرکت صندوق صدقات بودطبق روال هميشگي مبلغي رودرصندوق انداختم مهندس چيني ازم پرسيد اين جعبه چيست چرا داخلش پول انداختي براش جالب بود منم کامل براش توضيح دادم که يه سازماني هست و جمع ميشه برا نيازمندان وفقرا. تا حرفم قطع شد نگاه تعجب آور وحشتناکي بهم کرد و گفت فقير؟ مگر شما هم نيازمند داريد؟؟؟ کشوري با اين همه منابع نفت و گاز و معدن و... باورش نشده بود پوزخندي زدمو گفتم اي آقا کجاي کاري تو...

avatar
۱۳۹۴-۰۵-۱۸ ۱۱:۲۵

من خودم دو تادختر دارم واقعا گريه ام گرفت