کافی است برای چند دقیقه یا حتی چند ثانیه چشمهایت را ببندی تا دیگر ارتباطی با جهان نداشته باشی و تمام دلت پر از هراس این باشد که در اطرافت چه میگذرد... حالا اگر به گوشهایت هم برای دقایقی استراحت بدهی شاید هراست از محیط اطراف چند برابر شود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه خراسان، حتی تصور اینکه یک فرد عادی که روزی این جهان را نظاره کرده و از صدای پرندگان لذت میبرده، دیگر چشم و گوشی برای دیدن و شنیدن نداشته باشد، سخت است...
روز جهانی نابینایان امسال هم رسید، اما بازهم دست و پنجه نرم کردن نابینایان با مشکلات خود بر تاریکتر شدن دنیای اطرافشان اضافه شده است...
هر زمان که حرف از مشکلات جامعه نابینایان میشود شاید همه ما به عدم یکسانسازی معابر، نبود رمپ و آسانسور در برخی ساختمانها و ... فکر کنیم اما در عین ناباوری مشکل بزرگ این افراد، دید جامعه نسبت به آنان است.
با حجت ناصریان، مردی جوان که متاسفانه به دلیل بیماری «سارکوئیدوز» که یک بیماری نادر است بینایی و شنوایی خود را در سنین نوجوانی از دست داده، صحبت میکنم، او در تمام این سالها ارتباطش را با دنیای اطراف قطع نکرده، اما چطور؟
حجت یک سال پس از اینکه بینایی خود را از دست داده ناشنوا نیز شده است، اما از مادرش درخواست کرده که با نوشتن کلمات بر کف دستش او را به دنیای بیرون پیوند بزند.
معصومه غفرانی، مادر حجت در ابتدا در خصوص چگونگی مبتلا شدن فرزندش به نابینایی و ناشنوایی، اظهار میکند: حجت تا 16 سالگی کاملا سالم بود تا اینکه یک روز لکهای در چشمش به وجود آمد؛ پزشکان متوجه بیماری او نشدند به همین دلیل برای تشخیص بیماری به تهران سفر کردیم و در مدت 40 روز آزمایشهایی را انجام دادیم که در نهایت تشخیص پزشکان، بیماری «سارکوئیدوز» بود که این بیماری در مدت یک سال فرزندم را نابینا و یک سال پس از نابینایی، ناشنوا کرد.
وی با بیان اینکه بیماری سارکوئیدوز نادر و در خانوادهمان نیز بیسابقه است، ادامه میدهد: حجت بعد از ناشنوایی درخصوص هلن کلر(نویسنده نابینا و ناشنوای آمریکایی) مواردی را به من گفت و من با توجه به گفتههای او شروع به نوشتن بر روی کف دستش کردم که در روزهای اول کار سختی بود، اما بعد ازاینکه او توانست برای چند روز شنواییاش را به دست آورد با یکدیگر صحبت کردیم و پس از آن نوشتن برای من راحتتر شد.
غفرانی خاطرنشان میکند: در اوایل کار، حجت به سختی متوجه کلمه موردنظر میشد، اما در حال حاضر طوری است که حتی میتوانم یک فیلم سینمایی را برایش بنویسم و او کاملا متوجه میشود.
وی تصریح میکند: شبکه چشمهای حجت کاملا تخریب شده، اما پزشکان در رابطه با ناشنوایی او ابراز امیدواری کردهاند که ممکن است از طریق عمل کاشت حلزون، گوشهایش بشنود، اگر چه در مراحل ابتدایی عمل کاشت حلزون هستیم، اما با توجه به اینکه این عمل 30 میلیون تومان هزینه دارد، پیشبینی میشود به مشکل مالی برخورد کنیم، زیرا بهزیستی به کودکانی که عمل کاشت حلزون انجام میدهند کمک مالی میکند، اما پزشکان میگویند بهزیستی هزینه این عمل را برای بزرگسالان تقبل نمیکند.
غفرانی با بیان اینکه حجت در رشته مکانیک خودرو تحصیل میکرد، اما به دلیل بیماری نتوانسته مدرک دیپلم را بگیرد، عنوان میکند: فرزندم علاقه به تحصیل دارد، اما با شرایط کنونی قادر به انجام آن نیست؛امیدوارم با عمل کاشت حلزون شرایط تحصیلی او نیز فراهم شود.
زینب هاشمزاده که دو سال از ازدواجش با حجت میگذرد، اظهار میکند:همسرم علاقه زیادی به سیاست دارد، اخبار را ازطریق روزنامه «ایران سپید» که با خط بریل نوشته میشود، دنبال میکند و مشتاق یادگیری زبانهای آلمانی، فرانسوی و انگلیسی است همچنین به نویسندگی نیز علاقه دارد.
همسر حجت اضافه میکند: این روزنامه هر روز تولید میشود، اما روزانه به نابینایان تحویل داده نمیشود و چند شماره آن با هم تحویل داده میشود.
وی با بیان اینکه همسر من نسبت به سایر نابینایان تواناییهای زیادی دارد، تصریح میکند: در حالی که عدهای از افراد فکر میکنند نابینایان حتی نمیتوانند به تنهایی غذا بخورند،همسرم تمام کارهای شخصیاش را انجام میدهد؛ مثلا به تنهایی حمام میرود و حتی لباسهایش را نیز میشوید.
هاشمزاده با بیان اینکه تنها حامی ما بهزیستی است، ادامه میدهد: اگرچه که بهزیستی به همسر من ساعت برجسته و برجستهنگار داده که شاید به همه نابینایان داده نمیشود، اما حمایتهای بهزیستی ناقص است و مبلغ مستمری که ماهانه پرداخت میکند حدود 50 هزار تومان است.
مادر حجت خاطرنشان میکند: حجت، خط بریل را در حالی که من بین او و معلمش رابط بودم در مدت 20 روز یاد گرفت و در حال حاضر حس لامسه او آنقدر قوی است که اگر روی پوستش بنویسیم توانایی شناخت کلمات را دارد.
وی با بیان اینکه پیدا کردن شغل با شرایط فرزندش کار سختی است، خاطرنشان میکند: در حال حاضر فرزند من شاغل نیست، اما اگر دچار این معلولیت نمیشد قطعا مردی قوی و مقتدر بود.
وی در خصوص مشکلاتی که در زمینه معلولان و نابینایان وجود دارد، تصریح میکند: معلولان و نابینایان میگویند که دید جامعه نسبت به ما خوب نیست به نظر من جامعه به معلولان و خانوادههایشان به دید یک شخص ضعیف از لحاظ اقتصادی نگاه میکنند که این موضوع واقعیتی غیرقابل انکار است، زیرا بیشتر معلولان به دلیل شرایطی که دارند قادر به شاغل شدن نیستند.
معلولان باید از حقوقی حداقلی و دفترچه بیمه برخوردار باشند
غفرانی با اشاره به کمکهای مالی مردم نسبت به معلولان در خیابان، ادامه میدهد: پیشنهادم برای تغییر دید مردم به جامعه معلولان این است که یک حقوق حداقلی به معلولان داده شود تا مردم دیگر نگران وضعیت معیشتی معلولان نباشند.
وی خاطرنشان میکند: افراد با دیدن معلولان متاسف میشوند در حالی که دلیلی برای تاسف خوردن وجود ندارد، خانوادههای معلولان نیز مانند سایر افراد مشکلاتی در زندگی خود دارند پس چرا جامعه فشارهای دیگری را به آنان تحمیل میکند؛ راهحل نجات از این معضل کمک کردن دولت به تامین اجتماعی است تا همه معلولان زیر چتر تامین اجتماعی قرار بگیرند که در این راستا حقوقی حداقلی و دفترچه بیمهای به معلولان ارائه شود.
غفرانی میافزاید: ناراحتی مردم در مواجهه با معلولان به دلیل خوبی مردم ایران است و نشان میدهد که وجدان آنان اجازه نمیدهد به راحتی از کنار مشکلات معلولان عبور کنند در حالی که گفته میشود در خارج از کشور حتی به افرادی که در کنار خیابان مردهاند، اعتنایی از جانب مردم صورت نمیگیرد.
غفرانی با بیان اینکه فرزندش در طول روز به خواندن نماز، قرآن، کتاب و روزنامه مشغول است، عنوان میکند: حجت جزءهای 29 و 30 قرآن را با استفاده از قرآنی با خط بریل حفظ و کتابهای بریل مختلفی را نیز مطالعه کرده است.
کاهش مشکلات افسردگی در جامعه با رسیدگی به معلولان
وی با اشاره به اینکه وضعیت افراد در جامعه بر شادی یا غمگینی دیگران تاثیر دارد، میگوید: برای کاهش مشکلات افسردگی در جامعه باید به معلولان رسیدگی شود؛ اگر هزینههایی که در کشور صرف افسردگی میشود برای معلولان مورد استفاده قرار بگیرد جامعه تبدیل به گلستان میشود.
غفرانی در خصوص چگونگی کنار آمدن با بیماری فرزندش، تصریح میکند: با توکل بر خدا و دعا توانستم با این مساله کنار بیایم، با اینکه روزهای اول بسیار سخت میگذشت، اما من هدف خلقت و حقیقت اسلام را از طریق حجت فهمیدم، به قدری از بودن حجت راضی هستم که حتی حاضر بودم فرزند دیگری نداشته و حجت تنها فرزندم بود.
معلولان با معلولیت خود مشکلی ندارند
از حجت ناصریان در خصوص مشکلات معلولان میپرسم، او که در طی مصاحبه عکس العملها و بیقراریهایی برای مطلع شدن از موضوعات گفتوگو انجام میدهد و از مادرش میخواهد با نوشتن بر کف دستش او را در جریان موضوعات قرار دهد، میگوید: «مشکل آن نیست که آسان نشود، مرد آن است که هراسان نشود»، افراد معلول مشکلی با معلولیتشان ندارند، مشکل بزرگ کم لطفی جامعه است.
وی با بیان اینکه در روزهای ابتدایی نابینایی افسرده، ناراحت و خانهنشین بودم، ادامه میدهد: هرگاه فردی دچار معلولیت میشود به میزانی که از معلولیت خود ناراحت است از برخورد فرهنگی جامعه نیز نگران و ناراحت میشود؛ مرکز ثقل مشکلات نابینایان مسائل فرهنگی است.
حجت عنوان میکند: در بعضی از کشورهای جنوب شرقی آسیا که معتقد به تناسخ هستند، گفته میشود که افراد معلول انسانهای بدی بودهاند و به این دلیل دچار معلولیت شدهاند؛ نسل گذشته ما نابینایان را بسیار اذیت میکردند، اما نسل جدید که تحصیل کرده هستند کمتر به ما توهین میکنند.
حجت با توجه به اینکه از نعمت شنوایی و بینایی محروم است، اما اطلاعات زیادی در خصوص سیاست، شعر و ... دارد، این را میتوان در لابهلای صحبتهایش متوجه شد.
من از بینوایی نیام روی زرد غم بینوایی رخم زرد کرد
وی تصریح میکند: مسئولان کشور که باید نابینایان را حمایت کنند آنان را فراموش میکنند و بالعکس والدین که باید فرزندان خود را هدایت کنند، تمام کارهای آنان را انجام میدهند؛ در جایی که باید حمایت شویم حمایت صورت نمیگیرد و در جایی که باید هدایت شویم، هدایت انجام نمیشود، در واقع والدین فرزندان را تنبل بار میآورند و مسئولان نیز میگویند همه چیز امن و امان است.
بعد از کمی سکوت، حجت دوباره کف دستش را به دست مادرش نزدیک میکند تا به او بگوید که بحث به کجا رسیده، اظهار میکند: در سال گذشته نمایندگان مجلس شورای اسلامی کشور طرح کاندیداتوری نابینایان را در مجلس رد کردند در حالی که در کشورهای توسعهیافته بسیاری از نابینایان نماینده مجلس هستند.
این مثال را به این دلیل عنوان کردم که بگویم نمایندگان اگرچه که به وزیر رفاه کارت زرد میدهند، اما خود آنان نیز کم لطفی کردهاند، امیدوارم نمایندگان در سال جاری برای اصلاحیه قانون جامع حمایت از حقوق معلولان با وزارتخانه همراهی کنند، زیرا در این قانون موضوع تامین اجتماعی مطرح شده که امکان دارد با مخالفت مجلس روبرو شود.
ناصریان ادامه میدهد: ملتها، دولتها را میسازند و شکایت و گله ما نیز از ملت است، زیرا خواستگاه توهینها و بی احترامیها ملت است؛ از سال 86 تا کنون در خصوص هدفمندی یارانهها صحبت میشود، هر ماه مبلغ زیادی یارانه پرداخت میشود در حالی که تنها 10 درصد از افراد جامعه نیازمند واقعی هستند و متاسفانه بعضی از افراد به نفع جامعه معلولان انصراف نمیدهند.
وی تصریح میکند: این میل به تجملگرایی و بیشتر داشتن که در کشور نسبت به گذشته افزایش یافته است موجب حسادت و نفرت میشود که متاسفانه به جامعه معلولان هم رحم نمیکنند و اینجاست که گله و شکایت از ملت به وجود میآید.
ناصریان با اشاره به اینکه مردم با معلولان طوری برخورد میکنند که انگار شغل آنان تکدیگری است، ادامه میدهد: اگر معلولان نیازمند هستند چرا از آنان حمایت نمیشود و اگر نیازمند نیستند چرا به معلولان توهین میشود.
وی خاطرنشان میکند: به همین دلیل کم بینایان حاضر به استفاده از عصای سفید نیستند و حتی آنان که نابینای مطلق هستند عصای خود را پنهان میکنند، به گفته ملک الشعراء بهار که میگوید، «اسلام گر امروز چنین زار و ضعیف است... زین قوم شریف است».
حجت اضافه میکند: بعضی از مردم و حتی بعضی از نزدیکان من به قدری مرا آزار دادهاند که فقط خدا میتواند بین من وآنان قضاوت کند.
مسئولان این گزارش را مطالعه نمیکنند
ناصریان تصریح میکند: مسئولان این گزارشها و مصاحبهها را مطالعه نمیکنند، حتی در رسانه ملی نیز مصاحبهای انجام شده، اما مسئولان هیچ توجهی نشان نمیدهند.
وی خطاب به مسئولان، میگوید: آیا شما عزیزان آنطور که مورد قبول حضرت ثامنالحجج(ع) است به جامعه معلولان فکر میکنید؟ اگر امام رضا(ع) در قید حیات بود از رفتار شما راضی بود؟
وی با بیان اینکه مسئولان به جامعه نابینایان و معلولان توجه دقیق داشته باشند، خاطرنشان میکند: مسئولان آمارهای جذاب و جالبی ارائه میکنند که حتی ما نابینایان نیز نمیدانیم این خدمات شگرف در کجا ارائه میشود! به طور مثال گفته شده که در سال گذشته 37 هزار فرصت شغلی برای معلولان ایجاد شده است.
وی ادامه میدهد: من نمیگویم که آنان هیچ اقدامی انجام نمیدهند، اما این اقدامات آنطور که باید، انجام نمیشود.
ناصریان با اشاره به اینکه بحث تامین اجتماعی چند سال است مطرح شده، اظهار میکند: امیدوارم این طرح امسال به سرانجام برسد.
حجت آهی میکشد و با لبخندی که از ابتدای گفتوگو از لبانش محو نشده، میگوید: هیهات...
وی خطاب به نابینایان میگوید: علی رغم اینکه جامعه نگاه نامناسبی به معلولان دارد، اما شما دل را به دریا بزنید و از عصای سفید استفاده کنید زیرا بالاخره یا مردم اصلاح میشوند یا به زور آنان را اصلاح میکنیم؛ استفاده نکردن از عصای سفید توهین به دیگر نابینایان و معلولان است و توصیه میکنم افراد کم بینا نیز برای ایمن بودن از عصای سفید استفاده کند.
ناصریان عنوان میکند: 23 مهر روز نابینایی است و نه نابینایان زیرا نابینایان هر سال از مشکلات خود صحبت میکنند، اما هر سال هیچ تفاوتی با سال گذشته نمیکند؛ در صورتی اوضاع تغییر میکند که قانون جامع حمایت از حقوق معلولان به سرانجام برسد، در آن صورت میتوان گفت به لحاظ حقوقی و اجتماعی پیشرفت داشتهایم در غیر این صورت در جا میزنیم.
وی در پایان شعری طنز را با صدای بلند میخواند:
یاران من از بنای هستی
بگرفته عصای خود دو دستی
دستی به عصا و راه در پیش
از شوش و خزانه تا به تجریش
با چاله و چاه گشته درگیر،
بعضی شده هم در آن سرازیر
کوران غیور جمله رهرو
گردیده نگون درون مترو
بیکار و عیال و پول و خانه
گردنده چو توپ در زمانه
لیسانسه و کارشناس ارشد
بیکاری به نرخ شصت درصد
جمعی شده متصل بر این صف
با مدرک دکترای در کف
فیلسوف و ادیب و هم وکیلند
یاران من از همین قبیلند
خیل متفکران بیکار
گردیده به خانهها تلمبار
این قشر عظیم آسمانجل
افتاده به صحنه تغافل
آنگونه مصوبات جامع
بر سختی ما نگشت مانع
قانون که اسیر بی کسی بود
همواره به دست بررسی بود
در آخر کار بی پدر ماند
چون بودجه نداشت در به در ماند
همواره شنید او درشتی
از بهر روند لاک پشتی
نه خانه و پول و کار آورد
بر ما و خودش فشار آورد
قانون سر پیچ تند اجرا
افتاده به هن هن و تقلا
نه یار و طبیب و سرپرستی
بر فرق خودش زند دو دستی
تعداد زیادی کور بیکار
آید همه روزه سوی بازار
افتاده به راه پیچ در پیچ
یک کاغذ پاره و دگر هیچ
روز از نو و باز روزی از نو
یاران همگی به سوی مترو...
گزارش از زهرا انصاری، خبرنگار ایسنا- منطقه خراسان
انتهای پیام



نظرات