«حسین عباسینیا» در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، اظهار کرد: جشنهای نوروزی صرفاً به خاطر برپایی یک جشن ساده برای نو شدن سال نیست و هر کدام از این مراسم به نوعی فلسفه آفرینش را بیان میکند و هر کدام یادمانی از خاطره مخصوص ایام نوروز است.
وی افزود: اکثر جشنهای نوروز در حال داشتن ظاهری پرنشاط و شادمانه نوعی ستایش و نیایش به درگاه خداوند منان است برای سامان یافتن زندگی، آمدن برکت و پویایی در روی زمین و شروع طراوت و زایش و رویش، از همینرو روز اول فروردین که همزمان است با حرکت گیتی، از قداست خاصی برخوردار است و روز اورمزد خوانده میشود، به همین جهت این روز را نوروز میگویند.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: نوروز یعنی روزی که طبیعت نو شده و فلک کار خود را آغاز کرده و نشاط و خرمی به زمین آمده و به همین جهت این روز را باید جشن گرفت و به درگاه خداوند ستایش و نیایش و بندگی کرد و این ستایش و نیایش نوعی تذکر و بازآفرینی نمادین آفرینش نخستین است که در هر تکرار ارواح مردگان نیز به زمین میآیند و تجدید حیات میکنند، این ارواح همان فرهوشیها و فروهرها هستند که یکی از پنج نیروی موجود در انسان است و هنگام تولد در نهاد او قرار داده میشود.
وی اظهار کرد: والاترین آن فروهر است که وجود روحانی و ارزشمند انسانی است کلمه فروهر و فروردین هر دو از یک ریشه و برگرفته از واژه اوستایی فرورتی به معنی ارواح در گذشتگان پاک و منزه است.
عباسینیا تصریح کرد: در زنجان قدیم دومین چهارشنبه اسفندماه را قودوخ چهارشنبه به معنای چهارشنبه بچه مینامیدند که دلیل آن را هنوز مشخص نشده اما گمان میرود نوعی عدم تکامل و نوعی در مرحله بلوغ نبودن است.
وی خاطرنشان کرد: در چهارشنبه دوم بیشتر به احشام و چارپایان میپرداختند و به نوعی آنها را نیز برای ایام سال نو آماده میکردند یعنی روی گردن و دم آنها را میچیدند و کوتاه میکردند و گاهی بهصورت پله در میآوردند و بعد آنها را طومار میکردند و آن روز احشام را به صحرا نمیبردند و به این وسیله آمدن فصل بهار را به حیوانات نیز تحمیل میکردند.
عباسینیا یادآور شد: در شب چهارشنبه دوم خوردنیهای گوناگون در سر سفره بود و اقوام بعد از خوردن آنها به جشن و پایکوبی میپرداختند.
انتهای پیام




نظرات