• سه‌شنبه / ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ / ۱۰:۴۸
  • دسته‌بندی: قزوین
  • کد خبر: 96122212280
  • منبع : نمایندگی قزوین

گزارش ایسنا از تغییر یک رسم کهن،

کُولَه چهارشنبه‌ای که در آتش ناآگاهی می‌سوزد

مراسم چهارشنبه سوری در مشهد

هر چه به پایان سال و چهارشنبه آخر سال نزدیک می‌شویم صدای انفجار اخبار گوش هر شنونده‌ای را آزار و چشم او را گریان می‌کند که رسوم چهارشنبه‌سوری در آتش ناآگاهی و ورود فرهنگ سایر ملل می‌سوزد.

به گزارش ایسنا،«کشف ۷۵ هزار عدد انواع مواد محترقه در قزوین»، «کشف 457 هزار عدد مواد محترقه»، «دستگیری 6 نفر از عاملان تهیه و توزیع مواد محترقه در قزوین»، «کشف بیش از 67 هزار عدد مواد محترقه غیرمجاز در تاکستان»، «کشف بیش از 11 هزار عدد انواع مواد محترقه در شهرستان البرز»، «کشف بیش از 30 هزار عدد مواد محترقه غیرمجاز در تاکستان، «کشف 11 هزار عدد انواع مواد محترقه غیرمجاز در قزوین»، «کشف 8 هزار عدد انواع مواد محترقه غیرمجاز در بوئین‌زهرا»، «کشف بیش از 129 هزار عدد انواع مواد محترقه در شهرستان البرز» و «کشف بیش از 900 عدد انواع مواد محترقه غیرمجاز در تاکستان» این‌ها تیتر اخباری است که طی چند ماه گذشته در صفحه رسانه‌ها خودنمایی می‌کند.

این اخبار نشان می‌دهد که هر چه به پایان سال و چهارشنبه آخر سال نزدیک می‌شویم صدای انفجار اخبار گوش هر شنونده‌ای را آزار و چشم او را گریان می‌کند.

از همین‌رو سراغ دو تن از پژوهشگران قزوین رفتیم تا از آداب‌ورسوم گذشتگان خود بیشتر بدانیم آدابی که درگذر زمان به فراموشی سپرده‌شده و جوانان این مرزوبوم به رسوم کشورهای آسیای شرقی روی آوردند.

«مجتبی عباسی» که پژوهشگر قزوینی است، می‌گوید: چهارشنبه‌سوری یا «کولَه چهارشنبه» از مراسم‌هایی است که تقریباً عمومی بوده و در جغرافیای ایران تکرار می‌شود و تفاوت آن در خرده‌فرهنگ‌هاست.

وی می‌افزاید: برخی در خصوص شب چهارشنبه‌سوری می‌گویند که این سنت، سنت ایران پیش از اسلام نیست چراکه در روزشمار ایران باستان ایام هفته وجود نداشته و ایام ماه داریم مانند دی روز و تیر روز؛ هرروز یک نام خاصی دارد و معمولاً نام 12 ماه سال نیز جزو اسامی روزهای ماه نیز قرار دارد و اگر مهر روز و ماه‌روز باهم برخورد می‌کردند آن روز جشن می‌گرفتند، بر این اساس نمی‌توانیم بگوییم سنت ایران باستان است و اگر هم بوده نام دیگری داشته است.

این مردم‌شناس اضافه می‌کند: یک روایت و برداشت نیز وجود دارد که می‌گویند این سنت مربوط به دوره بعد از اسلام و مربوط به خروج ابومسلم خراسانی بوده است که قرار بوده روز خروج و شورش ابومسلم در یک پنج‌شنبه‌ای اتفاق افتد که این روز را به شب چهارشنبه انداختند و برای اینکه همه متوجه شوند بر پشت‌بام‌ها از روشن کردن آتش روشن به‌عنوان علامت برای آغاز شورش استفاده کردند.

وی ادامه می‌دهد: چهارشنبه‌سوری یک سنت قدیمی مربوط به قرون اولیه اسلامی بوده و آتش یک عنصر محترم است و جایگاهی که در زندگی آرایی داشته مربوط به پرستش نیست و فقط محترم خوانده می‌شده است.

درگذشته باورها و اعتقاداتی در بین مردم رایج بوده که این اعتقادات درگذر زمان و مدرنیته شدن زندگی‌ها تغییر کرده و به‌مرور حذف‌شده است.

عباسی تصریح می‌کند: در گذشته مرسوم بود همه خانه‌تکانی‌ها باید تا قبل از چهارشنبه‌سوری انجام می‌شده است و اعتقاد داشتند اگر کسی تا قبل از شب چهارشنبه‌سوری خانه‌تکانی انجام ندهد به خانه‌اش مورچه می‌افتد.

وی می‌افزاید: همچنین اگر وسیله‌ای را به کسی امانت‌داده بودند تا شب چهارشنبه‌سوری پس می‌گرفتند و به کسی هم چیزی امانت نمی‌دادند و اگر مجبور بودند وسیله‌ای را به کسی امانت دهند در قبال آن یک وسیله به‌عنوان گرو می‌گرفتند.

به گفته عباسی، معمولاً از شب چهارشنبه‌سوری تا نوروز سفره هفت‌سین پهن می‌شد.

در کُولَه چهارشنبه خبری از ترقه نبود

«علی‌اصغر یوسف گمرگچی» نیز که یک پژوهشگر قزوینی است با تأکید بر این‌که در کله چهارشنبه خبری از ترقه نبود، اظهار می‌کند: چهارشنبه‌سوری نداریم کُولَه چهارشنبه داریم که بوته‌های خاری به نام «ورگ» بود که از بیابان‌های اطراف قزوین می‌آوردند و با واحد طاق شمارش می‌کردند و موقع پریدن از روی آن باید از یک بپرند.

«سرخی تو از من، زردی من از تو»

عباسی نیز عنوان می‌کند: در این شب در پشت‌بام‌های منازل آتش روشن می‌کردند و حتماً باید تعداد کپه‌های آتش فرد می‌بود چراکه تعداد زوج را بدشگون می‌دانستند.

وی تشریح می‌کند: بعد از به راه انداختن آتش از رویان می‌پریدند و شعر «سرخی تو از من، زردی من از تو» را می‌خواندند در برخی روستاهای نیز برای دفع بلایا و باز شدن بخت دختران در پشت رودخانه می‌ایستادند و یک‌تکه سنگ کوچک به آب روان پرتاب می‌کردند.

یوسف گمرگچی نیز یادآور می‌شود: از موسم‌های بخت‌گشایی دختران می‌توان به سیزده‌بدر، 27 و یا 26 ماه مبارک رمضان مصادف با به قتل رسیدن ابن ملجم و کله چهارشنبه اشاره کرد.

وی ادامه می‌دهد: در کله چهارشنبه برای بخت‌گشایی، به شوخی دختران را با پارو بیرون می‌کردند و چند دقیقه پشت درب می‌ماندند و بعد درب را باز می‌کردند.

این کارشناس با اشاره به این‌که در محله دباغان نیز شغل اکثر افراد این محله دباغی بود، می‌افزاید: دختران دم بخت را دباغ‌خانه می‌بردند که دختر باید از روی 7 تاغار که پوست دام بوده و بو می‌داده، می‌پرید و از آب تاغار هفتم بر سر و رویش می‌پاشیدند و دختر نیز در پایان باید به شاگرد دباغ انعام می‌داد.

عباسی نیز در خصوص غذاهای این شب می‌گوید: در چهارشنبه آخر سال در بعضی روستاها شیر برنج طبخ می‌شود و در بعضی از روستاها نیز کله‌پاچه طبخ می‌شود و هنگامی‌که کله‌پاچه را خوردند آشغال استخوان آن را برای مزارع جالیز دود می‌دادند تا سرما جالیز را نزند.

فال گرفتن با تخم‌مرغ در چهارشنبه‌سوری

امروزه در دورهمی‌های خانوادگی و به بهانه‌های مختلف وقتی گردهم می‌آییم بانوان وقت آشپزی ندارند که بر این اساس از رستوران غذا سفارش داده و یا میهمانان خود را به رستوران دعوت کرده و فست فود سفارش می‌دهند، اما در گذشته این‌گونه نبوده و بانوان کدبانو با پخت غذاهای خاص از میهمانان خود پذیرایی می‌کردند.

یوسف گمرگچی نیز توضیح می‌دهد: در این شب 2 غذای مخصوص «شیش انداز» و «رشته پلو با ماهی» بود که این پلو را می‌خواستند دم بگذارند یک تخم‌مرغ خام را داخل پوست پیاز می‌پیچیدند و با نخ بسته و لای برنج می‌گذاشتند که نم برنج باعث می‌شد پوست پیاز رنگ بیندازد و اشکال مختلفی روی تخم‌مرغ می‌افتاد که مانند فال قهوه بود و برای هر کس نیتی که داشت را می‌گفتند و تشبیه می‌کردند.

وی ادامه می‌دهد: آجیل مخصوص کله چهارشنبه شیرین و نزدیک به آجیل مشکل‌گشا بود با این تفاوت که آجیل شیرین نقل داشت.

عباسی نیز بیان می‌کند: در برخی روستاها نیز مرسوم بود که فردای شب چهارشنبه‌سوری در حقیقت روز چهارشنبه فردی که صاحب باغی که درختش با تبر به باغ می‌رفت و درخت را تهدید می‌کرد که اگر بار ندهد آن را قطع خواهد کرد و به همین منظور ضربه کوچکی نیز به درخت می‌زد و البته در بعضی روستاها نیز فردی برای وساطت بین درخت و صاحب باغ می‌آمد و می‌گفت من واسط می‌شوم که این درخت بار دهد.

وی می‌افزاید: هم‌چنین رسمی به نام قاشق زنی نیز مرسوم بوده است که در قزوین و برخی روستاها جوان‌ها چادر بر سر می‌کردند و به درب خانه‌ها می‌رفتند و هدیه و یا پولی به‌عنوان برکت دریافت می‌کردند و به این قضیه نگاه اقتصادی نداشتند.

یوسف گمرگچی بابیان این‌که در کله چهارشنبه مراسم چمچه‌زنی وجود دارد نه قاشق‌زنی، خاطرنشان می‌کند: در چمچه زنی چادر بر سر می‌کردند و درب خانه‌ها می‌رفتند و قاشق و کاسه می‌زدند و صاحب‌خانه آجیل یا کشمش برای این‌ها می‌ریختند.

عباسی نیز در پایان عنوان می‌کند: در برخی روستاها نیز در مراسم شال اندازی، یک شال را که به انتهای آن جوراب می‌بستند را از باجه (منفذی در سقف) آویزان می‌کردند و صاحب‌خانه چیزی به‌عنوان هدیه در آن می‌گذاشت.

با افزایش سطح آگاهی مردم و کسب اطلاعات بیشتر راجع به رسوم گذشتگان خود و فرهنگ‌سازی در این امر می‌توان از آمار مصدومان این شب کاست چراکه مواد محترقه جزو سنت‌های این شب نبوده و هدف از برگزاری این مراسم دورهم بودن و صله‌رحم است.

امیدواریم صفحات روزنامه‌ها در روز چهارشنبه خبر خوشی از کاهش آمار مصدومان به ایرانیان مخابره کنند تا چهارشنبه آخر سال به چهارشنبه سوزی منجر نشود و خانواده‌ها با آرامش به استقبال سال نو روند.

گزارش از «سیده زهرا حسینی‌فلاح» خبرنگار ایسنا منطقه قزوین

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.