• دوشنبه / ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ / ۱۲:۲۷
  • دسته‌بندی: سینما و تئاتر
  • کد خبر: 97032109510
  • منبع : روابط عمومی برنامه

نوشتار کیومرث مرادی در آستانه اجرای دیرراهبان

«آیا باید با تئاتر تعقل و تفکر خداحافظی کرد؟»

کیومرث مرادی

کیومرث مرادی کارگردان نمایش «دیرراهبان» همزمان با آغاز اجرای این نمایش، نوشتاری را منتشر کرد.

به گزارش ایسنا،در متن کیومرث مرادی آمده است:« تئاتر تعقل و تفکر تئاتری است بر مبنای تفکری دقیق که یک هنرمند آن را بر پایه جهانی شکل می دهد که در آن زیست کرده است.

این تئاتر خارج از عرف روزگار و ادعاهای دروغین اطرافاش اهدافی را دنبال می کند که ریشه در عمق تفکر و احساس هنرمند خالقاش دارد.

این نوع آثار ادعایی ندارند چون هدف اش نمایش دادن نیست، بلکه هدف اصلی اش رویارویی با خود در مقابل دیده گان تماشاگران معاصر است. رویارویی که در جستجوی هم آوردی اندیشه و برخورد نگاهی است که می بایست در این دیدار شکل گیرد.

“تئاتر تفکر” تئاتری است با این الگو؛ به چالاش کشیدن اجتماع امروزی و طرح پرسش از خود و تماشاگر در عمق ذهن اش، بدون توسل به شعار و شعارزدگی و یا نمایش مدل ها و تکرار روزمره. در واقع تئاتر تعقل تلاش می‌کند فارغ باشد از روز مرگی های کشنده و ادعاهای نمایشی تکراری.

هایدگر می گوید: روزمرگی گسست آرمانها و حقیقت انسان را برای او به ارمغان می آورد. همین اینجاست که هنر روز مره با خود گسست عمیق جدای از ذهن مخاطب و قطع ارتباط نسل ها را آرام آرام شکل می دهد.

گسستی که منجر به عدم درک اجتماع و تماشاگر و عدم ارتباط درونی با آثار هنرمندان می شود. این گسست در طول یک دهه منجر به فراموشی شاخص های آثار هنری هر دهه شده و در نتیجه خروجی ها و موفقیت های شاخص هنرمندان به سرعت به فراموشی سپرده میشود. همین جاست که ما خود را میان فراموش شدگان و یا ندیده شدگان پیدا می کنیم و همه آن کاشت ها و برداشت ها که منجر به ساخته شدن جریانی موفق شده است در همان سطح جریان باقی می ماند و فراموش می شود. چرا که آثار بی ارزش روزمره که بی خاصیتی اش در نتیجه عدم هدف مندی خلق آن است، با سرعت قارچ گونه اش مخاطب را گم راه کرده و در ذوق زدگی نمایشی که پشت آن هیچ چیزی نیست مبهوت، شهرت و زرق و برق می شود و در پایان بی هیچ توشه ایی با همان ذوق به خانه می رود و تمام.

برای همین است که تئاتر دهه ۷۰ خورشیدی و دهه ۸۰ ثمره های اصلی خود را آرام آرام گم می کند و در نتیجه آن بسیاری از موفقیت های آن دو دهه رها شده و در سطح یک جریان باقی می ماند. تئاتر در آن دهه ها تعقل خود را مدیون عمق سیاست های فرهنگی و توجه ویژه مدیریت و جریان های تئاتری است مسیری که منجر به ظهور بسیاری از نمایشنامه نویسان، کارگردان ها، بازیگران و گروه ها وکمپانی های خوب تئاتر شد. اما حقیقت خیلی زود خود را در میان سیاست های کوتاه مدت که منجر به عمل کردهای روز مره شد گم کرد و جریان های مهم این دو دهه گم شد و ابتر باقی ماند.

حالا سوال های زیادی هنوز بی جواب باقی مانده است،

سوالاتی که شاید در ابتدا ما به آن باید جواب دهیم و شاید هم مدیریت کلا تئاتر باید با یک برنامه هدفمند تر از جریان تئاتر تفکر حمایت کند تا مسیری متفاوتی شکل گیرد.

بررسی و نگاهی دیگر به تئاتر تفکر مند دهه ۷۰ خورشیدی و دهه ۸۰، یادآوری بزرگی است از اسم ها و جریان ها و گروه هایی که در روزمره گی این روزگار گم شده اند. بزرگانی که در آن سال ها بسیار درخشیدن و حالا سال هاست که در حاشیه ایی تنها عبور وگذر زمان را نظاره می کنند.

آدم هایی همچون مهندس پور، دانشور، رفیعی، چرمشیر، ثمینی، برهانی مرند، نادری، نریمانی، شاملو، پسیانی،تهرانی ، دشتی، دشت آرایی ، ثروتی، غنی زاده، کوهستانی، و بی شمار اسامی که می توان نام برد.

 تئاتر متفکر در پی این نیست که تماشاگر را به شیوه گریز آمیز تئاتر طبیعت گرایانه یا رمانتیک از حال و هوای خودش بیرون بیاورد.بلکه می خواهد او را عمیقا در خودش فرو ببرد. جهان زیباشناسانه را با عمق قصه ایی که زندگی را معنا می کند به سادگی به تماشاگر ارایه کند و در جهانی فارغ از تکرار و بیهودگی تصویری ساده اما حقیقی از انسان معاصر ارایه کند.»

انتهای پیام 

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.