• پنجشنبه / ۲۸ تیر ۱۳۹۷ / ۱۰:۲۸
  • دسته‌بندی: مازندران
  • کد خبر: 97042815427
  • منبع : نمایندگی مازندران

"دلیر"؛ رازی سر به مهر بر بلندای غرب مازندران

"دلیر"؛ رازی سر به مهر بر بلندای غرب مازندران

ایسنا/مازندران تمدن مدفون شده در زیر خروارها خاک در "دلیر و الیت" که از به هم پیوستگی تمدنی دیرینه در این نقطه کوهستانی حکایت دارد، خود شرح درد زیست مندان پیشین این منطقه و تمدنی انقراض یافته دارد که تاریخ هیچ شناختی از آن به دست نمی دهد.

به گزارش ایسنا، "دلیر" نام روستایی است از روستاهای دهستان کوهستان، بخش مرزن آباد از شهرستان چالوس در غرب مازندران که از مشرق به روستای تاریخی "مند الیت" و از شمال به روستای خوش آب و هوای "ناتر" محدود است؛ دیگر جهات جغرافیایی این روستا را چراگاه های تابستانه احشام احاطه کرده اند؛ ارتفاع این زیبای خیال‌انگیز از سطح دریاهای آزاد 2 هزارو 70 متراست؛ ساکناندلیر به زبان "تبری کلارستاقی" صحبت می‌کنند.

مومن توپا ابراهیمی پژوهشگر، نویسنده مطرح مازندران می گوید: "دلیر" به گویش دیرینه می‌تواند "درئیر" بوده باشد که بر اثر تحولات زبانی در گذر زمان از جملهاصل سایش و آسان گرایی تبدیل به "دریر" و سرانجام به دلیلاثر گذاری زبان غالب (فارسی) مبدل به دلیر شده است.

‌وی با بیان این که این روستا از کوهستان تا جاده اصلی چالوس_ کرج 24 کیلومتر، تا شهر مرزن آباد 42 و تا مرکز شهرستان 67 کیلومتر فاصله داشته و دو نهر نسبتا پر آب  به نام‌های "گرم رو" و "چارو" دارد، یادآور می‌شود:  انبوهی از خانه‌ها، با سیمای سنتی خود قدیمی‌ترین محلات دوگانه  "دلیر" به اسامی "جور محله =بالا محله" و "جیر محله= پایین محله " را تنگاتنگ احاطه کرده‌اند که این منازل عمدتا دارای معماری نسبتا قدیمی تر هستند و با مصالحی از نوع سنگ و چوب به طور جداگانه یا توامان همراه با ملاتی از گل بنا شده‌اند؛ تراکم این بناها چنان است که امکان جدا کردن آن‌ها با دیوارکشی عملی نیست.

بسیاری از این خانه‌ها حتی دارای دیوارهای مشترک بوده و خروجی آن‌ها معبر تنگی است که به گویش کلارستاقی "مین کل" نامیده می‌شود و باید گفت در این قسمت از محله، عبور اتومبیل به دلیل پایداری در حفظ بافت قدیمی، امکان پذیر نیست؛ ترکیب جمعیتی "دلیر" از اقوام گوناگون بوده که بعضی از آنان در گذشته‌های دور از دیگر نقاط ایران قدیم به آن جا کوچیده و در جمعیت بومی کاملا استهاله شدند.‌

ابراهیمی معتقد است: سازمان میراث فرهنگی می‌تواند با حفظ این بافت‌های قدیمی و اتخاذ تدابیری چون سنگ فرش کردن کوچه‌ها دوام و بقای آن را  تضمین کند تا نسل‌های آینده با رویت حقیقی نوع معماری و بافت ساختار روستا از منظر کلی آشنا شوند.

جمعیت ثابت این روستا در حال حاضر از 600 نفر تجاوز نمی‌کند اما در تابستان به رقم تقریبی 5 هزار نفر نیز می‌رسد، در بافت قدیم این روستا خانواده‌های سنتی به صورت گسترده از زیرزمین تا زیرشیروانی را اشغال می‌کنند تا به این وسیله یک گردهمایی برپا شود. دلیر از جمله اولین روستاهایی است که از آب لوله‌کشی ‌بهداشتی برخوردار شد؛ چشمه‌های "هزار سنگک" و "هفت خونی" در سمت جنوبی روستا معروفند و پس از چشمه ‌"عارس زماگ" نزدیک‌ترین چشمه‌ها به این کلان روستا هستند.

این محقق و پژوهشگر مازندرانی می گوید: "دلیر" همواره آهنگی تند افزایش جمعیت را تجربه کرده است. محدوده تنگ روستای دلیر هیچگاه تحمل پذیرش این افزایش را نداشت، از این رو "دلیریان" دائما ناچار به مهاجرت به دیگر نقاط دور و نزدیک کوهستان می‌شدند.

این روستا آب و هوای دلپذیر و مه صبحگاهی دلنشینی دارد، طبیعت ناب، حفظ بافت روستایی و کوه‌هایی مملو از پوشش گیاهی، حس بکر گونه‌ای به این منطقه بخشیده است؛ در انتهای سمت شمال غربی روستای دلیر چشمه آب گرمی دقیقا در کنار نهر "گرم رو" از زمین می‌جوشد که به دلیل خاصیت درمانی شهره عام و خاص است.

ابراهیمی معتقد است: چند دهه پیش، آنان که دچار بیماری‌های پوستی بودند، هرازگاهی برای استحمام به این چشمه سری زده و در حوضچه آن غوطه‌ای می‌خوردند. آن‌ها بر این اعتقاد بودند که این چشمه مقدس است، از این جهت ماریمتولی حفظ پاکی آن بوده و به کسی اجازه نمی‌دهد با تن ناپاک به آن وارد شود و محیط اطراف را بیالاید. این مدعا اگر چه خرافه‌ای بیش نبود، اما چشمه و پیرامونش را از ‌آلودگی حفظ کرد. 

جمعیت ثابت  روستای "دلیر" عموما به طریق دامداری امرار معاش می‌کنند، همچنین زنبورداری نیز در این منطقه کم کم جای خود را باز کرده است، وجود مراتع مملو از انواع گل‌ها که با رنگ‌های گوناگون سیمای کوهستان را می‌آرایند، دلیر را مبدل به بهشت زنبوران عسل کرده است.

‌"دلیر" بربلندای گردشگری غرب مازندران

ابراهیمی می‌گوید: دلیر به دلیل برخورداری از شرایط اقلیمی و ‌وجود بی‌شمار ‌شگفتی‌های طبیعی می‌تواند به عنوان مقصد قابل قبولی برای صنعت توریسم باشد، به خصوص آن بخش از آن که با عنوانی چون طبیعت گرد(اکوتوریسم) مطرح است؛ وجود گونه‌های گیاهی متعدد، گونه‌های جانوری، چشمه سارها، غارها، امام زادگان متعدد در مسیر راه و روستاهای همجوار، دریاچه‌ سه گانه "حصارچال"، چشمه آب گرم منحصر به فرد، انواع محصولات دامی و غیره این منطقه را از این لحاظ در میان بسیاری از روستاهای غرب مازندران ممتاز کرده است.

در جای جای ‌مراتع و مزارع این روستا آثار زیستی انسان‌های پیشین به خوبی و در سطح زمین به چشم می‌خورد، تمدن مدفون شده در زیر خروارها خاک در "دلیر و الیت" که از بهم پیوستگی تمدنی دیرینه در این نقطه  کوهستانی حکایت دارد، خود شرح درد زیست مندان پیشین این منطقه و تمدنی انقراض یافته دارد که  تاریخ هیچ شناختی از آن به دست نمی‌دهد. راز نهفته در دل این محوطه عظیم تاریخی که وسعت آن در"الیت و دلیر" شاید جمعا به 50 هکتار می‌رسد، همچنان ناشناخته مانده است‌.

‌"دلیر" مهد پرورش یلان مازندران

توپا ابراهیمی محقق و پژوهشگر مازندرانی معتقد است: کوهستان مهد پرورش یلان و پهلوانانی بود که پیوسته چون ستاره ای بر فراز آسمان کلارستاق می‌درخشیدند. صفا، صداقت، فروتنی‌، صبر و تحمل، گذشت و فداکاری آیین زندگیاین جوان مردان بود، روستای"دلیر" نیز همانند همهکلارستاقبه تناسب جمعیت خود در پرورش این پهلوانان نقشی اساسی و ممتاز داشته است، پهلوانان "دلیری" اگر چه در میدان رزم  و کشتی  طعنه  به ببر مازندران و پلنگ بیشه زاران می‌زدند اما این تنها ویژگی پهلوانی آن‌ها محسوب نمی‌شد.

‌موسیقی جز جدایی ناپذیر مردمان کوهستان

اما موسیقی جزء جدایی ناپذیر مردمان کوهستان است، آواز خوانانی که برای دل خود و گله هایشان هر صبح و شام، وقت و بی وقت صدای خود را یله کرده،  زخم دل خسته خود را با آن مرهم می‌نهادند، کم نبودند. آواز خوانان شعر آوازهای خود را  بداهه می‌سرودند و با صدایی گرم، محزون و شنیدنی برای گله‌ها می‌خواندند؛ آنان گاه کوه را نیز به ناله واداشته و در پژواکی جان گداز با خود هم آواز کرده و گروه کر کوهستان را رقم می‌زدند.

ابراهیمی می‌گوید: چوپانان کوهستان در ردیف آوازی، مقام‌های امیری، طالب طالبک، ولگسری، توری، کیجاجانک، گله را بردن و غیره تبحر داشتند، بعلاوه آیین نمایشی "خورمیا"،"عارس گلک" و بازی‌های "چلپی سره=شب های پایش زائو" را خوب اجرا می‌کردند؛ آواز خوانان دلیری ردیف آوازی "ولگسری" را با بدیهه سرایی شعری خود بسیار عالی می‌خواندند و از این جهت در کوهستان زبانزد بودند.

ردیف‌های موسیقی سازی که عمدتا با ساز نی و بسیار اندکی هم با سرنا  نواخته می‌شد در دلیر معمول بود، مقام‌هایی چون "گله را بردن"، "مالینگا سری"، "شتر زنگ"،"گسن چمر"، "گسن توده"، "وچاک وچاک"،"رجگا سری" از جمله مقام‌هایی بودند که با نی یا با صوت نواخته می‌شدند؛"حمام سری" ،"کشتی گری" ، "درن"، "عارس دمالی" و "خرج بار سری" آهنگ‌هایی بودند که  با نی و سرنا نواخته می‌شدند.

این‌ها همه مشت نمونه خروار از دلیر کوهستان است، منطقه‌ای که چونان راز سر به مهر بر قامت سترگ کوهستان ایستاده است؛ باید رفت و دید تا عمق زیبایی و تاریخ را در آن جا به باور نشست.

گزارش از: سپیده پورشعبان، خبرنگار ایسنا، منطقه مازندران


انتهای پیام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.