• سه‌شنبه / ۲۰ آذر ۱۳۹۷ / ۱۲:۱۹
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 97092010009
  • منبع : مطبوعات

بینوایان لاکچری

بینوایان

«در چنین واویلایی، آقایانی با بودجه چند میلیاردی در جایی که متعلق به ازمابهتران است، نمایشی را بر صحنه می‌برند که بن‌مایه‌اش فقر و درماندگی و دفاع از کرامت انسانی دردمندان است. این البته ربطی به خلاقیت هنری تولیدکنندگانش ندارد که نشان داده‌اند از قدرت اجرائی فوق‌العاده‌ای برخوردارند؛ بلکه به بی‌عدالتی گسترده در جامعه ما ربط پیدا می‌کند. بینوایان؛ مسئله این است.»

به گزارش ایسنا، احمد طالبی‌نژاد در نگاهی به نمایش موزیکال بینوایان در روزنامه شرق نوشت: «من متأسفانه کار پیشین حسین پارسایی، یعنی «اولیور توئیست» را که آن هم به صورت موزیکال در تالار وحدت بر صحنه رفته، ندیده‌ام. بنابراین در مورد توانایی‌های وی در اجرای آثار کلاسیک و هماهنگ‌کردنشان با شرایط روز و جامعه‌ای که در آن به سر می‌بریم، نمی‌توانم قضاوتی داشته باشم اما فارغ از حواشی واقعیت این است که اجرای نمایش موزیکال بینوایان در تاریخ تئاتر ایران می‌تواند نقطه‌ عطف محسوب شود. همه ابعاد اجرا حرفه‌ای و مرعوب‌کننده از کار درآمده‌اند. بله می‌پذیریم که «فیض روح‌القدس ار باز مدد فرماید، دیگران هم بکنند آن‌چه مسیحا می‌کرد». خب فعلا که اوضاع این‌جوری است. این اجرا را به‌ عنوان نوعی تابوشکنی که حتما منشأ اثر خواهد بود، باید مد نظر داشت اما فرض را بر این بگذارید که برخی رانت‌ها، باعث شده این نمایش به صورت فعلی شکل بگیرد. خب اشکال کار چیست؟ من البته در آن اشکال می‌بینم اما نه این که چرا برخی از این اجازه‌ها دارند و برخی ندارند. اشکال نمایش این است که دست‌ کم تا نیمه نخست، ما با اجرایی پرشور و جذاب روبه‌روییم اما در نیمه دوم به‌ویژه از هنگامی که وارد فاز رمانتیک و پیداشدن سر و کله عشق کوزت و ماریوس می‌شود، نم‌نمک ملالی هم به همراه می‌آورد که ناچاری روی صندلی‌ات مرتب جابه‌جا شوی تا این لحظات کشدار بگذرند. به‌ویژه آن که وجه موزیکال در اغلب این صحنه‌ها فراموش شده، شاهد اجرایی معمولی هستیم. بازی نوید محمدزاده در نقش بازرس ژاور هم البته بر این ملال می‌افزاید. اصلا معتقدم انتخاب این بازیگر درجه‌یک سینما و تئاتر امروز ایران برای این نقش تنها جنبه اقتصادی داشته و هیچ تناسبی در اکت‌ها و صدای او با شخصیتی که بازی می‌کند بازرس خبیث یا همان نیروی شر و تهدیدکننده، دیده نمی‌شود. در حالی‌ که انتخاب پارسا پیروزفر، در نقش ژان والژان، هوتن شکیبا و سحر دولتشاهی در نقش آقا و خانم تناردیه و پریناز ایزدیار در نقش فانتین (مادر کوزت)، کم‌وبیش متقاعدکننده است. به‌ویژه شکیبا و دولتشاهی چنان پرانرژی بر صحنه حاضر می‌شوند که بقیه بازی‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

البته می‌دانیم که پیداکردن بازیگرانی که علاوه‌ بر قدرت بازیگری صدای دلنشینی هم داشته باشند و بتوانند در گام تنور آواز بخوانند، دشوار است. به‌ همین‌ دلیل نمی‌توان پارسایی را بابت این انتخاب‌ها سرزنش کرد. در عین‌ حال می‌دانیم حتما سرمایه‌گذاران و تهیه‌کنندگان نمایش، بر حضور چهره‌ها در این نمایش تأکید داشته‌اند. راستش اگر هم در اجرا ضعف‌هایی وجود داشته باشد که دارد، اجرای زنده موسیقی نمایش با حضور نزدیک به ۸۰، ۹۰ نوازنده و همخوان، به رهبری بردیا کیارس و طراحی صحنه متناسب با امکانات سالن عظیم محل اجرا، پوششی است بر این ضعف‌ها. کیارس و گروهش فارغ از همراهی با نمایش، در واقع یک اجرای قوی و تأثیرگذار را به تماشاگر ارائه می‌دهند. استفاده از تصویر ثابت شهر پاریس در گذشته‌های دور، به‌ عنوان بخشی از صحنه‌آرایی و در عین‌ حال نمایش کلوزآپ برخی بازیگران که تماشاگران عادی صرفا به ‌خاطر دیدن‌شان از نزدیک به تماشای این نمایش آمده‌اند، در دو گوشه بالای صحنه، ترفند‌های بدی نیستند. البته بهتر می‌بود اگر به‌ جای تصاویر فوق، تکه‌هایی از نسخه‌های سینمایی بینوایان به نمایش درمی‌آمد تا ضمن حظ بصری، اشاره‌ای خلاقانه به سابقه نمایشی این اثر شده باشد.

به‌ جز اینها، این نمایش برای آنان که در جست‌وجوی تئاتری با رویکرد «آرت» هستند، چیزی ندارد اما برای تماشاگران عادی که هر شب سالن را پر می‌کنند، یک اجرای سرگرم‌کننده و شاید هم لذت‌بخش خواهد بود. در میان انبوهی صحنه و لحظه، صحنه یا لحظه‌ای که درخشان، مثال‌زدنی و به‌یادماندنی باشد، دیده نمی‌شود.

اما برسیم به حواشی‌ که هم سایه‌اش بر سر اجرا و دست‌اندرکارانش سنگینی می‌کند و هم برای نگارنده باعث نگرانی، حیرت و افسوس است. اجرای نمایش در سالن بزرگ و چند هزار نفری هتل مجلل اسپیناس نمی‌دانم چی‌چی، بدون یک صندلی خالی برگزار می‌شود. قیمت بلیت همکف از ۱۸۰ هزار تومان آغاز می‌شود و در بالکن‌ها به۵۰ هزار تومان می‌رسد. در سالن انتظار بوفه‌هایی وجود دارد که کمترین خوراکی‌شان یعنی پاپ‌کورن ۱۵ هزار و ۲۰ هزار تومان و ساندویچ سردش ۳۵ هزار تومان قیمت دارد. طرفه این که انبوهی از تماشاگران تا پیش از آغاز نمایش در صف خرید این خوراکی‌های لوکس ایستاده‌اند. به عبارت دیگر اغلب حاضران برای تماشای این اثر، حدود ۲۰۰ هزار تومان هزینه می‌کنند. خب اینجاست که باید احساسات را به منطق گره زد و در صورت امکان فریاد زد ما چه مردمی هستیم و در کجای این جهان سیر می‌کنیم؟ وقتی از یک طرف می‌بینم مردمانی هستند که سفره‌شان خالی است و مردمانی هستند که ماه‌هاست حقوق و دستمزدی دریافت نکرده‌اند، کسانی هستند که سرپناه ندارند و در خیابان‌ها روی مقوا می‌خوابند، کسانی هستند که بابت بدهی‌های اندک در زندان به‌ سر می‌برند و از آن طرف بچه‌هایی هستند که با خون دل متن می‌نویسند، کارگردانی می‌کنند، ماه‌ها زحمت می‌کشند و عاقبت هم ناگزیرند در دخمه‌هایی که نام سالن بر آنها گذاشته شده و هیچ‌ چیزشان استاندارد نیست، با صندلی‌های خالی اجرا بروند و حتی به قدر پول توجیبی هم از کاری که کرده‌اند و می‌کنند، عایدی ندارند. کسانی را می‌شناسیم که مدارک بالای تئاتری دارند و تجربه‌های ‌گران‌قدری پشت ‌سرشان است اما از سر بی‌کاری و ناچاری، تن به مشاغلی داده‌اند که ربطی به تئاتر که هیچ، به فرهنگ و هنر ندارد. آن‌وقت در چنین واویلایی، آقایانی با بودجه چند میلیاردی در جایی که متعلق به ازمابهتران است، نمایشی را بر صحنه می‌برند که بن‌مایه‌اش فقر و درماندگی و دفاع از کرامت انسانی دردمندان است. این البته ربطی به خلاقیت هنری تولیدکنندگانش ندارد که نشان داده‌اند از قدرت اجرائی فوق‌العاده‌ای برخوردارند؛ بلکه به بی‌عدالتی گسترده در جامعه ما ربط پیدا می‌کند. بینوایان؛ مسئله این است.

پاکبازان سر کوی خرابات فنا

در مقام سرفرازی خشت بالین کرده‌اند (امیرخسرو دهلوی)»

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۷-۰۹-۲۰ ۱۲:۵۸

من یک کارمند ساده دانشگاه هستم و با همسرم این تاتر فاخر و زیبا را رفتم دیدم و خیلی هم لذت بردم و در جای مناسبی هم نشستیم... قیمت بلیتش هم نسبت به کیفیت اجرا خیلی عالی بود.. کسانی که جو درست کردند درباره لاکچری بودن و اینها اولا از هنر و نمایشی هیچ چیز نمیفهمند. چرا که لازمه اجرای شاهکار ویکتورهوگو چنین سالن و این تعداد هنرمند است. دوما خود چنین افرادی گاهی برای یه تفریح بیرون رفتن یا لب ساحل و جنگل رفتن خیلی بیش تر از پول بلیت این تاتر خرج میکنند و پول جوجه و قلیان و ذغال و بنزین ماشین و چیپس و پفک میدهند و طبیعت را هم به افتضاح میکشند...

avatar
۱۳۹۷-۰۹-۲۰ ۱۶:۲۱

چه باید کرد ؟

avatar
۱۳۹۷-۰۹-۲۱ ۱۰:۴۷

این ملت داد میزنن نداریم و گرانی و تورم هست بعد تو برنامه های این چنینی اولین نفر در صف هستن.جای تعجب داره واقعا

avatar
۱۳۹۷-۰۹-۲۱ ۱۳:۵۹

من که به شخصه هیچوقت از پس این هزینها بر نیومدم و تا حالا موفق به دیدن کنسرت و تاتر و .. نشدم و موافقم که هزینش بالاس اما اما اما اگر قراره این برنامها نباشه که مردم باید فقط تو خونه بشینن اگر هم هزینها پایین بیارن که خرجشون در نمیاد پس همین عوامل هم بیکار و بدبخت و کارتن خواب میشن