• شنبه / ۱۵ دی ۱۳۹۷ / ۱۰:۵۵
  • دسته‌بندی: ایسنا+
  • کد خبر: 97101507649
  • خبرنگار : 71359

در اورژانس بیمارستان‌ها چه خبر است؟

اورژانس

می‌گویند آدم‌هایی که در اورژانس بیمارستان‌ها کار می‌کنند سرسخت‌ترین کادر پزشکی دنیا هستند. همزمان آدم‌هایی که راهشان به اورژانس می‌افتد معمولا مستاصل و بسیار نگران هستند. شاید ترکیب این دو ویژگی است که باعث می‌شود خیلی‌ها اورژانس بیمارستان را جایی «بی در و پیکر» بدانند.

برای کسی که روی تخت بیمارستانی خوابیده، پزشکی سراغش نمی‌آید، در حال افقی باید دور و برش را تحلیل کند و به سوال‌های گاه و بیگاه آدم‌های ناشناسی که از راهرو رد می‌شوند پاسخ دهد، اورژانس بیشتر از حد معمول آزاردهنده است؛ جایی پر از کادر پزشکی گرفتار، آدم‌هایی که برای معاینه‌شدن از حداکثر توانشان در داد زدن استفاده می‌کنند، همراهان بیماران، اغلب با تمرکز ذهنی بسیار کم که هر نوع رسیدگی به بیمارشان را سهل‌انگارانه می‌دانند، در کنار تلفن‌هایی که زنگ می‌خورد، تخت‌هایی که وارد می‌شوند و مرگ و زندگی که جریان دارد.

هر چند بیمارستان‌هایی هستند که هیچ همراهی را به بخش اورژانس راه نمی‌دهند اما در اورژانس اغلب بیمارستان‌ها این روزها حضور همراه ضروری است. بدون همراه ممکن است آدمی که با آمبولانس به بیمارستان آمده، ساعت‌ها روی تخت در راهرو باقی بماند؛ جایی که هم در دست و پای کادر بیمارستان است و هم محروم از تشخیص پزشکی.

وظیفه همراه در اغلب اورژانس‌های بیمارستان‌ها، پرداخت هزینه‌ها، تهیه داروها، منتقل‌کردن بیمار به بخش‌های مختلف برای انجام آزمایش و تصویربرداری و گاهی نظام‌دادن به تخت بیمار، یادآوری بیمار به کادر پزشکی، توصیف وضعیت بیمار قبل از افتادن روی تخت و اغلب شکایت‌کردن از کادر پزشکی است. با این حال، کمتر پیش می‌آید که از همراهان بیماران در بیمارستان‌ها استقبال خوبی شود.

خانم پرستاری در شیفت روز جمعه یک بیمارستانی آموزشی می‌گوید: «بیشتر از خود بیماران، همراهان هستند که آدم را خسته می‌کنند. خیلی‌ها اصلا آنقدرها حالشان بد نیست که با آمبولانس به بیمارستان بیایند ولی مردم دوست دارند اورژانس را مثل درمانگاه ببینند. تا کسی حال تهوع دارد یا سردرد دارد یا در مراسمی از حال می‌رود، فوری به اورژانس زنگ می‌زنند و بعد هم یک ماشین آدم راه می‌افتند دنبال بیمار. هر چه می‌گوییم یک همراه کافی است، فایده‌ای ندارد. همه هم همیشه طلبکار هستند. انگار تقصیر من است که بلایی سرشان آمده».

بخشی از درگیری پرستاران اورژانس با کادر پزشکی بر سر تعیین وضعیت بیمار و نیازش به درمان‌های مختلف است. اغلب پرستاران ترجیح می‌دهند حال بیماران را بهتر از آن چیزی که پزشکان ارزیابی می‌کنند، بدانند. خانم پرستار دیگری در شیفت روز سه‌شنبه یک بیمارستان در تهران می‌گوید: «هر کسی که از در وارد می‌شود، دکتر اول از همه برایش یک سرم می‌نویسد، در حالی که خیلی از اینها حالشان خوب است و می‌توانند راه بروند و به جای دیگری مراجعه کنند».

وقتی بیماری با آمبولانس وارد اورژانس می‌شود، قبل از ورود به بخش اورژانس در واحد تریاژ که مسئول آن یک پرستار کارکشته است، تقسیم‌بندی می‌شود. رده اول، بیماران با شرایط بسیار حاد هستند که نیاز به CPR یا احیای قلبی - ریوی دارند. چنین بیمارانی معمولا بدون فوت وقت به واحد CPR فرستاده می‌شوند. چه همراه با آنها باشد و چه نباشد، به سرعت معاینه می‌شوند و برای ثابت‌کردن وضعیتشان اقدامات لازم انجام می‌شود. بعد از آنها بیمارانی هستند که در طبقه حاد اول قرار می‌گیرند. اتاق‌های «حاد ۱» در اورژانس بیمارستان‌ها معمولا نسبت به بخش‌های بعدی، رسیدگی پزشکی سریع‌تری دریافت می‌کنند. وضعیت «حاد ۲» سومین طبقه است و بعد از آن دو گروه دیگر بیماران در رده‌های ۴ و ۵ قرار می‌گیرند.

دکتر حسین کرمانپور، رئیس بخش اورژانس بیمارستان سینا می‌گوید: «معمولا تعلل در رسیدگی به بیماران مربوط به کسانی است که در طبقه سوم به بعد قرار می‌گیرند؛ افرادی که وضعیتشان به نسبت گروه‌های دیگری که در اورژانس هستند کمتر بحرانی است. عمده نارضایتی‌ها هم مربوط به همین گروه از بیماران یا خانواده‌های آنهاست».

با اینکه بیشتر کادر درمانی بخصوص در بخش اورژانس از حضور همراهان بیمار استقبال نمی‌کنند، عملا بدون حضور همراه هم همه چیز به هم گره می‌خورد. دکتر کرمانپور می‌گوید: «مشکل نیروی انسانی و تجهیزات در بیمارستان‌ها، اظهر من الشمس است و نیازی به تاکید دوباره بر آن نیست. دیگر همه می‌دانند که استانداردها برای این بخش چقدر است و ما چقدر کمبود داریم. علاوه بر این استانداردهای پذیرش در اورژانس‌ها رعایت نمی‌شود و خیلی‌ها با مشکلاتی که واقعا اورژانسی نیست به بخش اورژانس مراجعه  می‌کنند و این به باقی مشکلات اضافه می‌کند».

ورود بیمار به بخش اورژانس بیمارستان از سه راه ممکن است؛ اول، تماس‌هایی که با ۱۱۵ گرفته می‌شود و کسانی که توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل می‌شوند. این بیماران چون برخی امدادهای ابتدایی را بسته به موقعیت و نیازشان در آمبولانس دریافت کرده‌اند، حداقل در پذیرش و تقسیم‌بندی زحمت کمتری برای کادر اورژانس دارند. عده‌ای از بیماران توسط مردم به بیمارستان انتقال داده می‌شوند. گاهی مصدومان تصادف را هم با ماشین شخصی یا تاکسی به بیمارستان می‌رسانند و این، دریافت کمک از کادر اورژانس را پیچیده‌تر می‌کند، ضمن آنکه بعدا برای بیماران مشکلات بیمه‌ای هم ایجاد می‌کند. گروه سوم، بیمارانی هستند که معمولا توسط پزشکان ارجاع داده می‌شوند. افرادی که پزشک برایشان تشخیص فوری داده است و با نسخه مراجعه می‌کنند تا درمان بیمارستانی که نیاز دارند در حداکثر سرعت به آنها داده شود.

پروتکل‌های وزارت بهداشت اجازه نمی‌دهد که اورژانس بیمارستان‌ها تحت هر شرایطی که باشند، بیماری که به اورژانس مراجعه کرده را رد کنند و این یکی دیگر از مشکلات بیمارستان‌هاست. دکتر کرمانپور می‌گوید: «وقتی اورژانس بیمارستانی بسیار شلوغ باشد، ما می‌توانیم با مرکز فوریت‌ها تماس بگیریم و بخواهیم که مثلا برای یک ساعت بیماری را با آمبولانس به بیمارستان ارجاع ندهند تا بتوانیم ورودی‌ها را مدیریت کنیم اما این تنها یکی از راه‌های ورود بیمار به بخش اورژانس است. وقتی در نزدیکی بیمارستان حادثه‌ای رخ داده و مردم خودشان مصدومان را به بیمارستان می‌رسانند، ما نمی‌توانیم با توضیح اینکه تخت خالی نداریم بیماران را نپذیریم!»

«تخت» در اورژانس بیمارستان یک مساله جدی است. کارکنان اورژانس عموما برای پیدا کردن تخت برای بیمارانی که به بیمارستان می‌آورند باید دقایقی منتظر شوند. همراهانی که بیماران را به بیمارستان می‌رسانند هم در ابتدای ورود به بیمارستان باید تخت خالی برای بیمارشان پیدا کنند. در نتیجه عجیب نیست که بیماران در اورژانس بیمارستان با این سوال آدم‌های تازه‌وارد روبه‌رو می‌شوند: «حالتان خوب است؟ می‌شود از تخت بیایید پایین؟ می‌شود کیف من روی این تخت باشد تا بیمارمان را بیاوریم داخل؟»

در مجموع، شکل قضیه این است که تعداد تخت‌ها کافی نیست،‌ تعداد بیماران زیاد است،‌ تعداد کارکنان کادر پزشکی کم است و باید کسی همراه بیمار باشد که داروهایش را از داروخانه بگیرد،‌ هزینه عکس و آزمایش‌هایش را پرداخت کند، بیمار را برای گرفتن عکس و آزمایش این طرف و آن طرف ببرد،‌ همزمان در دست و پای کادر پزشکی نباشد،‌ اگر توضیحی به او داده شد، آن را به دقت و درستی بفهمد و به چیزی اعتراض نکند و درک کند که موقعیت اورژانس بسیار خطیر است. از طرف دیگر، کادر پزشکی برای همه این کارها به همراه بیمار نیاز دارد اما نمی‌تواند مدام تحمل کند که برای آدم‌های بسیار نگران با زبانی نرم و قابل فهم توضیح دهد. آن طور که دکتر کرمانپور تاکید می‌کند، کمک گرفتن از همراه بیمار برای بیمارستان‌ها به عنوان عادت در آمده است و وقتی کادر عادت دارد که یک نفر همراه بیمار است که رسیدگی به او را کنترل می‌کند،‌ بیمارانی که همراه ندارند به دلیل همین آداپته‌شدن کادر درمانی با حضور همراه در اورژانس، احتمالا کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند.

اگر تجربه‌ای از مراجعه به اورژانس بیمارستان‌ها دارید به اشتراک بگذارید.

ایسنا - فاطمه کریمخان

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۷-۱۰-۱۵ ۱۴:۴۵

چرا در اورژانس ها دوربین مدار بسته وجود ندارد تا در صورت کم کاری پرسنل و یا قصور برخورد های لازم صورت پذیرد؟

avatar
۱۳۹۷-۱۰-۱۵ ۱۷:۰۵

این گزارش الان چه دیتای جدیدی داره؟

avatar
۱۳۹۷-۱۰-۱۶ ۱۲:۲۶

نویسنده گرامی، از حداقل های وظیفه اجتماعی رسانه ها فرهنگ سازی چگونگی رفتار عموم مردم در محیط های دریافت خدمت است آیا این نوشته به این موضوع کمکی می کند؟ اصول فرهنگ سازی حرفه ای خدمات دهندگان به عهده متولیان حرفه است که باید خلاصه از از این اصول توسط رسانه به مردم نیز اطلاع رسانی گردد. نوشته ای کوتاه به تنهائی نمی تواند همه این منظور را برآورده کند. مطالعات بیشتری نیاز است.

avatar
۱۳۹۷-۱۰-۱۶ ۱۴:۰۰

اگر یکبار همراه یک بیمار بدحال باشید و به بیمارستان های دولتی مراجعه کنید از عمق فاجعه مطلع می شوید لطفا یکبار با دوربین مخفی بروید اورژانس یک بیمارستان دولتی تا خوب مشکلات را درک کنید چطور با شما برخورد می شود

avatar
۱۳۹۷-۱۰-۱۷ ۱۲:۴۲

سلام، به تازگی مادرم سکته مغزی کرده و راهم به اورژانس یکی از بیمارستان‌های دولتی افتاده، نه تنها اورژانس بلکه بخش نورولوژی هم دست کمی از اورژانس نداشت. یک همراه بیمار که نگران بیمار سکته مغزی خود است و به اندازه کافی استرس دارد، باید از همه چیز سر در بیاورد مثل اینکه پرسنل بیمارستان با رنگ لباس‌های مختلف چه کاره هستند و اینکه باید دقیقا چه سوالی را از چه کسی بپرسد و اگر مثلا سوالی را که باید از خدمه بپرسد از پرستار بپرسد با برخورد او مواجه می‌شود که این که وظیفه من نیست چه سوالیه که از پرستار می‌پرسی؟ یا اینکه برای عوض کردن مادرم کمک بهیار خانم نیست و کمک بهیار آقا هم بیمار خانم را عوض نمی‌کند و همراه بیمار باید این کار را انجام دهد. جدا از پروسه اداری بسیار پیچیده و سردرگم کننده که خودش یک نفر آدم جدا رو لازم داره به جز همراه بیمار. مثلا برای گرفتن یک کپی شما باید به زیرزمین مراجعه کنید و سه دور، دور خودتان بچرخید ته یک صف طولانی بایستید تا موفق شوید مثلا از صفحه اول دفترچه بیمه کپی بگیرید. چند روزی که در بیمارستان بودم متاسفانه برخورد پیدا کرده بود با تعطیلات تاسوعا و عاشورا که سه روز پشت هم تعطیل بود. هیچ دکتری بالای سر مادرم نیامد. انگار که در تعطیلات کسی مریض نمی‌شود. جدای از این نبود تجهیزات پزشکی اصلا برای پرسنل بیمارستان مهم نبود مثلا استنت برای آنژیوپلاستی موجود نبود و بیمارانی که نیاز به این وسیله داشتند مرخص می‌شدند که ممکن بود بر اثر سکته دوباره حتی با خطر مرگ مواجه شوند. در حالیکه می‌توانستند این بیماران را به بیمارستان‌هایی که این وسیله را دارند ارجاع دهند. سرتان را درد نیاورم چند روزی را که در این بیمارستان بودم هیچ گاه فراموش نمی‌کنم سخت‌ترین روزهای زندگی من بود. از طرفی استرس و نگرانی حال مادرم و از طرفی سر و کله زدن با پرسنل بیمارستان از پرسنل اداری بگیرد تا پرسنل درمانی. البته ناگفته نماند که در مراجعات بعدی شخصی به نام سلامت یار رو دیدم که کار راهنمایی همراهان و بیماران رو انجام می‌داد و به نظرم وضعیت خیلی بهتر شده بود اما باز هم جای بهتر شدن داره.

avatar
۱۳۹۷-۱۰-۱۷ ۱۰:۲۸

رسیدگی به وضعیت بیمار و اولویت بندی کارها در اورژانس بسیار ضعیفتر از این است که بیماری با خیال راحت خود را به کادر اورژانس بسپارد اضطراب خود بیمار و همراهش از این جریان به دردها اضافه می شود. معمولا تشکیل پرونده انقدر زمان میبرد که رسیدگی به حال بیمار نه

avatar
۱۳۹۷-۱۰-۱۷ ۱۳:۰۲

مادر منو در تاریخ 20 مهر ماه امسال بیمارستان... کشت با وجودیکه مادر من از درد شدید قفسه سینه شکایت داشت و مرتب استفراغ می کرد متخصص قلب در محوطه اورژانس به مدت طولانی با موبایل صحبت میکرد و ما هر چی به منشی و سوپروایزر اعلم کردیم کوچکترین واکنشی انجام ندادن -خدا از آنها که باعث مرگ مادر من شدن نگذرد و همین کاری را که با ما کردن دیگران سر عزیزانشان بیاورن

avatar
۱۳۹۷-۱۰-۱۷ ۱۳:۴۹

مدت يك هفته را به عنوان همراه يك بيمار بسيار بدحال در بخش اورژانس يك بيمارستان دولتي بزرگ سپري كرديم ، كادر خدماتي تنها كساني بودند كه وجدان كاري داشتند . كادر درماني بسيار بي مسئوليت بودند .

avatar
۱۳۹۷-۱۰-۱۸ ۱۱:۱۶

بنظر بنده ماهرترین کادر پزشکی بیمارستان مخصوصا بهیاران باید در خدمت قسمت اورژانس باشند مخصوصا ! در مراکز آموزشی. در اغلب موارد با افرادی مواجهه هستیم برای تمرین رگ گیری به اورژانس فرستاده شده اند این مسئله واقعا فاجعه است و همیشه هم به خاطر آموزش نادیده گرفته می شود.

avatar
۱۳۹۷-۱۰-۱۹ ۱۴:۳۱

با دل درد شدید شخصا راهی اورژانس بیمارستانی شدم. معاینه سطحی کردند. گفتند آپاندیس است! دو سال قبل از آن آپاندیسم را عمل کرده بودم... تشخیص‌ها جالب بود.