• سه‌شنبه / ۹ بهمن ۱۳۹۷ / ۱۰:۵۷
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 97110904788
  • منبع : فضای مجازی

صدا و سیما باد کرد و باد کرد؛ تیم ملی ترکید!

دیدار تیم‌های فوتبال ایران و ژاپن

حرف حساب‌ترین حرف و جان کلام را «علی پروین» گفته است: «ما امروز فقط به صدا و سیما باختیم. از چهارشنبه هفته قبل در هر شبکه تلویزیونی همه دربارۀ این بازی صحبت کردند. هر شبکه‌ای که می‌دیدیم کارشناس و مجری داشت دربارۀ این بازی صحبت می‌کرد. این قدر این بازی را حساس و بزرگ کردند که از شدت استرس بازیکن ما نمی‌توانست راه برود.» روی دیگر هم البته بادکردن تیم ملی خودمان و لحن حماسی و بار سیاسی دادن‌هاست...

به گزارش ایسنا، مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: از همان لحظه‌ای که داور استرالیایی دیدار دو تیم ملی فوتبال ایران و ژاپن در مرحله نیمه نهایی جام ملت‌های آسیا و در شامگاه هشتم بهمن ۱۳۹۷ در شهر العین امارات عربی متحده، در سوت خود به نشانۀ پایان بازی به سود ژاپنی‌ها و حذف تلخ ایران دمید، تحلیل‌ها در چراییِ استمرارِ ناکامی و سرنوشتِ تراژیکِ تیم ملی شروع شده است.

برخی مربیان داخلی دربارۀ کارلوس کی‌روش عقده‌گشایی می‌کنند، بعضی بر چشم واقعیت خاک نمی‌پاشند و قبل‌تر را فراموش نکرده‌اند، عده‌ای احتمالاً بحث تکراری زیرساخت‌ها را پیش می‌کشند و گروهی به بخت و اقبال نسبت می‌دهند و شماری به دامان شعر پناه می‌برند و این که «گاهی نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود» و جواد آقای خیابانی هم جلوی دوربین می‌گویند گفته‌اند نگو و نمی‌گویم! و لابد می‌خواست راز این اتفاق را به چهار زبان فارسی با لحن حماسی، انگلیسی با الگوی گرامری ابداعی خودش، آلمانی به شیوه‌ای که با وینفرد شفر صحبت کرد و ژاپنی به شکلی که منتشر شده بازگوید و نگذاشتند!

در این میان حرف حساب را -حرف حساب‌ترین حرف و جان کلام را - از زبان «علی پروین» شنیده‌ایم. تا جایی که در این چهل سالی که او را می‌شناسم سخنی چنین مستدل از او نشنیده بودم.

راستش را بخواهید همیشه دنبال گافی بودیم که علی آقا نامی را به اشتباه تلفظ کند یا مثلاً در دوران مربی‌گری تیم ملی بگوید «۸۵ درصد تیم آماده است و مانده ۳۰ درصد» و ما هم هشتاد و پنج و ۳۰ را جمع بزنیم که از صد فراتر می‌رود!

این بار اما علی پروین در ۷۰ سالگی اصل مطلب را گفته است: «ما امروز فقط به صدا و سیما باختیم. از چهارشنبه هفته قبل در هر شبکه تلویزیونی همه دربارۀ این بازی صحبت کردند. هر شبکه‌ای که می‌دیدیم کارشناس و مجری داشت دربارۀ این بازی صحبت می‌کرد. زمان ما کی این همه بازی‌های تیم ملی از تلویزیون پخش می‌شد. این قدر این بازی را حساس و بزرگ کردند که از شدت استرس بازیکن ما نمی‌توانست راه برود. از بس این تیم را تلویزیون بزرگ کرد.»

نکته اما این است که تلویزیون تنها تیم ژاپن را بزرگ نکرد. تیم ملی خودمان را هم با تعابیر حماسی و بُغض خیابانی و ادا و اطوارهای محمد حسین میثاقی و کلیپ خدابیامرز محمد نوری روی بازی‌ها و مهارها و به قول خودشان سیوها باد کردند و باد کردند تا ترکید!

بگذارید داستان را به شکل دیگری مرور کنیم. با فراگیر شدن پدیدۀ فوتبال در ایران و تبدیل به یک سرگرمی برای مردم برخی از نیروهای مخالف رژیم گذشته آن را ساخته و پرداخته امپریالیسم و در راستای تحمیق توده‌ها دانستند.

چند اتفاق اما سبب شد در این دیدگاه تجدید نظر شود. اولی همان بازی مشهور ایران و اسرائیل بود که پتانسیل سیاسی فوتبال را نشان داد و فردای آن بازی دفتر هواپیمایی شرکت هوایی اسرائیلی در تهران را منفجر کردند.

دومی رویکرد سیاسی کاپیتان تیم ملی و بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران بود. چون پرویز قلیچ خانی به ساز رژیم نمی‌رقصید و هر چند ناگزیر شد در تلویزیون تن به اعتراف دهد ولی بعدتر از تیم ملی رفت و همواره نگران بودند اعتراف اجباری را لو بدهد یا در صورت دعوت به جام جهانی آرژانتین واکنش نشان بدهد.

اتفاق سوم علایق مذهبی علی پروین بود که به عنوان کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران در راه پیمایی‌های مهم سال ۵۷ شرکت کرد. چهره‌های سیاسی دیگر نیز نشان دادند فوتبال امری انتزاعی نیست. روز اول جنگ که تیم ملی در کویت بود برادر حسن روشن به شهادت رسید.

از این پس موضوع صدور انقلاب را به فوتبال بار کردند. در بازی‌های آسیایی هند و تیمی که جلال چراغپور جوان مربی آن بود بازیکنان همه با تصویر بزرگ امام خمینی وارد زمین شدند. انتظار از فوتبال در این مقطع صدور پیام انقلاب بود.

در تورنمنتی دیگر روزنامه کیهان در صفحه اول تصویر ناصر محمد‌خانی در حال قنوت در نماز را چاپ کرد تا بر این وجه بازیکنان تأکید شود.

بعد از جنگ اما هاشمی رفسنجانی سازمان ورزش را به حسن غفوری‌فرد سپرد و او هم علی پروین را مربی تیم ملی کرد تا فضای ورزش متفاوت از سال‌های جنگ، جلوه کند.

هم سو با دیگر سیاست‌های این دوره فوتبال هم در مسیر سرمایه‌داری یا سرمایه سالاری قرار گرفت و دستگاه‌ها پول تزریق کردند. درست‌تر این بود که خصوصی شوند اما دولتی‌تر شدند و این بار پول‌های کلان وارد فوتبال شد تا رؤیاهایی چون راهیابی مجدد به جام جهانی و قهرمانی چهارباره در جام ملت‌های آسیا تحقق یابد. اولی در دوره سازندگی رخ نداد و در سال ۷۶ بعد از ۲۰ سال به جام جهانی راه یافتیم. جام ملت‌ها اما همچنان دست نایافتنی بود.

پس از چندی اما فوتبال محمل ناسیونالیسم ایرانی شد و صدا و سیما قضیه را حماسی کرد. این اتفاق از هشتم آذر ۷۶ به بعد که با استرالیا مساوی و در واقع بر آن غلبه کردیم و جواز جام جهانی گرفتیم تشدید شده و از آن به بعد هر بازی مهم ملی برای صدا و سیما شده یک حماسه!

از این پس بود که تمام بار تاریخ و کورش و داریوش و وطنم وطنم و حماسه و فردوسی و ملیت را الصاق کردیم به ساق بچه‌هایی ۲۰ تا ۲۷ سال تا آرش کمانگیر ما باشند!

پیش از انقلاب ستاره‌ها چند دسته بودند: هنرپیشگان سینما (مرد و زن)، خوانندگان موسیقی پاپ (زن و مرد) و فوتبالیست‌ها. مجلات اجتماعی یک بار عکس عارف عارف کیا را روی جلد می‌گذاشتند که دوباره ازدواج کرده یا نه، مرتبه دیگر تصویر خواننده زن را. یک بار هنر پیشه مرد سینما، یک بار هم هنرپیشه زن را. بعد از انقلاب با حذف ستاره‌سازی اما همه نگاه‌ها متوجه فوتبالیست‌ها شد تا جای چهار گروه دیگر را پر کنند.

با فیلم «عروس» البته ستاره‌های سینما هم وارد میدان شدند. با این حال تلویزیون همچنان به فوتبالیست‌ها بیشتر بها می‌داد.

دو سه سالی است اما ماجرا از این هم فراتر رفته است. دیگر صحبت از سیاست و صدور انقلاب و حتی ناسیونالیسم هم نیست. تلویزیون، فوتبال را باد می‌کند و باد می‌کند و باد می‌کند اما نه مانند گذشته به صرف وطن و ایران و ناسیونالیسم یا سرگرمی که برای کسب درآمد از هشتگ مربع ستاره!

تلویزیون شده بنگاه لاتاری و قرعه کشی. مردم را پای جعبه جادو می‌نشانیم و دلاور دلاور می‌کنیم و کلیپ محمد نوری را روی مهار پنالتی و فلان گل می‌گذاریم تا هفت میلیون پیام دریافت کنیم و فلان اپلیکیشن را تبلیغ کنیم و پول در بیاوریم.

صدا و سیما در واقع به خاطر کسب درآمد از فلان اپلیکیشن و ثبت رکورد هفت میلیونی در فوتبال می‌دمد نه آن که عاشق کشته و مرده فوتبال باشد!

این دیگر ورزش نیست. سرگرمی هم نیست. لاتاری است. بخت آزمایی است. این وسط منتها جواد آقای خیابانی هم خیال می‌کند حکیم ابوالقاسم فردوسی است و محمد حسین میثاقی جویای نام مثل سانچو پانزای دُن کیشوت دست و پایی می‌زند تا مستقل از عادل فردوسی‌پور به رسمیت شناخته شود و همین می‌شود که می‌شود.

این قدر روی بازیکن زوم می‌کنند که طفلک‌ها به قول علی پروین توان خود را از دست می‌دهند. پس قصه تیم ملی پیچیده نیست. باد کردند و باد کردیم تا ترکید!

در حالی که بازی، بازی است و لزومی ندارد لابه لای بازی با چین به روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور اشاره شود یا در بازی با ژاپن بگوییم مردم این کشور از محصولات تولید خودشان استفاده می‌کنند! نه پس، لابد انتظار دارید ژاپنی‌ها از لوازم چینی استفاده کنند!

آن قدر که عرفان و سیاست و حماسه را بار فوتبال کردیم و در پوستۀ زیرین واقعی وسیله‌ای شد تا مردم را پای جعبه جادو بنشانیم و زیر این بار بچه‌ها دوام نیاوردند.

تلویزیون‌های دنیا با رقص و شو و موسیقی و فیلم و نمایش پر می‌شود و تلویزیون ایران می‌خواهد جای همه آنها را با فوتبال پر کند و همین می‌شود که از بام تا شام و در هر برنامه از فوتبال می‌گویند و همه کارشناسی می‌کنند. از رضا رشید‌پور در حالا خورشید تا شبکه خبر.

این همه تمرکز و توجه، تمرکز بچه‌ها را بر هم می‌زند. در حالی که اگر این همه تمرکز نبود آنها تمرکز می‌داشتند.

این که علیرضا بیرانوند یک پنالتی را گرفته یا پرتاب دست او خوب است به این معنی نیست که سوپر‌من شده و آن قدر او را بزرگ کنیم که در یک بازی سه گل بخورد.

تا یک اصطلاح یاد می‌گیریم همه طوطی وار تکرار می‌کنند و هی می‌گویند کلین شیت و حباب کلین شیت که می‌شکند دیگر حرفی برای گفتن نیست.

باختیم. چون صدا و سیما فوتبال را به ابزار پول درآوردن تبدیل کرده است. ما خیال می‌کنیم بازی تماشا می‌کنیم. اما خودمان در واقع در بازی هشتگ مربع وارد شده‌ایم!

به خاطر رونق این هشتگ مربع‌ها هی باد کردند و باد کردند و ترکید! همین…

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۱:۲۷

ادا و اطوارهای محمد حسین میثاقی رو خوب اومدی

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۱:۲۹

صدا و سیما از بارش باران حماسه میسازه انتظار دارید به فوتبال نظر نداشته باشه؟؟

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۱:۳۵

جنون دشمنی با صدا سیما باعث تولید همچین گزارش مزخرفی شده است.

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۵:۰۶

در تائید گزارش فوق باید نقش مطبوعات ورزشی را نیز افزود که در این ده روز تیتر های صفحه اول انها چنان بزرگنمایی و میبالغه آمیز و همراه با تعریف و تمجیدهایی بود که انگار ما فرانسه ایم و به امارات برای شرکت در تورنمنتی خیرخواهانه با چند تیم ناتوان آسیای آمده ایم !

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۱:۳۵

عالی بود.کلمه به کلمه درست بود

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۱:۵۰

گل گفتی و در سفتی!! اما به نظرم دیر گفتی .

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۲:۰۸

نوشتار فوق بخش زیادی از واقعیت ها را یادآوری میکند . اما کو گوش شنوا آن هم در صدا و سیمای میلی کاسب با افرادی هم چون آقایان خیابانی و میثاقیان که غوره نشده حس مویزی دارند.

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۲:۲۴

ایسنا عالی بوووووود

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۲:۳۲

یکی‌از بهترین تحلیل‌های که در چند سال اخیر خواندم بود من را به یاد ایسنا ۱۰ سال پیش انداخت .

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۳:۰۰

عالی بود. دقیقاً همان چیزی که من بارها به دوستان می گفتم ولی چون کاره ای نیستم نمیتوانستم در جایی منعکس کنم.

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۳:۰۳

متن بالا با برچسب تبلیغات تلوزیونی و فوتبال بواقع صحیح است صحیح است صحیح است من مدتیست که بساط تلویزیون را از خانه ام جمع کرده ام اعصابم راحت شده در خانه با اعضاء بیشتر به هم میپردازیم حرفهای همدیگرو بیشتر میفهمیم مطالعه میکنیم کمتر تنش داریم

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۳:۲۸

آفرین به این متن زیباتون.

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۱۰ ۱۴:۱۵

واقعا عین حقیقت است فوتبال شده کاسبی تلویزیون - مسخره بازی شده

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۵:۰۴

شبکه ورزش واقعا افتضاح بود، مدام در حال تکرار این بود که ما بهترین بازیکنان تاریخ خودمون رو داریم، و اگر قهرمان نشیم تقصیر کادر فنی است! با همه احترام که به تک تک بازیکنان دارم، ولی دقیقا تو جام مهاجمان ما چندتا دروازه خالی رو بیرون زدند؟ با تیم ۹۸ و دوران علی دایی و ... قابل مقایسه بود؟

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۶:۵۲

این مقاله چند مشکل دارد، اول اینکه کم کردن بار روانی بازی بر عهده روانشناس تیم ملی است. دوم اینکه تلویزیون حق دارد از هر راهی که می تواند خرجش را در بیاورد تلویزیون خرج دارد. سوم اینکه در موفقیت و شکست تیم ملی عوامل گوناگونی تاثیر دارند نه تنها یک عامل، مانند ترکیب تیم، تاکتیک تیم، تاکتیک حریف، اشتباهات در بازی و عوامل ساختاری مانند لیگ، آموزش و پرورش و ... البته مردم هم باید آنقدر دانش پیدا کنند تا تلویزیون و یا هر کس دیگری نتواند او را شستشوی مغزی دهد

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۷:۰۵

چرا در فرهنگ ما، همیشه برای ناکامی ها ، دنبال مقصر میگردیم، ما از ورزش و بخصوص فوتبال توقع بیجا داریم. فوتبال ما هم مثل رانندگی ما، مثل کار کردن ما، مثل تجارت ما، مثل اقتصاد ما ، و و و و همه چیز ما بهم میخوره.

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۱۸:۰۲

به نویسنده این مقاله باید یک جایزه ادبی تقدیم بشه, بخوصوص اینجا: "...تلویزیون شده بنگاه لاتاری و قرعه کشی. مردم را پای جعبه جادو می‌نشانیم و دلاور دلاور می‌کنیم و کلیپ محمد نوری را روی مهار پنالتی و فلان گل می‌گذاریم تا هفت میلیون پیام دریافت کنیم و فلان اپلیکیشن را تبلیغ کنیم و پول در بیاوریم..." بخرید,شاید ببرید (پیامک بزنید, شاید جایزه ۲۰ میلیونی گیرت بیاد)

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۰۹ ۲۱:۲۹

با سلام. واقعا تحلیل زیبایی بود. بر نویسنده اش درود می فرستم. واقعیت همین بود که نوشته شده.

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۱۰ ۰۸:۵۸

خیلی منطقی وواقع بینانه نوشتید.قابل توجه مخاطبینی که ذکرکردید. انعطاف پذیر،انتقادپذیراست.

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۱۰ ۱۳:۱۷

خداییش صدا وسیما هم بدون اشکال نیست

avatar
۱۳۹۷-۱۱-۲۰ ۱۶:۰۰

دمت گرم