• چهارشنبه / ۱ اسفند ۱۳۹۷ / ۱۱:۳۴
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد خبر: 97120100198
  • منبع : نمایندگی خراسان رضوی

توقف ابدی و زخم کهنه ایستگاه آخر

آرامستان روستای دهنوهاشم‌آباد

15 سال بعد... این جا نیشابور است و باز مراسمی که هر ساله در آخرین روزهای بهمن برگزار می‌شود، اشکی و آهی و سالِ بعد و سال‌های بعد؛ آخرین روزهای بهمن برای شهروندان نیشابوری یادآور خاطره تلخِ از دست دادنِ عزیزانشان در سانحه قطار است.

آرامستان روستای دهنوهاشم‌آباد - نیشابور

به گزارش ایسنا، 29 بهمن‌ماه 1382 فاجعه انفجار قطار نیشابور که بنا به قولی بزرگ‌ترین سانحه راه‌آهن در ایران است، به وقوع پیوست؛ در این حادثه شمار زیادی از آتش‌نشانان، نیروهای امدادی و انتظامی، نیروهای دولتی از جمله فرماندارِ وقت این شهرستان، اهالی روستا و... کشته و زخمی شدند.

خبر به همین سادگی و سنگینی است! یک روز قطاری در یک روستای نیشابور که خیلی‌ها حتی نامش را نمی‌دانستند، متوقف می‌شود، این قطار آتش می‌گیرد و بعد از مدتِ کوتاهی در همان روز منفجر می‌شود و تا شعاع زیادی همه چیز را ویران می‌کند و نام این روستا یکباره در همه جا مخابره می‌شود و قطار، سوغاتی سیاهِ آتش و انفجار و خون را برای اهالی به جا می‌گذارد و بیش از 300  نفر کشته و حدود 500 نفر مجروح می‌شوند.

این‌ها همه مرور خاطره است، سال 95 گزارش مفصلی از این روستا و وضعیت اهالی آن داشتیم. امسال نیز 29 بهمن یک برنامه برای یادبود 24 آتش‌نشانی که در این فاجعه جانِ خود را از دست دادند، طبق روال سال‌های گذشته برگزار شد.

بعد از گذشت چندین سال آثار این فاجعه در این روستا پیداست و البته در چشم‌های بی‌فروغ و غم‌زده اهالی روستای دهنوهاشم‌آباد؛ کافی است با آن‌ها چند جمله صحبت کنید یا اصلا نه! به آن‌ها نگاه کنید... آن‌ها آن‌چه را که گفتنش برای ما سخت است، دیده‌اند. بدن‌های قطعه‌قطعه عزیزان‌شان را در آغوش کشیده‌اند و آن‌ها را به خاک سپرده‌اند.

موجِ انفجاری که شیشه‌های پنجره دبیرستانِ ما را در آن سال لرزاند، جامه از تن برخی از اهالی آن به در کرد، هنوز سوگندهای پی در پی مردِ جوانی را که از اهالی روستا بود، از یاد نبرده‌ام؛ می‌گفت: « موج انفجار تمام لباس‌های مرا از تن کَنده بود و مرا چندین متر آن طرف‌تر پرت کرد، اما چون روی تپه خاکی افتاده بودم، فقط گوش و پشتم مجروح شد ولی دقیقا به یاد دارم یکی از اهالی که نزدیک من پرت شده بود، چون با آجرها برخورد کرده بود، نصف صورتش کاملا از بین رفته بود.»

به گورستان این شهر که بروی روی سنگِ قبر بسیاری از آن‌ها «حادثه انفجار قطار» نوشته شده، یکی از سنگِ قبرها، سنگِ قبر یک مادر و فرزندِ 10 روزه‌اش هست، این نوزاد حالا 15 ساله شده است. این غم حالا 15 ساله شده است...

از سویی در این فاجعه تعدادی از نیروهای امدادی، آتش‌نشانان، نیروهای دولتی و... در حین خدمت جان سپردند و  برخی از آنان حتی چیزی از جنازه‌شان به جا نماند و هنوز مسئولان شهرستان درگیر این هستند که یک معبر شهری را به نام شهدای آتش‌نشان نام‌گذاری کنند.

پاسخ بسیاری از سوالات این حادثه داده نشد، اما آیا  پس از 15 سال نباید کسی به فکر روح و روانِ شاهدان این فاجعه و اهالی بحران‌زده روستای دهنوهاشم‌آباد باشد؛ اهالی این روستا غم‌زده هستند، هنوز صحنه‌ها به یادشان می‌آید و سردرد می‌گیرند و سر بر دیوار می‌کوبند. پس از 15 سال کسی به این فکر کرده که یک تیم مشاوره به این روستا برود تا شاید این اقدام بر زخم کهنه آن‌ها ضمادی باشد؟

شاید مانند نام‌گذاری یک معبر به نام شهدای آتش‌نشان که تاکنون مسئله قانونی داشته، این اقدام نیز خلل قانونی دارد! شاید مثل همیشه بودجه نیست و  شایدهای بسیاری دیگر... آن‌چه انکارناپذیر است، لزوم توجه به وضعیت روحی شاهدان این فاجعه است که هنگام یک مصاحبه ساده هنوز ترس داشتند و هنوز غمِ کهنه آن‌ها تازه بود...

یادداشت از: سیمین سلیمانی، ایسنا- منطقه خراسان

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.