• شنبه / ۴ اسفند ۱۳۹۷ / ۰۰:۰۸
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد خبر: 97120200873
  • منبع : نمایندگی دانشگاه اصفهان

میخِ بی‌توجهی بر پیکرِ پیکر تراشی

پيكرتراشي

چوب در هر شکلی که باشد زیباست، شاخه یا تنه درخت باشد یا ابزار دست یک هنرمند، هنرمندی که با دستان توانمند و فکر خلاق خود از دل چوب‌ها نقش پیکرهای ماندگار را بیرون می‌کشد و هنر پیکر تراشی را به یادگار می‌گذارد.

همواره افرادی هستند که با دستان توانمند و فکر خلاق‌شان فرهنگ غنی مرز و بوم خود را لابه‌لای هنرهایی ماندگار در ذهن جهانیان ثبت می‌کنند، گرچه ممکن است هنر برایشان نان و آبی نداشته باشد، اما دست از کار نمی‌کشند و با کورسوی امید انگشتان پر توان خود را برای به رخ کشیدن صنایع دستی شهر خود به حرکت وا می‌دارند.

به گزارش خبرنگار ایسنا - قالیبافی، مسگری، منبت‌کاری، پیکر تراشی و... از هنرهایی است که همیشه به نیکی از آن‌ها یاد می‌شود و هیچ‌کس به خود اجازه نمی‌دهد این هنرها را بی‌ارزش و کم‌اهمیت شمارد چرا که هرکسی به خوبی می‌داند این‌ها هنرهای بومی هستند که بسیار ارزشمند و کم نظیرند. بی‌شک افرادی که در این شاخه‌های هنری فعالیت می‌کنند به خوبی می‌دانند که متأسفانه نه تنها از هنرشان آبی برایشان گرم نمی‌شود بلکه باید روز به روز شاهد فرو رفتن میخ بی‌توجهی مسئولان بر پیکر صنایع دستی باشند که اگر غیر از این است چطور می‌شود همچنان صنایع دستی آن‌طور که باید و شاید رونق نگرفته باشد و چه بسا به دست فراموشی نیز سپرده شود.

میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سه حلقه یک زنجیر هستند که هر یک مکمل دیگری است اما در این میان صنایع دستی می‌تواند فرهنگ یک مرز و بوم را برای آیندگان به ارث بگذارد و خود راهی باشد برای رونق گردشگری، اما تا چه حد به این حوزه توجه می‌شود؟

شاید بی‌راه نباشد اگر بگوییم هنرمندان صنایع دستی یک بام و دو هوایند، نمی‌دانند خدمات خود را به عنوان یک هنرمند باید از فرهنگ و ارشاد اسلامی بخواهند و یا میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، هر چند که شاید هر دوی این نهاد نیز آن‌طور که باید و شاید نتوانستند به هنرمندان صنایع دستی خدمات قابل توجهی ارائه دهند.

در طی چند سال اخیر همواره صحبت از رونق گردشگری در نقاط مختلف ایران از جمله همین شهرستان گلپایگان می‌شود، ورود گردشگر به شهرستان با نگاهی تک بعدی قطعاً امکان‌پذیر نخواهد بود گرچه در این شهرستان در هیچ بخشی آن‌طور که باید و شاید برای جذب گردشگر اقدامی نشده است، اما نباید چشم بر روی انصاف بست و تمام کم‌کاری‌ها را از چشم میراث فرهنگی شهرستانی دید که هنوز هم تبدیل به اداره نشده تا اندک بودجه اداره‌ای خود را دریافت کند.

زمانی صحبت از روستای وانشان به میان آمد و بَه بَه و چَه چَه هایی که آن را با ابیانه مقایسه می‌کرد، اما علاوه بر اینکه تا مدت‌ها درگیر یک سنگ فرش ساده برای معابر این روستا بودند با شکایت امور منابع آب گلپایگان تنها شهرک سینمایی شهرستان که در این روستا قرار داشت و بخشی از سریال مولانا نیز در آن به تصویر کشیده شده بود تخریب گشت تا زخمی شود بر پیکر این روستا. 

از اینکه تنها منطقه طبیعی تفریحی این شهرستان هم برای شیرین شدن کام مردم قم تخریب و به جای آن سد بی‌رحمی آب ساخته شد که بخشی از نتیجه آن خشک شدن زمین‌های کشاورزی هم بود می‌گذریم، اما آیا از بی‌توجهی به هنر و هنرمند که دیگر نه آب است که بخواهند به جای دیگر انتقال دهند و نه حق آبه که نتوانیم بگیریم هم می‌توان گذشت!؟

چوب در هرشکلی که باشد زیباست،شاخه یا تنه درخت باشد یا ابزار دست یک هنرمند، هنرمندی که با دستان توانمند و فکر خلاق خود از دل چوب‌ها نقش پیکرهای ماندگار را بیرون می‌کشد و هنر پیکر تراشی را به یادگار می‌گذارد.

در شهرستان گلپایگان تعدادی هنرمند پیکرتراش مشغول به کار هستند، افرادی که با عشق وصف ناشدنی سختی این هنر را به جان خریده‌اند و دست به چوب شده‌اند تا فکر خلاق و هنرمند خود را بر دل تکه بی‌جان چوب بنشانند و به آن جانی دوباره دهند، اما چه کسانی آن‌ها را می‌شناسند؟ چه تعداد از مردم این شهرستان با این هنر آشنایی نسبی دارند؟چرا گرد و غبار گمنامی بر گوشت و پوست و استخوان این هنر و هنرمندانش رخنه کرده است؟

به غیر از نمایشگاه‌هایی که در گلپایگان برگزار می‌شود که غالب بازدیدکنندگان آن مسئولان و کارکنان دولتی این شهرستان هستند انصافاً چه اقدام دیگری برای شناسایی هنرِ هنرمندان پیکر تراش گلپایگانی که اگر نگوییم بی‌نظیر، اما کم است، شده است؟ آیا فقط زمانی یاد این هنرمندان می‌افتیم که می‌خواهیم غرفه‌های خالی نمایشگاه خود را با آن‌ها پر و رزومه کاری خود را تکمیل کنیم؟

برای اینکه بیشتر با رنج هنرمندان پیکرتراش آشنا شویم نزد هنرمند پیشکسوت پیکرتراشی در گلپایگان رفتیم و درد دل‌هایش را شنیدیم، مرتضی منتظری فرد -هنرمند پیکرتراشی چوب است که به گفته خود بدون هیچ‌گونه آموزشی این هنر را خودش به تنهایی آموخته است.

پشتیبانی مالی و معنوی در این هنر وجود ندارد

مرتضی منتظری فرد در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، اظهار کرد: نزدیک بیست سال است که در رشته هنری، تجسمی و تفهیمی کار می‌کنم. از 40 سالگی بدون این‌که از فردی آموزش ببینم وارد این عرصه شدم، اما هیچ‌گونه پشتیبانی مالی و معنوی و همراهی در این هنر نمی‌شود.

وی بابیان این‌که از هیچ کوششی برای هنر دریغ نکردم، ادامه داد: هنر می‌تواند آفت‌ها را خنثی کند. در سال‌های اخیر در چند مستندی که ساخته شده در کنار هنرهای دیگر به پیکرتراشی پرداخته‌اند، اما به صورت اختصاصی تاکنون مستندی از پیکرتراشی در گلپایگان ساخته نشده است.

این هنرمند پیکرتراش گلپایگانی گفت: ما می‌توانیم در این رشته هنری حرفی برای گفتن داشته باشیم. اگر سعدی فکر کرده و شعر گفته است من هم در عمل بیتِ " بنی‌آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند " را پیکر تراشی کردم و از دل چوب بیرون آوردم، اما متأسفانه نمی‌خواهند کاری شود. شاید بعد از من انواع برنامه‌ها را برگزار کنند و بگویند استاد منتظری فلان و بهمان بود، اما الآن نیاز است که این هنر دیده شود.

منتظری فرد افزود: اکنون همه به مقام و ثروت نگاه می‌کنند و نه هنر، انسانی که به مقام و مادیات نگاه کند از هنر دور می‌شود. خداوند اطراف فکر و عملکرد انسان مانعی نگذاشته است، من هم دور تا دور مغازه‌ام را حفاظ نگذاشته‌ام تا مردم هر آنچه که داخل مغازه‌ام است را به خوبی ببینند.

این هنرمند پیکرتراشی خاطرنشان کرد:در 29 آذر سال 95 از مغازه 18 اثری هنری‌ام را به سرقت بردند، بعد از فراز و نشیب‌هایی نهایتاً حدود یک سال بعد از آن زمان افرادی ناشناس با من تماس گرفتند و آدرسی را در جاده شرکت زراعی به سمت روستای "تیکن" دادند و گفتند آثارم را در آنجا قرار دادند، با نیروی انتظامی به آن مکان رفتیم و ده اثری که گذاشته بودند را برداشتم اما 8 اثر دیگر هنوز پیدا نشده است.

منتظری فرد گفت: زمانی که آثارم به سرقت رفت با مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تلفنی صحبت کردم و مشکلم را گفتم تا پیگیری کنند چرا که معتقدم این آثار به نوعی میراث حال ایران هستند، اما حرف‌های من را گوش دادند و گفتند بنده الهیاری نیستم!

این هنرمند پیکر تراش گلپایگانی تصریح کرد: آن‌قدر در زندگی‌ام سختی کشیده‌ام که زندگی‌ام همچون یک فیلم‌نامه است، اما همچنان سرپا هستم و خدا را شاکرم که یک‌شبه این هنر را به من اعطا کرد و بدون اینکه هیچ‌گونه علم آکادمیک و... کسب کنم وارد این عرصه شدم.

منتظری فرد اضافه کرد: مشتری‌های زیادی از نقاط مختلف کشور داشتم، اما آثارم را نمی‌فروشم، همچنین شرایط کار در فرانسه برایم فراهم شد، اما به آن‌ها گفتم ایرانی هستم و برای ایران کار می‌کنم و کسی نمی‌تواند که با دست رنج ایرانی علیه ایرانی اقدام کند.

وی ادامه داد: از چوب درختان گردو،گلابی،راش،افرا و...برای پیکرتراشی استفاده می‌کنم اغلب ساعت‌های روز بیرون مغازه‌ام می‌نشینم تا هرکسی که تمایل داشت نزد من بیاید و به صورت رایگان آموزش ببیند.

این هنرمند پیکرتراش گلپایگانی یادآور شد:تحت پوشش بیمه هنرمندان نیستم، هیچ اقدامی میراث و یا ارشاد انجام نداده‌اند و شکایتی هم به جایی نبردم . ای‌کاش هر شخصی وظیفه‌ای که به او محول شده و بابت آن حقوق دریافت می‌کند را به خوبی انجام دهد. سینما و هنرمندان آن به خوبی دیده می‌شوند و برای آن‌ها همایش‌ها و جشنواره‌های مختلف برگزار می‌کنند اما در این رشته هنری این اتفاق‌ها نمی‌افتد.

منتظری فرد خاطرنشان کرد: مسئولان مربوطه شهرستان به هنرمندان بیش از پیش اهمیت دهند و شرایط شغلی مناسبی برای آن‌ها فراهم کنند و از ظرفیت هنر آن‌ها برای جذب گردشگران خارجی و داخلی به خوبی استفاده کنند.

گزارش از: فاطمه عبدلی خبرنگار ایسنا- منطقه اصفهان در گلپایگان

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.