• پنجشنبه / ۱۶ اسفند ۱۳۹۷ / ۱۷:۲۶
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 97121608735
  • خبرنگار : 71357

ظل‌السلطان و تأسیس مدرسه همایونی

ظل‌السلطان برعکس برادر خود مظفرالدین میرزا وارد اجتماع است و در کارهای دولتی عامل مؤثری است. با فرنگی‌ها معاشرت می‌کند و از دوستی با انگلیسی‌ها دم می‌زند و خود را روشنفکر و طرفدار تمدن جدید می‌داند. از هرگونه خونریزی باک ندارد. مردم ایران از بی‌رحمی‌های او داستان‌ها نقل می‌کنند.

به گزارش ایسنا، هومن صدیقی، پژوهشگر تاریخ معاصر، در روزنامه ایران نوشت: «شاهزاده مسعودمیرزا ملقب به ظل‌السلطان در بیستم صفر سال ۱۲۶۶ هجری قمری در تهران متولد شد. او پس از فوت چهار تن از برادرانش در ایام کودکی، پسر ارشد ناصرالدین شاه به حساب می‌آمد اما چون مادر او از نسل قاجار نبود به ولایتعهدی گمارده نشد و برادر کوچک‌تر وی مظفرالدین میرزا به این مقام نائل شد اما وی چون پسر بزرگ ناصرالدین شاه بود ولیعهدی را حق طبیعی خود دانسته و از هر فرصتی برای اثبات لیاقت و کاردانی خود به پدر تاجدار استفاده می‌نمود. لرد کرزن درباره او می‌نویسد: «ظل‌السلطان برعکس برادر خود مظفرالدین میرزا وارد اجتماع است و در کارهای دولتی عامل مؤثری است. با فرنگی‌ها معاشرت می‌کند و از دوستی با انگلیسی‌ها دم می‌زند و خود را روشنفکر و طرفدار تمدن جدید می‌داند. از هرگونه خونریزی باک ندارد. مردم ایران از بی‌رحمی‌های او داستان‌ها نقل می‌کنند.»‌

در اواخر قرن سیزدهم هجری شاهزاده مسعودمیرزا که حاکم فارس بود، به حکومت اصفهان برگزیده شد و سلطان مرادمیرزا حسام‌السلطنه (عموی وی) به فارس فرستاده شد. مسعودمیرزا عدم رضایت خود را از این جابه‌جایی، آشکارا در خاطرات خود بیان می‌دارد و می‌نویسد: «فرمانفرمایی فارس بالاستقلال که بالارث والاستحقاق باید مال من باشد، به حضرت حاجی عمو بخشیدم مال او باشد، دولت به او بدهد، اصفهان کوچک خراب مال من، اگر جوهری دارم و نمک به حلال هستم و خدا بخواهد اصفهان را نوعی ترقی بدهم که رشک جنان بشود.»

ظل‌السلطان با وجود مشکلات فراوانی که در این شهر وجود داشت، برای نشان دادن لیاقت و کاردانی خود دست به بعضی اقدامات عمرانی و فرهنگی از جمله نشر روزنامه فرهنگ اصفهان و تأسیس مدرسه همایونی زد.

فکر تأسیس این مدرسه زمانی به ذهن ظل‌السلطان خطور کرد که برای انجام پاره‌ای امور حکومتی به پایتخت سفر کرده بود و در مدت اقامت خود در تهران از مدرسه تازه تأسیس دارالفنون بازدید نمود. مسعود میرزا از زمانی که به حکومت اصفهان منصوب شد و تا سال ۱۳۲۵ هجری قمری که از این مقام معزول شد، حاکم مطلق بخش جنوبی ایران بود و همواره در اندیشه آن بود که بر اقتدار و قدرت خود بیفزاید. وی از دارالفنون بازدید و تمایل شدیدی پیدا کرد که مشابه آن را در اصفهان دایر کند. از این‌رو طی نامه‌ای از ناصرالدین شاه تقاضا نمود که با اجازه تأسیس مدرسه‌ای به شیوه دارالفنون موافقت نماید. متن درخواست چنین است: «هو_تصدق خاک پای همایونت شوم. کراراً غلام خواسته است این جسارت را بنماید، اکنون وقت آن رسیده جسارت می‌کند که در جلفای اصفهان که هزار خانه بیش نیست، پنج شش مدرسه برپا شده است و اطفال ارامنه مشغول تحصیل هستند و در شهر اصفهان نیست.

عمارت خوب این غلام برای مدرسه حاضر کرده است. همه اسباب آن موجود است. اگر رأی همایون قرار بگیرد به جناب مخبرالدوله دست خطی مرحمت شود چند نفر از شاگردان خوب مدرسه [دارالفنون] بدهند که اسباب مدرسه فراهم آید و باعث تربیت و تعلیم اطفال شده و آگاهی عمومی باشد. معلم زبان انگلیسی و علم طب در اصفهان موجود است. معلم شیمی و فیزیک و معلم موزیک و معلم ریاضی و معلم پیاده نظام هم از مدرسه مرحمت شود. اگر مواجب دیوانی آنها قلیل است غلام خود مواجب و جیره و سایر مراتب آنها را متحمل است و اطاعت خواهد کرد. همه مخارج این مدرسه را غلام اطاعت دارد. همین قدر برای تربیت و آگاهی استیذان از دربار همایون می‌خواهد و چند نفر معلم معروضه هم مقرر شود جناب مخبرالدوله بدهند. الامر الاقدس الهمایون الاعلی مطاع مطاع_مهر_مسعود»

و دستور ناصرالدین شاه با خط امین‌الملک منشی حضور در بالای گزارش ظل‌السلطان چنین است: «ظل‌السلطان_بسیار خیال خوب و مبارکی است. همین جا با مخبرالدوله گفت‌وگو کرده، قرار تعیین و فرستادن معلمین را بدهید.»

محلی که برای مدرسه در نظر گرفته شده بود کاخ هشت بهشت بود، ظل‌السلطان میرزا تقی خان معروف به حکیم‌باشی، پسر هاشم انصاری کاشانی را مأمور نظارت بر بازسازی و مرمت آن عمارت نمود.

ژان شاردن فرانسوی که در دوران شاه سلیمان بنای هشت بهشت را بارها دیده است در توصیف این عمارت می‌نویسد: «من قول داده‌ام که در طی توصیف باغ‌های اطراف خیابان زیبای اصفهان شرح یکی از تالارهای یکی از باغ‌ها به نام باغ بلبل بدهم. این تالار را عمارت هشت بهشت می‌نامند. تمام سقف‌های آن موزائیک (کاشی) بسیار عالی است. دیوارها و جرزها دو طبقه و دالان‌ها و غلام گردشی‌هایی در اطراف آنهاست. در این دالان‌ها صدها مکان است که دلکش‌ترین و فرح‌انگیزترین نقاط دنیا محسوب می‌گردد و هر یک به وسیله منفذی که بدان نور می‌تابد روشن می‌شود. این روشنایی متناسب با تفریحاتی است که این امکنه ویژه آنها ساخته شده است. هیچ یک از نقاط از حیث شکل و ساختمان و تزئینات به دیگری شبیه نیست و در هر جایی چیز تازه و گوناگون است. چنان که در بعضی، بخاری‌های متنوع و در برخی حوض و فواره‌هاست....»

میرزا تقی خان با استفاده از معماران و نقاشان و نجاران بنام آن زمان، در مدت یک سال عمارت دو طبقه هشت بهشت را به مدرسه‌ای بدل کرد که دارای سی اتاق آماده بهره‌برداری بود. اتاق‌های طبقه پایین به کلاس درس و طبقه بالایی به کارگاه‌های آموزشی و کتابخانه اختصاص داشت. مسجد کوچکی هم جهت ادای فرایض مذهبی در مدرسه پیش‌بینی کرد. پس از پایان عملیات آماده‌سازی، میرزا تقی خان در ۲۳ جمادی الاول ۱۲۹۸ هجری قمری ضیافتی برپا نمود و از همه استادان و کارگران پذیرایی و قدردانی کرد. در این مجلس میرزا سلیمان خان نایب‌الحکومه اصفهان و میرزا حبیب‌الله خان انصاری رئیس دفتر کل ادارات اصفهان و در حدود چهل تن از امرای نظامی نیز حضور داشتند.

سرانجام در روز دوشنبه ۱۵ رجب ۱۲۹۸ در حضور شیخ محمد باقر نجفی معروف‌ترین روحانی شهر و جمعی دیگر از علمای مذهبی مدرسه رسماً افتتاح گردید. ریاست افتخاری این مدرسه با ابوالفتح خان صارم‌الدوله همسر بانوی عظمی و شوهر خواهر ظل‌السلطان و مدیریت آن با میرزا علی خان ناظم العلوم بود. در اغلب کتب آمده است که ظل‌السلطان پسر ارشد خود اکبر میرزا صارم‌الدوله را به ریاست افتخاری این مدرسه منصوب نمود در حالی که اکبر میرزا حدوداً چهار سال پس از تأسیس این مدرسه متولد می‌شود.

در میان معلمان مدرسه همایونی علاوه بر فارغ‌التحصیلان دارالفنون، تحصیلکرده‌های کشورهای اروپایی نیز حضور داشتند و به تبعیت از دارالفنون، تعلیمات نظامی شامل: موزیک، سواره‌نظام، پیاده‌نظام و توپخانه نیز در برنامه مدرسه قرار داده شده بود و در کنار آموزش مقدمات عربی، زبان فرانسه نیز به دانش‌آموزان، آموزش داده می‌شد. میرزا علی خان که خود دانش‌آموخته مدرسه سن سیر فرانسه در رشته توپخانه بود با توجه به سوابق عالی تحصیلی و توان بالای مدیریتی خود توانست گروهی از زبده‌ترین معلمان و فارغ‌التحصیلان دارالفنون را به خدمت گرفته و سطح آموزش مدرسه را به طرز چشمگیری افزایش دهد. از جمله معلمان مدرسه همایونی میرزا علی اکبر خان سرتیپ و برادر ایشان میرزا حسین خان سرهنگ بودند.

ستاره اقبال این مدرسه که بسرعت درخشیدن گرفته بود متأسفانه دوام چندانی نیاورد، ناصرالدین شاه با شنیدن خبر پیشرفت سریع مدرسه همایونی و نظم و ترتیب بیش از بیست هزار سرباز ظل‌السلطان احساس خطر نموده و واگنر، استاد فنون نظامی و علوم طبیعی دارالفنون را برای سرکشی از کارهای ظل‌السلطان و تخمین قوای نظامی او به اصفهان فرستاد. گزارش واگنر پس از مراجعت به تهران، شاه را بیش از پیش به وحشت انداخت، به طوری که ظل‌السلطان را ناچار نمود که سازمان نظامی خود را منحل ساخته و مدرسه را نیز تعطیل نماید. ظل‌السلطان پس از مدتی بر اثر بدگمانی ناصرالدین شاه، از حکومت تمام نواحی و ایالاتی که به او سپرده شده بود برکنار گردید و فقط حکومت اصفهان را برای او باقی گذاشتند. گر چه این مدرسه بیش از دو یا سه سال دوام نداشت اما تعطیلی ناگهانی آن اثرات سو زیادی به جا گذاشت و به مدت ۲۰ سال کسی در اصفهان از بیم تعطیلی و تکفیر ناآگاهان جرأت تأسیس مدرسه‌ای را نداشت تا آن که بالاخره میرزا باقرخان مشیرالملک نائینی که خود در دستگاه ظل السلطان مقامی داشت و مورد احترام عامه مردم بود در سال ۱۳۱۸ هجری قمری مدرسه باقریه را در اصفهان تأسیس نمود.»

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.