• شنبه / ۱۸ اسفند ۱۳۹۷ / ۱۴:۲۲
  • دسته‌بندی: سینما و تئاتر
  • کد خبر: 97121809443
  • منبع : روابط عمومی برنامه

انتقاد بهروز افخمی از مباحث مطرح شده درباره‌ی غلامرضا تختی

بهروز افخمی

«بهروز افخمی» از مباحث مطرح شده درباره‌ی فوت «غلامرضا تختی» انتقاد کرد.

به گزارش ایسنا، این کارگردان که به عنوان مجری برنامه‌ی «نقد سینما» شامگاه ۱۷ اسفند ماه در این برنامه سخن می‌گفت، ادامه داد: با توجه به صحبت‌های آقای جمشید مشایخی و اینکه من برای "تختی" فیلم ساختم و نسبت به زندگی او اشراف کامل دارم، صلاح می‌دانم به این موضوع ورود پیدا کنم. در هفته گذشته آقای مشایخی درباره روایت مرگ جهان‌پهلوان تختی مطرح کرد که دلیل مرگ تختی را با قطعیت خودکشی اعلام کرده است. اما نه در پیش از انقلاب و نه پس از آن این حادثه با قطعیت خودکشی مطرح نشده است.

او ادامه داد: از سوی دیگر دست ساواک در زندگی تختی در همه اسناد تاریخی وجود دارد و قابل چشم‌پوشی نیست. این در حالی است که ساواک با محدودیت کاری و اقتصادی برای تختی زندگی را برای او سخت کرده بود و این به خاطر حسادت و محبوبیت تختی بود. کار تا جایی پیش رفت که تختی در مسابقات آخرش حریف تمرینی نداشت و هیچکس جرأت تمرین کردن با او را نداشت.

افخمی خاطرنشان کرد: این‌ها حقایقی است که یا آقای مشایخی نمی‌داند یا نمی‌خواهد آن‌ها را به زبان بیاورد. این تطهیر رژیم گذشته به بهانه ممانعت از دشمن‌تراشی درست نیست. اینکه فردی مثل تختی به خاطر رفتارهای همسرش خودکشی کرده باشد، با چه منطقی جور در می‌آید؟ خروج غده سرطانی از بدن تختی و رشد بیماری و احتمال متحمل شدن هزینه‌های زیاد بر خانواده تختی می‌تواند باعث خودکشی احتمالی تختی باشد. این افسانه سانتی‌مانتال آقای مشایخی خوشایند دوستان تازه لیبرال شده‌ای است که از اسطوره_شکنی از سوی هنرمندان ذوق زده شده‌اند.

در ادامه میز نقد «آشغال‌های_دوست‌داشتنی» ساخته «محسن امیریوسفی» در حالی برگزار شد که این کارگردان اجازه‌ی ورود به صدا و سیما را پیدا نکرد.

این نشست با حضور میلاد دخانچی و آرش خوشخو برگزار شد.

میلاد دخانچی گفت: «ما در زمان جشنواره سینمای انفعال را مطرح کردیم و وقتش است واژه جدیدی را جعل کنیم. ما ادعا کردیم سینما دارد فضای موجود را ترویج می‌کنم و پیشنهاد می‌کنم از مفهوم «پیشرو» استفاده کنیم و بپرسیم این فیلم پیشرو هست یا ارتجاعی و واپس‌گراست و ما را در وضعیت موجود نگاه می‌دارد. فیلم از منظر زیبایی‌شناختی فیلم مهمی نیست و به فیلم تبدیل نمی‌شود. چیزی که فیلم نقد می‌کند یک وضعیت تاریخی است. فیلم می‌گوید ما در موقعیتی با هم بودیم و این همگرایی به دلایلی از بین رفت و این زخم‌ها ایجاد شد.

فیلم در وهله اول درباره یک وضعیت اجتماعی و مجموعه‌ای از اشیا است. شخصیت مادر که به گفته خود فیلم مام میهن است؛ شخصیتی منفعل و غیرسیاسی و بدون جهت‌گیری. پدر و پسری را داریم که آینه همدیگر هستند و دمدمی‌مزاج. دو شخصیت ایدئولوژیک داریم که یکی رزمنده است و یکی کمونیست و هر دو به شدت فاشیست و ارتجاعی هستند. فیلمساز هر لحظه در هر میزانسی که به اشیا و وضعیت نوستالژیک نزدیک می‌شود، موسیقی را وارد می‌کند. فیلمساز می‌گوید جامعه دوست‌داشتنی نیست، این تاریخ و این آشغال‌های دوست‌داشتنی نوستالژیک است که می‌تواند ما را آرام کند. این نوستالژی سازنده نیست و فیلم نه‌تنها ضدمردم، بلکه علیه تاریخ است. فیلم به شدت طرفدار وضع موجود است و آن را بازسازی می‌کند.

ما یک جامعه متنوع و متکثر هستیم. نباید اجازه دهیم برخی از این سلیقه‌های سیاسی و فرهنگی از گفتمان رسمی خارج شوند. فیلم نمی‌تواند وحدت و گفت‌وگوی فرهنگی را فراهم کند. تنها چیزی که از نظر فیلمساز ما را کنار هم می‌آورد آشغال‌های دوست داشتنی است، انگار ما هیچ چیز دیگری جز این اشیا نداریم و این آدرس غلط دادن است.»

آرش خوشخو هم با اشاره به «آشغالهای دوست داشتنی» گفت: «من طرفدار فیلم نیستم اما از اینکه فیلم بعد از ۶ سال توقیف، بالاخره اکران شد، خوشحال شدم. اینکه این فیلم توقیف بوده است کاملاً منطقی به نظر می‌رسد و اکران آن نشان دهنده روحیه دموکراتیک در جامعه ماست. دیدگاه منتقدانه فیلم نسبت به کل نظام کاملاً واضح است. اصلاً اینطور نیست که فیلمی که منتقد نظام است حتماً رادیکال هم باشد. با آقای دخانچی موافقم که این فیلم، فیلم انفعال است. یک نوع همگرایی غیر ممکن در فیلم تعریف می‌شود.

ما نسبت به ویدئو نوستالوژی نداریم، بلکه ویدئو نشانه‌ای از یک رویکرد فرهنگی بود. ویدئو یادآور سختگیری‌های دهه ۶۰ و ۷۰ است که می‌خواهد بگوید این آدم‌ها در آن دوره این‌طور زندگی کردند. این رویکرد مقابل نظام است و فیلم انقدر قدرت ندارد که بخواهد تاریخ را بکوبد. ما در این فیلم شکاف‌هایی را بین آدم‌ها می‌بینیم و مادری که در فیلم ترسیم کرده، واقعاً تصنعی است. و دائم می‌خواهد شما را به این سمت ببرد که این شخصیت‌ها با هم خوب هستند.»

میز پرونده "اسکار ۲۰۱۹" هم با حضور سعید مستغاثی و امیر قادری (منتقدان سینما) در این برنامه برگزار شد.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۷-۱۲-۱۸ ۱۴:۳۱

قسمت اول نقد کشتی. با سلام.در چند روز اخیر به بهانه اکران فیلم جهان پهلوان تختی صحبت هایی شده که دل هر شنونده را به درد می اورد.از جمله پرسش و پاسخ مجری جوان و خام، از استاد جمشید مشایخی در مورد قتل و یا خودکشی تختی. اول باید عرض کنم این نوشته برای ان است که همه ما بدانیم تختی شدن و تختی ماندن بها و هزینه دارد و سهل و اسان هم بدست نمی اید. مرگ جهان پهلوان نه قتل بود نه خودکشی. حکومت گذشته توان و قدرت و حتی جسارت و شهامت به قتل رساندن تختی را نداشت.حکومت فقط یکبار صبح تا عصر تختی را بازداشت کرد.تجمع بسیار افراد، در مقابل دو پاتوق تختی که مردم جهت رفع گرفتاری خود به ان مکان ها مراجعه می کردند، یعنی قنادی سینا، واقع در میدان انقلاب امروز و گل فروشی شاغلام در حوالی میدان ولی عصر امروز، حکومت را وادر کرد تا تختی را ازاد کند. بعد ها تختی در مورد چند ساعت بازداشت خودش گفته بود، فقط سه الی چهار نفر می امدند سوال می کردند. نام و نام خانوادگی، البته بصورت تمسخر می گفتند که جهان پهلوان شما هستید؟!.حکومت گذشته سر مست از سرکوب و پیروزی بر مصدق و قائله سال 1332 و 1342 و قلع و قمع تمام دسته جات و گروه ها بود. در نتیجه ساواک زمان را برای بر خورد با تختی مناسب دید. حکومت می دانست پهلوان تختی پایگاه و پشتوانه قوی و مردمی دارد و نمی تواند ایشان را حذف کند.لاجرم با حیله و ترفند تختی را بسوی انزوا سوق داد. حکومت رفته رفته ابزارهای حمایتی خود، از تختی را گرفت. از جمله حق سفره حقوق ماهانه راه اهن را. در واقع حکومت ایشان را از نظر مالی ایزوله کرده بود. در مقابل، تختی با صلابت مقاومت می کرد. تنها نگرانی پهلوان این بود که نمی توانست توقع مردم نیازمند را براورده کند. حکومت و ساواک که فکر می کردند هر شخصی یک قیمتی دارد به جهان پهلوان پیشنهاد نمایندگی در مجلس و سایر امور را دادند. بلکه او را تسلیم خود کنند. ولی جواب تختی منفی بود،می گفت من ورزشکار هستم نه سیاستمدار. لازم به توضیح است تنها جرم تختی دوستی با اقای مهندس کاظم حسیبی، عضو جبهه ملی ایران بود و جهان پهلوان از نظر فکری به ایشان زیاد نزدیک بود. به طبع از او هم حرف شنوی داشت. ای کاش حکومت و ساواک جربزه داشت و تختی را مرد و مردانه با یک تیر می کشت تا اینکه با جور و جفای نا بخشودنی و البته نا جوانمردانه، تختی را تحت فشار به سوی خواسته های

avatar
۱۳۹۷-۱۲-۱۸ ۱۴:۳۳

قسمت دوم نقد کشتی. خود سوق بدهند.در زندگی، مرد ایرانی با همه گونه مشکلات مبارزه می کند. الا صحبت در مورد خانواده. ساواک هم بخوبی نقطه ضعف مردان ایرانی را می دانست و با پخش و دامن زدن به شایعه خانوادگی، که تماما تهمت و افتراه بود. ضربه ای مهلک بر روح و روان جهان پهلوان تختی زد.ساواک برای اینکه تهمت و افتراه خود را جا بیاندازد با دو نفر، یعنی یک مربی و یک کشتی گیر، هم دوره جهان پهلوان مصاحبه ای صوری ترتیب داد. که ظاهرا مربی را با زور و فشار وادار کرده بودند ولی کشتی گیر را با پاداش اداره کردند، تا علیه تختی و خانواده اش دست به مصاحبه ای کاملا چندش اور و سخیف بزنند. ساواک برای اینکه تختی را مرعوب کند دستور داد تا مصاحبه ان مربی و کشتی گیر را در جراید با تیراژ بسیار بالا انتشار و به صورت رایگان در اختیار عموم قرار بدهند.در ان زمان بعضی از خبرنگاران بشدت از ان مربی و کشتی گیر ناراحت شده بودند. و از تختی در خواست کردند پاسخ مقتضی به انها بدهد. پاسخ تختی به خبرنگاران این بود، من دست ان مربی را بار ها بوسیده ام. اکنون نیز می بوسم. در مورد کشتی گیر هم گفته بود من خودم را مقابل ایشان کشتی گیر نمی دانم او تنها کشتی گیر ایران و جهان است.تختی اهل پاسخ به تهمت و افتراه و همچنین اهل قیل و قال و هوچی گری نبود. در تمام دوران زندگی زن و شوهری همه ما حرف و حدیث بوده و هست و تختی هم از این قاعده مستثنی نبود. در وصف همسر جهان پهلوان همین کافیست که او بار ها تاکید کرده، اگر من هزاران بار به دنیا بیایم و 20 ساله شوم تنها انتخابم غلامرضا است.

avatar
۱۳۹۷-۱۲-۱۸ ۲۰:۰۸

درود به شرفت حسابی قانع شدم مرسی