• چهارشنبه / ۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ / ۱۳:۱۶
  • دسته‌بندی: ایسنا+
  • کد خبر: 98020402145
  • خبرنگار : 71410

بازخوانی قصه مریم؛ ۱۵ سال پس از آن شب تلخ

خواب آشفته مریم

چند قدمی بیشتر به چشمه نمانده اما انگار بدنش دیگر نمی‌خواهد همراه او بیاید. سطل خالی توی دستش سنگینی می‌کند؛ درد در تمام سرش می‌پیچد. کرختی و سوزش بر نیمی از بدنش مستولی می‌شود و دیگر همه جهان سیاه می‌شود.

۱۵ سال از آن روز می‌گذرد. از آن روزی که مریم نیمی از بدنش برای همیشه لمس شد و دیگر هیچ‌وقت نتوانست با کسی حرف بزند. تازه با رنج سقط جنین کنار آماده بود که سکته مغزی رنگ جهانش را عوض کرد؛ جهانی که پر از رنج، تنهایی و دورافتادگی است.

همه این‌ها در حالی است که با مردی که خیلی عاشقش است، فقط به اندازه یک چادر فاصله دارد اما سهمش از این عشق بی‌مهری و تنهایی است. در تمام این ۱۵ سال شوهرش یک‌بار هم برای دیدن مریم به چادرش نیامده اما او را طلاق هم نداده است.

مادرشوهر مریم برای اینکه او یک‌بار سقط جنین داشته، او را همسر مناسبی برای فرزندش نمی‌داند و پدر مریم هم می‌گوید که اگر شوهر دخترش او را می‌خواهد، باید تمام هزینه‌های درمان مریم را بدهد و اگر هم می‌خواهد او را طلاق بدهد باید مهریه دخترش را تمام و کمال پرداخت کند.

اما واقعیت این است که در میان این همه بحث و جدل این فقط مریم است که احساس تنهایی و بی‌کسی می‌کند و این فقط مریم است که از ورانداز کردن خودش در آینه شرم دارد و این روزها فقط مریم است که احساس می‌کند زنی بی‌فایده است و کسی او را نمی‌خواهد.

حالا اما چادرهای ایل پر است از صدای سرنا و دهل. چون امشب قرار است برادرشوهر مریم داماد شود. این یعنی عروس جدید امشب خیلی زیبا و دوست داشتنی است و مرکز توجه همه زنان ایل است. امشب برای مریم شب سخت‌تری است، چون باید تمام تلاشش را بکند که مثل وقتی که نوعروسی جوان بود، هنوز زیبا و دلربا باشد اما در رقابتی نابرابر با عروس جدید قرار گرفته است.

اگر روزی گذرت به سیاه چادرهای طایفه «ولی شاهی» ایل خمسه افتاد و زنی را دیدی که تنها در چادرش نشسته و با غمی عمیق به چند چادر آن‌طرف‌تر چشم دوخته، او مریم است که خودش فکر می‌کند این روزها به جز لباس شستن با یک‌دست هیچ‌کار دیگری از دستش بر نمی‌آید.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۸-۰۲-۰۴ ۲۲:۵۶

چقدر دردناک. فشار روحی.... خدا شفاش بده😐😐

avatar
۱۳۹۸-۰۲-۰۴ ۲۳:۴۱

نمی دانم چه بگویم ! مریم چند سال دارد ؟ هیچ درمانی نگرفته ؟ وقتی این اتفاق برایش افتاده چند سال داشته؟ فرزندی ندارد؟

avatar
۱۳۹۸-۰۲-۰۴ ۲۳:۴۳

به نظرم بهتر است که خیرین کمک کنند و او را به یک آسایشگاه با کمک های درمانی ببرند بلکه کمی بهبودی پیدا کند

avatar
۱۳۹۸-۰۲-۰۴ ۲۳:۴۸

ببخشید سوال می کنم آیا مریم سواد خواندن و نوشتن ندارد؟ می تواند تلخ نامه هایش را برای دیگران بنویسد؟ به جای او بغض کردم ! آیا او عاشق شوهرش بود؟ شوهرش از زن دیگری فرزند دار شده ؟

avatar
۱۳۹۸-۰۲-۰۵ ۱۰:۳۶

حاصل سکوت هزاران نفر نتیجه می شود درد و رنج ضعیف ها و بس. روز قیامت هم خدا بی محلی میکنه به خیلی ها چون دیروز نسبت به ضعیف ها کمک نکردند و سکوت کردند و خدا به هیچ کسی ظلم نمی کند و این خود مردم هستند که با خودخواهی به خودشان ظلم می کنند و عذاب جهنم را می خرند.....الله مع الحق.....

avatar
۱۳۹۸-۰۲-۰۶ ۱۶:۰۱

سلام نميفهمم كه قانوني نيست كه شوهر اين خانوم رو مجبور كنه براي تهيه مايحتاج و دارو اين خانوم.

avatar
۱۳۹۸-۰۲-۰۷ ۱۳:۱۵

فکر میکنم که دارو و درمان نیز جزء نفقه زن و فرزند باشد که بر عهده مرد می باشد.

avatar
۱۳۹۸-۰۲-۰۸ ۰۲:۰۷

چرا هست.شوهرش باید نفقه بده