• چهارشنبه / ۱۹ تیر ۱۳۹۸ / ۱۴:۴۸
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 98041910180
  • منبع : روابط عمومی نشر

«بازی دروغ» منتشر شد

جلد

رمان «بازی دروغ» نوشته روت ور با ترجمه هانیه دوست‌اوشانی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، «بازی دروغ» از سوی انتشارات علمی با قیمت ۳۹۵۰۰ تومان در ۳۵۰ صفحه منتشر شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب عنوان شده است: «بازی دروغ» با یک راز آغاز می‌شود؛ رازی که سبب شده است چهار زن که ۱۷ سال پیش در دبیرستان همکلاسی بوده‌اند، پس از همه این همه سال دور هم در خانه در حال ویرانی یکی از آن چهار نفر جمع شوند و تصمیم بگیرند که چه باید بکنند.

نکته مهم درباره رمان «بازی دروغ» این است که این رمان سرشار از تعلیق است. همه داستان‌ها و ماجراها در پرده‌ای از ابهام قرار دارند و خواننده تا انتهای رمان را نخواند متوجه اصل ماجرا نمی‌شود و همین یک‌باره دریافتن ماجرا، سبب شوک بزرگی می‌شود؛ شوکی ناشی از این‌که خواننده به هیچ‌وجه حدس نمی‌زده داستان از چه قرار بوده است. پلات اصلی این رمان بر این موضوع بنا نهاده شده است که بازی‌های خطرناکی که احتمالا شما در نوجوانی انجام می‌دهید در آینده ممکن است به شکل جدی شما را دچار دردسر کند و زندگی خود و خانواده‌تان را به خطر بیاندازد.

روت ور، نویسنده این کتاب، متولد سال ۱۹۷۷ در انگلستان و فارغ‌التحصیل دانشگاه منچستر است. او در حال حاضر یکی از نویسندگان مطرح انگلستان است. اولین کتاب این نویسنده با عنوان «در یک جنگل تاریک تاریک» در سال ۲۰۱۵ منتشر و در انگلستان و آمریکا پرفروش شد. روت ور پس از کتاب «در یک جنگل تاریک تاریک»، کتاب جدیدش با عنوان «زنی در کابین  شماره ۱۰» را در سال ۲۰۱۶ به چاپ رساند. کتاب «زنی در کابین ۱۰» محبوبیتی بیش از اثر اول او داشت و به زودی در فهرست کتاب‌های پرفروش دنیا و مهم‌ترین آن‌ها یعنی نیویورک‌تایمز قرار گرفت. او شیفته آگاتا کریستی است و در آثارش به سبک او نزدیک می‌شود.

یک ویژگی جالب رمان «بازی دروغ» این است که یکی از این چهار دختر، دختری مسلمان به نام فاطیماست که با همسر خود علی زندگی می‌کند. شرح ماجرای حجاب انتخابی فاطیما و مشکلاتی که او به عنوان یک مسلمان در میان غیرمسلمانان دارد، یکی از نقاط جالب توجه این رمان به خصوص برای مردم کشور ما می‌تواند باشد.

در بخشی از این رمان می‌خوانیم: «صدای مری توی سرم با صدای گام‌هایم در پیاده‌رو در هم می‌آمیخت، تقریبا داشتم می‌دویدم و از سالتن فرار می‌کردم، گریه‌های فریا تبدیل به ضجه شده بود و هرچه بیشتر جیغ می‌زدم قدم‌های من تندتر و بلندتر می‌شد...»

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.