• پنجشنبه / ۱۰ مرداد ۱۳۹۸ / ۱۳:۱۱
  • دسته‌بندی: کرمانشاه
  • کد خبر: 98051005202
  • منبع : نمایندگی کرمانشاه

یک سفر "شیرین"...

کاه گلی

کوچه سربالایی بود، از آن سربالایی‌های عجیب و غریبی که بیشتر به بالا رفتن از کوه شباهت داشت!

به نفس نفس افتاده بودیم، هرچه جلوتر می رفتیم سراشیبی کوچه هم تندتر می شد، کوچه ای که انگار قرار نبود تمام شود!


یک جاهایی میخواستم برگردم، اما دلم میخواست برای یکبار هم که شده مسیری که "نرگس" و مادرش هر روز می آمدند و می رفتند را من هم تجربه کنم.

انتهای بالادست کوچه، اتاقک کوچکِ کاهگلی نمایان شد، اتاقکی که سخت می شد اسم خانه را روی آن گذاشت، مخروبه کاهگلی ای که بیشتر به آثار به جا مانده تاریخی شباهت داشت تا خانه زندگی، اتاقکی که تا همین چند وقت پیش نرگس و مادرش در آن زندگی می کردند...

هرچه بیشتر نگاهش می‌کردم باور اینکه روزی کسی در اینجا زندگی میکرده برایم سخت تر میشد، یک اتاق نهایت سه متری، یک آشپزخانه دو متری و اتاقک انتهایی که با ارفاق به سه متر هم نمیرسید، تمام خانه و زندگی یک مادر و دختر بود!

بعد از بازدید از این بنای تاریخی و کلی مکافات برای پایین آمدن از آن کوچه عجیب، باید می رفتیم سراغ نرگس و مادرش که حالا در خانه جدیدشان ساکن بودند؛ خانه ای که خیرین امداد برایشان ساخته بودند.

خانه نقلی بود، اما پیش آن مخروبه بیشتر به قصر می مانست، گرمای خانه آزار دهنده بود و پنکه ای که گردنش شکسته بود نمیتوانست با آن حجم گرما مقابله کند.

دور تا دور اتاق نشستیم و یکی از همراهان ترجیح داد مسئول گرداندن پنکهِ گردن شکسته شود تا همه بطور مساوی خنک شوند، نرگس و مادرش که انگار گرمای گزنده هوا برایشان معنی نداشت راحت گوشه ای از اتاق نشستند و برایمان از سختی هایشان گفتند.

 از اینکه نرگس دو ساله بوده که پدرش رهایشان کرده و مادر نرگس مجبور میشود با یک بچه دو ساله، خودش دست به کار شده و خانه کاهگلی برپا کند، خانه کاهگلی که به قول نرگس هربار با یک نمِ باران تکه های کاهگل از آن پایین می افتاده و خراب شدن سقفش کابوس هرشبشان بوده.

از اینکه کمیته امداد و خیرین در این زمان به دادشان رسیدند و از آن خانه مخوف نجاتشان دادند، از اینکه حالا برای خودش دانشجو شده و میتواند روزی سرکار برود و نان آور خانواده دو نفره شان شود.

باید از نرگس و مادرش خداحافظی میکردیم و می رفتیم سراغ مابقی کارهایی که کمیته امداد در شهرستان هرسین انجام داده بود، شهرستانی که 10 هزار مددجوی امداد در آن ساکنند.

حمایت از یک زن سرپرست خانوار شاید چندان مهم جلوه نمی‌کرد، اما زمانی که شنیدیم با حمایت های امداد این زن حالا به یک نویسنده تبدیل شده موضوع کمی برایمان جالب شد و قسمت جالبتر ماجرا زمانی بود که متوجه شدیم این زن با دو کلاس سواد نهضت حالا یک رُمان نویس قهار است و کتابهایش به چاپ رسیده!

خانه با سلیقه چیده شده بود و رنگ کهنگیِ در و دیوار زیر گلهای زیبایی که گوشه گوشه آن چیده شده پنهان شده بود، از همسرش جدا شده بود و حالا یک پسر 12 ساله داشت، رُمان هایش طعم و بوی عاشقانه داشت و خیلی جدی میگفت اگر حمایتم کنند سالی دو رُمان می نویسم!

برخلاف خیلی از مددجوها از اینکه خبرنگاران عکس بگیرند و تصویر برداری کنند ابایی نداشت، می گفت کنار رُمان نویسی حالا خیاطی هم میکند و حالا هم یک نویسنده است و هم یک تولید کننده و خیلی از کمک های امداد خوشحال بود که زندگی جدید را برایش رقم زدند که خودش روی پای خودش بایستد و به یک زن شاغل و نویسنده تبدیل شود.

شربت آلبالویی که کنار پذیرایی هایش گذاشته بود عجیب حالمان را جا آورد و در حالی که خبرنگاران لیوان های شربت را دست به دست میکردند با ذوق دلنشینی کتابهایش را برای هدیه به خبرنگاران امضا می کرد.

بازدید مددجویان و امدادرسانی به آنها حال همه مان را خوب کرده بود، اما حالا باید راهی بازدید از طرح های اشتغالزایی امداد میشدیم که به نظرم شیرینی اش دوچندان بود و اولین محل مهدکودکی بود که با 15 میلیون تومان تسهیلات کمیته امداد در سال 96 راه اندازی شده بود و حالا هفت نفر اشتغال مستقیم داشت.

بختیاری مدیر مهد در توضیحی که پیرامون مهد و فعالیت هایش میداد یک جمله در میان با ذوق و شوق از کمیته امداد و کمک هایش قدردانی می کرد. از اینکه با 15 میلیون تومان تسهیلات این نهاد حالا هفت خانوار امرار معاش می کنند.

مهدکودکشان حالا سالانه پذیرای 50 کودک هرسینی است و تنها مهدکودک شیرخوار ستاره دار هرسین را هم در دل خود دارد و به گفته خانم بختیاری اگر تسهیلات بیشتر بدهند فعالیتشان را توسعه میدهند و میتوانند افراد بیشتری را مشغول به کار کنند.

شهرستان صحنه مقصد بعدی سفر یک روزه مان بود و اولین محلی که باید بازدید میکردیم کارگاه ذوب موم بود.

کارگاهی که باز هم به کمک تسهیلات کمیته امداد چرخش به گردش در آمده و حالا سه نفر اشتغالزایی دارد، کارگاهی که جوابگوی نیاز زنبورداران غرب کشور به موم کندو شده و خیلی از زنبورداران حالا از کرمانشاه و استان های اطراف به جای رفتن به اصفهان که تنها مرکز تولید قالب موم کندو است راهی این کارگاه کوچک در صحنه میشوند و قالب های خود را از اینجا تهیه می کنند.

دیدن لباسِ کار تنِ جوانان این مرز و بوم عجیب حال آدم را خوب میکند و دوست داری ساعت ها بنشینی و نظاره گر کار و فعالیتشان باشی، اما وقت تنگ است و باید سراغ کارآفرین دیگر برویم که باز هم تسهیلات کمیته امداد به کمکشان آمده و چرخ کار و زندگی شان را به حرکت در آورده.

بوی ترشی همه فضا را پر کرده و هرکدام از خبرنگاران قاشق به دست مشغول چشیدن انواع ترشی هستند، ترشی هایی که حالا برند "برکت ابراهیمی" دارند و با دستان خانم ابراهیمی و 10 زن دیگر تهیه شده اند.

خانم ابراهیمی در حالی که با ذوق و شوق شیشه ترشی های مختلف را باز میکند و با قاشق به این و آن تعارف میکند میگوید که این ترشی گیری خانگی را با 30 میلیون تومان تسهیلات راه اندازی کرده و حالا در حال ثبت برند محصولاتش است.

از قراردادهایش با رستوران ها و مراکز مختلف میگوید و اینکه اگر حمایت شود میتواند در کنار تولید ترشی، مربا و سبزیجات دیگر هم تهیه کرده و زن های بیشتری را مشغول به کار کند.

آخرین مقصد سفر اما شیرینی عجیبی داشت. خانه پیرزنی تنها در گوشه ای از روستا "کاه گل"

پیرزن عجیب صفایی داشت و استقبال و احوالپرسیِ گرمش عجیب به دل همه چسبید، طوری به اسقبالمان آمد که انگار آشنایی قدیمی را دیده باشد.

هنوز در خانه مخروبه اش زندگی میکرد اما خانه نوسازی کنار این مخروبه در حال قد کشیدن بود خانه ای که به همت زکات جمع آوری شدهِ اهالی روستا قد علم کرده بود و قرار بود تا یک ماه دیگر پناهِ امن پیرزن باشد.

بچه ها را یکی یکی در آغوش می گرفت و از همه بابت ساخت خانه جدیدش قدردانی میکرد! خوشحالی در کلام و نگاهش موج میزند و شیرینی ذوقش همه مان را بدجور ذوق زده کرده بود...

سفر شیرینی بود... شیرینی لبخندِ محرومانی که حالا به نان و نوایی رسیده اند، زنان بی سرپرستی که حالا خودشان چرخ زندگی شان را می چرخانند و جوانانی که حالا برای خودش کار و کاسبی به هم زده اند هنوز در کامِ نگاهمان مزمزه می‌کند...

گزارش از محبوبه علی آقایی خبرنگار ایسنا منطقه کرمانشاه

 
 


انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.