• شنبه / ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ / ۱۴:۴۷
  • دسته‌بندی: یزد
  • کد خبر: 99022719362
  • خبرنگار : 50216

شاهنامه، کتاب مقدس هویت ایرانیان

شاهنامه، کتاب مقدس هویت ایرانیان

ایسنا/یزد فردوسی، شاعر پارسی زبان ایرانی است که نقش وی در تثبیت و حفظ زبان فارسی بر هیچ فردی پوشیده نیست و به گفته محققان ایرانی او منجی هویت ایرانی بوده است.

فردوسی شاعر پارسی زبان و حافظ هویت ایرانی در کشورمان به شمار می‌رود که همواره حفظ زبان و ادبیات فارسی را مدیون او می‌دانیم و از طرفی مکتب فردوسی، الگوی سایر کتب بزرگ تاریخی مانند کتب سعدی بوده است.

به سراغ چند نفر از پژوهشگران رفتیم تا حماسه آفرینی فردوسی در حفظ تاریخ و هویت ایرانی را بازگو کنیم.

فردوسی حافظ هویت ایرانی در مقابل بادیه‌نشینان

«عبدالمجید ارفعی» پژوهشگر تاریخ هخامنشی و اولین مترجم منشور کوروش و گل نوشته‌های تخت جمشید در گفت و گو با خبرنگار ایسنا، با اشاره به نقش فردوسی در حفظ تاریخ، اظهار می‌کند: هر چند تاریخ شاهنامه متعلق به دوران اشکانیان و ساسانیان است و این که دسترسی فردوسی به منابع تاریخ واقعی چقدر بوده، مشخص نیست اما قطعاً به منابع تاریخ واقعی هم دسترسی داشته است.

وی میهن دوستی و خرد شاهنامه را از برترین ویژگی‌های آن می‌داند و می‌گوید: فردوسی یکی از افرادی است که ضمن حفظ هویت ایران بعد از حمله تازیان، زبان و ملیت را نیز متفاوت از تازیان حفظ کرده و تلاش او در راستای حفظ فرهنگ و نژاد خود بوده است.

این پژوهشگر خاطرنشان می‌کند: اقدام بسیار بزرگی را از سوی فردوسی شاهد هستیم، به طوری که این شاعر، گذشته‌ی تاریخی بزرگی را پشت سر گذاشته و زیان و ملیت ایرامی را در مقابل قوم بادیه نشین و بیان گرد تازیان حفظ کرده است.

حفظ زبان و ادب پارسی از تنزل به به زبان کوچه و بازاری

«پیام شمس‌الدینی» ایران‌شناس و پژوهشگر یزدی نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، با اشاره به نقش فردوسی در تثبیت هویت ایرانی اظهار می‌کند: زمان زیستن فردوسی و سرودن «شاهنامه» به دورانی بازمی‌گردد که حدود 400 سال از فتح ایران به دست مسلمانان گذشته بود و این زمان را می‌توان با پایان عصر حکومت سامانیان و ابتدای عصر حکومت غزنویان هم‌زمان دانست و هر چند حکومت سامانیان علاقه زیادی به حفظ هویت ایرانی داشتند اما غزنویان چندان چنین اندیشه‌ای را نمی‌پروردند.

وی از تهدید زبان‌های عربی و ترکی و خطر جایگزینی آن‌ها به جای زبان فارسی در دوره غزنویان یاد می‌کند و می‌گوید: فردوسی در آن دوران یکی از اعضای خانواده‌های بزرگ ایرانی بود که به «دهگانان» مشهور بودند و همان‌طور که این خانواده‌های بزرگ پاسبان و میراث‌دار فرهنگ ایرانی بودند، او نیز با سرودن و تکمیل «شاهنامه»، قدم در راه حفظ فرهنگ ایرانی گذاشت.

وی به تلاش‌های مختلف فردوسی برای حفظ زبان و ادب پارسی در دورانی که این زبان در حال فراموشی بوده اشاره می‌کند و می‌گوید: علما و دانشمندانی هم‌عصر با فردوسی مانند ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی کمتر از زبان فارسی بهره‌مند شده و بیشتر کتاب‌های خود را به زبان عربی نوشته‌اند؛ البته وضع بوعلی سینا و ابوریحان بیرونی هم در این زمینه به‌گونه‌ای بوده است که انگار در نظر خود مردد بوده‌اند؛ چراکه در آن زمان، فارسی، زبان درباری و رسمی نبوده و خطر این می‌رفت که جایگاه آن به زبان کوچه و بازاری تنزل یابد.

شمس الدینی اضافه می‌کند: البته هر یک چند کتابی از خود را به زبان فارسی نوشته‌اند برای مثال ابن‌سینا کتاب‌های «دانشنامه علائی» و «رساله رگ‌شناسی» و «زندگی‌نامه علمی» خود را به زبان فارسی نوشته است؛ ابوریحان هم که بنا به نقل مشهور، نظر خاصی درباره زبان فارسی داشته، باز متن کتاب «التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم» را به زبان فارسی نوشته است.

وی ادامه می‌دهد: برآیند این اندیشه‌های متضاد بعدها توسط «شه‌مردان بن ابی‌الخیر رازی» در دیباچه «روضة المنجمین» به صورت دفاع از زبان فارسی موجود و نقد سره‌نویسی جمع‌آوری و بیان شده است.

شاهنامه تضمین کننده جایگاه زبان پارسی

شمس‌الدینی اقدام فردوسی در نوشتن «شاهنامه» به زبان فارسی را عامل تثبیت این زبان از زمان غزنویان تا روزگار کنونی اعلام می‌کند و می‌گوید: فردوسی با سرودن حدود 50 هزار بیت به زبان فارسی و با تنوع گسترده‌ای از مضامین و مباحث مختلف شامل مطالب اساطیری، علمی و عرفانی از نیایش و ستایش و پروردن سخن در زمینه‌های رزمی و بزمی که امروزه از آن با عنوان ادب غنائی و ادب حماسی یاد می‌کنیم، ثابت کرد که زبان فارسی قابلیت انتقال مفاهیم گسترده‌ای را دارد.

وی به نقش «شاهنامه» به‌ عنوان الگویی برای شعرای بزرگ تاریخ به‌خصوص سعدی اشاره می‌کند و می‌گوید: «شاهنامه» فردوسی نه‌ تنها یک کتاب بلکه چند کتاب و بی‌اغراق یک کتابخانه بزرگ از میراث فرهنگ و علم و ادب ایرانیان و مکتبی برای آیندگان بوده است.

وی اضافه می‌کند: «شاهنامه» فردوسی به‌ طور مستقل و جداگانه‌، کتاب‌هایی مثل «گزارش شطرنج» و «کارنامه اردشیر بابکان» را نیز برای ما حفظ کرده است؛ حتی می‌توان گفت سبک سخن فردوسی در «شاهنامه» زمینه‌ساز پیدایش «بوستان سعدی» نیز بوده است.

به گفته این پژوهشگر یزدی، «شاهنامه» کتابی است که تاریخ فکر و فرهنگ ایران و ایرانیان را از بدو آفرینش تا 400 سال قبل از حیات فردوسی در برگرفته است.

وی با بیان این که «شاهنامه» علاوه بر دارا بودن همه ویژگی‌های مشهور خود، کتابی مردمی بوده است، می‌گوید: نقش موبدان و بزرگان زرتشتی در تدوین آن کم‌رنگ شده است و مردم و خاندان‌های مردمی دهقانان عنصر غالب در تدوین «شاهنامه» بوده‌اند، از این‌ رو شخصیت‌هایی مانند اسفندیار نیز در آن وجهه قهرمانی صرف ندارند و اسفندیار «شاهنامه» با چهره او در «اوستا» متفاوت است.

شمس الدینی ادامه می‌دهد: این مسئله در حالی است که در ادبیات زرتشتی، خاندان گشتاسب و اسفندیار حماسه‌آفرینی می‌کنند و موبدان در تدوین آن نقش اساسی داشته‌اند که این مسئله به تاریخ عصر ساسانی و حکومت زرتشتی آن زمان مربوط می‌شود.

زرتشتیان گنجینه‌های محافظ شاهنامه

شمس الدینی به تفاوت میان حمایت ویژه زرتشتیان عصر قاجار از «شاهنامه» فردوسی با رویکرد منفی ابتدایی آنان اشاره و تصریح می‌کند: نقش زرتشتیان در ترویج «شاهنامه» بسیار حساس است چراکه بعد از جنگ‌های روسیه و ایران، حفظ میراث و فرهنگ ایرانی نیازمند مراجعه به متون گذشته و درونی کشور بوده است که در نیمه دوم عصر قاجار بازگشت به فرهنگ پیش از اسلام و سربلند کردن دوباره اهمیت می‌یابد لذا دراین‌باره روشن‌فکران و اندیشمندان علوم اجتماعی به دنبال کشف فرمول‌هایی برای احیای هویت ایرانی رفته‌اند و هرچند در این راه حتی از جاهایی مثل نوشتن به زبان فارسی سره سر درآورده‌اند.

این پژوهشگر با بیان این که توجه به «شاهنامه» یکی از دستاوردهای این بزرگان بوده است، ادامه می‌دهد: یکی از سرچشمه‌های ترویج «شاهنامه» هم خاندان‌های زرتشتی ایران بوده‌اند که در این دوران دیگر با زرتشتیان متعصب دوران ساسانی متفاوت بوده و به دنبال حفظ منابع برای خود نبودند.

وی تصریح می‌کند: آن‌گونه که از برخی متون دینی زرتشتی استنباط می‌شود، زرتشتیان پس از اسلام طی مناظره‌هایی که با مسلمانان داشته‌اند، از اندیشه‌های ثانوی و دوگانه‌پرستی و به‌طور کلی زرتشتی‌گری عصر ساسانی فاصله گرفتند و به گوهر یکتاپرستی نخستین و درونی این دین بازگشتند. در این سال‌ها زرتشتیان همواره افرادی اصیل و ایرانی تلقی شده‌اند و از طرفی پارسیان هند نیز که از آن‌ها به‌عنوان ایرانیانی دست‌نخورده نگاه می‌شود، یکی از قدیمی‌ترین «شاهنامه»‌های چاپ سنگی مشهور به «شاهنامه اولیاء سمیع شیرازی» را با مشارکت خود به چاپ رسانده‌اند چرا که آن‌ها «شاهنامه» را در کنار کتب دینی خود حفظ کردند، پس زرتشتیان گنجینه‌های قدیمی «شاهنامه» را نگهداری کرده بودند.

این پژوهشگر به داستان تدفین فردوسی نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: این شاعر ایرانی و پارسی‌زبان مسلمانی معتقد و شیعه‌ای خالص بوده است به نحوی که نام او و نام نیاکانش که در تاریخ و متون ادبی دیگر برای ما حفظ شده، حکایت از خلوص باورمندی او پدرانش به دین اسلام و مذهب شیعه دارد. در متون تاریخی نام فردوسی را به صورت منصور، حسن یا احمد ضبط کرده‌اند و نام پدرش را حسن، احمد یا علی دانسته‌اند؛ هرچند که وی به اتهام حمایت و ستایش از زرتشتیان در اشعارش از دفن شدن در کنار دیگر مسلمانان محروم شده است و به ناچار وی را در باغ شخصی خود بیرون از دروازه شهر طوس دفن کرده‌اند.

 به نظر می‌رسد حداقل در یزد که سال گذشته به عنوان پایتخت کتاب ایران معرفی شده است، شعرای بزرگی مانند فردوسی نه به عنوان یک شخص بلکه به عنوان یک مکتب ایران پروری و پارسی پروری در کشورمان و حتی جهان باید سهم بیشتری در کتب درسی، نامگذاری خیابان‌ها و کوچه‌ها و نصب المان‌های شهری داشته باشد.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.