• چهارشنبه / ۲۸ خرداد ۱۳۹۹ / ۱۱:۳۲
  • دسته‌بندی: کردستان
  • کد خبر: 99032818112
  • خبرنگار : 50294

/معرفی کتاب/

یادبگیرید هنر خوب زندگی کردن را !

یادبگیرید هنر خوب زندگی کردن را !

ایسنا/کردستان اگر شما هم در ذهن خود، ژانری با عنوان کتاب‌های کنار تخت دارید، احتمالاً می‌توانید کتاب هنر خوب زندگی کردن (The Art of the Good Life) را در این ژانر قرار دهید.

کتاب‌هایی سبک، ساده، شیرین و با فصل‌های کوتاه که می‌توانند چند دقیقه‌ پایانی روز را برایتان به خوبی پر کنند و با ایده‌های خود، خوراکی ارائه کنند که ذهن‌تان با آن‌ها دست و پنجه نرم کند و به خواب برود.

کتاب "هنر خوب زندگی کردن" در واقع 52 فصل دارد و به نظر در خیلی از جاها شبیه به همان کتاب اول یعنی هنر شفاف اندیشیدن می‎ماند، در کتاب اول نویسنده سعی کرده است خطاهای شناختی را نشان بدهد و در کتاب دوم راهکارهایی برای زندگی خوب؛ اما در این کتاب هم بیشتر جذب نشان دادن خطاها شده است گرچه تلاش کرده خود را از آن ورطه بیرون بیاورد و در مقام توصیه کننده عمل کند.

دوبلی در این کتاب چند مطلب را یادآوری کرده یکی اینکه متواضع باشید، بسیاری از داشته های شما، با زحمت شما به دست نیامده و اینکه سعی کنید موفقیت از درون خودتان بجوشد؛ از کنار خیلی چیزها بگذرید چرا که دنیا، دنیای عدالت نیست و بسیاری از نابرابری‎ها را قبول کنید.

در فصل دوم اشاره‎ ظریفی به اصلاح مداوم خود و زندگی خود دارد، او می‎گوید به جای اینکه مدام به فکر این باشید که تنظیمات ابتدایی زندگی را تغییر بدهید و مدت‌ها وقت صرف کنید تا یک نقطه شروع بی عیب و نقص را پیدا کنید، همانجایی که هستید را داشته باشید و فقط یک سری اصلاحات جزئی انجام بدهید، مثلا به جای فکرکردن به طلاق و شروع یک زندگی نو با یک آدم ایده آل جدید، همین زندگی را اصلاح کنید.

مطلبی که در فصل پنجم ارائه می‎شود را «اثر معکوس» نامگذاری کرده است؛ بسیار از ابزارهایی که در اختیار داریم به جای اینکه به ما کمک کنند بیشتر باعث دردسر هستند، اتومبیل شخصی زمان‌های زیادی از ما تلف می‌کند در صورتیکه تصور می‌کنیم، به ذخیره کردن وقت کمک می‎کند. از جمله پیدا کردن جای پارک، نگهداری و تعمیرات و ... یا اینکه دوربین‌های دیجیتال باعث شدند ما به جای یکی دو عکس که با دقت میگرفتیم (به خاطر محدودیت‌هایی که در نگاتیو و زمان و هزینه تبدیل به عکس وجود داشت) حالا صدها عکس از یک موضوع واحد می‎گیریم که بیشتر از 90 درصد آنها زائذ هستند. یا انبوه اپلیکیشن‌ها در موبایل و ... خلاصه باید مراقب چیزهایی بود که درواقع قرار است برای ما وقت بخرند اما وقتمان را تلف می‌کنند.

نویسنده از مطالب «وارن بافت» سرمایه‎گذار و کارآفرین معروف آمریکایی، برای تالیف کتابش خیلی الهام گرفته و مطالب زیادی نقل کرده است. به عنوان نمونه در فصل ششم کتاب جایی که می‎خواهد بگوید «به جای زرنگ بودن، احمق نباشید» از قول وارن بافت در صفحه 38 نقل می‎کند: من و چارلی یاد نگرفته‎ایم که چگونه مسائل دشوارتر تجاری را حل کنیم، آنچه یاد گرفته‎ایم این است که از آنها اجتناب کنیم.

فصل دوازدهم پیام‌های صریح و زیبایی دارد از جمله کمتر بخرید و بیشتر تجربه کنید؛ او نتیجه تحقیقی را بیان میکند که طی آن از راننده‌ها پرسیده شده بود آخرین باری که با ماشین شخصی‌تان راننگی می‎کردید، چقدر خوشحال بودید؟ نتیجه تحقیق اینکه هیچ رابطه‎ای بین پاسخ‌ها و قیمت ماشین‌ها وجود نداشت، نکته این که یک ماشین لوکس راننده‌اش را در دراز مدت خوشحال نکرده بود.

او همچنین به مقوله لذت در مقایسه با پول و امکانات می‌پردازد و در صفحه 65 می‌گوید: هیچ چیز احمقانه‎تر از جان کندن در شغلی نیست که درآمد بالایی دارد اما هیچ لذتی از آن نمی‌برید.

فصل سیزدهم یک پیام تاثیرگذار در مورد مقوله پول دارد که دو جمله کلیدی آن را از صفحات 68 و 69 نقل می کنم:به محض برآورده شدن نیازهای اولیه، افزایش تدریجی درآمد هچ تاثیری بر میزان رضایت نمیگذارد؛ در هر زمان که خط فقر را پشت سر گذاشتید و به عنوان پشتوانه مقداری پول پس انداز کردید، پول دیگر جز عواملی که در زندگیِ خوب تاثیرگذار هستند، به شمار نمی آید.

از پیام فصل هفدهم به راستی نمی‌توان چشم پوشی کرد، جایی که می‌خواهد بگوید تاییدات درونی ما از خودمان نسبت به تایید دیگران اهمیت بیشتری دارد.

در صفحه 87 از قول «وارِن بافِت» می‎نویسد: اگر کاری انجام دهم که که دیگران از آن خوش‎شان نیاید اما خودم حس خوبی نسبت به آن داشته باشم، خوشحالم، اگر دیگران من را بابت کاری ستایش کنند ولی خوم راضی نباشم، احساس ناراحتی میکنم.

نمی‌توان از فصل هجدهم گذشت وقتی پیامی خواندنی را در قالب دو گزاره کلیدی در صفحات 90 و 91 بیان میکند؟ چیزی که اگر متوجه آن باشیم بسیاری از نزاع‌ها پایان خواهد یافت.

خبر خوب اینکه می‎توانید تمرین کنید و در خودتان تغییراتی ایجاد کنید و خبر بد اینکه نمی‎توانید دیگران را تغییر بدهیدحتی شریک زندگی یا فرزندانتان را و نهایتا اینکه از قرار گرفتن در موقعیت‌هایی که در آن مجبور به ایجاد تغییر در سایرین هستید بپرهیزید.

البته شاید اینطور به ذهن برسد که این حرف با مقوله تربیت و آموزش و حتی همین کتاب که دارد تلاش می‎کند در رفتارهای ما و نگرش‌ها و باورهای ما تغییر ایجاد کند تناقض داشته باشد.

نویسنده در فصل 24 می‎خواهد بگوید یا مشکلات را حل کنید یا با آنها کنار بیایید اما شکایت نکنید؛ دیگران را هم سرزنش نکنید و در فصل 29 راهکارهایی برای رفع نگرانی‌های زندگی ارائه می‎کند.

و اما نکته‎های خواندنی فصل بیست و نهم، او می‎خواهد بگوید تحقیق خوب است اما شور را از مزه نبرید و اقدام را شروع کنید؛ مثلا در موضوع نویسندگی بهترین ایده‎ها زمان نوشتن به سراغتان می آیند و سروکله زدن با فرزندان است که از والدین، پدران و مادران نخبه می‎سازد نه ساعت‌ها مطالعه و نظریه‎پردازی در مورد فرزندپروری.

او در فصل 46 صحنه زندگی را مسابقه تسلیحاتی قلمداد می‎کند و از شرکت در آن نهی می‎کند و در عوض معتقد است زندگی خوب را جایی پیدا می‎کنید که بقیه مردم در حال جنگ بر سر آن نباشند.

پیامهای خوب این کتاب فراتر از یک خلاصه نویسی است. توصیه میکنم هرچه زودتر خواندن این کتاب را شروع کنید گرچه نه نویسنده معصوم از خطا است و نه کتابش وحی الهی است. اما نکات قابل توجهی برای تغییرات جزئی در ذهن و زندگی دارد که به چند بار خواندنش می‎ارزد.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.