• یکشنبه / ۸ تیر ۱۳۹۹ / ۱۰:۴۲
  • دسته‌بندی: قم
  • کد خبر: 99040805691
  • خبرنگار : 50336

/سلسله نشست‌های حدیث کرامت/

مدرس نمایش: شبیه‌نامه‌های رضوی جذاب، متنوع و بدور از فضای محنت‌زا است

مدرس نمایش: شبیه‌نامه‌های رضوی جذاب، متنوع و بدور از فضای محنت‌زا است

ایسنا/قم مدرس نمایش شبیه‌نامه‌های رضوی را جذاب، متنوع و بدور از فضای محنت‌زا دانست.

پنجمین نشست از سلسله نشست‌های مجازی "حدیث کرامت" چهارمین جشنواره سیره امام رضا(ع)؛ آموزه ها و کارکردها، شنبه شب با عنوان "بازتاب امام در شبیه‌نامه‌های امام رضا(ع)" به همت بنیاد پژوهش‎های رضوی نمایندگی قم و جهاددانشگاهی واحد استان قم و با ارایه سخنرانی رضا کوچک زاده برگزار شد.

وی در ابتدای نشست با ذکر این مطلب که شبیه‌نامه‌ها در دسته‌های مذهبی جا می گرفتند گفت: شبیه‌نامه‌ها در واقع یک قالب ادبی مثل نمایشنامه ادبی هستند ولی کامل نیستند و باید در اجرا کامل شوند. شبیه‌نامه یک نقشه راه برای نمایش است و مثل قالب هایی چون شعر نیست.

کوچک‌زاده، کارگردان و پژوهشگر هنرهای نمایشی، در این نشست گفت «شبیه‌نامه» از دو واژه‌ی مستقل شبیه و نامه پدید آمده است؛ شبیه به معنای همانند و مثل و نامه به مفهوم هر گونه سند نوشتاری از جمله کتاب. در ادبیات کهن منظور از نامه بیشتر کتاب بوده است؛ همانند شاهنامه یا حمزه‌نامه. شبیه کوتاه‌شده‌ی شبیه‌خوانی‌ست و شبیه‌نامه یعنی متنی که برای شبیه یا اجرای شبیه‌خوانی نوشته شده است. پیشتر این گونه را تعزیه‌نامه‌ می‌نامیدند ولی با توجه به این که برخی مجلس‌ها برای سوگ‌واری نیستند و حتا مجلس‌هایی شاد برای جشن‌ها و تولد برخی امامان داریم، من بیشتر از واژه‌ی شبیه‌نامه بهره می‌برم؛ که به جای فضا و مضمون اثر به فرم و شکل آن اشاره دارد.

کوچک‌زاده یادآور شد که پیشتر شبیه‌نامه‌ها در دسته‌ی متن‌های مذهبی جا می‌گرفتند و گفت: شبیه‌نامه‌ در واقع قالبی ادبی مانند نمایش‌نامه است که متن‌هایی کامل نیستند و باید در اجرا کامل شوند. شبیه‌نامه به زبان ادبیات نوشته می‌شود ولی با زبان اجرای نمایش خوانده می‌شود و در اصل، یک نقشه‌ی راه برای اجراست و مثل قالب‌هایی چون شعر ادبی، خودبسنده و کامل نیست.

وی افزود: شبیه‌نامه‌ها را پیش از ما در بخش‌بندی‌های مذهبی مثل مرثیه‌ها و مداحی‌ها قرار می‌دادند. یکی از مشکلات من هم در پژوهش کتابخانه‎ای حتی در کتابخانه‌های بزرگ، خلط شدن شبیه‌نامه‌ها با مرثیه‌ها بود که برای یافتن آنها مجبور شدم به بیشتر مرثیه‌نامه‌ها و متن‌های مداحی هم بنگرم.

کوچک‌زاده یادآور شد: نکته مهم‌تر این است که برخی از علمای بزرگ ما هم به سرایش شبیه‌نامه‌ها می‌پرداختند که این بحث نشانگر جایگاه والا و ارزشمند این حوزه است. کار در این عرصه، نیازمند گستره‌ای از آگاهی مذهبی، ادبی، اجرایی و موسیقایی بوده است. ولی شبیه‌نامه‌ها اینک در دسته‌ی متن‌های اجرایی از جمله نمایش‌نامه‌ها قرار می‌گیرند و به عنوان متن‌هایی برای اجرا به شمار می‌روند.

نویسنده‌ کتاب «فهرست توصیفی شبیه‌نامه‌های دوره‌ی قاجار» یادآور شد که قدیمی‌ترین سند ما از اجرای شبیه‌خوانی به اواخر دوره‌ی زند بازمی‌گردد و گفت: این سند را گردشگر آلمانی، کارستِن نیبور، ثبت کرده است که در سفری به ایران به طراحی‌های جزئی‌نگر و جالبی از پارسه (تخت جمشید) و نگارش جزئیات زندگی مردمان هم پرداخته است. او هنگام خروج از ایران در روز عاشورا به جزیره خارک می‌رسد و پس از مشاهده اتفاقی شبیه‌خوانی در آن جزیره، همه‌ی نکته‌ها و جزئیات اجرای شبیه‌خوانی را به‌دقت می‌نویسد. نوشتار نیبور کهن‌ترین توصیفی‌ست که از اجرای شبیه‌خوانی تکامل‌یافته در ایران به دست‌مان رسیده است. با وصفی که او از شبیه‌خوانی کرده، روشن است که او از مجلس هفتاد و دو تن سخن می‌گوید و چگونگی اجرای آن مجلس را در متن سفرنامه‌اش به تصویر می‌کشد.

کوچک‌زاده افزود: در گزارش نیبور، شبیه‌خوانی به شکل اجرایی بر محور گفت‌وگو دنبال شده و از شکل دفیله رفتن‌های گذشته که صرفا نمادی از جنگ و بخشی از لباس‌ها را حمل می‌کردند و دیالوگی نداشت (شبیه)، خارج شده و وارد مرحله‌ی تکاملی آیین شبیه‌خوانی شده است. پس در سال‌های پایانی دوره‌ی زند، فرم نوین شبیه‌خوانی در جامعه‌ی ایران شکل گرفته است.

نویسنده‌ی کتاب «فهرست شبیه‌نامه‌ی ملک» یادآور شد: ولی کهن‌ترین متن نمایشی شبیه‌خوانی که اینک در دست داریم به دوره‌ی فتح‌علی‌شاه بازمی‌گردد. البته در کتاب‌های تاریخی عنوان شده که در دوره آل بویه، بغداد برای سوگواری عاشورا تعطیل شد و تعزیه شروع شد که بسیاری از پژوهشگران این تعزیه را به‌سان تعزیه‌ی کنونی پنداشته‌اند که درست نیست و منظور از آن همان عزاداری همگانی‌ست.

وی گفت: دو سال پس از زمانی که ابن کامل در تاریخ کامل می‌نویسد بغداد تعطیل شد و تعزیه آغاز شد، اهل سنت در مخالفت، دسته‌ای از شتران را در خیابان‌های بغداد راه انداختند که شبیه طلحه و زبیر و عایشه را بر آن‌ها نشانده بودند تا یادآور جنگ جمل و کنش مخالفان باشد. پس شبیه در این نوآوری اهل سنت در بغداد ریشه دارد. شیعیان نیز سال بعد با نمادهایی چون شترهای اسرای کربلا و کودکان مجروح و سپس اسبی زخمی به نشانه‌ی ذوالجناح این شکل از شبیه‌ را در رویارویی با اهل سنت بنیان نهادند که رفته‌رفته رشد کرد و تکامل یافت.

کوچک‌زاده با بیان این که کهن‌ترین متن‌های شبیه‌خوانی از دوره‌ی فتح‌علی‌شاه به جا مانده است، گفت: از این دوره چند متن کامل باقی مانده است و شبیه‌خوانی پس از زمان پیدایش و اجرای مجلس شبیه‌خوانی هفتاد و دو تن به‌آرامی رشد کرده و در دوره‌ی قاجار به روایت مستقل هر یک از آن هفتاد و دو شهید کربلا پرداخته است. مرحله‌ی نخست از دوره‌ی شبیه‌نویسی ما به شهدای اصلی عاشورا و شهادت حضرت علی می‌پردازد.

وی اوج دوران شبیه‌خوانی را در دوره‌ی ناصرالدین‌شاه و دوره‌ی پرفراز تکیه‌ی دولت دانست و گفت: شاه قاجار به‌شدت حامی شبیه‌خوانی شد و به همین نسبت نیز گونه‌ی شبیه‌نامه‌ها به فراخور آن دوره و تغییرات آن تغییر می‌کند و گسترش می‌یابد. جامعه هم به شدت پذیرای شبیه‌خوانی بود و با تغییر مناسبات جامعه شیوه‌ی اجرایی شبیه‌خوانی نیز تغییر می‌کند و بازتاب این تحولات در شبیه‌نامه‌ها هم منعکس می‌شود. وقتی شبیه‌خوانی حر در این مرسوم شده یعنی این که سیر تحول و توسعه‌ی شبیه‌خوانی با سرعت در حال طی شدن بوده است.

این پژوهشگر گفت: مرحله‌ی دوم شبیه‌نویسی به روایت‌هایی می‌پردازد که همچنان با رویدادهای عاشورا در ارتباط هستند ولی از آن ماجرا به عنوان گریز یاد می‌کنند و به زندگی و شهادت دیگر امامان و شخصیت‌های دینی می‌پردازند. در دسته‌ی سوم، شبیه‌نامه‌ها به روایت‌های دینی ادیان دیگر می‎پردازند که مجلس شبیه‌خوانی انبیایی چون حضرت عیسی، ابراهیم، یوسف، سلیمان و... را در بر می‌گیرد. البته برخی از این متن‌ها از روایت اسلامی آن حکایت‌ها شکل گرفته بود.

وی افزود: مرحله‌ی چهارم شبیه‌نویسی، هیچ نسبت ظاهری با رویدادهای مذهبی و عاشورایی ندارند بلکه به‌گونه‌ای محفل آموزشی و اخلاقی هستند که به رویدادها و روایت‌های روز جامعه می‌پردازند. محافل و مجالس شبیه‌خوانی آنها به نوعی آموزش‌دهنده‌ی نسل تازه است و می‌کوشند که مسایلی چون احترام به والدین و راه و رسم زندگی درست را آموزش دهند ولی در این آموزش از نمادهای دینی هم استفاده می‌شود تا به عنوان شاهد مثال، تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند.

وی با اشاره به پراکندگی متون سندی پژوهش‌های شبیه‌خوانی بیان کرد به دلیل این که فواصل زیادی بین پازل‌ها و سندها در این عرصه هست، کار برای پژوهندگان بسیار دشوار است.

شبیه‌نامه‌های رضوی از چه زمانی شکل گرفت؟

نویسنده‌ی اثر پژوهشی رضای‌نامه در این بخش از سخنانش گفت: در کتاب «رضای‌نامه» دو شبیه‌نامه‌ی متفاوت از شهادت امام آورده‌ام که تصور می‎کردم هرچند بازنویسی شده‌اند ولی ساختار آغازین را حفظ کرده‌اند و به نظرم نمونه‌های کهن آن بودند. وقتی کتاب برای چاپ رفت و هنگامی که در حال پژوهش و نگارش فهرست شبیه‌نامه‌های ملک بودم، به اثری بسیار زیبا در یکی از منابع رسیدم که بسیار جالب توجه بود و کهن‌تر از دو شبیه‌نامه‌ای که یافته بودم. این شبیه‌نامه از آثار علامه محمدتقی نوری مازندرانی است که به سال ۱۲۶۲ قمری درگذشت. وی در این کتاب ۳۲ مجلس شبیه‌نامه را سروده و خود با خطی خوش نگاشته است.

کوچک‌زاده افزود: علامه نوری که انسانی بسیار آگاه بود، پدر میرزا حسین نوری صاحب «مستدرک الوسائل» بود. میرزاحسین خالو و پدرخانم شیخ فضل‌الله نوری هم هست. علامه محمدتقی نوری این کتاب را به سال 12۶۰ می‌نویسد و در آغازش می‌نویسد که خوابی دیدم که بر آن شدم این را بنویسم گرچه توان من در این حد نبود ولی آغاز به نگارش کردم. مجموعه شبیه‌نامه‌های او به‌راستی بی‌نظیر است و کهن‌ترین مجلس شهادت امام رضا را در خود دارد که نشان می‌دهد که یا ایشان مجلس امام رضا را به شبیه‌نامه‌ها افزوده و از نوآوری‌های اوست یا یکی از شبیه‌نامه‌های رضوی را در دوره‌ی خودش نگاشته است. به هر حال، این متن را که در هیچ جای دیگر نمی‌بینیم و ممکن است اصلا اجرا هم نشده باشد، می‌تواند سرآغاز شبیه‌نویسی رضوی باشد که در دوره‌ی محمدشاه پدید آمده است.

این پژوهش‌گر با خواندن بخشی از اشعار این شبیه‌نامه و با اشاره به این که قدرت تصویرسازی شعر و وزن خاص این شبیه‌نامه بسیار جالب است، گفت: این شعر با چنین قدرتی در شبیه‌نامه‌های کنونی شهادت امام دیده نمی‌شود.

کوچک‌زاده در تفاوت شبیه‌نامه‌های عاشورایی و رضوی یادآور شد: شبیه‌نامه‌های عاشورایی بسیار گونه‌گونند و به دلیل صحنه‌های نبرد، فضایی بیشتر حماسی دارند در حالی که شبیه‌نامه‌های رضوی به دلیل فضای روایت چنین صحنه‌هایی در خود ندارند و تنها بر ویژگی مهم سفر و کرامات امام بنا شده‌اند و البته شمارشان به نسبت مجلس‌های عاشورایی اندک است. در شبیه‌نامه‌های رضوی شبیه‌نویس با معظلی روبه‌روست؛ به دلیل این که امام رضا وارد جنگی نشده، جذابیت حماسی در کار دیده نمی‌شود که برای مخاطب شورآفرین باشد. پس شبیه‌نویس باید این جذایبت را به شکل دیگری جبران کند. هوشمندی شبیه‌نویسان رضوی در این است که این فضاها را در سیر نمایش و سفر قهرمان ایجاد کنند. آن‌ها در روایت‌شان بخش‌هایی از سفر امام را به عنوان صحنه‌های مجلس انتخاب می‌کنند و بر جاذبه‌ی اجرایی و سرگرمی آن می‌افزایند. پس سفر و کرامات حضرت در حق مردم جامعه که در سفر می‌بیند، دست‌مایه‌ی جالبی برای جذاب‌تر شدن شبیه‌نامه‌های رضوی شده‌اند. برای نمونه در بخشی از مجلس شهادت ایشان، امام باغبانی را در میان سفر می‌بیند و او میوه‌ش باغش را که با کرامت امام در زمستان روییده بود، به امام نمی‌دهد تا بتواند آن‌ها را به والی بفروشد و به‌دروغ در پاسخ امام می‌گوید که زمستان است و باغ بی‌بر است. بخشی از صحنه‌های این مجلس از جمله سوختن باغ به آه امام، حتی با شادی مخاطب همراه است.

این کارگردان هنرهای نمایشی بیان کرد: شبیه‌نویسان در اپیزودهای گوناگون، مرحله به مرحله امام را از مدینه به خراسان می‌کشانند و با شهادت حضرت، بار معنوی و هنری و احساسی کار را به اوج می‌رسانند. برای درک بهتر این سفر، هر بخش از این مجلس در شهری از مسیر روی می‌دهد. برای نمونه در اپیزود صیاد (ضامن آهو) از مجلس شهادت به گردنه‌ی آهوان می‌رسیم و می‌دانیم اینک نیز آن منطقه بخش حفاظت‌شده‌ی زیست‌محیطی برای زندگی آهوان است که از جالب‌ترین بخش‌های آن شبیه‌نامه است.  می‌بینیم که شبیه‌نامه‌های رضوی بیشتر با کرامت پیش می‌روند و با شگفت‌زده کردن مخاطب جاذبه‌ی اجرایی می‌یابند. شبیه‌نامه‌های رضوی که در حوزه‌ی گسترده‌ی ادبیات رضوی قرار می‌گیرد، به زندگی و کرامت‌های امام رضا و تأثیر امام بر جامعه و اطرافیانش می‌پردازد و از این نظر مجلس‌های بسیار جذابی دارد که جز مجلس شهادت امام، بسیاری‌شان دیگر سال‌هاست که اجرا نمی‌شوند.

دسته‌بندی شبیه‌نامه‌های رضوی

کوچک‌زاده در ادامه‌ی این نشست گفت در کتاب «رضای‌نامه» و برای دسته‌بندی شبیه‌نامه‌های رضوی سه گروه یا دسته را مشخص کرده‌ام که همگی حاصل بررسی متن شبیه‌نامه‌هاست. دسته‌ی نخست را شهادت‌خوانی نامیده‌ام که به شبیه تاریخی می‌پردازد. این دسته را کمابیش در شبیه‌خوانی کنونی همچنان می‌توان دید و با همه‌ی تفاوت‌هایی که با هم دارند در آن‌ها سیر داستان و شخصیت‌ها و شیوه‌ی اجرایی بسیار همانند است.

وی افزود: دسته‌ی دوم را مصیبت‌خوانی یا شبیه پیوسته نوشته‌ام که موضوع محوری‌ این شبیه‌نامه‌ها امام رضا(ع) نیست. برای نمونه، مجلس وفات حضرت معصومه(س) یا شهادت شاه چراغ یا امامزاده داوود و... است که از امام هم یاد می‌شود. دسته‌ی سوم که برای من پژوهشگر مهم‌تر از همه‌ی این‌هاست، مناسب‌خوانی است که ماجرایش به دوره‌ی ما نزدیک‌تر است و بازتاب جامعه و انسان کنونی دوره‌ی شبیه‌نویس است.

کوچک‌زاده با اشاره به روایت شبیه‌نامه‌هایی چون «هرمز بلخی» یا «چهاریاری» و مجلس «ترکمن» و «زوار غریب» گفت: این شبیه‌نامه‌ها که عمدتا با کرامت امام همراه است، بسیار جذاب و شگفت‌انگیز است. برای نمونه، هرمز دست پسرش را قطع می‌کند چون او سکه‌های اندکش را برای یاری به درویش شیعه پرداخته است ولی حضرت عباس به خواب پسر می‌آید و او را شفا می‌دهد. در شبیه‌خوانی هر رویداد قرینه‌ی متناسب خودش را دارد و اگر قرار است دست قطع شده‌ای شفا بگیرد، حتما یاد حضرت عباس زنده می‌شود و اگر قرار به شفای طفل است، از حضرت سکینه یا حضرت علی اصغر(ع) مدد گرفته می‌شود. همچنین در مجلس ترکمن که راهزنان به کاروان زیارتی زائران حمله می‌کنند، امام برای آزادی آنان می‌شتابد و ایشان را به‌دقیقه به طوس می‌رساند. این پژوهشگر هنرهای نمایشی بیان کرد: در این شبیه‌نامه‌ها درس‌هایی تکان‌دهنده و بزرگ برای مخاطبان هست زیرا روایت‌های گوناگون دستگیری امام رضا(ع) از زائرانش که به شیوه‌های متفاوت بیان شده را در برابرش می‌بیند و برای همین تماشای مجلس برایش جالب می‌شود.

او شبیه‌نامه‌های دسته‌ی مناسب‌خوانی را بسیار جذاب و دل‌نشین توصیف کرد و گفت: در این شیوه با روایت شبیه‌نامه به فضای امروزی وارد می‌شویم و روایت صرفا تاریخی نیست. بلکه جامعه امروز را به باورهای دینی وصل می‌کند و به نوعی این اعتقادات را وارد فضای امروزی جامعه می‌کند و بر کارآمدی آن‌ها تمرکز می‌کند. یکی از این مجلس‌ها که با نام نرکم نوشته شده، به قلم محمدباقر معین‌البکاست.

یادی از محمدباقر معین‌البکا، کارگردان نابغه‌ی تاریخ نمایش ایران

کوچک‌زاده اظهار کرد: در سندهای اندک هنرهای نمایشی دوره قاجار، نشانه‌هایی از هنرمندی و نوآوری که نابغه‌ای به نام میرزا محمدباقر معین‌البکا در شبیه‌خوانی پدید آورد، می‌توان یافت. وی این تغییرات را نسبت به تغییرات جامعه پیش برد و بسیاری از علمای بزرگ هم که در اجراهای تکیه‌ی دولت جایگاهی ویژه داشتند، شاهد شبیه‌خوانی نوآور او بودند و هیچ مخالفتی با آن اجراها نداشتند. معین‌البکا هم آگاهی مذهبی و ادبی داشت و هم با مهارت‌های ویژه‌اش نوآوری‌های عجیبی در اجرای مجالس شبیه‌خوانی پدید آورد. برای نمونه، در مجلس سلیمان نبی که آن را «بلقیس و سلیمان» نامیده است، حتا حیواناتی افسانه‌ای همانند اژدها ساخت و در پیش چشم تماشاگران به حرکت درآورد که بسیار برای‌ تماشاگر آن دوره جالب بود.

وی با اشاره به این که تا پیش از یافته‌هایم از کارویژه‌های معین‌البکا تصور می‌رفت که کارگردانی نمایش امروزی را وامدار اروپایی‌ها هستیم، افزود: ولی نوآوری‌های وی نشان داد که تا چه حد این فرد در کارش استاد و پیشتاز بوده است و با ذهن قوی و پشتکار عجیبش، عرصه شبیه‌خوانی را در ایران تا این حد گسترش داد و مهارت‌ها و استانداردهای ویژه‌ای بدان افزود.

او در ادامه گفت: معین‌البکا به دستگاه‌های موسیقی ایرانی مسلط بود و توانست گوشه‌های فراموش‌شده‌ی موسیقی ایرانی را هم در بخش‌های مناسب شبیه‌خوانی بیاورد و هماهنگی جالبی ایجاد کند که شنیدن آن لحن‌ها و آوازها و نواختن سازها برای مخاطبان به‌شدت جذاب بود.

وی افزود: نکته دوم این که او به ادبیات فارسی به حدی احاطه داشت که بتواند ارجاعات مهمی به آثار شاعران کلاسیک را در شبیه‌نامه‌هایش بیاورد؛ چه در وزن و گونه‌ی شعری و تصویرسازی متن و چه در بیت‌های مهمی که از شاعران دیگر تضمین می‌کند. وی به حدی برای کارش ارزش قائل بود که دو ماه پیش از محرم بهترین استعدادهای شبیه‌خوانی کشور را از شهرهای مختلف کشف می‌کرد و با خود به تهران می‌آورد و دو ماه هر روزه به آنها آموزش می‌داد و تمرین می‌کرد تا در دهه‌ی نخست محرم، بهترین اجرای شبیه‌خوانی را با حضور ۲۰ هزار تن از مردم تهران و در برابر بزرگان دینی و کشوری انجام دهند.

کوچک‌زاده اظهار کرد: هماهنگی او با گروه موسیقی و شبیه‌خوانان در زمان اجرا بی‌مانند است. او حتی به جزییات و رنگ نمادین لباس‌ها هم توجه داشت. شنیده‌ام امروزه کمپانی بزرگی مانند والت دیزنی حتا برای رنگ صورتی کارشناسی ویژه دارد ولی معین‌البکا همه‌ی این تخصص‌ها را به‌تنهایی و با هم داشت.

وی گفت: معین‌البکا هنگام اجرا با عصایش همه‌ موارد را در صحنه هماهنگ می‌کرد و حتی تماشاگران را هم مدیریت می‌کرد؛ به گونه‌ای که صدای شبیه‌خوانان بدون هیچ دستگاه تقویت‌کننده‌ی صدا و میکروفون به همه۲۰ هزار تماشاگر تکیه‌ی دولت می‌رسید که حدود یک ششم کل جمعیت تهران آن روزگار بودند.

وی با اشاره به نقش مهم سوادآموزی در شبیه‌خوانی بیان کرد: نقش شبیه‌خوانی برای آموزش جامعه و گسترش سواد افراد بسیار مهم بود و بسیاری از جوانان برای اینکه بتوانند نسخه‌های شبیه‌نامه را بخوانند، مجبور به آموختن سواد شدند. تماشاگران هم برای آگاهی به پرسش از نکته‌های طرح‌شده در اجرا و نیز تاریخ اسلام نزد عالمان محلی می‌پرداختند و همین سطح آگاهی جامعه را فراتر از ظرفیت و امکان آن روزگار برد. شبیه‌خوانی عملا نهضت سوادآموزی ما را شکل ‎داد.

این پژوهشگر هنرهای نمایشی با اشاره به این که شبیه‌نامه‌ها اساسا گنیجه‌ای هستند که برای ما داده‌هایی ارزشمند در دل دارند، گفت: جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، مردم‌شناسی و ادبیات و فرهنگ توده، هنرهای نمایشی، به همراه سیر تاریخی و دگرگونی ادبیات و نمایش و شاید دانش‌های دیگر در این شبیه‌نامه‌ها جلوه‌گر است.

وی افزود: برای نمونه، تاثیر شبیه‌خوانی در کاشی‌کاری‌های تکیه‌ای در شیراز در یک تحقیق بررسی شده است. مردم با شبیه‌خوانی زندگی می‌کردند و به همین دلیل شبیه‌نامه‌ها آینه‌ی تمام‌نمای فرهنگ و دانش آن دوران است که برای بررسی‌های کنونی مرجعی درجه یک و بی‌واسطه هستند. باید این گنجینه‌ها را کشف کنیم و بهره‌گیری روزآمد از آن‌ها را توسعه دهیم.

کوچک‌زاده یادآور شد: اگر امروز چیزی از دوره قاجار به جا مانده است به دلیل همین گونه اسناد است که زندگی روزمره آن دوره را روایت می‌کند وگرنه بسیاری از رفتارهای و آیین‌های مردمان عادی، راهی به تاریخ‌های رسمی نداشتند. اروپایی‌ها از این دست گنجینه‌ها کمتر دارند ولی هرچه دارند را به‌خوبی حفظ کردند و اشاعه دادند و مرحله به مرحله هنر و آگاهی خویش را توسعه دادند.

وی با ذکر این مطلب که نفت هم در برابر این گنیجینه‌های فرهنگی کم‌ارزش است، گفت: حضور این انسان‌های بزرگ و هوشمند در تاریخ ایران به ما انگیزه می‌دهد. باید این معادن و اسناد را کشف کنیم و این متن‌ها و داده‌های درون‌شان را بیرون بکشیم تا امروز و فردا را بهتر مدیریت کنیم.

پژوهشگر شبیه‌خوانی ایران با اشاره به حضور اولین سفیر آمریکا در ایران و نگارش گزارش‌های روزانه از احوال ایران در دوره ناصری گفت: این سفیر به دعوت دربار به تکیه‌ی دولت رفت و ناگهان شبیه‌خوانی را دید و شگفت‌زده شد و پس از مشاهده این عظمت گفت ایران واقعی با فرهنگ و هنر استنثایی همین‌جاست نه دربار و وضعیت اسفبار مردم در جامعه‌ی آن زمان. به همین دلیل است که باید این گنجینه‌های ارزشمند فرهنگی را احیا کرد و توسعه داد. باید به ریشه‌های فرهنگی خود بازگردیم.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.