• دوشنبه / ۹ تیر ۱۳۹۹ / ۱۸:۰۴
  • دسته‌بندی: قم
  • کد خبر: 99040907058
  • خبرنگار : 50336

/سلسله نشست‌های حدیث کرامت/

منبع شناسی دقیق در تحقیقات رضوی نقشی تعیین کننده دارد

منبع شناسی دقیق در تحقیقات رضوی نقشی تعیین کننده دارد

ایسنا/قم استاد حوزه بر لزوم منبع شناسی دقیق در حوزه تحقیقات رضوی تاکید کرد.

ششمین نشست از سلسله نشست‌های مجازی "حدیث کرامت" امروز با عنوان "نقش تاملات منبع‌شناسانه در کارآمدی مطالعات رضوی" با حضور و ارایه بحث حجت‌الاسلام دکتر توحیدی نیا از اساتید حوزه و دانشگاه و به همت نمایندگی قم بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی و جهاددانشگاهی قم برگزار شد.

متن این نشست به شرح زیر است:                

بسم الله الرحمن الرحیم و الصلاه و السلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین لاسیَما بقیهِ اللهِ فی الارضین. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِ‏ وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشّهید صَلاَةً کَثِیرَةً تَامَّةً زَاکِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ‏.

سلام عرض می‌کنم خدمت همه اندیشمندان، فضلا و فرهیختگان محترم؛ و تشکر می کنم از نمایندگی قم بنیاد پژوهش های اسلامیِ آستان قدس رضوی، به عنوان یکی از مجموعه های فعال در حوزه علوم اسلامی، که مقدمات برگزاری چنین جلسات علمی را در راستای ارتقاء تحقیقات در حوزه سیره ائمه هدی(ع) فراهم کردند.

اهداف نهایی پژوهش در مطالعات رضوی

ما در عصری زندگی می‌کنیم که حتی با اطلاع اندک از معارف رضوی، اطمینان پیدا می کنیم، دنیا و همه شخصیت های آزادی خواه جهان بیش از هر زمان تشنه معارف جان بخش رضوی است؛ ما نیاز داریم تا با فهمی عمیق از اهمیت این موضوع و با تخصص، تمرکز و بدون شتابزدگی، این معارف را به صورت روشمند بازخوانی کنیم تا بتوانیم اخلاق و منش رضوی را در همه سطوح حاکمیت و همه عرصه های اجتماعی مشاهده کنیم. همچنین نگاهی راهبردی به آن سوی  مرز های جغرافیایی داشته باشد و کسانی که به دنبال احیای معنویت، عقلانیت و عدالت در هر کجای دنیا هستند را بر سر سفره بی انتهای معارف رضوی بنشانیم. بنیاد پژوهش های اسلامی که خود را تکیه گاه پژوهشی آستان قدس رضوی می داند، به نظر بنده مسئولیت و بار سنگینی را به دوش گرفته و حتما عملکرد خود را در این راستا ارزیابی می‌کند؛ و حقیر نیز به سهم خود از زحمات مسئولین محترم به ویژه در دفتر قم تشکر می کنم.

ضعف منبع شناسی، مهم ترین نقص مطالعات رضوی

بنده در طول این سال ها که توفیق مطالعه سیره ائمه هدی(ع) را داشتم، و پس از آنکه بسیاری از تحقیقات معاصر درباره شخصیت، اندیشه، سیره و تاریخ زندگانی امام رضا(ع) را مشاهده کردم، اینگونه متوجه شدم که شاید مهم ترین آسیبی که بسیاری از تحقیقات ما در زمینه مطالعات رضوی با آن مواجه است، عدم درک لازم از ماهیت و کارکرد منابع تحقیق و عدم استفاده روشمند از منابع است؛ و همین امر سبب شد به رغم اشتیاقی که برای تبیین بخشی از سبک زندگانی حضرت داشتم، موضوع جلسه بحثی بنیادین باشد. لذا عنوان «نقش تاملات منبع شناسانه در کارآمدی مطالعات رضوی» انتخاب شد. می دانیم که امروز به برکت انقلاب اسلامی ایران، مطالعات رضوی از سوی عموم اساتید و دانشجویانِ رشته های مربوط به علوم اسلامی و انسانی دنبال می شود؛ اما به هر ترتیب فرقی نمی کند در چه رشته ای، این مطالعات از جنس تحقیقات متن محور یا به عبارتی منبع محور است. به این معنی که مهم ترین وجه و اولین اقدام ما، برقراری یک مشاهده یا تماس غیر مستقیم با شخصیت و زندگانی امام رضا(ع) است و این تنها مبتنی بر منابع موجود ما که بیشتر هم منابع متنی است صورت می گیرد. در چنین شرایطی فرض بفرمایید کسی در این مرحله به درستی عمل نکند؛ به طور طبیعی هر اندازه هم که از روش ها و نظریات جدید استفاده شود و هر اندازه نویسنده از جهت کار ادبی، توانمند باشد، باز ما با یک کار خام و کم فایده و یا گاهی آسیب زننده مواجه خواهیم شد. چون تمام ارزش یک نوشته و تحقیق درباره امام رضا(ع)، ارائه یک تصویر حقیقی یا نزدیک به واقع از معصوم(ع) است. لذا به نظر این حقیر بخش قابل توجهی از تحقیقات ما، تنها یک جسم و قالب تحقیقی دارند و عاری از روح و درون مایه هستند. خب البته این موضوع دلایل گوناگونی دارد.

سه دلیل عمده ضعف منبع شناسی در مطالعات رضوی

اولین و مهم ترین آن به خود محققان محترم بر می گردد. در بیشتر موارد می بینیم فرایند تحقیق همراه با نوعی شتاب زدگی انجام می شود و به مهم ترین بخش تحقیق که ضامن حیات کار علمی است، یعنی منبع شناسی، نوعی بی اعتنایی صورت می گیرد. متخصصان امر تایید می کنند که یک وسوسه ای گویا وجود دارد که یک بررسی اجمالی در مورد منابع، کافی است. در حالی که این نگاه ضربات جبران نپذیری را به دنبال دارد.

 یک بخش از این رویه غلط به گفتمان علمی موجود برمی گردد که کارآمدی و پاسخگویی به نیازهای موجود را تا حد زیادی به منبع محوری ترجیح داده است. برای نمونه شما کمتر می بینید در تحقیقات، پایان نامه ها و رساله ها بر روی منابع تمرکز بشود؛ و برای نمونه شاید سهم مطالعات منبع شناسانه در بین مطالعات رضوی کمتر از یکی دو درصد باشد یا با اغماض به پنج درصد برسد. این در حالی است که با عدم شناخت کافی از منابع، ما در یک نگاه وسیع و راهبردی نمی توانیم ورود کامل و سیستمی به سیره و آموزه های رضوی داشته باشیم.

یک علت مهم دیگر به مباحث منبع شناسی، عدم دقت عموم نهادهای علمی و فرهنگی ما است که مبادرت به نشر و ترویج آثاری می کنند که از جهت محوریت دادن به منابع، گاهی بسیار ضعیف هستند. بنابراین حل این مشکل نیاز به یک عزم جدی در بین اساتید، دانشجویان، محققان و نهادهای علمی و فرهنگی دارد که متوجه باشند در درجه اول کاری متقن و کارآمد است که به صورت علمی و روشمند به تفکیک و بهره مندی صحیح از منابع موجود درباره ائمه هدی و امام رضا(ع) بپردازد؛ و عرائض بنده هم در همین راستا خواهد بود.

دامنه تاملات منبع شناسانه در مطالعات مربوط به ائمه(ع)

بنده نمونه هایی را عرض خواهم کرد، تا نقش تاملات و بررسی های ما، در مورد منابعِ مربوط به شخصیت و زندگانی امام رضا(ع) بیش از پیش روشن شود. این مساله را ابتدا پاسخ دهم که مقصودم از تاملات منبع شناسانه که در عنوان این جلسه آمده چیست. به نظرم ما می توانیم با طرح چند پرسش دامنه بحث را تا حدی روشن کنیم. به این سوالات توجه بفرمایید.

1. در مطالعات رضوی چه مبانی و پیش فرض هایی را باید برای بهره مندی از منابع در نظر داشته باشیم؟

2. در بین منابع موجود، هر یک چه ظرفیتی از جهت کمّی و تعداد اخبار و چه توانی از نظر کیفی و محتوایی را در مطالعات رضوی دارند؟

3. منابع ما اساسا از چه ماهیت و ویژگی های ذاتی برخوردارند و در درجه بعد چه آسیب هایی ممکن است بر آنها وارد شده باشد؟

4. با چه روش هایی می توان استفاده بیشتری از منابع برد و از چه نظریاتی می توان در حوزه متن شناسی استفاده کرد؟

این پرسش ها نشان می دهد هر بحثی که، ذیل عناوینی چون مبانی استفاده از منابع، گونه شناسی منابع، ظرفیت شناسی منابع، آسیب شناسی منابع و روش شناسی استفاده از منابع قرار بگیرد، می تواند در راستای «تاملات منبع شناسانه» دانسته شود. به طور طبیعی ما نمی توانیم به تمامی این مباحث بپردازیم و یا حتی یکی از این موارد به طور مفصل مورد بحث قرار دهیم و بنده تنها به 3 مصداق که نشان دهند «اهمیت نقش شناخت منابع در مطالعات رضوی» است، اشاره می کنم.

نمونه اول نقش تاملات منبع شناسانه: چندلایه بودن منابع

یک بخش مهم توجهی است که محققان در هر حوزه و رشته ای باید به ساخت منابع و دستگاهی که در هر منبع وجود دارد توجه جدی داشته باشند. برای نمونه اگر کسی با منابع روایی ما آشنایی کافی داشته باشد، مطلع است که منابع ما از لایه های مختلفی تشکیل شده است؛ و درک لازم از این امر می تواند خیلی در کارآمدی مطالعات رضوی موثر باشد. شما به این دو آمار توجه بفرمایید. در یکی از مطالعاتی که بنده داشتم روشن شد که حدود 25 درصد از راویان گزاره های تاریخی در کتاب عیون اخبارالرضا(ع) اصلا شیعه امامی نیستند یا حدود 20 درصد راویان شیعه اما از واقفیان یا زیدیان یا غالیان هستند. البته توجه داشته باشیم که این بهره گیری شیخ صدوق از منابع و اخبار فرق دیگر نشانه زحمات جدی ایشان است. ما می دانیم ایشان برای جمع آوری اخبار، در ری ننشسته است. ایشان شهرهای بسیاری را در شرق از نیشابور، بلخ، ایلاق و سمرقند گرفته تا سمت غربی ری، یعنی همدان، بغداد و کوفه را برای دریافت اخبار زحمت کشیده و سفر کرده است. این نشان دهنده تلاش ایشان برای جامعیت کار است اما این پرسش مهم هم مطرح می شود که ورود گسترده راویان فرق و مذاهب دیگر، تا چه حدی در قِوام و صحّت اخبار، تاثیر گذاشته است؟ آمار دیگر اینکه شیخ صدوق حداقل بیش از 50 منبع مکتوب را، برای تالیف این اثر به کار گرفته است که هر یک از این منابع، با مبانی و انگیزه ها و روش خاصی نگاشته شده اند. بنابراین ما هنگام مواجهه با کتاب عیون اخبارالرضا(ع) با ده ها و بلکه صدها لایه مواجهیم.

شما اگر از این آمارها اطلاع داشته باشید، آیا باز هم می توانید نگاهی یک پارچه به هرآنچه در این کتاب آمده است، داشته باشید؟ مثالِ جزیی تری را برای اهمیت این موضوع طرح می کنم. یکی از اساتید رشته علوم حدیث مقاله ای دارند و به این مساله می پردازند که چرا در حدیثی از امام رضا(ع) این عبارت آمده است که «اذا کَذَبَ الولاه، حُبِسَ المطر»؛ به این معنی که اگر حکومتگران اهل دروغ باشند، باران حبس می شود و جلوی بارش آن گرفته می شود. نکته این است که با قبول این حدیث شبهه ای به وجود می آید که آیا باید بپذیریم که مردم هم تاوان دروغ گویی حاکمان را پس می دهند؟ نویسنده در این مقاله نشان می دهد که سند این حدیث صحیح است ولی از جهت متنی با آیات و روایات ما نمی خواند. بنده در این مقاله نگاه کردم و دیدم گویا به موضوعِ چند لایه بودن منابع توجه کافی نشده است و سوال شد برای بنده که این حدیث چه سابقه ای می تواند در منابع داشته باشد.

وقتی به منابع مراجعه می کنیم می بینیم چندین عبارت نزدیک به این حدیث در منابع عامه از قول حضرت رسول اکرم(ص) آمده است؛ مثل «و اذا جار السلطان احتبس المطر» یا «ولا منعوا الزکاه الا حُبِسَ عنهم المَطَر». مثل این تعابیر در منابع آنها بسیار است و نکته اینجاست که اتفاقا مضمون این اخبار در منابع عامه دچار آشفتگی جدی است. جالب است در ابتدای خبری که نویسنده محترم در مقاله بررسی کرده بودند آمده « اذا کَذَبَ الولاه حُبِسَ المَطَر» و در ادامه آن آمده است « و اذا حُبِسَت الزکاه، ماتت المواشی». شما اینها را مقایسه بفرمایید با اخباری که در منابع اهل سنت نقل شده که برخی اصحاب وقتی می خواستند به پیامبر خبر قحطی را بدهند عرض کردند «حُبِسَ المَطَر، و مَاتَتِ المواشی» یعنی این مردن گوسفندان را نتیجه نیامدن باران می دانستند. اما در خبر مورد بحث ما اینها از هم جدا شده و معلول دو امر، یعنی دروغ گویی حاکمان و عدم پرداخت زکات دانسته شده است. خب این یک مورد را باید بیشتر دنبال کرد اما بنده عرضم این است که با عنایت به اینکه ممکن است یک خبر به عنوان یک لایه از منبع، ریشه در منابع اهل سنت داشته باشد، اینجا یک احتمال مهم در دست ما است و آن را پیگیری می کنیم و چه بسا نوبت به بررسی های سندی و متنی هم نمی رسد.

 البته راه های دیگری هم برای شناخت ما از چند لایه بودن منابع وجود دارد. مثل اینکه ما از تاریخ و روند شکل گیری منابع مطلع شویم. مقاله ای را بنده منتشر کردم با عنوان «نقش شیعیان در تدوین منابع تاریخ و سیره امامان(ع) یا نظریه فرایند منطقی و جامع شکل گیری منابع تاریخ و سیره امامان(ع)». که این مقاله در مجموعه مقالات کنگره بین المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی در سال 1397 به چاپ رسیده است. ما با مطالعه امثال این مقاله چنین درکی را بدست می آوریم که یک خبر  ممکن است در برخی منابع و اخبار پس از عبور و تغییرات در دست چندین مولف، به دست ما رسیده باشد.

نمونه دوم نقش تاملات منبع شناسانه: تاثیر روش و گرایش مولف بر منبع

نمونه دوم از اطلاعاتی که می تواند نقش آگاهی از منابع را در مطالعات رضوی به ما نشان دهد این است که ما به تفصیل بدانیم که «منبع مورد استفاده ما، ماحَصَلِ کار یک نویسنده است و از قطعا از فضا و گفتمانِ عصرِ زندگانی او و روش علمی اش و گرایش های او تبعیت می کند.  یک مثال بسیار جزیی را عرض می کنم. می دانیم یک مولف در طول سال های عمرش ممکن است اخبار مختلف و حتی متناقضی را بدست بیاورد و نقل کند و اگر بنا باشد ما نظر نهایی او را بدانیم باید به آخرین آراء او مراجعه کنیم.

اهمیت این دست از اطلاعات، خودش را برای نمونه دربحث زمان ولادت امام رضا(ع) نشان می دهد. می دانیم نظرات متعددی در این زمینه وجود دارد. در بین اخبار نقل شده درباره میلاد حضرت، دیدگاهی که یکی از سال های 143ق، 150ق، 152ق ، 156ق  و158ق را، سال میلاد حضرت می داند، می توان از جهاتی نادر دانست. اما باز دو نظر باقی می ماند که اتفاقا هر دو نظر، طرفدارانی در بین شیعه و اهل سنت دارد؛ یک نظر سال 148ق را زمان میلاد حضرت می داند؛ که مطابق روایت شیخ کلینی است و پس از او شیخ مفید، شیخ طوسی و دیگران هم همین نظر را داده اند. یک نظر دیگر در برخی منابع از جمله بعضی اخبار کتاب «عیون اخبارالرضا(ع)» است که زمان میلاد آن حضرت را سال 153ق دانسته اند. جالب است که مسعودی، مورخ مشهور این دوره نیز همین نظر را داشته و بعدها نیز ابن شهرآشوب هم همین قول به میلاد حضرت در 153ق را آورده است. خب نظر شیخ صدوق از این جهت که به نوعی متخصص در مورد امام رضا(ع) است و یک تک نگاری منسجم درباره ابعاد زندگی حضرت دارد، اهمیت پیدا می کند.

 اما با توجه به آن نگاهی که عرض شد، که مولف ممکن است نظریات گوناگونی را در یک زمینه، در طول عمرش مطرح کند، بررسی ها به ما نشان می دهد که شیخ صدوق در کتاب «علل الشرایع» هم درباره تولد امام رضا(ع) خبری را نقل فرموده که اتفاقا موید میلاد آن حضرت در سال 148ق است  و از آنجا که در کتاب «علل الشرایع» ارجاعاتی که به کتاب عیون اخبارالرضا داده شده، می توانیم مطمئن شویم که این اثر پس از کتاب عیون نگاشته شده و بنابراین نظر تکمیلی و نهایی شیخ صدوق محسوب می شود؛ و این مشکل حل می شود.

یک نمونه دیگر را برای روشن شدن فایده اطلاع از دیدگاه های مولف در استفاده از آن منابع عرض کنم. وقتی مراجعه می شود به همین کتاب عیون اخبارالرضا این نگاه می تواند به ما خیلی کمک کند. در بحث ولایتعهدی امام رضا(ع) و اینکه چرا حضرت این منصب را در نهایت پذیرفتند، اخبار و اقوال متعددی آمده است. برخی اخبار این کتاب، به خودی خود می تواند نشان دهد که گویا مامون در این ماجرا حسن نیت داشته و امام(ع) را فردی شایسته خلافت می دانسته است. حتی مطابق یک خبر در کتاب عیون، خود مامون تصریح می کند که مطابق یک نذر، چنین پیشنهادی را به امام(ع) می دهد. اما ما اگر رویکرد کلی مولف این اثر را بدانیم این نظر را مستند به شیخ صدوق و دیدگاه او نمی کنیم.

شیخ صدوق یک متکلم است و با اطلاع از ابعاد دیدگاه کلامی ایشان احتمال می دهیم که هدف او از بحث ولایتعهدی اساسا و تا حد زیادی برطرف کردن شبهات باشد. اتفاقا می بینیم درست است و این تصویر به راحتی در جای جای کتاب قابل مشاهده است. بنابراین ما نباید به اخبار موجود در ابواب مربوط به ولایتعهدی اکتفا کنیم. به عکس، با یک نگاه مجموعی به اخبار کتاب متوجه می شویم که حتی، طرح همان اخبار که نشان از حسن نیت مامون داشت، به نوعی در راستای نشان دادن شبهات موجود یا مقدمه ای برای پاسخ به آن در ذیل ابواب و اخبار دیگر بوده است. این موضوع را در مقاله ای بحث کرده ایم؛ که تحت عنوان «جایگاه توجه به رویکرد نویسنده در ارزیابی گزاره های تاریخ نگاری روایی؛ مطالعه موردی نقش رویکرد حدیثی کلامی شیخ صدوق در طرح اخبار ولایت عهدی امام رضا(ع)» در شماره 80 فصلنامه تاریخ  اسلام آمده است.

حالا فرض بفرمایید کسی به این دست اطلاعات درباره رویکرد و روش مولف اهمیت ندهد. نمونه آن را بنده در تحقیقات متعددی دیده ام. فرض بفرمایید این سوال مطرح است که چه کسی پیشنهاد ولایت عهدی را به امام(ع) داده است. کار فضل بن سهل بوده است یا او فقط یک انتقال دهنده موضوع از سوی مامون بوده است؟ جالب اینجا برخی محققان برای ذکر ادله هر دو نظر، دلیل و شاهد را از شیخ صدوق می گیرند و در نهایت هم توجهی به رویکرد شیخ صدوق و نظر نهایی او ندارند. به عبارتی توجه ندارند که شیخ روشِ خاصی دارد که مطابق با آن، اطراف بحث و نظرات گوناگون را می آورد. جالب است که در این مورد اخیر، شیخ صدوق نظر صریح هم ذیل یکی از اخبار داده است، با این حال باز توجه کافی، در برخی تحقیقات، به این موضوع نشده است.

نمونه سوم نقش تاملات منبع شناسانه: آسیب‌های وارد آمده به منابع

نمونه سوم برای نشان دادن اهمیت شناخت تفصیلی منابع در مطالعات رضوی، توجه به مقوله آسیب شناسی منابع است. اینجا مایلم بحثی را به میان آورم که با عنوان «تاریخنگاری روایی امامیه» مطرح کرده‌ایم. این موضوع را می‌توانید در مقاله ای که با همین عنوان در شماره 64 فصلنامه تاریخ اسلام آمده است، ببینید که در سال 1394 منتشر شده است. آنجا ما نشان می‎‌دهیم مجموعه منابع تاریخنگاری روایی امامیه، مهم ترین دسته از منابعی هستند که به ما در مورد شخصیت و زندگانی ائمه(ع)، اطلاعاتی را ارائه می دهند. در این تحقیق تلاش شده تا با یک نگاهِ کلان به منابعی که مولفان آن عموما محدث- متکلم هستند، نقدِ درونی و بیرونی به معنی نقد ناظر به شناسایی امر واقع و نقد ناظر به تحلیل نویسندگان صورت گیرد.

نتیجه این تحقیقات نشان می دهد که نمی‌توان به این منابع نگاهی یکسان داشت. این را عرض کردم تا بگویم ما باید سوالاتی را در مواجهه با هر منبع، در مطالعات رضوی، مدنظر قرار دهیم و برای آن پاسخی مناسب داشته باشیم.

برای مثال، اینکه چقدر مولف تلاش کرده تا از صحّت اخبار و اسناد اطمینان یابد؟ یا اینکه چقدر، نویسنده هر یک از این منابع، به تمایلات فرقه‌ای راویان توجه دارد؟ یا اینکه تا چه اندازه در این منابع تمرکز مولف روی مصرف داخلی روایات است یا چه میزان نویسنده به دنبال حل نیاز زمانه خود، به وسیله اخباری که نقل می کند، بوده است؟ و یا اینکه تا چه اندازه این متن‎ها سبک‌های ادبی و داستان گونه به خود گرفته اند؟ حالا به نظر مخاطبان به چند تحقیق جدی می‌توانیم در مورد سیره و آموزه‌های امام رضا(ع) دست پیدا کنیم که نویسنده آن، هنگام استفاده از منابع این پرسش ها را در ذهن مرور کرده باشد و به نتیجه رسانده باشد؟

البته، ما با دنبال کردن این پرسش ها در مقاله ای که معرفی شد، متوجه شدیم که تالیفات بزرگان شیعه یعنی شیخ کلینی، شیخ صدوق و شیخ مفید، در مورد سیره ائمه هدی(ع)، هرچند از این آسیب ها به طور کامل به دور نمانده اما به هیچ وجه نباید همانگونه از آثار این بزرگان استفاده شود که از منابع درجه دو مثل بصائر الدرجات یا درجه سه چون دلائل الامامه یا هدایه الکبری استفاده می شود.

اینجا چون بحث از آسیب شناسی شد مایلم نکته ای را در مورد برخی اختلاف مبانی در مراجعه به منابع عرض کنم. ما معتقدیم نباید نگاهمان و هدفمان در تاملات منبع شناسانه صرفا طرح آسیب ها باشد و دائما به دنبال کنار گذاشتن اخبار باشیم. در همین منابع درجه دو و سه، چه بسیار اخباری که پس از ارزیابی شان مطابق معیارها، قابل استفاده خواهند بود و اطلاعات نابی را هم می‌دهند. بنابراین، افراط در آسیب‌شناسی، یک غلط راهبردی است؛ اما این را هم باید توجه کنیم، که تلاش برای نسبت دادن اخباری به ائمه(ع)، در حالی که احتمال خطا در آن اخبار وجود دارد، با هر توجیهی، مثل اینکه نیاز امروز ما را برطرف می‌کند یا هماهنگ با دیدگاه برخی معاصران است، خطایی به مراتب بزرگ‌تر است. لذا بنده به برخی از کسانی که دیدگاهی نزدیک به این صورت دارند، تاکید کردم که کمی در پیش فرض تان تامل بفرمایید؛ و ببینید که برخلاف خواست شما اندکی عقب نشینی در مورد اتقان اخبار و منابع می تواند پنهان کننده برخی ابعاد شخصیت و سیره حقیقی ائمه هدی(ع) باشد.

مقاله ای هم برای نشان خطاهای این نوع نگرش با عنوان «بایسته های هم گرایی ژرف نگر در باب تاریخ نگاری روایی امامیه» نوشته شد و در شماره 76 فصلنامه تاریخ اسلام در سال 97 به چاپ رسید. به هر ترتیب عرضم این است که تحقیقی در مطالعات رضوی کار آمد است که فهم دقیقی از وجود نقاط آسیب پذیر در منابع داشته باشد و هر مطلبی  را بدون طرح پرسش‌هایی که عرض شد، در مورد حضرت بیا نکند.

خطای محوریت بخشیدن به یک منبع در مطالعات رضوی

در پایان عرائضم به دو موضوع دیگر اشاره می کنم. ما با دو اشکال بسیار جدی در تحقیقات مان مواجهیم که به بحث حاضر مربوط است. یک موضوع خطای محدود کردن مباحث در مورد امام رضا(ع) یا هر یک از ائمه دیگر، به یک منبع است. این کاری که متاسفانه زیاد دنبال می‌شود و تبدیل به یک رویه شده است که، به طور مثال برای نشان دادن یک دیدگاه کلامیِ امام یا برای نشان دادن بخشی از سبک زندگیِ امام، تنها به یک منبع مراجعه می شود؛ در حالی که این یک خطای روشی است و با این گونه توصیف ها ما یک تصویر ناقص از ائمه(ع) را نشان می‌دهیم.

برای نمونه این دست عناوین را می بینیم که «دیدگاه امام رضا(ع) درباره «امامت»، مبتنی بر کتاب کافی» یا «سیره اقتصادی امام رضا(ع) در کتب اربعه». اینها هرچند اطلاعات ارزشمندی را به ما می‌دهد اما از جهاتی مشکل دارد. زیرا در بسیاری مباحث کلامی، حدیثی، تاریخی و تفسیری، منابع می‌توانند اطلاعات ما را تکمیل کنند و بدون این نگاهِ کامل، گاهی یک توصیف یا تحلیل غلط را مخاطب دریافت می کند. برخی ممکن است تصور کنند، موضوعی که ما در یک منبع دنبال کرده ایم را، بعدها دیگران در منابع دیگر بررسی می کنند. باید گفت اولا مخاطب آثار شما، توان مراجعه به کارهای بعدی را ندارد و یک بحث ناقصی را می بیند و یک تصویر ناقص را ممکن است از اندیشه و سیره امام برداشت کند. ثانیا معلوم نیست چه زمانی فردی پیدا شود و این بحث را ادامه دهد و بعد هم معمولا با روش های مختلف انجام می شود و در نهایت نمی توان به یک جمع بندی رسید. این موضوع به یک اصل منبع شناسی برمی گردد که شخصیت یک امام برای ما باید برآمده از دانسته های ما از تمام منابع موجود شکل بگیرد.

ضعف جدی منبع شناسی در مطالعات بین رشته‌ای رضوی

ما امروزه شاهد گسترش مطالعات بین رشته‌ای رضوی هستیم. با عبور از اینکه چقدر مطالعات بین رشته‌ای در کشور ما مسیر صحیحی را دنبال می‌کند، متخصصینی در علوم مختلف تلاش می‌کنند محتوای کار علمی خود را از روایات مربوط به امام رضا(ع) بگیرند اما متاسفانه اینجا با مشکلی بسیار جدی مواجهیم و متاسفانه عموم کارها قوّت لازم را از این جهت که عرض می‌کنم ندارد. بنده برای نمونه دو سه کار را از فصلنامه پرکار در حوزه مطالعات رضوی نام می برم. البته این موضوع عمومی است و ارتباطی با این مقالات یا مجله خاصی ندارد. مقاله‌ای داریم با عنوان «سبک زندگی رضوی با رویکرد روان شناسی اریکسون»؛ یا مقاله‌ای دیگر با عنوان «دلالت های بنیادین سیاست گذاری تربیت اسلامی برگرفته از قول و سیره رضوی» یا مقاله «مهم‌ترین مولفه‌های حکومت مطلوب در اندیشه و کنش سیاسی امام رضا(ع)» که توسط متخصصان روان شناسی، علوم سیاسی و یا ارتباطات نوشته شده است. در این مقالات نظریه یا روشی را از رشته ای دنبال کرده اند اما هنگام طرح شواهد می توانیم بگوییم درک کاملی از موضوعات ابتداییِ منبع شناسی مثل تفاوت منبع و مرجع، تفاوت منابع دسته اول و دست دوم یا تفاوت منابع تاریخی و حدیثی و تفسیری و معجزه نگاری و غیره، و چگونگی استناد به آنها وجود ندارد.

این خطر در مورد مطالعات بین رشته‌ای برمی‌گردد به همان نکته‌ای که ابتدای عرائضم برآن تاکید کردم. گویا اینکه «واقعیت چیست» از محوریت افتاده است و نظریه یا روشی که در حقیقت بنا بود جنبه ابزاری برای ما داشته باشد، خودش محوریت پیدا کرده و شواهد دستمایه اثبات آن شده است. به نظرم این موضوع را باید اساتید در داوری این گونه تحقیقات به طور جدی و بدون تسامح در نظر داشته باشند. ضمن اینکه مطالعات بین رشته‌ای رضوی نباید تنها توسط متخصصینِ علوم انسانی ارزیابی شود؛ بلکه باید به منابع اسلامی و چگونگی استفاده از آنها هم توجه شود. به هر ترتیب ما به این دست مطالعات نیاز داریم اما با نه به این صورت.

منبع شناسی، عرصه ای برای تحول در مطالعات رضوی

تقاضا داریم که محققان ما کمی آثار منتشر شده با عنوان «روش نقد» یا «منهجُ النقد» را مطالعه کنند. از اساتید خواهش می کنم دانشجویان را به سمت کار روی منابع موجود درباره اندیشه، سیره و زندگانی ائمه(ع) و همینطور امام رضا(ع)، که بسیاری از این منابع دست نخورده است، حرکت دهند و حمایت کنند. از موسسات و مجموعه های پرتلاش که مخلصانه در راه ترویج فرهنگ رضوی اقدام می کنند خواهش می کنم اجازه نشر کاری را، جز پس از ارزیابی جدی منبع شناسانه ندهند. بنده در پایان از همگان که حوصله به خرج دادند تشکر می کنم. امیدواریم این گونه مباحث را اساتید و فضلای دیگر بیش از پیش ادامه دهند. البته آثاری هم در زمینه برخی منابع مربوط به سیره رضوی آماده شده است که امیدواریم به زودی منتشر شود. بار دیگر از بنیاد پژوهش های اسلامی که این فضا را مهیا کردند ممنونم.

پژوهشگران ما قطعا در صورت استفاده از تمام توان شان می‌توانند شرایط بهتری را برای استفاده جامعه از معارف رضوی به وجود بیاورند اما این نیاز به خط شکنی هم دارد و یک بازنگری در تحقیقاتی که در طول این سال‌ها صورت گرفته است. بحثی که تقدیم شد می تواند یکی از این میدان های تحول در مطالعات مربوط به سیره و آموزه های رضوی باشد.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.