• دوشنبه / ۷ مهر ۱۳۹۹ / ۰۸:۲۸
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد خبر: 99070704739
  • منبع : نمایندگی دانشگاه اصفهان

گفت و گو با شهید زنده آتش نشان:

بدون عشق هر روز و هر لحظه آتش‌نشانی سخت می گذرد

بدون عشق هر روز و هر لحظه آتش‌نشانی سخت می گذرد

ایسنا/اصفهان آتش نشانی شغلی است که اگر علاقه نداشته باشی هر روز و هر لحظه اش سخت می گذرد، باید عشق داشته باشی تا بتوانی برای نجات دیگران از جان مایه بگذاری.

میلاد پرتوی را به عنوان شهید زنده آتش نشان در اصفهان می شناسند. آتش نشانی که دو سال قبل و در جریان عملیاتی برای نجات جان مادر و کودک محبوس شده در خودروی حادثه دیده در اتوبان، بر اثر بی احتیاطی موتورسیکلت سواری دچار حادثه شد و آسیب های زیادی دید که هنوز هم با آن دست و پنجه نرم می کند.

می گوید خیلی اتفاقی در دوران سربازی وارد قسمت آتش نشانی شده اما به خاطر اینکه ورزشکار حرفه ای بوده و کشتی و بدنسازی کار می کرده، شرایط فیزیکی مناسبی برای این شغل داشته و کم کم علاقه مند به آتش نشانی شده است. از همان زمان دوره های تخصصی مثل کوه نوری و صخره نوردی و غواصی را طی کرده و در حین خدمت سربازی در آزمون آتش نشانی شرکت کرده تا بلافاصله بعد از سربازی وارد سازمان آتش نشانی شود.

به گزارش ایسنا، حالا حدود ۱۵ سال از آتش نشان شدن میلاد پرتوی می گذرد، اگرچه یک حادثه تلخ باعث وقفه ای در دوران حرفه ای و چندین ماه خانه نشینی او شد.

خودش با یادآوری شب حادثه می گوید: به عنوان فرمانده عملیات یکی از ایستگاه های آتش نشانی اصفهان برای امدادرسانی به حادثه تصادف جاده ای که منجر به محبوس شدن مادر و کودک در خودرو شده بود با همکارانم به محل حادثه رفتیم. ساعت حدود ۱۱ شب بود، ماشینی به گاردریل اتوبان برخورد کرده و دو نفر در ماشین محبوس شده بودند. همه علائم هشدار را در اتوبان قرار دادیم و مشغول امدادرسانی شدیم اما موتورسیکلتی بدون توجه به علائم هشدار با سرعت زیاد به من برخورد کرد. بعد از این حادثه ۱۰ روز در کما بودم و ۶ ماه بستری... آسیب های زیادی دیدم؛ نصف بینایی چشم چپم را از دست دادم، پلکم از بین رفت، فک، جمجمه، پا، لگن، دنده هایم شکست و ...

این آتش نشان اصفهانی ادامه می دهد: چندین ماه در بیمارستان و خانه روی تخت بستری بودم. در این مدت همسرم فداکاری زیادی کرد و اگر او نبود شاید اصلا زنده نمی ماندم. علاوه بر خودم، خانواده ام هم دچار آسیب های روحی زیادی شدند. وقتی تصادف کردم پسرم ۶ سال داشت و خیلی به من وابسته بود، اما یکدفعه دید پدرش روی تخت خوابیده و هیچ کاری نمی تواند بکند. برای پسرم دوران خیلی سخت بود و حتی هنوز هم نگران وضعیت جسمی من است و می پرسد: بابا دیگه می تونی راه بری!؟ یا وقتی روی پایم می نشیند می پرسد این پات سالمه؟

می پرسم با همه سختی ها و آسیب هایی که دیدید اگر روزی پسرتان بگوید می خواهد آتش نشان شود قبول می کنید؟ بلافاصله جواب می دهد: آتش نشانی یکی از پرخطرترین مشاغل دنیا است، ولی اگر قرار باشد پسرم این شغل را انتخاب کند حتما راهنمایی اش می کنم و خوب و بدش را می گویم، اما جلوی علاقه اش را نمی گیرم.

او آتش نشانی را شغلی می داند که اگر علاقه نداشته باشی هر روز و هر لحظه اش سخت می گذرد و می گوید: درآمد این حرفه اینقدر زیاد نیست که جان خودت را به خطر بیندازی، باید عشق داشته باشی تا بتوانی برای نجات جان مردم از جان خودت مایه بگذاری. آتش نشان هایی که در عملیات هستند همه از جان گذشته اند و اگر هر حادثه پرخطری اعلام شود همه داوطلب شرکت در عملیات می شوند.

این آتش نشان اصفهانی از حس خوب نجات جان یک انسان هم می گوید و ادامه می دهد: بعد از ۶ ماه از آن حادثه سخت، شوق و علاقه به این حرفه باعث شد با عصا به سر کار برگردم و هنوز در آتش نشانی مشغول خدمت هستم.  

البته تصادف دو سال قبل تنها حادثه ای نبوده که میلاد پرتوی در جریان آن دچار حادثه شده و یادآور می شود: پیش از این هم در حادثه های خطرناک زیادی شرکت کردم و بارها آسیب دیدم، اما به این شدت نبود. یک بار ساختمانی آتش گرفته بود که حدود ۴۰ نفر در آن محبوس شده بودند، در آن حادثه یک خانم باردار که اصلا توانایی خروج از ساختمان را نداشت به بیرون ساختمان آوردم که نیاز به دستگاه تنفسی داشت، درحالی که خودم هم از لحاظ تنفسی دچار مشکل شدم. چند روز پیش همکارانم گفتند فرزند خانمی که نجات دادی الان ۶ ساله شده و حالا اصرار دارند من را ببیند. البته قبول نکردم.

 می پرسم چرا قبول نکردید؟ می گوید: نمی دانم، احساس می کردم نیازی نیست، چون وقتی کاری انجام می دهی بهتر است فقط برای رضای خدا باشد و ادامه می دهد: ما انتظاری از کسی نداریم، ولی خیلی پیش آمده که افراد بعد از نجات و بهبود به دیدن ما می آیند. مثلا شخصی را سال ها قبل از چاه نجات دادیم و حالا هر سال هفتم مهر برای ایستگاهی که به حادثه اعزام شده بود می آید و با شیرینی از بچه ها قدردانی می کند. در برخی حوادث حتی شاید پدر و مادر نتوانند جان بچه خودشان را نجات دهند، ولی مامور آتش نشانی به دل آتش می زند و حضورشان مایه امنیت و آرامش حادثه دیدگان و افرادی است که در آن لحظه دچار ترس و اضطراب اند. خاطرم هست در یک حادثه آتش سوزی کودکی که نجات داده بودم از بغل من بیرون نمی آمد، حتی بغل مادرش نمی رفت و من را محکم بغل کرده بود چون احساس امنیت می کرد.

می پرسم فرض کنید می شد به عقب برگردید، آیا باز هم این شغل را انتخاب می کردید؟ با اطمینان می گوید: صد در صد این شغل را انتخاب می کردم، چون توان و انگیزه انجام این کار را در خودم می بینیم. حتی بارها پیش آمده خارج از ماموریت هم وقتی نیاز بوده بیکار ننشسته ام. مثلا سال قبل در راه مسافرت با چند نفر از همکارانم و خانواده هایشان با حادثه جاده ای برخورد کردیم که تا رسیدن نیروهای امدادی مثل یک تیم وارد عمل شدیم و برای نجات مصدومان حادثه تلاش کردیم.

این روزها که شیوع ویروس کرونا همه چیز را تحت تاثیر قرار داده، آتش نشان ها هم از تبعات کرونا در امان نمانده اند. آقای پرتوی در این باره می گوید: چند روز قبل حادثه غرق شدگی داشتیم، همکارانم با وجود خطر درگیر شدن با کرونا، با تنفس مصنوعی فرد حادثه دیده را احیا کردند. به هرحال این ها بخشی از شغل ما است و حتی احتمال مبتلا بودن حادثه دیدگان به کرونا، تاثیری در امدادرسانی آتش نشانان ندارد.

خانم کریمی همسر این آتش نشان اصفهانی است که می گوید هرگز نمی تواند لحظات سختی که در جریان این حادثه بر آنها گذشته را فراموش کند... او ادامه می دهد: آن شب به من خبر دادند همسرم در حین عملیات دچار حادثه شده و در بیمارستان است. وقتی به بیمارستان رسیدم ماموران آتش نشانی در بیمارستان  نگران حال همسرم بودند، البته به من خبر دادند میلاد دچار شکستگی پا شده، ولی وقتی به بیمارستان رفتم و همکارانش را دیدم فهمیدم حتما اتفاق بدتری افتاده که همه اینجا جمع شده اند.

همسرم از ناحیه سر، صورت، پا و دنده دچار حادثه و بیهوش شده بود و حدود ۱۰ روز در کما بود. بعد از آن هم وقتی وارد بخش شد متاسفانه آسیب های زیادی دیده بود و عمل های جراحی سختی را تحمل کرد. نزدیک ۶ ماه در بستر بیماری بود ولی با همت خوبی که داشت توانست خیلی زود روی پای خودش بایستد، درحالی که ما باور نمی کردیم به این زودی بتواند عصا را کنار بگذارد.

همسر این آتش نشان ادامه می دهد: می دانم همسرم با عشق و علاقه این شغل را انتخاب کرده و دوست دارد، به خاطر همین از او حمایت می کنم، اگرچه بارها و بارها دچار حادثه شده است.

او این را هم اضافه می کند که کمتر کسی از سختی های واقعی این شغل خبر دارد و می گوید: خودمان چند دقیقه بیشتر کنار یک شعله آتش نمی توانم بایستیم، ولی آتش نشانان برای نجات جان مردم به دل آتش می زنند. از خدا می خواهم خودش محافظ همه آتش نشانان باشد. درست است که آنها با عشق و انتخاب خودشان آتش نشان شده اند اما باید قدردان همه آنها باشیم.

محمد پرتوی سرهنگ بازنشسته هم با اشاره به علاقه پسرش به شغل آتش نشانی، می گوید: وقتی حریقی اتفاق می افتد همه فرار می کنند، اما فقط آتش نشان ها هستند که به دل آتش می زنند و در حوادث مختلف در خط مقدم قرار می گیرند.

او خاطرنشان می کند: میلاد مثل سایر همکاران زحمتکش دچار حوادث زیادی شد، اما در حادثه ای که اتفاق افتاد آسیب های جسمی زیادی دید، طوری که همکارانش از او قطع امید کرده بودند. وقتی به ما اطلاع دادند گفتند حادثه کوچکی برای میلاد اتفاق افتاده است، اما به خاطر اینکه بارها حوادث مختلفی برای او اتفاق افتاده بود فهمیدم این بار حادثه جدی اتفاق افتاده! البته وقتی در بیمارستان همکارانش را دیدیم روحیه گرفتم و از خدا خواستم خودش محافظ فرزندم باشد.

او با تاکید براینکه پسرم عاشق کارش است و همیشه برای امدادرسانی در هر حادثه ای نفر اول بوده، می گوید: خدا او را به ما دوباره برگرداند. هر پدر و مادری وقتی می شوند اتفاقی برای فرزندشان افتاده، نگران می شوند ولی ما به علاقه و انتخاب میلاد احترام می گذاریم و امیدواریم همه آتش نشانان خدوم و فداکار در کشورمان در انجام رسالت خطیری که به عهده دارند سالم و سلامت باشند.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.