• جمعه / ۲ آبان ۱۳۹۳ / ۱۳:۰۰
  • دسته‌بندی: فارس
  • کد خبر: fars-31886
  • خبرنگار : 50031

گزارش/

بوق زدن ممنوع!

بوق زدن ممنوع

در گذشته نه چندان دور عبارت آشناي «لطفا بوق نزنيد» بيشتر روي تابلوهايي كه مقابل مراكز درماني نصب بودند، نوشته مي‌شد و آنقدر مورد احترام رانندگان بود كه براي رعايت كردن آن نياز به توصيه و تبليغات نبود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه فارس، دليل اينكه براي يادآوري سابقه درخشانِ تابلوي بوق زدن ممنوع به زمان گذشته رفتيم و از «بود» به جاي «هست» درجملات  استفاده شد، سرسام عجيبي است كه اين روزها از پنجره‌هاي مراكز درماني در مغز بيماراني سرازير مي‌شود كه آنجا براي آنها محل مناسبي براي استراحت تشخيص داده شده است.

اما اين همه نگراني شهروندان از بي‌اعتنايي به تابلوي هشدار دهنده «بوق زدن ممنوع» نبوده و اين رسم ناپسند به پشت چراغ‌هاي راهنمايي نيز راه يافته است. البته توليد آلودگي صوتي ناشي از نواختن بوق در مواقع غير ضروري در اين دو مورد خلاصه نمي‌شود.

شايد برايتان پيش آمده باشد كه ته مانده وداع ميهمانان همسايه به نشان صميميت، به كوچه كشيده شده و از سر سپاسگزاري و جبران لطف، بوق ممتدي به جاي دست تكان دادن در نيمه شب تاريك نواخته مي‌شود!  

بهتر بود .... پيش از مورد استفاده بوق به جهت خداحافظي، اشاره‌اي مي شد به استفاده از بوق هنگام سلام و احوالپرسي. كه بماند.

رانندگان سرويس‌هاي مدارس اين روزها در گسترش اين فرهنگ نادرست متهماني رديف اول محسوب مي‌شوند. نتيجه تنبلي بچه مدرسه‌اي همسايه و حاضر نشدن به موقع او مقابل منزل، اين مي‌شود كه راننده سرويس به جاي پياده شدن از خودرو و استفاده از زنگ منزل موردنظر، با اعصاب و روان آنها كه سحرخيزي لزوم حرفه و زندگي‌شان نيست، بازي مي‌كند. رانندگان آژانس هم براي اعلام حضور از اين روش استفاده مي‌كنند!.

رانندگان تاكسي براي سوار كردن مسافران بوق مي‌زنند بي آنكه توجهي به اين قانون داشته باشند كه اين وسيله در خودروها براي استفاده در مواقع ضروري تعبيه شده و استفاده نا بجا از آن بر خلاف مقررات است.

امير حسين ميرزايي، روان پزشك و پژوهشگر در خصوص ابتلاي جامعه رانندگان به بوق نوازي! معتقد است: بايد به اين موضوع به عنوان اعتياد نگاه شود و راهكار آن را در اطلاع رساني گسترده جست و جو كرد.

او از خطرات احتمالي ناشي از بوق زدن در مواقع غير ضروري ابراز نگراني و اضافه كرد: بارها پيش آمده كه اين كار موجب خارج شدن اختيار از دست رانندگان مجاور شده و تصادف هاي هولنكي رقم مي‌خورد.

ميرزايي با انتقاد از اظهار نظر كساني كه اتلاف وقت را دليل بوق زدن خود مي‌دانند، ادامه داد: در زندگي روزمره ما وقت بسياري صرف موارد بيهوده و بي‌ارزش مي‌شود اما پشت چراغ راهنمايي و رانندگي و بلافاصله بعد از سبز شدن چراغ، دستمان را روي بوق مي‌گذاريم، غافل از اينكه هركسي به وقت خود اهميت مي‌دهد و در نتيجه خيال رفتن دارد!

در تاكسي نشسته‌ام. آقاي راننده كه به نظر نمي‌رسد مويش را در آسياب سفيد كرده باشد و لابد اگر پاي خاطراتش به ميان باز شود از تجربيات فراوان خود خواهد گفت، با صدمات ناشي از بوق زدنِ بي‌مورد هم عقيده نيست!

او اطمينان دارد كه من پرت مي‌گويم و بوق، براي زدن ساخته شده است! وقتي به او مي‌گويم كه با توجه به سن و سال شما توقع مي‌رود بيشتر صبوري كنيد، پاسخ مي‌دهد: با تكيه بر همين سن و سال تشخيص مي‌دهم پشت چراغ قرمز هم بوق بزنم چون بعضي از رانندگان نسبت به رنگ سبز دير واكنش نشان مي‌دهند!

حالا از چهارراه ملاصدرا مي‌گذريم و اين بار حق با آقاي راننده است. رهگذري آهسته عرض خيابان را بدون آنكه حق تقدم داشته باشد، طي مي‌كند و در برابر بوق ممتد راننده تاكسي اخم مي‌كند.

عابران بسياري رفتار اين رهگذر را كه به قول يكي از سرنشينان اينجا را با شانزليزه اشتباه گرفته است، تكرار مي كنند.   

اما چگونه مي‌شود اين رفتار اشتباه را از ذهن‌ها پاك كرد؟ چگونه بايد به اين باور رسيد كه بوق كاربردي غير از سلام، خداحافظ، زود بيا، حركت كن و ... دارد، آنهم بوق‌هاي شيپوري بعضي از اتوبوس‌هاي خط واحد، اتوبوس‌هايي كه رانندگان آن انگار آيين‌نامه‌اي جدا براي دريافت گواهينامه را امتحان داده‌اند. همان سلاطين خيابان‌هاي شهر!

اينكه امروز شهروندان ايراني براي بوق‌هاي پر سرو صداتر، پول بيشتري مي‌پردازند و بوق‌هاي ملايم خودروها را مسخره مي‌كنند، خود جاي بحث دارد، اما حداقل آن است كه مي‌توان يك روز شهر نشيني را بدون صداي بوق، تصور كرد.

بي‌ترديد اين تصور بسيار شيرين خواهد بود و تنها زماني به واقعيت پيوند مي‌خورد كه براي هر قانوني، خصوصا قوانين رانندگي كه تابلوهاي هشدار دهنده در خصوص آن، در هر گوشه كنار شهر و جاده ديده مي‌شود، احترام قائل باشيم.

و باور كنيم كه نبايد براي اجرايي شدن هر قانوني تمام انتظارها را به سمت دستگاهي خاص سوق دهيم، مي‌توانيم با تمرين، رفتارهاي خوبي كه در سفرهاي خارج كشور خود يا ديگران، ديده‌ يا شنيده‌ايم را، فرا گرفته و در خود نهادينه كنيم. اينگونه مسير براي حفظ حقوق شهروندي هموارتر خواهد بود.

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.