• جمعه / ۱۷ خرداد ۱۳۹۸ / ۱۳:۰۷
  • دسته‌بندی: فارس
  • کد خبر: fars-57101
  • خبرنگار : 50031

مدیر مرکز سعدی شناسی:

رحمت خداوند در نگاه سعدی غالب بر غضب اوست

fdd04f11-10e2-4c0d-a2f8-a23d07d364c6

مدیر مرکز سعدی شناسی، با اشاره به آثار سعدی شیرازی، تاکید کرد که در باور سعدی رحمت پروردگار، سابق و غالب بر غضب اوست.

به گزارش ایسنا منطقه فارس به نقل از روابط عمومی مرکز سعدی شناسی، کوروش کمالی سروستانی، در نشست سی و پنجم از سلسله نشست‌های پژوهشی "برخوان سعدی" که به همت مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار می‌شود، به بررسی موضوع خداباوری و معرفت دینی سعدی پرداخت .

وی با بیان اینکه به باور بسیاری از اندیشمندان دینی، مصداق بندگی کردن، سیر و سلوک  انسان به سوی خداوند با دو کمند ترس و عشق است، گفت: اگر چه در تاریخ فرهنگ اسلامی بزرگانی بوده‌اند که یکپارچه به خوف از خداوند اندیشیده‌اند؛ یعنی خداوند منان، صفات جلالیه خود، چنان برایشان تجلی کرده که در وجودشان اندکی رجا باقی نمانده است. اینان زاهدان خداترسی بودند که در سراسر زندگی از ترسِ سوء عاقبت، تلخکام و دل نگران بوده که مبادا خداوند جبّار آنان را محکوم کند و در آتش افکند. از آن طرف بندگانی نیز بوده‌اند که محبت خداوند آن چنان دل آنها را سرشار کرده، که به عقوبتی نمی‌اندیشند .

مدیر مرکز سعدی شناسی با تفکیک دینداری معیشت‌اندیش و دینداری معرفت‌اندیش در باور متفکران دینی، در این خصوص گفت: حاصل این دو نوع نگاه متفاوت به دین و امور دینی، رویارویی متفاوت با مقوله دینی از جمله خوف و رجا و عقوبت و رحمت خداوندی است؛ چه اینکه یکی از مهم‌ترین صفت‌های دینداری معرفت‌اندیش ، تحقیق و پژوهش است. انسان معرفت‌اندیش  نمی‌تواند مقلد باشد. او باید خود صاحبِ رأیی و معرفتی باشد .

کمالی سروستانی ادامه داد: هریک از بزرگان دین و اخلاق و فلسفه ما در این مقوله به گونه متفاوت اندیشیده‌اند؛ چنانکه مثلا غزالی که در برخی از رویکردهای جهان‌بینانه خود تاثیری بسزا در نوع نگاه و  اندیشه‌ سعدی داشته، خوف را نتیجۀ معرفت بنده به عظمت پروردگار و خطرات نفس اماره می‌داند و با توجه به نفس و احوال درونی انسان، خوف را بر رجا ترجیح می‌دهد.

او ادامه داد: سعدی اما در این خصوص از نوع دیگری به ماجرا می‌نگرد؛ او  ایمان را عبارت از خوف و رجاء و امید به رحمت خداوند و ترس از معصیت می‌داند. او با توجه به احوال انسان‌ها هم خوف و هم رجاء را می‌پذیرد، اما در ترجیح یکی بر دیگری، رجا را بر خوف ترجیح می‌دهد.

عرفان، نگاه هنری به دین

این سعدی پژوه با یادآوری این نکته که عرفان، نگاه هنری به دین است و آنچه در آن اهمیت فراوانی دارد مسئلۀ فضایل اخلاقی و اصلاح امور نفسانی است، خاطرنشان کرد: بخشی از این امر، در سایۀ ترس از خداوند و بخشی دیگر در پرتو امید به رحمت بی‌انتهای او تحقق می‌یابد.

کمالی سروستانی اضافه کرد: غزالی اعتقاد دارد خوف از خداوند بسیار عظیم است و به دلیل آنکه بنده بر عاقبت کار خود احاطه و معرفت ندارد و نمی‌داند که عاقبت او چه خواهد شد و از تقدیر ازلی خداوند نیز ناآگاه است، بنابراین همیشه خوف همراه او خواهد بود؛ به باور او خوف نتیجۀ معرفت و علم بنده به جلال خداوند و آگاهی از بزرگی و شدت قهر او و نیز آگاهی از گناهان و معصیت خود است. از دیدگاه او بالاترین درجه مرتبۀ خوف، آگاهی از صفات جلال خداوند و ترس از قهر اوست؛ بنابراین از بین انسان‌ها، ترس علما از خداوند بیشتر از سایر انسان‌هاست .

این سعدی پژوه نتیجه گرفت: غزّالی با باور بسیار به خوف، آن را به سه درجه: مفرط، معتدل و قاصر تقسیم می‌کند. خوف مفرط و خوف قاصر هر دو ناپسندیده و ناستوده است، زیرا خوف مفرط سبب ناامیدی بنده از رحمت خداوند می‌شود و خوف قاصر بازدارنده از معصیت نیست، ولی خوف معتدل که سبب بازایستادن از معصیت و پرداختن به طاعت می‌شود و تندرستی تن و عقل را نیز در بردارد، ستوده و پسندیده است. .او خوف را به تازیانه‌ای تشبیه می‌کند که انسان را به سوی سعادت می‌راند، ولی بر این باور است که این تازیانه نباید منجر به یأس گردد و سبب ناامیدی بنده از رحمت خداوند شود .

وی افزود: غزالی آمنان از قهر و خشم خداوند را جاهلان می‌داند، زیرا عارفان و آگاهان از تقدیر ازلی خداوند همیشه به خوفند و از عاقبت کار خود هراسان هستند و نمی‌دانند حکم خداوند دربارۀ آنان چه خواهد بود. خوف سبب می‌گردد تا بنده فریفتۀ نفس و شهوات نشود و گرفتار دام آنها نگردد؛ خوف همچون تازیانه‌ای است که انسان را در این راه به پیش می‌راند و از مشغول شدن به نفس و شهوات آن باز می‌دارد .

|

کمالی سروستانی گفت:غزالی با عنایت به احوال درونی و فطری انسان‌ها، خوف را بر رجا ترجیح می‌دهد، زیرا به عقیدۀ او معصیت و امکان فریفته شدن در ذات انسان بیشتر است و همان بهتر که همیشه انسان از قهر خداوند بهراسد و حال خوف بر وجود او غالب باشد و بدین ترتیب او معتقد است که  با توجّه به احوال انسان و نفس ضعیف او، خوف فاضل‌تر از رجاست. و بر این اساس ، تا پیش از مرگ، غلبۀ خوف بر وجود آدمی را شایسته‌تر از غلبۀ رجا بر وجود او می‌داند .

وی در ادامه به اندیشه سعدی پرداخت و گفت: سعدی ایمان را عبارت از خوف و رجا، یعنی امید به رحمت خداوندی و ترس از معصیت می‌داند. او خوف و رجا را در کنار هم می‌پذیرد و آن دو را جدایی‌ناپذیر می‌داند و عقیده دارد خوف بدون رجا و رجا بدون خوف وجود ندارد؛ اما در تفضیل خوف بر رجا یا رجا بر خوف نیز، رجا را بر خوف ترجیح می‌دهد زیرا رجا سبب امیدواری بنده در عمل می‌گردد و این امر او را زودتر به مقصد و مقصود می‌رساند امّا اگر خوف وجود بنده را تسخیر کند او را مأیوس و ناامید خواهد کرد .

خوف و رجا از دیدگاه سعدی

مدیر دانشنامه فارس ادامه داد: سعدی رحمت خداوند را سابق و غالب بر غضب او می‌داند، بنابراین به بندگان امید می‌بخشد و آنان را از ناامیدی برحذر می‌دارد. از دیدگاه او بین خوف و رجا تفاوت بسیاری وجود دارد زیرا رجا از عشق به معشوق و توجّه به جمال او برمی‌خیزد و خوف از بی‌اعتمادی به خود، نگرانی از قهر معبود و ناظر بودن به صفات جلال خداوند نشأت می‌گیرد. رجا موجب سلوک به سمت معشوق با شور خواهد شد؛ حال آنکه بندۀ خائف پیوسته نگران قهر و عتاب معبود است .

وی گفت: سعدی در مناسبات دنیایی نسبت به خوف بی‌توجه نیست. در این خصوص معتقد است که خوف فواید دنیوی زیادی دارد و سبب آبادانی حیات دنیوی می‌شود ؛ چنانکه بر همین اساس پیوسته  شاهان را نسبت به  زوال ملك خود، خوف می‌دهد و بر این اساس آنان را به ایمن‌سازی مملکت خود  و برقراری امنیّت در آن ترغیب می‌کند. به باور او ، خوف آنان از زوال مُلك، به نفع مردم دنیا تمام می‌شود.هم‌چنین سعدی معتقد است که  انسان در دنیا باید از شیطان، نفس و هوی و هوس در خوف و خشیت باشد و آنگاه که مهر معرفت و عشق خداوند بر دل او چیره شد ، دیگر نباید خوف و حزنی داشته باشد .

وجود سعدی لبریز از امید است

کمالی سروستانی ادامه داد: سعدی به دلیل نگرش عاشقانه به هستی، وجودش لبریز از  امید و رجاست و معتقد است که زاهد به دلیل آنکه پیوسته نگران از دست دادن بهشت است، بنابراین همیشه خوف دارد و همۀ اعمال او از روی خوف و خشیت است، ولی فرد عارف به دلیل باور به رحمانیت خداوند ، خوف و بیم را رها ساخته و امور خود را به دست معبود و معشوق خود سپرده و پیوسته در رجاست .

وی افزود: سعدی دلباختة پروردگار است و سر به ستايش و پرستش خدا مي‌سايد ؛ او به خلق جهان که همه یکسره نهال خدایند، مهر می‌ورزد و از سرِ اين نوع‌دوستي، بشارتِ رحمت خداوندي را كه از كلام الله دريافته، در قالب نظم ونثر‏ در لابه‌لاي حكايات و با زباني برخاسته از ذهن و دلي عاشق، به مخاطبان خود يادآور مي‌شود. صفات بي‌چوني كه برتر از خوف، رجا را در دل فروماندگان متبلور مي‌سازد؛ در جهان‌نگري او خداوند و امید به فضل و لطف و رحمت او تنها سرمایة بندگان برای عفو و رستگاری به شمار می‌آید .

کمالی سروستانی ادامه داد: خداوندگار سعدی نسبت به انسان‌های بخشاینده و دادگر، بخشایشگر است؛ سعدی اعتقاد دارد كه اين‌چنين خداوندگاري را تنها با عشق و مکاشفه و مراقبه می‌توان شناخت. خداوند تنها بخشنده، تنها پناه و تنها نیکبختی‌دهنده است.

او اضافه کرد: به باور سعدی غايت بندگي رضایت و خشنودي پروردگار است؛ خدايي كه «پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی به خطای مُنکَر نبُرد».. سعدي او را كريم مي‌بيند و خطابخش و پوزش‌پذير و بر آن است كه؛ «برِ عارفان جز خدا هيچ نيست». خداوندگاري كه سايه بزرگي‌اش چنان وسيع و حيرت انگيز است كه: «هر گاه كه يكى از بندگان گنه‌كار پريشان روزگار، دست اِنابت به اميد اجابت به درگاه حق، جَلِّ و عَلا بردارد، ايزد تَعالى در او نظر نكند. بازش بخواند، باز اعراض فرمايد، بازش به تضرّع و زارى بخواند، حقْ سُبحانَهُ و تعالى فرمايد؛ " يا مَلائكتى قَدِ استَحْيَيْتُ مِن عَبدى و ليسَ لهُ غيرى، فَقْد غَفَرُت له، دعوتش را اجابت كردم و حاجتش برآوردم كه از بسيارى دعا و زارى بنده همى شرم دارم". لحن مناجات و نیایش او با خداوندگار، مملو از خلوص، پاکی و خضوع محض است. در توصيف او، بندگان فروماندة نفس اماره‌اند. از بندة ‌خاكسار گناه سر مي‌زند، ولي به عفو خداوندگار اميدوار است و در پيشگاه كرم و عفو خداوندي هيچ گناهي را بزرگ نمي‌داند و گسترة بخشايش و رحمت او را تا بدانجاي مي‌بيند كه: «گر "خلق تكيه بر عمل خويش كرده‏اند/ ما را بس است رحمت و فضل تو متّكا" – " كس از من سيه‌نامه‌تر ديده نيست/ كه هيچم فعال پسنديده نيست"

این سعدی پژوه گفت: سعدي در بوستان، باب نهم را به توبه و يافتن راه صواب اختصاص مي‌دهد تا صريح و آشكار عظمت بخشايش خداوندي را يادآور شود. بسامد بسيار اين امر يعني سخن راندن از مغفرت، عفو و بخشايش خداوندي در پرتو يقين و اميدي ترديدناپذير، نشان از اعتقاد راسخ او به اين صفت جمالي خداوندگار است . از سوي ديگر براي تاكيد بر اين باور، پس از استغاثه و طلب بخشندگي از بارگاه رئوف غفور، مسئله شفاعت را عنوان مي‌كند. امري كه بار ديگر بر رحمت ربوبي پروردگار تاكيد مي‌ورزد. باوري كه با تمام مشتقات خود «سی بار» در سوره‌های مختلف قرآن كريم به کار رفته است. آیاتی که شفاعت را مخصوص خدا و يا منوط به اذن خداوند می‌داند. سعدي بر اين اصل پاي مي‌فشارد و بار ديگر تجلي رحماني خداوند را بر بندگانش يادآور مي‌شود .

 

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.