• چهارشنبه / ۱۴ آبان ۱۳۹۳ / ۱۲:۲۷
  • دسته‌بندی: گیلان
  • کد خبر: gilan-76708

«اسرا و مفقودان» خلف‌ترين شاگردان مكتب عاشورا

untitled

اسیران ایرانی، با پیروی از کاروان اسیران عاشورا، در اسارت آزادگی آفریدند و دشمن ریاکار را رسوا ساختند. به احترام اسیران جنگی و مفقودان آن، روز یازده محرم هر سال را که همزمان با مصیبت دردناک اسارت اهل بیت پیامبر(ص) است، «روز تجلیل از اسرا و مفقودان» نام گذاری کرده‌اند.

«شهادت» یکی از واژه‌هایی است که از صدر اسلام در تقابلی که میان سپاه ایمان و کفر و حق و باطل صورت می‌گرفت برای کشته شدگان سپاه حق به کار می‌رفت. خداوند در قرآن آیاتی را در توصیف مقام شهدا می‌آورد، مانند آيه 154 سوره بقره «و لا تقولوا لمن یقتل فی‌سبیل‌الله اموات بل احیاء و لکن لاتشعرون؛ و آن کسی را که در راه خدا کشته شده مرده نپندارید، بلکه او زنده ابدی است و لیکن همه شما این حقیقت را در نخواهید یافت» لذا چه زنده بودنی از این بالاتر که شهدا، در همه تاریخ جاودانه می‌شوند و مردم همه اعصار به رشادت‌ها و دلاوری‌هایشان افتخار می‌کنند.

بعد از جنگ‌های صدر اسلام و واقعه عاشورا جنگ‌های متعددی به وقوع پیوست اما جنگ میان ایران و عراق نمونه بارز جنگ‌هایی بود که شهادت بار دیگر در همان مفهوم قرآنی به کار گرفته شد و به عینه در مناطق جنگی بروز و ظهور یافت و فرزندان این سرزمین عاشقانه ملکوتی شدند و در صف‌‌های مقدم جبهه قرار گرفتند و چیزی جز یک باور قوی به وعده الهی و جاودانه شدن ابدی نمی‌توانست این شور را در آنان به وجود آورد.

دیوارهای آهنین زندان‌های دژخیم نتوانست ذره‌ای در استواریشان خلل ایجاد کند

شهدای جنگ تحمیلی برای خود مرگی متصور نبودند؛ آنان مرگ ظاهری را مقدمه‌ای برای رسیدن به سعادت ابدی می‌دانستند و اینگونه شد که بزرگترین حماسه‌ها در 8 سال جنگ تحمیلی به وقوع پیوست. از مادران و همسرانی که عزیزانشان را با جان و دل به میعادگاه دوست فرستادند و هر روز به استقبال کاروان شهدا رفتند و چه آنها که سال‌ها نشان مقدس جانبازی را به تن دارند و چه آنان که حتی پلاک یا پوتینی از آنها نیامد تا مرهمی باشد بر درد انتظار خانواده‌هایشان و جاویدالاثر شدند و آنهایی که سال‌ها در اسارت دشمن بودند و دیوارهای آهنین زندان‌های دژخیم نتوانست ذره‌ای در استواریشان خلل ایجاد کند و مقاومت و صبرشان در زندان‌های یزید زمانه به پیروی از کاروان اسرای امام حسین(ع) بود که بار دیگر حماسه‌ای بزرگ آفریدند و چه به حق میراث‌دار شهدا شدند و جاودانگی راهشان را در سال‌های اسارت و پس از آن فریاد زدند.

انقلاب اسلامی، دستاورد مبارزه مردمی است که از جان، مال و زندگی‌شان گذشتند. هشت سال دفاع مقدس، سند گرانبهای این فداکاری‌ها و از جان گذشتگی‌هاست. سبک بالان عاشق بی شماری، سوار بر توسن شرف و عزت به معراج خون تاختند و در همان حال، سینه‌هایی نیز در قفس تنگ بازداشتگاه‌های عراق تپیدند. آنها بهترین سالیان عمر خود را آنجا گذراندند تا ندای حق و حقانیت نواخته شود و نام ایران در اوج درخشش بماند. اسیران ایرانی، با پیروی از کاروان اسیران عاشورا، در اسارت آزادگی آفریدند و دشمن ریاکار را رسوا ساختند. به احترام اسیران جنگی و مفقودان آن، روز یازده محرم هر سال را که همزمان با مصیبت دردناک اسارت اهل بیت پیامبر(ص) است، «روز تجلیل از اسرا و مفقودان» نامگذاری کرده‌اند؛ بزرگ و پاینده باد نام اسیران آزاده و شهیدان گمنام بی‌قرار که نشان آنها در بی‌نشانی شان است.

سالار کاروان، زینب(س) پیام‌رسان نهضت بزرگ حسینی شد

پس از فروپاشی رژیم بعثی عراق و اطمینان از نبود اسیر ایرانی در آن کشور، در آذرماه 1382، مصوبه‌ای در بنیاد شهید انقلاب اسلامی تصویب شد که براساس آن، باقی‌مانده مفقودان دفاع مقدس، شهید اعلام شدند و نام آنان با عنوان شهدای جاویدالاثر ثبت شد. ستاد تفحص شهدای کشور هم تعداد شهدای مفقود را هفت هزار شهید عنوان كرد که همچنان با وجود جست‌وجوهای فراوان، يافتن اين گنج‌ها ادامه دارد؛ معلوم نیست کدامین خاک میزبان جسم پاکشان گشته و آنان از کدام شکاف و خاکریز و کانال، به لقای خداوند رسیدند و بر سر خوان نعمتش روزی می‌خورند، آنها جاویدند و عطر پیراهن‌شان هیچگاه از کنعان سرزمین‌مان خارج نخواهد شد. دشت‌های جنوب، همواره مهمان لاله‌های سرخی است که از سرخی خونشان جان گرفته‌اند؛ لاله‌های سرخ، نماد دست خونین شهیدان هستند که ما را به بیعت فرا می‌خوانند و ما را سوگند می‌دهند تا راه‌شان را بپوییم و از ثمره خون‌شان پاسداری کنیم، سلام خدا بر آنان و بر مزار بی‌نشانشان باد!

بریده باد دست یزیدیان که عصر روز عاشورا، پرونده جنایت خود را تکمیل کردند و در نهایت پستی، کاروانی جملگی از تبار آزادگی را به اسارت گرفتند. خدای بزرگ چه زود انتقام گرفت و شکست آنان را به دست همین کاروان رقم زد. آنگاه که سالار کاروان، زینب(س) پیام‌رسان نهضت بزرگ حسینی شد و امام ساجدان با سخنان آتشین خود، چهره پلید یزید را آشکار ساخت و کاخ سلطنتش را به لرزه درآورد و عمق ستم دشمنان دنیادوست شهوت پرست را آشکار ساخت؛ آنان که در اسارت، پرچمدار عزت و بزرگی اسلام و مایه خفت و خواری دشمنان دین خدا بودند، الگویی برای سربازان مکتب عاشورا در طول تاریخ شدند؛ چنانکه اسیران ایرانی با اقتدا به ایشان، رنج و شکنجه اسارت را تحمل کردند و مایه افتخار اسلام و ایران شدند.

نامش شهید است، شهرتش گمنام؛ فرزند روح الله. روی سنگ قبرش این گونه نوشته‌اند. گاه گاهی با چند تكه استخوان به شهر و دیار ما می‌آید. زنگ بیداری را با آمدنش به صدا در می‌آورد تا در رخوت زندگی دنیا خواب‌مان نبرد و در تاریکی ظواهر دنیا گم نشويم. می‌آیند و حسرت جان کاهی را در دلمان زنده می‌کنند. چه رها و سبک بال رفتند و ما جا مانده‌ایم و چه زیبا ماندگار شدند و ما چه فراموش می‌شویم. تمام وصله‌های دنیا را از خودشان باز کردند؛ نام‌ها را واگذاشتند برای آنها که دل به آنها می‌بندند، برایش قد خم می‌کنند. مباد که اینگونه باشیم و آخرت‌مان را به زندگی دنیا بفروشیم و از مشتی استخوان بی‌پلاک، درس رهایی و عشق نیاموزیم، در حیرتم چگونه آنها گمنامند، در حالی که نامی به وسعت غیرت و مردانگی دارند.

اسرا مايه حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی

لحظه‌های اسارت، لحظه‌های اثبات حقانیت جمهوری اسلامی و دفاع از استقلال و آزادی سرزمینی بود که با سال‌ها مبارزه و با خون هزاران لاله عاشق به ثمر نشست. فریاد خاموش غیور مردانی که با دژخیمان فرومایه به رویارویی پرداختند و از سرزمین اسلامی‌مان دفاع کردند. آنان پس از نبردی جانانه و دلاورمردانه، بر مصیبت‌های اسارت صبر کردند و با تحمل ضربات کینه و خشم دشمن، مایه ماندگاری و پایداری جمهوری اسلامی شدند. صبر و استقامت اسیران ایرانی، گواه شکوه و صلابت انقلاب نوپایی بود که برای والایی کلمه «الله»، در برابر دنیای دشمن ایستاد. شکنجه و درد و غم اسارت، بر ایمان راسخ آنها به انقلاب و ارزش‌ها افزود و اسارتگاه‌ها را به دانشگاه‌های تربیت انسان‌های مجاهد و آزاده تبدیل کرد. سال‌های اسارت، سال‌های وفاداری به ولایت و نماد سرسپردگی و عشق به خمینی(ره) بود. پایمردی اسرا در اسارت، بار دیگر نشانه پیروزی ایمان بر فکر و خون و اسارت بر شمشیر و قدرت بود.

مقام معظم رهبری درباره عظمت یازدهمین روز محرم و اهمیت مناسبت تقویمی روز «اسرا و مفقودان» می‌فرماید: «یقینا یکی از مناسبت‌های مهم جمهوری اسلامی که بسیار هم دارای تناسب است، همین روز اسرا و مفقودین است که با خاطره تاریخی آن مناسبت دارد. همه می‌دانید که در روز یازدهم محرم، یکی از عظیم‌ترین فاجعه‌های تاریخ اسلام به وقوع پیوست. اسارتی اتفاق افتاد که نظیر آن را دیگر ملت و تاریخ اسلام ندید و به آن عظمت هم نخواهد دید. کسانی اسیر شدند که از خاندان وحی و نبوت و عزیزترین و شریف‌ترین انسان‌های تاریخ اسلام بودند. زنانی در هیئت اسارت در کوچه و بازارها گردانده شدند که شأن و شرف آنها در جامعه اسلامی آن روز نظیر نداشت. کسانی این عزیزان را به اسارت گرفتند که از اسلام بویی نبرده بودند و با اسلام رابطه‌ای نداشتند و خبیث‌ترین و پلیدترین انسان‌های زمان خود بودند. در روز یازدهم محرم، خاندان پیامبر(ص) و علی(ع) اسیر شدند و این خاطره، به عنوان یکی از تلخ‌ترین خاطره‌ها، برای ما تا امروز مانده است و خواهد ماند.»

جاویدالاثرتر از تو کیست....

آن روز که مادرت برای بدرقه‌ات بند پوتینت را می‌بست حس پر کشیدنت بسیار نزدیک بود، آن روز تمام ماهی‌های حوض خانه دلشان از رفتنت گرفته بود؛ مادر قرآن بر سرت گرفت و پشت سرت آب پاشید. سنگینی نگاه آخر تو با سنگینی گام‌های پوتینت همراه شده بود، چشمان مادر تا انتهای خیابان بدرقه‌‌ات کردند، خداحافظی آخر برایش سخت بود اما تو شوق پرواز و ملکوت داشتی، وقتی رفتی مادرت برای قامت رشیدت «و ان یکاد...» خواند اما هنوز پلاک بی‌تنت را نیز برایش نیاورده‌اند؛ براستی در کدامین تابوت می‌توانستند جایت دهند تو که همت بلندت به بلندای سرو بود.

رفتی و از آن روز به بعد مادر چشمش به در خانه میخکوب شده است، حتی آمدن پلاکی از تو او را آرام می‌کند؛ گویی که همه هستی‌‌ات جزوی از خاک وطن شده است و نمی‌توان تفکیکی بین خاک وطن و جسم پاکت قائل شد. جسم تو حتی ملکوتی‌تر از آن بود که در یک آرامگاه جای بگیرد.

آن شب عملیات که زیارت عاشورا را زمزمه کردی و از خدا خواستی تو را به کربلا برساند، چه زود خدا دعایت را مستجاب کرد؛ همت‌ات‌ عالی بود و هدفت متعالي‌‌تر از آن، تو راه کربلا را از کرخه، کارون و شلمچه و ... پیدا کرده بودی؛ تو در سعادتگاه ملکوت، در مقدس‌ترین خاک، راه آسمانی شدنت را یافتی؛ خاکی که میعادگاه همه سرسپردگان به مکتب امام حسین(ع) شد، خاکی که به قد‌م‌های پاک‌ترین انسان‌ها مزین شده؛ خاکی که بوسه‌گاه فرشتگان شد چرا که خون شهدای ما امتداد خون سرخ شهدای کربلا بود.

هرگاه که درب خانه به صدا در می‌آید قلب مادر به تپش می‌افتد. مادر حتی خانه‌اش را عوض نکرده، حتی گل‌‌های یاسی را که از روی دیوار به درون کوچه رفته‌اند را هرس نکرده، چون تو عطر یاس را دوست داشتی و وقتی شب‌های تاریک از انتهای خیابان می‌آمدی با عطر یاس راه خانه را پیدا می‌کردی. قاب عکس روی طاقچه هم بس که مادر پاکش کرده مثل دل مادر ترک برداشته؛ اما هنوز مادرت با چشمانی منتظر به امید آنکه نشانی از تو بیاورند انتهای کوچه را مي‌‌کاود. نمی‌دانم شاید او هم جزو مادرانی باشد که با چشمانی باز و مشتاق به در، بعد از سال‌ها درد دوری، سرانجام به تو بپیوندد.

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.