• دوشنبه / ۱۵ بهمن ۱۳۹۷ / ۰۸:۵۴
  • دسته‌بندی: همدان
  • کد خبر: hamedan-59526
  • خبرنگار : 50051

یادگاران انقلاب

کادوی عروسی شهید انقلاب به خواهرش

photo_2019-02-04_08-52-09

دهه فجر انقلاب اسلامی یادآور روزهای انقلاب است؛ روزهایی پر از سختی و رشادت که مردم یک صدا و هم دل فریاد آزادی خواهی سر دادند.

اگر صفحه‌هات کتاب انقلاب را ورق بزنیم بی شک با نام‌هایی رو به رو می‌شویم که در بطن انقلاب با گذشتن از خود و فدا کردن جانشان برای به ثمر رساندن درخت انقلاب نام خود را جاودان کردند.

همدان نیز در شروع حرکات انقلابی یدطولا دارد و یکی از مراکز شروع اعتراضات علیه رژیم طاوغوت بوده و شهیدان بسیاری را تقدیم انقلاب اسلامی کرده است.

جوانانی که هرچه داشتند در طبق اخلاص قرار داده و با خدای خود معامله کردند و تا پای جان از نهضت اسلامی انقلاب دفاع کردند.

به‌گزارش ایسنا، منطقه همدان، مصطفی بهرامی پانزده بهمن سال 1334 در همدان به دنیا آمد. دوران ابتدایی را در دبستان «ششم بهمن» و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان «ابن سینا» گذراند .

بعد از اخذ مدرک دیپلم، به لحاظ برخورداری از هوش و ذکاوت بالا، در رشته پزشکی دانشگاه شیراز پذیرفته شد اما به دلیل جو غیر اسلامی  دانشگاه شیراز در آن دوران، پس از یک سال ترک تحصیل کرد و به همدان بازگشت .

با تلاش مجدد و پس از یکسال وقفه، در رشته ریاضی دانشکده ریاضی و علوم، دانشگاه تهران پذیرفته و مشغول به تحصیل شد .

مصطفی که مطالعات عمیق خود برای شناسایی ماهیت دروغین حکومت پهلوی را از دوران دبیرستان آغاز کرده بود و فعالیت هایی در این زمینه داشت، به اقدامات خود گسترش داد و دانشگاه تهران را به یکی از حوزه های فعالیت های انقلابی خود تبدیل کرد .

با اوج گیری درگیری های انقلابی در نیمه دوم سال 1357، دانشگاه را رها کرد و به همدان آمد تا در کنار دوستان و هم قطاران خود، موج انقلاب در همدان را تقویت کند .

به وسیله رابطی که در اقامتگاه حضرت امام در پاریس داشت، ساعت ها پای تلفن می نشست و متن اعلامیه ها را گوش می کرد و می نوشت و یا صدای سخنرانی ها را از طریق تلفن بر روی ضبط صوت ضبط، تکثیر و منتشر می کرد .

در جریان تشییع شهید مباشر کاشانی از مقابل بیمارستان اکباتان، به علت درگیری مردم با مامورین، عوامل رژیم شروع به شلیک گاز اشکاور و تیرهای هوایی کردند که با اعتراض شدید مردم مواجه شد. در این بین ضربه ای با باتوم توسط یکی از نیروهای ساواک به سر مصطفی برخورد کرده و دچار ضربه مغزی شد و به کما رفت .

بلافاصله توسط دوستانش به بیمارستان پهلوی منتقل و پس از پنج روز برای ادامه مداوا به بیمارستان شهرام تهران منتقل شد. بیمارستان تحت کنترل شدید نظامیان بود و مصطفی را تحت معالجه و مراقبت قرار ندادند که سرانجام منجر به شهادت وی شد .

پیکر پاک مصطفی توسط دوستانش به همدان منتقل و در 27 آذر ماه 1357 با حضور مردم و دانشجویان انقلابی تشییع شد .

آنچه می خوانیم بخشی از وصیت نامه شهید مصطفی بهرامی به خواهرش به عنوان کادوی عروسی است :

 

بنام خداوند کوبنده ستمگران و بنام خداوند مستضعفین

سلام و صد سلام به تو که این مزیت را بر من داری که دختر هستی و میتوانی در دامان خود مسلمان بپرورانی و نقش والای مادر را در جامعه بازی کنی.

 پیش از شروع مطلب عرض کنم که در مملکت ما رسم براین است که هر وقت کسی عروسی می کند، هر کس از دوستان و آشنایان هدیه ای به او می دهند و این رسم که فعلا بدین صورت ارتجاعی و منحط و زشت در آمده و معیار محبت و نوع ارزش شده است (و چه بدبخت کسانیکه فکر می‌کنند هر کس شخص را بیشتر دوست داشته باشد به او هدیه ای گرانبها تر می دهد)

البته این رسم تا آنجایی که من تحقیق کردم اساس آن بر این بوده که وقتی یک پسر و دختر جوان می خواستند زندگی مشترکی را آغاز کنند همه جمع می شوند و به اندازه یک زندگی کاملا ساده برای آنها مهیا می کردند تا در ابتدای زندگی دچار مشکلات روزمره نشوند و بتوانند در کنار هم بر اساس استعداد خودشان یک خانواده تشکیل دهند و مرگ بر کسانی که این رسوم انقلابی و دیگر رسوم مانند آن را که در جامعه ما وجود داشت از بین بردند و آنها را وارونه نمودند و از آنها رسومی زشت برای استمثار و استعمار و استعمار مردم خدا ساختند .

خب بگذریم، خواستم بگویم این چند برگ کاغذ و این کلمات که بر روی آنها نوشته ام تنها هدیه ای است که فعلاً میتوانم از جانب خودم به تو بدهم و بدان که آنها از درون قلب من و از روی یک دنیا مسئولیت و درد و رنج نوشته شده است .

به تک تک کلمات از اول تا آخر گوش فرا ده و بنا به دستور قرآن هر کدام که به نفع تو بود از آن پیروی کن و امید دارم و بسیار هم امیدوارم که به انداز آن، مثلا کباب پز یا پتوی مخمل و یا... چیزهای دیگر که فلان آقا یا خانم یا بستگان برای تو آورده اند این نوشته‌ها را عزیز بداری و از این نامه هم مانند آنها نگهداری کن که یادگاری باشد از طرف من به تو و اگر خدا خواست و زنده بودم و زمینه مساعد بود و شرایط من و تو اجازه داد و توفیق حضور یافتم آنها را تکمیل خواهم کرد و اگر هم سرنوشت چنان شد که از میان شما رفتم و به دیار ابدی شتافتم همیشه بدان این نوشته ها تنها توشه ای است که از طرف من برای سفر پر پیچ و تاب زندگی آینده تو تهیه شده و به تو داده ام، از آنها بنحو احسن استفاده کن تا بتوانی قدری بیشتر بر این مشکلات که در راه باید با آنها دست و پنجه نرم کنی پیروز شوی .

برای ساده شدن مطالب آنها را دسته بندی می کنم و چون وقت بسیار تنگ است بیشتر وارد جزئیات نمی شوم و فعلا یک سری کلیات را به عرض شما می رسانم آنچه که به نظرم می رسد و درباره آنها حضور ذهن دارم کلا به چند دسته تقسیم میشوند که عبارتند از :

1 - امروزه بیگانگی نسل جوان و جدید مسلمان با قرآن و پیشوایان آن مبرم ترین وظیفه مسلمان را به او نشان میدهد که یعنی قرآن را مطرح کردن و اندیشه های علی را آموختن و هر چه زودتر از بین بردن فاصله عمیق بین عمل و حرف مسلمان. تنها راه نجات فرد و جامعه ما بازگشت به قرآن می باشد چنانکه خود حضرت محمد (ص) فرموده" آنگاه که انواع بلا و شدت مانند پاره های شب تاریک درهم آمیخت و شما را فرو پوشید به قرآن بچسبید و به آن پناه برید که قرآن راهنماست و به بهترین راه دلالت و هدایت می کند ". آری راهی که دشمن برای ذلت ما انتخاب کرده است بهترین راه است که برای عزت خود انتخاب کنیم بازگشت درست از همان راه که او ما را برده است.

قرآن، این دریای بی کران و اقیانوس ژرفی که براستی در میان ما هنوز ناشناخته است و اسرارش همچون اسرار اعماق دریاها در سینه نهفته است و خلاصه برنامه های برای تکامل یافتن فرد و جامعه در بر دارد و ما امروز به آن سخت نیازمندیم (توجه کن می گویم نیازمندیم) و نه اینکه اعتقاد داریم یا اینکه اعتقاد نداریم زیرا ما همه غالبا به قرآن اعتقاد داریم اما این اعتقاد بدون آگاهی است و همین اعتقاد بدون شناخت به ضرر ما تمام می شود، چون تمام انرژِی ما را میگیرد مثلا علی و فاطمه و حسین و... را نمی شناسد این کتاب با کتاب شاهنامه چه فرقی دارد نمی گویم قرآن بخوان و ثواب ببر نمی گویم قرآن بخوان تا برای مردگان رحمتی باشد نمی گویم قرآن بخوان تا صدایت خوب شود نمی گویم قرآن بخوان تا بار گناهانت پاک شود نمی گویم قرآن بخوان تا اینکه تظاهر به دینداری کنی و مردم را گول بزنی و... میگویم قرآن بخوان و خوب و با دقت به سخنان آن گوش فرا ده و بدون معنی از آن نگذر و بفهم و بگذار تا همان قرآن تو را به بهترین راه رهبری کند و در زندگی دنیا موفق و پیروز باشی و در آخرت هم جزء رستگاران و در لذت ابدی بسر بری .

2 - دومین مسئله که برای تو امری ضروری است و باید فوق العاده به آن اهمیت دهی ، آنست که به مناسبت ازدواج و ورود تو از یک محیط به محیط دیگر وظائف و حقوق و تکالیف تا زمانی برای تو پدید آمده که رعایت نکردن آنها موجب تصادم‌ها، فسادها و بدبختی هایی خواهد شد. بدانکه زندگی مشترک بدون توافق و تفاهم و انجام وظایف متقابل امکان پذیر نیست و اگر بنا شود در اینجا هر کس جانب خود را بگیرد و بخواهد دیگری را تحت تسلط خود در آورد امر خانواده تباه و نسل ضایع خواهد شد .

بدانکه در اسلام حقی بالاتر از حق شوهر نیست زن مسلمان باید برای شوهرش دوستی صمیم و پاک و مخلص باشد. از شوهرش به همانگونه که هست استقبال کند و هیچ چیز را معادل او دوست نداشته باشد.  وسائل آرامش و راحت شوهر را فراهم کند.

بدان نیروی اخلاقی و روحانی در یک زن بیشتر شوهر را جلب می کند تا جمال و زیبایی او. زن مسلمان شوهرش را از نگرانیهایی که او در روز با آنها مواجه بوده نجات بخشیده و تسکینش می دهد و... زن مسلمان در برابر شوهر متواضع و فروتن می باشد. زن مسلمان در آرایش و خود آرایی به تناسب زمان گام برمیدارد بدانگونه که شوهرش جز به او رضا نمی دهد و غیر او را نمی خواهد. زن مسلمان در تمام موارد زندگی چه در داخل خانواده و چه در خارج یار و کمک کار شوهرش می باشد. زن مسلمان با زبان طعنه و کنایه (که عملی بسیار زشت است) هیچوقت شوهر خود را نمی آزارد. زن مسلمان در جنبه صرف مال و امور اقتصادی خانواده راه اعتدال را پیش میگیرد و در این امر با شوهر مدارا می کند و هیچوقت او را بر امری که قدرت آنرا ندارد وادار نمی نماید و او را شرمسار نمی کند در روایات اسلامی پر خرجی زن در خانواده امری شوم و ناپسند شمرده شده است زنی که هر روز به بهانه طلا و جواهر و... همسر را آزرده کند خانه را به نکبت کشانده بدان پیامبر بزرگ اسلام فرمود مردان را دو چیز هلاک می کند یکی جمع مال و یکی ترک دانش و زنان را هم دو چیز هلاک می کند یکی درخواست طلا و یکی درخواست لباس. زن مسلمان باید در مقابل شوهر صبور و آرام باشد و هیچوقت شوهر را سوال پیچ نمی کند و با او به جنگ بر نمی خیزد تا از کارهای او سر در بیاورد که مثلاً او در کجا بوده و با که بوده است. از مهمترین کارهای زن مسلمان اطاعت عاقلانه از شوهر، جلب رضای او و کسب اجازه از او حتی در اعمال مشروع می باشد.. در این قسمت بسیار بسیار چیزهای دیگری وجود دارد که وقت بازگو کردن یکایک آنها نیست و خودت باید ضمن تجربه و عمل آنها را یاد بگیری و انشاء الله در آینده به ما هم یاد بدهی .

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.