• یکشنبه / ۱۷ شهریور ۱۳۹۸ / ۱۲:۲۰
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد خبر: isfahan-85446

برهوت اسناد تصویری در کشور

0c2c5c3c-8559-4138-af87-65f0d04f6f38
یک نویسنده و پژوهشگر عکاسی و سینما گفت: سال‌هاست دوربین وارد کشور ما شده ولی سال‌هاست که حسرت داشتن اسناد تصویری را داریم؛ متأسفانه کشور ما در برهوت اسناد تصویری قرار دارد.

به گزارش خبرنگار ایسنا-منطقه اصفهان، پژمان نظرزاده آبکنار، در نشست «عکاسی، هنر و اجتماع» با موضوع «واکاوی رویکردهای عکاسانه در طول تاریخ» که شامگاه شنبه 16 شهریورماه در تالار گردهمایی موزه هنرهای معاصر اصفهان برگزار شد، اظهار کرد: سه دوره تاریخی در سه ژانر یا گونه عکاسی وجود دارد، که شامل عکاسی شهری، عکاسی مستند (آمیخته با عکاسی شهری) و عکاسی هنری است. در برهه‌ای از تاریخمان به عکاسی اجتماعی پرداخته‌ایم و عکس‌العملمان هم طبیعی بوده است ولی در سایر مواقع تاریخی، یعنی آن زمانی که عکس وارد ایران شد، عکاسی اجتماعی و عکاسی مستند ما به‌طور کامل ساکت بوده، یعنی در برهه‌ای از تاریخ از فضای شهری با رویکرد اجتماعی هیچ عکسی وجود ندارد.

وی ادامه داد: از سال 1320 و زمانی که متفقین ایران را اشغال کردند، عکس و فیلم موجود است، همچنین از کودتای سال 1332 و شعبان بی‌مخ اما از این تاریخ به بعد عکس‌های کمی از فضای شهری با رویکرد اجتماعی پیدا می‌کنیم. درواقع ما حافظه بصری‌مان را به‌طور کامل ازدست‌داده‌ایم و هم‌اکنون این اتفاق در حال تکرار است.

این نویسنده و پژوهشگر عکاسی و سینما تصریح کرد: در دوره‌هایی از کشورمان که جامعه دچار به‌هم‌ریختگی شد، مانند انقلاب سال 57، همدستی آشکاری بین مردم و هنرمندان شکل گرفت. به‌عنوان‌مثال کامران شیردل که از انقلاب و اتفاقات آن زمان عکس گرفته، فقط آن دوره منتهی به انقلاب را صلاح دانسته که از جامعه عکاسی کند و در سال‌های بعد جامعه را واجد ارزش‌های عکاسانه نمی‌داند و یکی از علل این واجد ارزش‌های عکاسانه ندانستن به خود بیگانگی ما نسبت به خودمان و فضایی که در آن زندگی می‌کنیم برمی‌گردد.

نظرزاده اظهار کرد: فردی به نام عباس عطار در سال 76 و 78 وارد کشور می‌شود و در این سفر به عادی بودن زندگی مردم و خالی بودنشان از تنش‌های اجتماعی پی می‌برد، همین امر باعث می‌شود وی اقدام به ثبت عکس از وضعیت روزمره مردم ایران کند. در واقع فقط کسی که از بیرون به این روزمرگی زندگی مردم نگاه کند عکاسی آن‌ها را واجد ارزش عکاسانه می‌داند.

وی افزود: نمی‌دانم چرا در سال‌هایی که عکاسی کرده‌ایم، کسی به ما یاد نداده، هر عکسی که از بیرون گرفته شود، یک سند تاریخی است. پوششی که امروز داریم، پوشش به ‌روزی است، اگر به پوشش 20 سال گذشته در معدود عکس‌هایی که از آن دوران وجود دارد، نگاهی بیندازیم درخواهیم یافت که چقدر پوشش افراد جامعه تغییر پیداکرده است و این معدود عکس‌ها از پوشش 20 سال گذشته مردم ایران واجد ارزش‌های تاریخی شده است. اگر همین الان از پوشش ما عکس گرفته شود، یک سند تاریخی برای 50 سال آینده است ولی عکاس این عکس را واجد ارزش‌های عکاسانه نمی‌داند، دلیل این امر هم برمی‌گردد به اینکه عکاسان در نوعی هیجان تاریخی زندگی می‌کنند و همین امر باعث می‌شود که عکاس با خود فکر کند، باید جنگ در کشور اتفاق بیفتد، تا اقدام به گرفتن عکس از جامعه کند و بعد عکس‌العمل عکاس، عکس‌العمل آرتیستی یا هنری شود.

این عکاس ادامه داد: به خاطر این هیجان تاریخی است که عکاسان پناه به آتلیه‌ها برده‌اند و متأسفانه در اثر این پناه بردن‌ها، عکس‌ها شکل دیگری پیداکرده و دغدغه عکاسی هم تغییر پیداکرده است. امروزه حتی عکاسان اجتماعی ما و کسانی که دغدغه اجتماعی دارند هم به آتلیه‌ها پناه می‌برند. فضای جامعه به‌قدری فردی مثل شادی قدیریان را منع می‌کند و فضا به‌قدری برای کارهای او تنگ می‌شود که عکس‌های واجد ارزش‌های اجتماعی او در اتاق خانه یا روی میز ناهارخوری خود گرفته شود. چراکه جامعه عکس‌العمل مثبتی به عکاس نشان نمی‌دهد.

نظر زاده گفت: اگر عکاسی تصمیم بگیرد، مانند برنیس ابوت از یکی خیابان‌های اصفهان عکس‌برداری کند، چنان مصائبی برای او پیش می‌آید که از گرفتن عکس منصرف می‌شود. در دنیا عکاسان خیابانی بسیاری وجود دارد. اگر شهرهایی چون نیویورک، پاریس و لندن که بیشترین سهم را از عکاسی خیابانی در دنیا دارند، کنار بگذاریم در اکثر شهرها و کشورهای دنیا؛ دوربین یک اتفاق و وسیله‌ متجاوزگر محسوب می‌شود. در کشور ما به‌واسطه پیش‌فرض‌های تاریخی و فرهنگی، دوربین وسیله برانداز کردن فرض می‌شود و مردم از ترس قرار گرفتن در مظان اتهام آن را نفی می‌کنند.

این پژوهشگر تصریح کرد: هر چه فضای زیست عمومی فرد خصوصی‌تر باشد، دافعه او نسبت به ثبت خود بیشتر می‌شود و در نتیجه عکاسی ما از فضای عمومی و شهری فاصله می‌گیرد. به همین خاطر است که به آن مفهومی که در جامعه رایج است، ما عکاسی مستند و اجتماعی نداریم. سال‌هاست دوربین وارد کشور ما شده ولی سال‌هاست که حسرت داشتن اسناد تصویری را داریم و متأسفانه کشور ما در برهوت اسناد تصویری قرار دارد.

وی افزود: در اروپا و آمریکا در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، واکنش به شهر آغاز می‌شود که این واکنش‌ها به رشد فزاینده شهر است. کشورهای اروپایی در اوایل قرن نوزدهم چندین جنگ ویرانگر را پشت سر گذاشتند. انسان در این دوران به مرکز توجه آمده و کلیسا از مرکز توجهات خارج‌شده بود و این اتفاق نه‌تنها برای عکاسی بلکه برای سایر هنرها هم افتاده بود. رشد فزاینده صنعتی شهرها باعث شد که عکاس‌ها هم عکس‌العمل نشان دهند، مضاف بر اینکه شهرها روزانه در حال تغییر بودند و عکاسان با توجه به محدوده مدیوم دوربین خود سعی می‌کردند به این رشد فزاینده شهری عکس‌العمل نشان دهند.

این نویسنده و پژوهشگر عکاسی و سینما گفت: اولین دید در عکاسی شهری، دید سر به آسمان است. اینجا دید تحسین‌برانگیزی از شهر وجود دارد که توسط عکاس پیگیری می‌شود. در این دید سلسله‌مراتب بصری شهر مورد ستایش قرار می‌گیرد. عکاس در این دیدگاه شرح دهنده مکان است و مکان بر عکاس غلبه ندارد، به‌عنوان‌مثال عکاس به تخت جمشید می‌رود و اولین کاری که به‌عنوان عکاس انجام می‌دهد این است که باشکوه بودن آن بنا را ثبت کند ولی عکاسی همچون مهران مهاجر وقتی به تخت جمشید می‌رود،  از پشت یک شیشه کدر از تخت جمشید عکس می‌گیرد. در عکس که مهران مهاجر می‌گیرد، فضا بر عکاس غلبه ندارد ولی در عکسی که منِ غیرحرفه‌ای می‌گیرم، فضا بر من غلبه دارد.

نظر زاده ادامه داد: دید سر به آسمان، به دنبال تحسین مناره و تحسین مسجد است و در کل تحسین‌کننده فضاست. در عنوان دید سر به آسمان، کنایه‌ای وجود دارد؛ یعنی عکاس در آسمان‌ها به دنبال سوژه است. در دید سر به آسمان انسان از شهر حذف می‌شود، تا این دید مجالی برای بروز دادن، پیدا کند.

وی تصریح کرد: رضانور بختیار در انگلستان به تحصیل در رشته عکاسی پرداخته و سنت عکاسی‌ای که وی از آن پیروی می‌کند، دقیقاً همان دید سر به آسمان و همان دید شرح دهنده فضاست. انسان زمانی برای عکاسانی همچون نور بختیار دارای ارزش می‌شود که به آتلیه مراجعه کند. این عکاسان از شیوه‌ای در عکاسی شهری پیروی می‌کنند، که درواقع رویکرد هنرمندانه یا هنرمندگرایانه در آن نسبت به دید انسان‌گرایانه آشکارتر است.

این پژوهشگر با اشاره به اینکه دید دوم به عکاسی شهری، دید زمینی است، گفت: این دید با شلوغی، آشفتگی و ازدحام شهری درآمیخته است. در دید زمینی فقط انسان حضور دارد، هرچند در این دید بنا در عکس وجود دارد ولی انسان در مرکز توجه آن است. در دید زمینی، ما نه‌تنها صرفاً با عکاسی که با گونه‌های دیگر از هنر مواجه هستیم که در این گونه‌های دیگر از هنر هم انسان در مرکز قرار گیرد. دیدن زمینی جهان کار بسیار سختی است، زیرا در این نوع نگاه باید به انسان اهمیت داده شود و انسان تیپ نیست، بلکه کاراکتر است.

نظر زاده اظهار کرد: متأسفانه تاریخ مصور در کشور ما وجود ندارد و فقط چند عکس زیبا از فضای شهری با نگاه سر به آسمان از گذشته برای ما باقی‌مانده است. اسناد تاریخ مصور ما متأسفانه محدود به چند عکس از شاهزاده‌ها و ... است.

وی عکاسان شهری را به روایتی جامعه‌شناس دانست و گفت: بدون تردید جامعه‌شناسی بخشی از دید عکاسان شهری است. به عکاسان شهری پیشنهاد می‌کنم از ویترین مغازه‌ها و تفاوت ویترین‌های نقاط مختلف شهر با یکدیگر عکس بگیرند. این سوژه‌ها، سوژه‌های مهمی هستند که در آینده به‌عنوان سند تاریخی محسوب شده و مورد اهمیت بسیار قرار می‌گیرد.

نظر زاده تأکید کرد: عکاسی اجتماعی به‌منزله این نیست که عکاس وسط صحنه خطر حضور داشته باشد، همین ویترین مغازه‌ها هم دارای ارزش‌های اجتماعی و تاریخی است. کدام یک از عکاسان ما از تغییرات چهارباغ در این چند سال گذشته عکس گرفته‌اند؟ متأسفانه اکثر عکاسان ما در آتلیه‌ها هستند. در عکاسی همه افراد یکسان و دارای ارزش هستند. به‌عنوان‌مثال زمانی می‌توان گفت از جلسه‌ای درست عکس گرفته‌ایم که همچون اوژن آتژه همه افراد حاضر در عکس چه سخنران اصلی مراسم و چه آبدارچی، دارای یک ارزش از لحاظ عکاسی باشند، ولی متأسفانه عکاسان ما با این ساختار بزرگ نشده‌اند بلکه با نوعی برده‌داری مدرن در ذهنشان مواجه هستند که بر اساس آن ارزش‌گذاری می‌کنند.

وی ادامه داد: این ارزش‌گذاری را خانواده، نظام آموزشی، فرهنگ و ... درون ذهن عکاس ساخته و باعث تأسف است، که عکاسان نمی‌توانند از این ارزش‌گذاری عبور کند. از دید اوژن آتژه همه افراد دارای اهمیت و ارزش تاریخی هستند و این ارزش برای آتژه یکسان است ولی ما عکاسان از این دید غافل و به‌نوعی به دور هستیم.

نظر زاده اظهار کرد: در عکاسی نمی‌توان به سوژه به‌عنوان یک آکواریوم نگاه کرد. عکاس باید با سوژه‌اش زندگی کند و وقت بیشتری برای درک سوژه بگذارد. عکاسان بزرگ تاریخ عکاسی وقتی به کشورهای جهان سوم می‌رسند، نگاه آکواریومی ندارند، به همین خاطر است که  انسان‌گرا هستند اما متأسفانه عکاسان ما از نظام برده‌داری ذهنی تبعیت می‌کنند.

این عکاس گفت: علاوه بر دو دید سر به آسمان و زمینی، دیدگاه دیگری به عکاسی شهری وجود دارد که به نیمه دیگری از شهر که کمتر در دید عموم است، توجه دارد. در این دید عکاس برای گرفتن عکس به نقاطی از شهر مراجعه می‌کند که در آن جرم و جنایت زیاد است و با ثبت این نوع عکس می‌خواهد به طبقه بورژوای شهر، بفهماند که چنین آدم‌هایی در شهر زندگی می‌کنند. درواقع در این دیدگاه، قرائت تصویری درستی از شهر ارائه می‌شود، نه قرائت تصویری که در گوگل از شهرها ارائه می‌شود و بیشتر بر جنبه زیبایی و تاریخی بناها تأکید دارد. 

نظر زاده خاطرنشان کرد که عکاس خیابانی درواقع تهیه‌کننده مصالح باستان شناسان آینده است. 

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.