• پنجشنبه / ۱۰ مرداد ۱۳۹۸ / ۱۳:۵۵
  • دسته‌بندی: کرمانشاه
  • کد خبر: kermanshah-83204
  • خبرنگار : 50180

خداحافظ، فرمانده شهید

19
  ساعات بین ۱۲ و ۳۰ دقیقه تا ۱۷ و ۳۰ دقیقه درگیری شدید بود، آنقدر شدید که اسلحه های ژ۳ توان شلیک مداوم را نداشته و داغ می کردند. تیرها و فشنگ هامان به تعداد انگشتان دست رسیده بود. ۲۲ یا ۲۳ نفر از همرزمانمان هم یا شهید و یا مجروح شده بودند.

دستور دادند آنهایی که می‌توانند بروند. 10، 15  نفری بودیم که همه تیر خورده و زخمی بودیم و قرار بود با کمک یکدیگر به عقب برگردیم که ناگهان تعدادی از بچه‌ها فریاد زدند فرمانده "ادبیان" تیر خورد و به شهادت رسید.

به گزارش خبرنگار ایسنا منطقه کرمانشاه عباس مهتابی از همرزمان شهید سرلشکر حسین ادبیان که در جریان تفحص این شهید والامقام نیز حضور داشته، با حضور در دفتر این خبرگزاری ماجرای شهادت این شهید فرمانده را تشریح کرد.

مهتابی با اشاره به موقعیت استراتژیک ارتفاعات بازی دراز از نظر نظامی به لحاظ اشرافیت در منطقه، اظهار کرد: از زمانی که ارتفاعات بازی دراز به اشغال رژیم بعثی درآمد، شهید ادبیان چندین بار برای طراحی و اجرای عملیاتی برای بازپس‌گیری این ارتفاعات با فرماندهان وقت صحبت کرده بود.

مهتابی اضافه کرد: آخرین باری که شهید ادبیان به تهران رفته بود به فرماندهان کشوری اعلام کرده بود که من می توانم با یگانم ارتفاعات بازی دراز را پس بگیرم که در نهایت با متقاعد کردن فرماندهان دستورش را هم گرفته بود.

مهتابی اضافه کرد: شهید ادبیان یکی دو روز قبل از انجام عملیات در مراسم صبحگاه به همه نیروها اعلام کرد که یک عملیات مهم و سرنوشت ساز در پیش داریم که برای اجرای آن بین ۶۰ تا۸۰ نیروی داوطلب نیاز داریم. هرکس تمایل به حضور در این عملیات دارد ثبت نام کند. او هیچ  چیز درباره جزییات چگونگی و یا محل  عملیات نداد.

 مهتابی که یکی از بازماندگان عملیات بازی دراز است، ادامه داد: بعد از اینکه ثبت نام کردیم در یکی از آخرین روزهای فروردین سال ۱۳۶۰ بود که ما ۶۰ نفر به همراه شهید ادبیان سوار ماشین های ارتش شده و به سمت سرپل ذهاب حرکت کردیم. یکی دو شبی را در پادگان ابوذر گذراندیم، در حالیکه هیچ اطلاعاتی در مورد چگونگی و محل اجرای عملیات نداشتیم.

 مهتابی ادامه داد: حوالی ساعت یازده و نیم یا دوازده روز دوم اردیبهشت بود که چهار فروند بالگرد برای جابجایی ما ۶۰ نفر و شهید ادبیان به همراه تجهیزات و سلاح هایمان در محل پادگان ابوذر مستقر شدند. بعد از سوار شدن به بالگرد، شهید ادبیان به ما اعلام کرد که محل برگزاری عملیات، ارتفاعات بازی دراز است‌. باید هرطور شده ارتفاعات بازی دراز را از دشمنان پس بگیریم.

مهتابی ادامه داد: بالگرد مجبور بود در ارتفاع خیلی کمی پرواز کند. مسیر کوهستانی و شدیداً صعب العبور بود. آنقدر صعب العبور که بالهای بالگرد به شاخ و برگ درختان بلوط برخورد می کرد و هر لحظه ممکن بود به شیارها و دره ها هم بخورد، اما چاره ای جز این نبود و در جریان هلی بورن ما یکی از آن چهار بالگرد تیر خورد و منفجر شد.ارتفاعات بازی دراز کاملا پوشیده از نیروهای عراقی بود که بیشترشان زرهی بودند. شاید بالغ بر ۸۰ درصد نیروها تانک و نفربر داشتند. منطقه یک پارچه آتش بود و ما مجبور بودیم از این شرایط سخت عبور کنیم. حدودا 20 دقیقه ای طول کشید تا به ارتفاعات بازی دراز رسیدیم و همانجا بود که در بلندترین قله های آن هلی بورن شدیم.

مهتابی ادامه داد: همین که از بالگرد پایین پریدیم خیلی از نیروهای عراقی با دیدن ما فرار کردند و همین باعث شد تا هفت، هشت سنگر از  سنگرهای عراقی ها را گرفته و مشغول تیراندازی شویم. ساعات بین ۱۲ و ۳۰ دقیقه  تا ۱۷ و ۳۰ دقیقه درگیری شدید بود، آنقدر شدید که اسلحه مان که همگی ژ۳ بودند توان شلیک مداوم را نداشته و داغ می کردند. تیرها و فشنگ هامان به تعداد انگشتان دست رسیده بود. ۲۲ یا ۲۳ نفر از همرزمانمان هم یا شهید و یا مجروح شده بودند. دستور دادند آنهایی که می توانند بروند.

مهتابی که در جریان عملیات بازی دراز چند گلوله پایش خورده بود و توان راه رفتن نداشت، ادامه داد: من و چند نفری از همرزمانم باقی مانده بودیم که قرار بود با کمک یکدیگر به عقب برگردیم که ناگهان تعدادی از بچه‌ها فریاد زدند که فرمانده ادبیان تیر خورد و به شهادت رسید.

مهتابی که در جریان عملیات بازی دراز به اسارت رژیم بعث عراق درآمد و ۹ سال و ۷ ماه در اسارت بود با اشاره به رشادت ها و از خودگذشتگی ادبیان، اظهار کرد: تعداد کمی از رزمندگان این عملیات زنده ماندند که همگی آنها به اسارت دشمن در آمدند و آنهایی هم که به شهادت رسیدند، مفقودالجسد شدند.

وی ادامه داد: بعدها و بعد از اینکه از اسارت بازگشتم بارها با کمیته تفحص به ارتفاعات بازی دراز رفتیم که شاید پیکر همرزمانمان را شناسایی کنیم که در جریان این تفحص ها حتی باله های آن بالگردی را هم که در جریان هلی بورن ما تیر خورد و منفجر شد را هم پیدا کرده و برای نگهداری و نمایش دادن به بازدیدکنندگان در موزه گذاشتیم.

مهتابی اضافه کرد: حدودا یک ماه گذشته به درخواست مادر و برادر شهید ادبیان باز هم به ارتفاعات بازی دراز رفتیم که شاید پیکر این شهید والامقام را پیدا کنیم که در جریان تفحص ها پیکر مطهر ایشان را از داخل صخره ای شاید به ابعاد یک ماشین پیدا کردیم که گویی عراقی ها سنگ را کنده و او را در دل این سنگ دفن کرده بودند.

مهتابی گفت: با شناسایی یک سری علائم و پیدا کردن عکس امام خمینی(ره) که همیشه همراه شهید ادبیان بود به همراه یک دست نوشته از ایشان که البته با ذره بین به سختی می شد برخی کلمات آن را تشخیص داد، احتمال دادیم که این پیکر متعلق به شهید ادبیان باشد که پس از انجام آزمایشات DNA  معلوم شد که پیکر تفحص شده پیکر شهید ادبیان است.

وی ادامه داد: پیکر مطهر شهید ادبیان را هفتم تیر ماه در ارتفاعات بازی دراز شناسایی کردیم و امروز پس از گذشته یک ماهی از آن زمان، مراسم وداع، تشییع  و تدفین و بزرگداشت  این شهید والامقام  در کرمانشاه برگزار می شود.

وی گفت: شهید ادبیان جزو آن دسته از فرماندهانی بود که خودش به طور مستقیم و دوشادوش سربازان در میدان نبرد حاضر می‌شد و جانفشانی ها و از خودگذشتگی‌هایش در بین سربازان شهره بود.

شهید ادبیان دوم اردیبهشت سال ۱۳۶۰ در جریان آزادسازی ارتفاعا ت بازی دراز در شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه به مقام شامخ شهادت رسید و مفقود الجسد شد.

...این روزها و بعد از ۳۸ سال کرمانشاهیان میزبان پیکر مطهر فرمانده شهیدشان هستند و مراسم خداحافظی و وداع با فرمانده شهید امیر سرلشکر حسین ادبیان را برگزار می کنند.
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.